مسئله حاد نیست ولی کمک کنید !!!

اسفند ۱۵ام, ۱۳۸۹ (دیده شده 605 بار)

سلام ، به بخش خودتون خوش اومدید . این مطلب ، مطلب نویسندش نیست ، بلکه مطلب شماست ؛ به عبارتی دیگر مانور اصلی رو در این مطلب نظرات شما میدن . پس خواهش می کنم مطلب رو خوب بخونید و بدون نظر از این صفحه خارج نشید . حتی اگه شده در حد یک جمله جواب بدید . حتی اگه منابعی هم معرفی کنید خیلی خوب میشه .

یک روز داشتم با خودم فکر می کردم ، کسانی که کوچکتر از من هستند ، اگر بهم بگن تو فلان مسئله راهنماییمون کن میتونم چه چیز هایی بهشون بگم ؟ به نتایج خوبی رسیدم و در خودم دیدم که بتونم در بعضی از زمینه هایی که یک فرد با سن کمتر و حتی فردی از گروه هم سالانم از من ، توی اون موقیعت ها قرار میگیره رهنماییش کنم . ( برای این که یک عده ای صدایشان در نیاید هم این را بگویم که منظورم از راهنمایی ، انتقال اطلاعات و تجربیات و بعد از اینها نظر شخصیم به فرد مخاطب است ) مثلا بهش بگم :

فلانی وقتی توی یکی از انجمن ها و یا گروه هایی که در سطح جامعه هست عضو میشی این طوری رفتار کن ، این کار رو بکن و یا این کار رو نکن ، چون انجام این کار ها باعث فلان چیز میشه .

دقت کنید که با ذکر دلیلش راهنماییش میکنم . حالا طرف خودش حرف من رو تحلیل می کنه و با یک سری اصول اون ها رو میسنجه و اگر تشخیص داد که به دردش می خوره از اون استفاده میکنه و اگر هم دید اطلاعات خودش در اون زمینه بالاتره و خودش بهتر می تونه تشخیص بده خیلی محترمانه حرف من رو کنار میگذاره .

یک چیزی که زیاد اون رو میبینم و خیلی برام جالبه رفتار افراد مسن در قبال افراد جوان هست . بارها پیش اومده که دیدم یک فرد مسن آگاه که چند تا پیراهن بیشتر از فرد جوان یا نوجوان پاره کرده هنگام شنیدن حرف های فرد جوان که شامل درخواست کمک و یا درد دل گفتن و یا توجیه اعمال و یا چیزهایی تو همین وادی ، لبخندی روی لبهاش ظاهر میشه و بعد با آرامش تمام فرد جوان رو راهنمایی میکنه . فرد مسن با آرامش تمام جواب میده ، در صورتی که اگر در همین آن به چهره ی جوونه نگاه کنید ، اضظراب و تشویش از چهره اش می باره . می خوام این رو بگم که خیلی وقتها مسائلی برای جوان ها پیش می آید که حل کردن و یا کنار آمدن با آن برایشان خیلی سخت است و این حالت به نظر من نتیجه ی کمبود اطلاعات و ناکارآمدی تجربیات جوانان در مورد آن مسائل می باشد ؛ اما افراد مسن و حتی کسانی که به تازگی از سن جوانی خارج شده اند ، چون این مسیر هایی که جوانان میروند را طی کرده اند و یا طی سالهای سپری شده از عمر اطلاعات زیادی در مورد آن مسائل کسب کرده اند به راحتی با آن ها کنار می آیند . حالا من از تو خواننده ی گرامی میخوام با پیشنهاداتت به من حمید رضا که اول جوونیمه و لحظه لحظه ی عمرم برام مهمه کمک کنی تا عمرم بیهوده هدر نره و بتونم از هر مقطع زندگیم قبل از کم آوردن جلوی مشکلات اون بخش سر بلند بیرون بیام .

حالا چند تا زمینه رو میگم که در خواست خودمه و شاید مواردی جزئی باشند و اون هم به این خاطر که بلاخره هر چی باشه این مطلب رو من خودم روی سایت ریختم . لطفا به من (۱۸سالمه) و عده ای نسبتا کم در زمینه هایی که میگم راهنمایی هایی رو ارائه بدید و بعد از اون اطلاعاتی که مربوط به عده ی زیادی از جوانان میشه و عمومیت داره رو بدید . من خودم شخصا نیاز دارم بدونم :  نحوه ی برخوردم با اتفاقات سیاسی کشور و شهر چه طور باشه ، چه قدر توی گروه های اجتماعی شرکت داشته باشم ( هلال احمر ، احزاب سیاسی ، تیم ها و . . . ) ، ارتباط و رفتارم نسبت به غیر هم جنس هایِ (نا محرمِ) اطرافم چه طور باشه ( محدودیت ها چه قدر باشه و . . . ) ، تا جوانم چه چیز هایی یاد بگیرم ( زبان انگلیسی ، رایانه ، پاسور و . . . ) دانشجوی شهر غریب چه محدودیت هایی رو باید رعایت کنه ، تو خوابگاه دانشجویی چه نکاتی خیلی مهمه و باید رعایت بشه ( از قبیل رفتار با اطرافیان ، تاثیر گذاری یا پذیرش تاثیر و . . . ) ، رفتارم نسبت به بزرگترها چه طور باشه ( واقعا سطح فکری بعضیاشون از ما جوونا پایین تره ) ، رفاقت ها چه طور باشه ( چه قدر ، چه کسانی و . . . ) و . . . در حال حاظر چیزی به ذهنم نمی رسه . . . ولی شما نکاتی که فکر می کنید زیر مجوعه هیچ کدوم از مورادی که گفتم نمیشه و نیازه هرکسی بدونه رو هم بگید .

در ضمن به این هم توجه داشته باشید که پیشنهادات شما اینجا همچون یک نامه ی سرگشاده عمل می کنه و تاثیرش به خانندگان جوان این سایت و حتی خارج از این سایت ( که سعی می کنم خودم یک جوری ترتیبش رو بدم ) هم برسه .

یک نکته دیگه : شاید عده ای بگن همه جور آدم (توهین نشه ، منظورم تقریبا همه ی اقشار جامعه هست ) توی این سایت مینویسن و یا نظر میدن پس ممکنه نتایجی خوب و کارشناسی شده دستگیر استفاده کنندگان پیشنهادات نشه ولی می خوام بگم که این ها رو هم در نظر گرفتم و شخصا برای این مسئله تدابیری اندیشیدم .

از الان که مطلب رو توی سایت نوشتم تا . . . ( نمی دونم کی ) . . . منتظر می مونم و مرتبا سایت رو چک می کنم که نظرات شما رو ببینم . امید وارم که درخواست یک هم نوع براتون مهم باشه .

تشکر

۹ پاسخ به “مسئله حاد نیست ولی کمک کنید !!!”

