مذاکرات هسته ای، ریحانه جباری و آزاده نامداری

فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴ (دیده شده 461 بار)

‎از قدیم گفته اند «شرط عقل است صبر تیرانداز/ که چو رفت از کمان نیاید باز» حالا اگر جای کمان، رسانه بگذارید از همین شعر معروف سعدی برای روزگار امروز می شود نکته های فراوانی استنباط کرد. به راستی ما چگونه می توانیم از کارکردها و نقش رسانه ها در جهت رسیدن به مقصود خود استفاده کنیم و نه عکس آن؟ به این چند نمونه نگاهی بیاندازید.

  1. مذاکرات هسته ای: یک نمونه منحصر به فرد از نظارت رسانه ای. همه طرف های درگیر به خوبی آگاه بودند که جای مذاکره دور میز است نه توی صفحات رسانه ها. بنابراین از افشای هرگونه اطلاعاتی که به مذاکرات ضربه وارد می کرد خودداری می کردند. در مذاکرات لوزان بیش از ۵۰۰ رسانه از سراسر جهان همگی هتل محل مذاکرات را محاصره کرده بودند. ایجاد «سکوت خبری» در میان این همه خبرنگار ورزیده فقط نشان از یک چیز داشت: رسیدن به یک فهم مشترک از استفاده هدفمند از کارکردهای رسانه ها.
  2. ریحانه جباری: یک نمونه کاملا روشن برای اثبات نقش مخرب رسانه ها در ایجاد فشار رسانه ای. یک موضوع شخصی که می توانست به راحتی با پادرمیانی و ریش سفیدی گری آدم های درگیر و نهادهای قانونی شاید ختم به خیر شود با حضور رسانه ها و کمپین سازی های بیهوده و فشارهای خارجی خانواده مقتول را واداشت که نه شاید به خاطر قتل نفس پدرشان که به خاطر ریختن آبرو و حیثیت خانوادگی شان در رسانه ها به بخشش رضایت ندهند.
  3. دعوای آزاده نامداری و فرزاد حسنی: یک نمونه منحصر به فرد برای اثبات بیسوادی رسانه ای آدم های معروف. رسانه جای دعوای خانوادگی و ایجاد قضاوت برای گناهکاری و یا بیگناهی خویشتن در معرض عموم نیست. مهم نیست که در این ماجرای کودکانه حق با چه کسی است، مهم این است که هیچ کدام از طرفین آگاه نیستند که چه بازی خطرناکی را با زندگی خویش در معرض دید همگان ادامه می دهند. سپردن زمام عقل به دست احساسات آتشین و عدم درک کافی از کارکرد رسانه ها و عدم برگشت