  1. نوشته شده توسط ali 2 در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ

    بنیانگذار جمهوری اسلامی ،حضرت امام خمینی(سلام الله علیه):
    من در این جا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه¬ها و ذخیره¬های عظیم الهی و به این گل¬های معطّر و نوشکفته¬¬ی جهان اسلام سفارش می¬کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید و خودتان را برای یک مبارزه¬ی علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید… مبارزه¬ی علمی برای جوانان، زنده کردن روح جست و جو و کشف واقعیت¬ها و حقیقت¬هاست، و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه¬های زندگی و جهاد و شهادت شکل گرفته است.
    جوانان از دیدگاه امام خمینی(رحمت الله علیه) ، ص ۳۵۹٫

    مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه¬ای( مد ظله العالی):
    من به جوانان توصیه می¬کنم که در فعالیت¬های اجتماعی حضور داشته باشند؛ منتها مواظب باشند که این فعالیت اجتماعی، آنها را از درس خواندن دور نکند. در فعالیت-های اجتماعی هم آن چیزهایی که جنبه¬های دینی آن واضح-تر است، آن ها را مرجّح بدارند؛ این یک نکته¬ی بسیار مهمی است. آن جایی که می¬بینید جنبه¬ی دینی و معنوی آن فعالیت اجتماعی واضح است، یقیناً بی¬ضرر و یا کم ضرر¬تر است؛ علاوه بر این که فواید تلاش و فعالیت اجتماعی و شرکت در فعالیت دسته جمعی را هم دارد.
    در محضر ولایت، ص ۳۹٫

  2. نوشته شده توسط دارالميزان در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ

    جوانان سرمایه‌های پنهان و آشکار هر کشوری هستند که همواره رؤوس کلی سیاست‌گزاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان آن مملکت را به خود اختصاص می‌دهند. در میهن عزیز ما نیز با توجه به جهش جمعیتی‌ای که در دهه‌ی ۷۰ اتفاق افتاد در شرایط کنونی مدیران ارشد را با طیف وسیعی از جمعیت جوان مواجه ساخته است.

    شاید بتوان گفت که به‌تعبیری پیش‌بینی پیامبرگونه‌ی پیرجماران در شرایط کنونی به‌تحقق پیوسته است آن‌جا که فرمودند: «امید من به شما دبستانی‌ها است؟!» چرا که در حال حاضر دبستانی‌های آن روز، جوانان خوش‌فکر و برومند امروز و دانشجویان کوشایی را رقم زده است که نمونه‌ی بارز آن را در پیشرفت‌های علمی چند سال اخیر و خصوصاً در پروژه‌های اتمی کشورمان شاهد هستیم.

    پرواضح است که یکی از راهکارهایی که می‌توان از آن به‌عنوان عامل سرعت‌دهنده‌ی فرایند مذکور – برای رشد بیش از پیش جوانان و شکوفایی خلاقیت‌های آنان – استفاده کرد توجه وافر به مبحث حساس و پیچیده‌ی چگونگی مواجهه و برخورد «سالم» و «سازنده» با جوانان خواهد بود که قطعاً ظرافت‌های خاص خودش را می‌طلبد.

    متن ذیل برداشت و ترجمه‌ای است از: “۱۵۰ ways to show kids you care” نوشته‌ی: «ژولن ل. روئل کپارتاین»، حاوی تذکر نکته‌هایی فنی، دقیق و ظریفی است که مطالعه و تدقیق در آن خالی از لطف نخواهد بود.

    مقدمه

    هرکسی در جامعه می‌تواند در زندگی کودکان و جوانان تغییر ایجاد کند. اگر نمی‌توانید چنین فکر کنید که از عهده‌ی مشکلاتی نظیر موارد ذیل برآیید، می‌توانید تفاوت‌های رفتاری را در افراد جوان با مراقب، دوست و مسؤول بودن فراهم کنید:

    – خشونت و پرخاشگری؛
    – استفاده از مواد مخدر و روان‌گردان؛
    – مشکلات حضور در مدرسه‌.

    چگونه می‌توان به جوانان نشان داد که برای ما اهمیت دارند؟

    از راه‌های ذیل برای نشان دادن اهمیت به افراد جوان استفاده کنید:

    – به آن‌ها یاداوری کنید که وجودشان برای ما مهم است.
    – به آنان زیاد بخندید.
    – از آن‌ها قدردانی کنید.
    – نام‌ آن‌ها را به‌یاد داشته باشید.
    – آن‌ها را درک کنید.
    – روز تولدشان را به‌خاطر داشته باشید.
    – از آنان درباره‌ی خودشان سؤال کنید.
    – زمانی که با شما صحبت می‌کنند، به چشمانشان نگاه کنید.
    – به صحبت‌هایشان گوش فرا دهید.
    – در بازی‌هایشان شرکت کنید.
    – جذاب باشید.
    – زیاد از کلمه‌ی «بله» در برابرشان استفاده کنید.
    – به آن‌ها بگویید که احساساتشان مثبت و مورد تأیید است.
    – محدوده‌هایی را فراهم کنید که آن‌ها را ایمن نگه می‌دارد.
    – راستگو باشید.
    – در رفتار با آن‌ها خودتان باشید.
    – به داستان‌هایشان گوش فرا دهید.
    – آنان را در آغوش بگیرید.
    – بعضی اوقات ناراحتی‌هایتان را فراموش کرده تنها بر روی آنان متمرکز شوید.
    – وقتی به‌طور متفاوت عمل می‌کنند به آن‌ها تذکر دهید.
    – وقتی به نصایح شما گوش فرا می‌دهند، به آنان در انتخاب راه اختیار بدهید.
    – آن‌ها را غافلگیر کنید.
    – وقتی که دچار ترس می‌شوند کنارشان بمانید.
    – آنان را به خوردن و نوشیدن مهمان کنید.
    – رفتارهای بهتر را در زمان دعوا یا ایفای نقش میانجی به آن‌ها آموزش دهید.
    – از یافته‌های آنان لذت ببرید.
    – در هیجان‌هایشان شریک باشید.
    – برایشان نامه یا کارت پستال بفرستید.
    – وقتی رهبری کاری را برعهده می‌گیرند از آنان پیروی کنید.
    – زمانی که غیبت می‌کنند به آن‌ها یاداوری کنید.
    – صدایشان بزنید تا با آن‌ها سلام و احوال‌پرسی کنید.
    – چیزهای غافلگیرکننده‌ای را پنهان کنید تا آن‌ها بیابند.
    – زمانی که لازم است به‌ آن‌ها مهلت بدهید.
    – در اجتماعاتشان مشارکت کنید.
    – درباره‌ی رؤیاها و کابوس‌هایشان بحث کنید.
    – به شوخی‌هایشان بخندید.
    – آرامش داشته باشید.
    – زانو بزنید، خم شوید و یا به‌گونه‌ای بنشینید که با وی چشم در چشم شوید.
    – به سؤال‌هایشان پاسخ دهید.
    – به آن‌ها بگویید که چقدر فوق‌العاده هستند و از وجود آنان احساس غرور کنید.
    – به قول و قرارهایتان پایبند باشید.
    – آن‌چه را که باید بیاموزند به آنان یاد دهید.
    – در برابر آنان از گوش‌هایتان بیش از دهانتان استفاده کنید.
    – خودتان را در دسترس قرار دهید.
    – در اجرای برنامه‌ها، بازی‌ها و اتفاق‌های مربوط به آنان حاضر شوید.
    – علایق مشترک را بیابید.
    – در زمان پیاده‌روی دستانشان را بگیرید.
    – زمانی که کاری را غلط انجام می‌دهید، عذرخواهی کنید.
    – موقع خداحافظی، دست‌هایتان را تکان داده و لبخند بزنید.
    – آثار هنری آنان را در منزل در معرض نمایش قرار دهید.
    – از آن‌ها تشکر کنید.
    – آن‌چه را راجع به آنان دوست دارید، یاداوری کنید.
    – مقاله‌ها و عکس‌های مجله‌هایی را که دوست دارند، جدا کنید.
    – خیلی از آنان تعریف کنید.
    – جذبشان کنید تا کاری را درست انجام دهند.
    – تشویقشان کنید راه‌حل‌هایی را بیابند که به‌نفع دو طرف باشد.
    – کاملاً به آنان توجه کنید.
    – از آنان نظرخواهی کنید.
    – با یکدیگر تفریح کرده و از همراهی آنان لذت ببرید.
    – نسبت به شناختشان کنجکاوی به‌خرج دهید.
    – وی را به دوستان و خانواده‌اتان معرفی کنید.
    – به آن‌ها بگویید تا چه حد دوست دارید با آن‌‌ها باشید.
    – اجازه دهید که بیش‌تر مشکلاتشان را خودشان حل کنند.
    – دوستانشان را ملاقات کنید.
    – با پدر و مادرشان ملاقات داشته باشید.
    – اجازه دهید با شما درباره‌ی احساساتشان صحبت داشته باشند.
    – به آن‌ها اجازه دهید در زمینه‌ مورد علاقه‌شان ماهر شوند.
    – از دیدن آنان هیجان خود را نشان دهید.
    – به آنان درباره‌ی خودتان بگویید.
    – به آنان اجازه دهید متناسب با مقتضیات سنشان برخورد کنند.
    – بیش از پیش ستایششان کنید و کم‌تر از آن‌ها انتقاد کنید.
    – با آنان سازگار باشید.
    – از زمان با آن‌ها بودن لذت ببرید.
    – آنان را با القاب زیبا صدا بزنید.
    – از آن‌چه که آنان می‌توانند انجام دهند متعجب شوید.
    – مشکلات آنان را با هم گره‌گشایی کنید.
    – از آنان بخواهید به شما کمک کنند.
    – از آنان پشتیبانی کنید.
    – مشوق آنان در موفقیت‌‌هایشان باشید.
    – درباره‌ی مشکلات و ناسازگاری‌هایشان – زمانی که هنوز کوچک هستند – صحبت کنید.
    – ناظر آنان در فعالیت‌های ورزشی باشید.
    – داستان‌هایی را تعریف کنید که آنان قهرمانان آن باشند.
    – به آنان اعتقاد داشته باشید.
    – برای آنان غذاهای مورد علاقه‌شان را تدارک ببینید.
    – انعطاف‌پذیر باشید.
    – از ویژگی‌های منحصر به‌فردشان لذت ببرید.
    – اجازه بدهید مرتکب اشتباه شوند.
    – رشدشان را به آنان یاداوری کنید.
    – در برابر رفتار آنان واکنش‌های سریعی از خود نشان دهید.
    – در ابراز عقاید آنان را مشارکت دهید.
    – به آنان احترام بگذارید.
    – درماجراجویی‌ها به آنان بپیوندید.
    – از مدارسشان بازدید کنید.
    – در یادگیری مطالب جدید به آنان کمک کنید.
    – زمانی که روز سختی را سپری کرده‌اند آن‌ها را بیش‌تر درک کنید.
    – امکان انتخاب‌های خوب به آن‌ها بدهید.
    – به انتخاب‌‌هایشان احترام بگذارید.
    – در برخورد با آنان مطابق با سنشان عمل کنید.
    – فرصت‌هایی را برای انجام اموری با یکدیگر ایجاد کنید.
    – روحیه‌ی ابتکار به آنان بدمید.
    – آنان را همان‌گونه که هستند، بپذیرید.
    – از آنان پشتیبانی کنید.
    – به شخصیت آنان احترام بگذارید.
    – با آن‌ها بی‌پرده سخن بگویید.
    – با گستاخی‌هایشان (دویدن در حرف‌ها و …) مدارا کنید.
    – به آنان اعتماد داشته باشید.
    – رازدار آنان باشید.
    – محیطی باز و ایمن فراهم کنید.
    – به‌واسطه‌ی کمالات و فضایل، آنان را تشویق کنید.
    – آنان را تشویق کنید به همدیگر کمک کنند.
    – خواسته‌هایشان را با خودشان براورده کنید.
    – به آن‌چه می‌گویند اعتقاد داشته باشید.
    – در ابراز عقایدشان به آنان کمک کرده و از آن حمایت نمایید.
    – در خیال‌پردازی‌ها همراه آنان باشید.
    – آن‌چه را که دوست دارند انجام دهید.
    – با یکدیگر تصمیم‌گیری کنید.
    – عظمت آنان را بزرگ بشمارید.
    – چیزی را با یکدیگر بسازید.
    – تشویق کنید تا بزرگ فکر کنند.
    – روزهای مهم زندگیشان را جشن بگیرید به‌عنوان مثال روز اول حضور در مدرسه.
    – با آنان خودمانی باشید.
    – عقایدشان را با روی باز بپذیرید.
    – زمان بیماری از آن‌ها عیادت کنید.
    – کمک کنید تا از اشتباهاتشان عبرت بگیرند.
    – صمیمی باشید.
    – آنان را به افراد دارای فضیلت معرفی کنید.
    – درباره‌ی انتظارهایتان با آنان صحبت کنید.
    – شماره تلفن خود را به آنان بدهید.
    – با تجربه‌های جدید آشنایشان کنید.
    – هرچند وقت یک‌بار، یک وعده غذا را با هم صرف کنید.
    – به‌طور مستقیم با یکدیگر سخن بگویید.
    – منتظر بهترین‌هایش بوده در انتظار کمال مطلوب نباشید.
    – آن‌ها را تقویت کنید تا کمک کرده و خودشان باشند.
    – به آن‌ها عشق بورزید

  3. نوشته شده توسط sazavar در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام علیکم
    اینهم از ما ، برادر :
    «ازدواج‌» حادثه‌ شیرین‌ و تحول‌ به‌ یادماندنی‌ دوران‌ جوانی‌ است‌. در این‌رویداد، شکوفه‌های‌ صفا، محبت‌ و شیدایی‌ می‌شکفد و حیاتی‌ سبز و همراه‌ بامسرّات‌ معنوی‌ و لذت‌های‌ سالم‌ آغاز می‌شود. آثار، موانع‌ ، بایدها، نبایدهای‌ازدواج‌ از محورهای‌ مهم‌ تصمیم‌گیری‌ است‌. اهم‌ این‌ محورها را در پرتومکتب‌ علی‌(ع) به‌ نظاره‌ می‌نشینیم‌..
    لبخند پیوند
    آدمی‌ چنان‌ آفریده‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ طور فطری‌ و طبیعی‌ سمت‌ ازدواج‌ وسامان‌ دادن‌ خانواده‌ رهنمون‌ می‌شود. شواهد نشان‌ می‌دهد بیش‌ از ۹۰ درصدجمعیت‌ جوامع‌ گوناگون‌ در خلال‌ زندگی‌ خود ازدواج‌ می‌کنند. کسانی‌ که‌ تن‌به‌ ازدواج‌ نمی‌دهند و از این‌ ” سنّت‌ الهی‌” سرپیچی‌ می‌کنند، نوعی‌ خامی‌ دروجودشان‌ باقی‌ می‌ماند و بسیاری‌ از گونه‌های‌ وجودی‌شان‌ شکوفا نمی‌شود. به‌گفته‌ استاد مطهری‌ «یک‌ پختگی‌ هست‌ که‌ جز در پرتو ازدواج‌ پیدا نمی‌شود»:
    ازدواج‌ اولین‌ مرحله‌ خروج‌ از خودِ طبیعی‌ فردی‌ و توسعه‌ پیدا کردن‌شخصیت‌ انسان‌ است‌ و کسانی‌ که‌ این‌ دوران‌ را نگذرانده‌اند تا آخر عمریک‌ نوع‌ “خامی‌” و “بچگی‌” در آن‌ها وجود داشته‌ است‌.
    اسلام‌ تجرد را زشت‌ دانسته‌، جوانان‌ را سمت‌ تأهل‌ فرا می‌خواند.خطرناک‌ترین‌ پیامد تجرد فراهم‌ آمدن‌ بستر رخنه‌ شیطان‌ و وسوسه‌های‌ اواست‌ که‌ به‌ مختل‌ شدن‌ آرامش‌ روانی‌ و در بند ِ تمایلات‌ قرار گرفتن‌ انسان‌می‌انجامد. امام‌(ع) می‌فرماید:
    تزجوا، فان‌ّ رسول‌ الله‌ کثیرا ما کان‌ یقول‌: من‌ کان‌ یحب‌ ان‌ یتبع‌ سنتی‌فلیتزوج‌، فان‌ من‌ سنتی‌ التزویج‌؛ ازدواج‌ کنید؛ زیرا رسول‌ خدا(ص)فراوان‌ می‌فرمود: هر که‌ دوست‌ دارد از سنت‌ من‌ پیروی‌ کند، به‌ ازدواج‌روی‌ آورد؛ زیرا ازدواج‌ [بخشی]‌ از سنت‌ من‌ است‌.
    آثار ازدواج‌
    پیوند دختران‌ و پسران‌ آثار فردی‌ و اجتماعی‌ و مادی‌ و معنوی‌ بسیار به‌ارمغان‌ می‌آورد. امام‌ علی‌(ع) بخشی‌ از آثار ازدواج‌ را چنین‌ یادآور می‌شود:
    الف‌) کمال‌ پاکی‌
    پاکیزگی‌ جوان‌ در گرو همسر گزینی‌ است‌ و پاکی‌ دل‌ در پرتو ازدواج‌تأمین‌ می‌شود:
    من‌ احب‌ ان‌ یلقی‌ الله‌ طاهرا مطهرا فلیلقه‌ بزوجه‌؛ هر کس‌ که‌ دوست‌ داردپاک‌ و پاکیزه‌ با خداوند ملاقات‌ کند، باید همراه‌ با همسر و همدم‌ خودبه‌ دیدار محبوب‌ برود.در سخنان‌ معصومان‌:، از گشوده‌ شدن‌ درهای‌ رحمت‌ آسمانی‌ و وزش‌نسیم‌ احسان‌ و فیض‌ الاهی‌، به‌ هنگام‌ ازدواج‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. بی‌تردیدکامل‌ شدن‌ دین‌ فرد را نیز می‌توان‌ جلوه‌ای‌ از لطف‌ خدا دانست‌:
    لم‌ یکن‌ احد من‌ اصحاب‌ الرسول‌ یتزوج‌ الا قال‌ رسول‌ الله‌ کمل‌ دینه‌؛ هیچ‌یک‌ از یاران‌ رسول‌ خدا(ص) ازدواج‌ نمی‌کرد؛ مگر این‌ که‌ پیامبر اکرم‌درباره‌اش‌ می‌فرمود: دینش‌ کامل‌ شد. عشق‌ و یاری‌
    عشق‌، مصاحبت‌ و دستیابی‌ به‌ انتظارات‌ سه‌ دلیل‌ مهم‌ ازدواج‌ شمرده‌ شده‌است‌. روان‌ شناسان‌ در تعریف‌ این‌ سه‌ مقوله‌ چنین‌ گفته‌اند:
    عشق‌، مجموعه‌ای‌ از احساسات‌ عاطفی‌ مثبت‌ به‌ طرف‌ مقابل‌ است‌. از نظرماهیت‌، توجه‌، مراقبت‌، صمیمیت‌ و نزدیکی‌، انگیختگی‌ و رابطه‌ حسنه‌ اجرای‌گونه‌ گون‌ این‌ احساسات‌ به‌ شمار می‌آید.
    مصاحبت‌، میل‌ شدید به‌ گفت‌ گو و همنشینی‌ آمیخته‌ با همدلی‌ است‌ که‌زندگی‌ زناشویی‌ به‌ آن‌ نیاز خاص‌ دارد. تبادل‌ تجربه‌، شناخت‌ و پذیرش‌ وتفاهم‌ در پرتو مصاحبت‌ پدید می‌آید.
    انتظارات‌، همان‌ علاقه‌ به‌ تأمین‌ نیازهای‌ خود و طرف‌ مقابل‌ است‌ که‌ درپرتو آن‌ دو طرف‌ از مواهب‌ عمومی‌ زندگی‌ بهره‌مند می‌شوند. قرآن‌ کریم‌آرامش‌ و روان‌ را که‌ برآیند پیوند ازدواج‌ است‌، چنین‌ توصیف‌ می‌کند:
    وَ مِن‌ ءَایتِه‌ِ أن‌ْ خَلَق‌َ لَکُم‌ مِّن‌ أَنفُسِکُم‌ أَزْوَجاً لِّتَسْکُنُو´ا اءلَیْهَا وَ جَعَل‌َ بَیْنَکُم‌ مَّوَدَّه‌ً وَرَحْمَه‌ً اءن‌َّ فِی‌ ذَلِک‌َ لایَت‌ٍلِّقَوْم‌ٍ یَتَفَکَّرُون‌َ؛ از نشانه‌های‌ او این‌ که‌ از ]نوع‌[خودتان‌ همسرانی‌ برای‌ شما آفرید تا بدان‌ها آرام‌ گیرید؛ و میانتان‌دوستی‌ و رحمت‌ نهاد. آری‌، در این‌ ]نعمت‌[ برای‌ مردمی‌ که‌می‌اندیشند قطعا نشانه‌ هایی‌ است‌.
    زیباترین‌ و کامل‌ترین‌ کانونی‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را الگوی‌ زندگی‌ ازدواج‌کردگان‌ به‌ شمار آورد، زندگی‌ مشترک‌ امام‌ علی‌(ع) و حضرت‌ زهرا(س)است‌. امام‌ به‌ همسرش‌ چنین‌ می‌فرماید:
    کُنّا کزوج‌ حَمامه‌ٍ فی‌ أیکِه‌ٍمُتَمَتِّعین‌ِ بصحَّه‌ٍ و شباب‌؛ من‌ و تو همانند دوکبوتر در یک‌ آشیانه‌، بودیم‌ از سلامتی‌ و نشاط‌ جوانی‌ بهره‌ می‌بردیم‌.
    ج‌) ارضای‌ احساس‌ جنسی‌
    ازدواج‌ را می‌توان‌ وسیله‌ کامجویی‌ و ارضای‌ نیازهای‌ جنسی‌ جوان‌دانست‌. تمایل‌ جنسی‌ از نیرومندترین‌ غرایز انسان‌ است‌. این‌ نیرو که‌ از آغازتولد به‌ صورت‌ نهفته‌ در وجود آدمی‌ به‌ ودیعه‌ نهاده‌ شده‌ است‌، با شروع‌دوران‌ نوجوانی‌، آرام‌ آرام‌ بیدار می‌شود و رفته‌ رفته‌ تمام‌ وجود نوجوان‌ راتحت‌ تاثیر قرار می‌دهد. نوجوان‌ خود را در چنگال‌ نیرومند این‌ غریزه‌ بی‌دفاع‌ و ناتوان‌ می‌یابد و آن‌ را از اراده‌ و اقتدار شخصی‌ خویش‌ بیرون‌ احساس‌می‌کند. به‌ همین‌ دلیل‌، بیداری‌ این‌ غریزه‌ مشکلاتی‌ به‌ ارمغان‌ می‌آورد.
    غریزه‌ جنسی‌، مانند تشنگی‌ و گرسنگی‌ و دیگر نیازها، وجود آدمی‌ را درجهت‌ ارضا به‌ فعالیت‌ وا می‌دارد و سمت‌ حصول‌ نتیجه‌ پیش‌ می‌برد. شیوه‌های‌ارضای‌ این‌ غریزه‌ مختلف‌ است‌. برخی‌ از آن‌ها مانند ازدواج‌ با طبیعت‌ انسانی‌سازگاری‌ دارد؛ پاره‌ای‌ دیگر با طبیعت‌ بشر ناسازگار است‌ و انحراف‌ جنسی‌خوانده‌ می‌شود. کامجویی‌ از خود (خود ارضایی‌) و همجنس‌ گرایی‌ نمونه‌ای‌از این‌ انحرافات‌ شمرده‌ می‌شود. تکیه‌ بر نظام‌ اخلاقی‌ و معنوی‌، خویشتن‌داری‌ و کنترل‌ تظاهرات‌ حیات‌ جنسی‌ از اصول‌ مهم‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ است‌. ازاین‌ رو ازدواج‌ و بهره‌ جستن‌ از این‌ لذت‌ در اوان‌ جوانی‌ بهترین‌ و مهمترین‌تصمیم‌ شمرده‌ می‌شود. تسهیل‌ و تسریع‌ ازدواج‌ جوانان‌ در شمار وظایف‌والدین‌ جای‌ دارد:
    از حقوقی‌ که‌ فرزند به‌ پدر خود دارد، یکی‌ این‌ است‌ که‌ وقتی‌ فرزندبالغ‌ شد، وسایل‌ ازدواجش‌ را فراهم‌ کند.
    حضرت‌ علی‌(ع) فراهم‌ آوردن‌ زمینه‌ ازدواج‌ جوانان‌ را از بهترین‌ کارهامی‌داند و می‌فرماید:
    افضل‌ الشفاعات‌ ان‌ یشفع‌ بین‌ اثنین‌ فی‌ نکاح‌ حتی‌ یجمع‌ شملها؛ بهترین‌وساطت‌ها این‌ است‌ که‌ میان‌ دو تن‌ در امر ازدواج‌ وساطت‌ شود تا سرو سامان‌ یابند.
    د) بقای‌ نسل‌
    پدید آمدن‌ فرزند، رهاورد پیوند دختر و پسر است‌. علی‌(ع)، به‌ نقل‌ ازرسول‌ خدا(ص)، فرزند نیک‌ را «گل‌» می‌خواند:
    الولد الصالح‌ ریحانه‌ من‌ ریحان‌ الجنّه‌؛ فرزند صالح‌ گلی‌ از گل‌های‌ بهشت‌است‌.
    دغدغه‌های‌ جوان‌
    گزینش‌ همسر و انس‌ با وی‌ آرزوی‌ هر جوانی‌ است‌؛ آرزویی‌ که‌ روز به‌روز مشکلات‌ و موانعش‌ فزونی‌ می‌یابد. در یک‌ نظر سنجی‌ که‌ در سال‌ ۱۳۷۹در یکی‌ از دانشگاه‌های‌ جنوب‌ کشور به‌ انجام‌ رسید، گروهی‌ از جوانان‌امورزیر را سبب‌ تأخیر ازدواج‌، خواندند:
    ـ کمبود امکانات‌ مالی‌ و گرانی‌ ۵/۷۸ %
    ـ عدم‌ زمینه‌های‌ مناسب‌ آشنایی‌ بین‌ جوانان‌ ۵/۴۶ %
    ـ مشکلات‌ تحصیلی‌ ۵/۵۴ %
    ـ سنگین‌ بودن‌ شرایط‌ خانواده‌ همسر و مهریه‌های‌ سنگین‌ ۵/۳۷ %
    ـ وجود آداب‌ و سنت‌های‌ غلط‌ خانوادگی‌ ۲۱ %
    ـ بلند پروازی‌ جوانان‌ ۵/۳۴ %
    در یک‌ نظر سنجی‌ دیگر که‌ در محیطی‌ آموزشی‌ صورت‌ گرفت‌، جوانان‌موانع‌ و مشکلات‌ جاری‌ را چنین‌ برشمرده‌اند:
    ـ نیافتن‌ همسر مناسب‌ ۸/۳۳ %
    ـ وضعیت‌ تحصیلی‌ ۴/۳۲ %
    ـ علل‌ مادی‌ ۱/۲۲ %
    از نظر دانشجویان‌ پسر و دختر دو دانشگاه‌ شهر تهران‌، مشکلات‌ و موانع‌ازدواج‌ عبارت‌ است‌ از: اقتصاد، مسکن‌، عدم‌ امکان‌ آشنایی‌ قبل‌ از ازدواج‌،باورهای‌ غلط‌ خانواده‌ها، تصمیم‌گیری‌، ملاک‌های‌ غلط‌ جامعه‌ در انتخاب‌همسر، نداشتن‌ شغل‌ مناسب‌، سختگیری‌های‌ والدین‌.
    با توجه‌ به‌ نظر سنجی‌ها، مشکل‌ تحصیلی‌ و اقتصادی‌ دغدغه‌ جدی‌ جوانان‌است‌. وضعیت‌ تحصیلی‌، یک‌ نگرانی‌ واقعی‌ نیست‌؛ زیرا ازدواج‌ نه‌ تنها باتحصیل‌ منافاتی‌ ندارد، بلکه‌ با فراهم‌ آوردن‌ فضای‌ آرام‌ ذهنی‌، شوِ و انگیزه‌تحصیل‌ را افزون‌ می‌سازد. البته‌ می‌توان‌ دوران‌ تحصیل‌ را با عقد شرعی‌سپری‌ کرد.
    فراوانی‌ مهر نیز از نگرانی‌های‌ جوانان‌ است‌. بی‌ تردید تعادل‌ مهر می‌تواندبه‌ افزایش‌ ازدواج‌ بینجامد. حضرت‌ علی‌(ع)، ضمن‌ اشاره‌ به‌ این‌ نکته‌ که‌ هیچ‌پیوندی‌ بدون‌ مهریه‌ صورت‌ نمی‌گیرد، بر خودداری‌ از فزون‌ خواهی‌ درمهریه‌ تأکید می‌ورزد:
    لاتغالوا فی‌ مهور النساء فتکون‌ عداوه‌؛ در مهریه‌های‌ زنان‌ زیاده‌ روی‌نکنید؛ زیرا دشمنی‌ و کدورت‌ در پی‌ خواهد داشت‌.تاریخ‌ نگاران‌ داستان‌ ازدواج‌ امام‌ علی‌(ع) و مهریه‌ ناچیز حضرت‌زهرا(س) را چنین‌ ذکر کرده‌اند: حضرت‌ علی‌(ع) خدمت‌ رسول‌ اکرم‌(ص)شتافت‌ و از حضرت‌ فاطمه‌(س) خواستگاری‌ کرد. پیامبر خدا خوشحال‌ شد.برخاست‌، به‌ اتاق‌ دخترش‌ زهرا(س) رفت‌ و نظر آن‌ حضرت‌ را جویا گشت‌.سکوت‌ فاطمه‌ نشان‌ رضایت‌ او بود. آنگاه‌ نزد علی‌(ع) بازگشت‌ و فرمود: برای‌مهریه‌ چیزی‌ داری‌؟
    علی‌(ع) پاسخ‌ داد: یا رسول‌ الله‌، تمام‌ زندگی‌ام‌ یک‌ شمشیر، یک‌ زره‌ ویک‌ شتر است‌.
    حضرت‌ فرمود: شمشیر و شتر را نگهدار، زره‌ات‌ را مهر قرار دادم‌.
    گشایش‌ کار
    نداشتن‌ اندوخته‌ کافی‌ و عدم‌ تمکن‌ مالی‌، از نگرانی‌ های‌ فراگیر پسران‌جوان‌ است‌. آنان‌ شیفته‌ ازدواجند و در آرزوی‌ همدم‌ به‌ سر می‌برند؛ ولی‌مشکل‌ اقتصادی‌ را سدّ بزرگ‌ دستیابی‌ به‌ آرزوها می‌دانند. این‌ دیدگاه‌ جوانان‌درست‌ می‌نماید؛ ولی‌ نباید اجازه‌ داد بهترین‌ فرصت‌ حیات‌ بازیچه‌ دست‌مشکلات‌ گردد. باید تصمیم‌گیری‌ با حداقل‌ها انجام‌ گیرد. بلند پروازی‌ و درانتظار آینده‌ بودن‌ سبب‌ از دست‌ رفتن‌ «بهار وصل‌» می‌گردد. افزون‌ بر این‌،دقت‌ در آموزه‌های‌ پیشوایان‌ دین‌ به‌ گشایش‌ فضایی‌ نوین‌ در تصمیم‌گیری‌هامی‌انجامد. آن‌ پاکان‌ روزی‌ را در گروِ ازدواج‌ می‌دانند:
    اتخذوا الاهل‌، فانه‌ ارزِ لکم‌؛ خانواده‌ تشکیل‌ دهید که‌ برای‌ شما روزی‌آورتر است‌.
    تزوجوا النساء، فانهن‌ یاتین‌ بالمال‌؛ با زنان‌ ازدواج‌ کنید. آنان‌ ثروت‌ وروزی‌ می‌آورند.
    همراه‌ ساختن‌ «تلاش‌» و «توکل‌» کلید این‌ تصمیم‌ بزرگ‌ است‌. گشایش‌ کاروعده‌ای‌ الاهی‌ است‌ که‌ بسیاری‌ آن‌ را تجربه‌ کرده‌اند. خداوند جوانان‌ را نیز به‌تجربه‌ آن‌ فرا می‌خواند:
    وَ أَنکِحُواْ الایَمَی‌ مِنکُم‌ وَ الصَّلِحِین‌َ مِن‌ْ عِبَادِکُم‌ْ وَ اءمَا´ئِکُم‌ اءن‌ یَکُونُوا فُقَرَا´ءَیُغْنِهِم‌ُ اللهُ مِن‌ْ فَضْلِه‌ِ وَ اللهُ وَاسِع‌ٌ عَلِیم‌ٌ؛ بی‌همسران‌ خود را همسر دهید.اگر تنگدستند، خداوند آنان‌ را از فضل‌ خویش‌ بی‌نیاز خواهد کرد؛ وخدا گشایشگر دانا است‌.
    ملاک‌های‌ انتخاب‌
    ازدواج‌ از مهم‌ترین‌ تصمیم‌های‌ زندگی‌ به‌ شمار می‌آید. شتابزدگی‌ و بدون‌تحقیق‌ و بررسی‌ در این‌ مسیر گام‌ برداشتن‌ نکوهیده‌ است‌. چنان‌ که‌ شتاب‌ درکردار نیک‌ پسندیده‌ است‌، دقت‌ نیز ضرورت‌ دارد؛ زیرا دقت‌ در امور موفقیت‌ راتضمین‌ می‌کند و از مشکلات‌ می‌کاهد. روان‌ شناسان‌ معتقدند هر اندازه‌ زن‌ و مردقبل‌ از ازدواج‌ اطلاعات‌ صحیح‌تر و دقیق‌تر درباره‌ یکدیگر داشته‌ باشند، بهترمی‌توانند موفقیت‌ یا شکست‌ زناشویی‌ خود را پیش‌بینی‌ کنند. سفارش‌های‌امیرمؤمنان‌(ع) پیرامون‌ ملاک‌های‌ انتخاب‌ به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ می‌شود:
    الف‌) ویژگی‌های‌ فردی‌
    ویژگی‌های‌ فردی‌ پسر و دختر مناسب‌ برای‌ ازدواج‌، چنین‌ است‌:
    ۱٫ دینداری‌
    در انتخاب‌ همسر، ایمان‌ نخستین‌ ملاک‌ به‌ شمار می‌آید؛ زیرا انسان‌ باایمان‌، به‌ علت‌ ارتباط‌ قلبی‌ با خدا و برخورداری‌ از نیروی‌ کنترل‌ کننده‌درونی‌، فردی‌ قابل‌ اعتماد است‌ و به‌ پیمان‌ هایش‌ عمل‌ می‌کند. تجربه‌ نشان‌داده‌ است‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ ندارند پس‌ از تشکیل‌ زندگی‌ مشترک‌، به‌ دلیل‌نداشتن‌ ارزش‌های‌ ثابت‌ معنوی‌، با وزش‌ نخستین‌ باد ناموافق‌ پیوند می‌گسلند.پیامبر اکرم‌(ص) یارانش‌ را چنین‌ سفارش‌ می‌کرد:
    علیک‌ بذوات‌ الدین‌؛ بر تو باد که‌ همسر دیندار انتخاب‌ کنی‌.
    اذا اتاکم‌ من‌ ترضون‌ دینه‌ و امانته‌ فزوجوه‌؛ هرگاه‌ کسی‌ برای‌ خواستگاری‌نزدتان‌ شتافت‌ که‌ از دین‌ و امانتش‌ مطمئن‌ و راضی‌ بودید، وی‌ را به‌ازدواج‌ درآورید.
    ۲٫ رشد اخلاقی‌
    اخلاق‌ نیک‌ بهترین‌ سرمایه‌ و شاخص‌ترین‌ شرط‌ ازدواج‌ است‌. حضرت‌ علی‌(ع)یارانش‌ را از ازدواج‌ با آنان‌ که‌ اخلاق‌ پریشان‌ و ناشایست‌ دارند، نهی‌ فرمود.
    ۳٫ رشد عقلی‌
    عاقل‌ کسی‌ است‌ که‌ کارها را در موقعیت‌ مناسب‌ انجام‌ دهد و درست‌ ونادرست‌ را بشناسد. محرومان‌ از رشد عقلی‌، حتی‌ اگر اندیشه‌ خدمت‌ در سرپرورانند، به‌ دلیل‌ درک‌ ناقص‌ خویش‌ زیان‌ می‌رسانند. بدین‌ سبب‌،معصومان‌: ما را از ازدواج‌ با ابلهان‌ بازداشته‌اند.
    حضرت‌ علی‌(ع) می‌فرماید:
    ایاکم‌ و التزویج‌ الحمقاء، فان‌ صحبتها بلاء و ولدها ضیاع‌؛ از ازدواج‌ بااحمق‌ بپرهیزید؛ زیرا زندگی‌ با او بلا است‌ و فرزندش‌ تباه‌ می‌شود.
    ۴٫ رشد عاطفی‌
    توانایی‌ کنترل‌ احساسات‌ منفی‌ و مثبت‌ و بروز نفرت‌ و خشم‌ و عشق‌ وشادی‌ در محدوده‌ مورد قبول‌ جامعه‌، رشد عاطفی‌ خوانده‌ می‌شود. زن‌ و مردباید از توان‌ داد و ستد عاطفی‌ برخوردار باشند. حضرت‌ علی‌(ع) همسرهمراه‌ و همدل‌ را مایه‌ انس‌ و پایبندی‌ به‌ خانواده‌ می‌داند و زن‌ موافق‌ را یکی‌از دو آسایش‌ می‌شمارد. امام‌ جوانان‌ را چنین‌ اندرز می‌داد: از خداوندهمسری‌ مهربان‌، شیفته‌ و سپاسگزار درخواست‌ کنید؛ همسری‌ که‌ اگر به‌ اوبدی‌ کردید، از شما درگذرد و اگر بر او وارد شوید، شادتان‌ سازد.
    ب‌) همتایی‌ و همانندی‌
    تناسب‌، همانندی‌، همتایی‌ و هماهنگی‌ (کفو بودن‌) از ملاک‌های‌ بنیادین‌ازدواج‌ است‌. هر اندازه‌ دختر و پسر از نظر ویژگی‌های‌ گوناگون‌ نزدیک‌ترباشند، پیوند ازدواج‌ آن‌ها استوارتر و عمیق‌تر خواهد بود. امام‌ علی‌(ع) ازپیامبر اکرم‌(ص) چنین‌ روایت‌ کرده‌ است‌:
    انکحوا الاکفاء؛ با همتایان‌ خود ازدواج‌ کنید.
    ویژگی‌ همانندی‌، در ابعاد گوناگون‌ اخلاقی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌،خانوادگی‌، اقتصادی‌، تحصیل‌ و حتی‌ سن‌ قابل‌ بررسی‌ است‌:
    ۱٫ ایمان‌
    پای‌بندی‌ به‌ دین‌ و ارزش‌های‌ دینی‌ از عوامل‌ خوشبختی‌ به‌ شمار می‌آید.همانندی‌ در ایمان‌، همسران‌ را به‌ انجام‌ دادن‌ کردار نیک‌ و دوری‌ از اعمال‌خلاف‌ اخلاق‌ وا می‌دارد. حضرت‌ علی‌(ع) به‌ جوانان‌ چنین‌ سفارش‌ می‌کند:
    از خدا همسری‌ بخواهید که‌ اگر یاد پروردگار کردید، یاری‌ و همراهی‌تان‌کند؛ و چنانچه‌ در سایه‌ غفلت‌ خدای‌ را از یاد بردید، یادتان‌ آورد.
    ۲٫ اصالت‌ خانوادگی‌
    این‌ ویژگی‌، از اساسی‌ترین‌ ملاک‌های‌ ازدواج‌ است‌. شناخت‌ خصوصیات‌و وضعیت‌ تربیتی‌ ـ فرهنگی‌ خانواده‌ همسر آینده‌، در ایجاد تفاهم‌ در زندگی‌زناشویی‌ نقش‌ محوری‌ ایفا می‌کند. بررسی‌ها نشان‌ می‌دهد تفاوت‌های‌ بارزفرهنگی‌، تربیتی‌ و اخلاقی‌ در خانواده‌های‌ زن‌ و شوهر از مهم‌ترین‌ عوامل‌طلاق‌ در ایران‌ است‌. شخصیت‌ اخلاقی‌ و معنوی‌ کسانی‌ که‌ در خانواده‌های‌نجیب‌ و سالم‌ بار آمده‌اند، عمق‌ و اصالت‌ بیش‌تر دارد. پیامبر(ص) از ازدواج‌ باگیاه‌ رسته‌ در زباله‌ها نهی‌ فرمود و این‌ گروه‌ را چنین‌ شناساند: زن‌ زیبایی‌ که‌ درخانواده‌ زشت‌ رشد کرده‌ است‌.
    البته‌ همتایی‌ در سن‌، تحصیلات‌، زیبایی‌، محیط‌ و فرهنگ‌ و وضعیت‌اقتصادی‌ و اجتماعی‌ نیز شایسته‌ دقت‌ است‌.

  4. نوشته شده توسط نقطه نو در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۴ ق.ظ

    با سلام – جملاتی ۱۰ گانه از بزرگان برای شما عزیز :

    ۱- من همیشه تمایل دارم که از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیز بیاموزم.((ویلیام شکسپیر))

    ۲ – وقتی که پر کاهی به چشمتان می رود، آن را بیرون می آورید، وقتی عادتی بد وارد روح شما می شود، می گویید : سال دیگر معالجه اش می کنم.((هوراس))
    ۳ – وقتی از اخلاق یک فرد سر در نمی آوری به دوستانش نگاه کن.((مثل ژاپنی))

    ۴ – اخلاق باید بر هنر حکومت کند.((ایمانوئل کانت))

    ۵ – چو نیکو منش باشی و برد بار / نگردی به چشم خردمند خوار. از آن پاک دین تر کس را مجوی / که خوانند خلقش پسندیده خوی.((فردوسی))

    ۶ – تنها کسی که می تواند شما را در رسیدن به رویاها و آرزوهایتان‏ کمک کند، خودتان هستید. وقتی این نکته را خوب بفهمید و آنرا بپذیرید، دیگر هیچ چیز و هیچ کس نمی‏تواند سد راه موفقیت شما بشود. ((ویلزر ویتنى))

    ۷ – از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.((ویلیام شکسپیر))

    ۸ – اگر روزی شأن و مقامت پایین آمد ناامید مشو، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.((افلاطون))

    ۹ – اگر برای رسیدن به خواهشها و آرزوهای خود زورگویی پیشه کنیم، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان به آنها نمی رسد.((اُرد بزرگ))

    ۱۰ – امید دارویی است که شفا نمی دهد، اما درد را قابل تحمل می کند.((مارس آشار)) – موفق باشی جوان برومند و آزاد

  5. نوشته شده توسط رازان در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

    جوان عزیز – سلام
    *علیرغم فراری بودن انسان از تغییر ، شما از آن (علیرغم میلتان) پیروی نمائید . این چند مطلب را سر لوحه خود قرار دهید .
    تغییر :
    بزعم Kenneth Blanchard ، تغییر کوچکی در دیدگاهها و چشم اندازها ، تأثیر زیادی بر روی نتایج و عاقبت کار دارد. بزعم او ، باورهای یک فرد می تواند در او قدرتی را ایجاد و یا از بین ببرد.
    زندگی ، یک موهبت الهی و فرصتی استثنائی است که از آن باید بخوبی استفاده کرد و تغییر کوچکی در باورها می تواند تغییر بزرگی در زندگی ، ایجاد نماید.

    اهمیت تصمیم و تعهد
    بزعم Paul Lemberg ، “نسبت به آنچه می خواهیم و بدنبال آن هستیم ، باید تصمیم بگیریم و تعهد داشته باشیم“. به نظر وی کلید موفقیت در تصمیم گیری و تعهد به آن نهفته است.
    تصمیم گیری ، بر مبنای آرمانها و بصورتی ذهنی انجام می شود و تعهد ، به منزله اعتقاد راسخ به خواستها و هدفهایمان است و به عبارت دیگر ، “خواستن توانستن است” و یا به نظر Michelangelo ، “داشتن هدفهای بلند پروازانه و غلط کم خطرتر است تا نداشتن هدف و یا داشتن هدفهای کوته فکرانه و سهل الوصول” ، پس چرا هدفهای ساده را انتخاب می کنیم؟ و یا به هدفهایمان تعهد نداریم؟

    عوامل مؤثر بر تحقق هدفها
    بزعم E.Gustafson منشاء تفاوت رفتار انسانها را باید در هدفهای آنها جستجو کرد. وی یازده عامل عمده را که بر تحقق هدفها تأثیر می گذارند بصورت زیر طبقه بندی کرده است:
    ۱ـ پیش از تعیین هدفها ، به آنچه در زندگی خود بدنبال آن می باشید ، فکر کنید تا به هدفهایتان متعهد باشید.
    ۲ـ هدفهایتان را بر اساس اولویت های زندگی تان ، مرتب کنید تا دچار سستی و تنبلی در تحقق هدفها نشوید.
    ۳ـ از واقع بینانه بودن و قابل تحقق بودن هدفها مطمئن شوید ، زیرا ناممکن بودن دستیابی به هدفها ، بر سعی و تلاش فرد تأثیر منفی می گذارد.
    ۴ـ هدفها را بصورت مکتوب بر یک تکه کاغذ ثبت کنید و این تکه کاغذ را را در جایی قرار دهید که هر روز قابل رویت باشد. هدفهای مکتوب ، ضدفراموشی بوده و تعهد به هدفها را افزایش می دهند.
    ۵ـ ایجاد تعهد به هدفها ، افزایش تلاش برای دستیابی به آنها را بدنبال دارد.
    ۶ـ سعی کنید نتایج مثبت منتج از هدفها را تجسم کنید.
    ۷ـ منافع حاصل از دستیابی به هدفها را تشریح و مستند کنید و هنگام تلاش برای دستیابی به هدفها ، آنها را به یاد داشته باشید.
    ۸ ـ یک برنامه اجرائی تهیه کنید. مراحل مختلف دستیابی به هدف را تعیین کنید . انجام تدریجی هر یک از مراحل جزئی آسانتر از تحقق هدفهای بزرگ بصورت آنی است.
    ۹ـ برای دستیابی به هر یک از مراحل تحقق هدفها به خودتان پاداش دهید.
    ۱۰ـ انعطاف پذیر باشید. با توجه به اهمیت و فوریت هدفها،نسبت به تعدیل اولویت بندی هدفها ، انعطاف پذیر باشید.
    ۱۱ـ اگر اشتباه کردید به خودتان اجازه دهید که از نو شروع کنید. اشتباهات ، فرصتی برای یادگیری می باشند. اگر از خطا و اشتباه می ترسید هیچ کاری نکنید!
    وی در آخر نصایح خود این جمله را ذکر کرده است : “با آرزوی موفقیت برای شما در تحقق هدفهایتان ، چه کوچک و چه بزرگ” .

    باور کردن خود
    Jonathan Mizel ، اینگونه سفارش می کند که “خودتان را دست کم نگیرید” . وی ادامه می دهد: و سپس جدی ، پیگیر و سخت کوش باشید و حالا شما فردی شایسته و ممتاز هستید.

    معجزه “ نه ” گفتن
    به نظر Bob Bly ، گفتن “ نه” خیلی مشکل است ولی جریمه نگفتن “ نه” خیلی بیشتر است. اگر به هر درخواستی پاسخ مثبت دهید ، به سرعت منابع خود ، شامل منابع مالی ، زمان و غیره را از دست می دهید. بعلاوه ، دچار استرس ، خستگی ، فشارکاری و مواجه با ضرب الاجل های زمانی نادرست نیز می شوید.
    پاسخ رد به در خواست های نابجا فواید پنهانی را نیز بدنبال دارد. برای مثال پاسخ رد به مشتریان جدید به هنگام رونق یک فعالیت ، تمرکز تلاش ها برای کسب رضایت مشتریان موجود ، را بدنبال دارد.

    اهمیت افراد
    Adam Engst ، بر توجه به افراد تأکید می کند. منظور او از افراد ، کسانی نظیر مشتریان، کارکنان و حتی خود شما ، است. ارتباط و رابطه متقابل شما با دیگران بر کسب و کار شما، تأثیر حیاتی دارد. چرا سعی می کنید ، کسب و کارتان را از خودتان جدا کنید؟
    آیا از خودتان یا دیگران توقع دارید که انسانهای کاملی باشید ؟ یااز نبود آن هراس دارید؟ و یا بر نبود آن ، از خودتان یا دیگران ، ایراد می گیرید؟
    Isaac Asimov نویسنده ۴۷۵ کتاب ، اینگونه نقل می کند که “من یک کمال گرا نیستم و هنگامی که به گذشته خود می اندیشم ، از آنچه که نوشته ام ، پشیمان و متأسفم.”

    پرهیز از غفلت
    بزعم Randy Cassingham ، یک فرد نمی تواند همه کارها را به تنهایی انجام دهد و باید از دیگران کمک گیرد. به نظر او ، افراد کارآفرین اغلب در این دام گرفتار می شوند و فکر می کنند که همه کارها را باید به تنهایی انجام دهند. آنها می توانند با بهره گرفتن از ایده ها و راه حلهای متخصصین و افراد حرفه ای ، توانایی خود را بصورت تصاعدی افزایش دهند.
    بکارگیری مشاورین حرفه ای از انجام همه امور بوسیله خودتان ، باارزش تر است. پس چرا مشاورین حرفه ای را بکار نمی گیرید؟

    مأخذ
    – http:// http://www.wz.com
    http://www.make2002great.com
    http://www.Kenblanchard.com
    http://www.lemberg.com
    http://www.leaderdynamics.com
    http://www.bly.com
    http://www.tidbits.com
    پاورقی ها
    ۱٫ Perspective
    ۲ . Believe
    ۳ . Vision
    ۴ .Unshakable Belief
    ۵ . Realistic
    ۶ . Achievable
    ۷ . Commitment
    ۸ . Visualize
    ۹ . Action Plan
    ۱۰ . Communicate and Relationship
    ۱۱ . Entrepreneur

  6. نوشته شده توسط محمدی در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ

    چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد/ من نه آ«م زبونی کشم از چرخ و فلک
    هیچ کاری نشد ندارد

  7. نوشته شده توسط محمدجوادصفايي در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ

    سلام حمیدجان
    براساس تجربه شخصیم پنج پیشنهاد برات دارم:
    ١_یقین به اینکه خدایی هست آرامش بخشه ٢_هرگزبه عقل و دلت دروغ نگو
    ٣_تو همونقدر محترمی که خودت فکر میکنی محترمی ۴_خیلی کمه چیزهایی که ارزشش بیش از آرامش توست ۵_اول انسان باش بعد معتقد

  8. نوشته شده توسط علی ناصری در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۱ ق.ظ

    سلام

    یک پیشنهاد خوب و سازنده

    صبح ها زود از خواب بیدار شو و از خونه بزن بیرون. اگر اینکار رو نکنی همیشه از زندگی عقب هستی
    . باور کن راست میگیم. همیشه یع عده هستند که همون اول صبح میاند بیرون کارهایی رو که قرار بوده شما انجام بدی اونا زودتر انجام میدند.

  9. نوشته شده توسط رضا اله یاری در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۶ ب.ظ

    سلام – چطوری حاجی ؟ دلم واست تنگ شده . جای ما نایب الزیاره باش . تنها راه ارتباطی که پیدا کردم این سایت بود . هر وقت تونستی یه زنگ بزن . ممنون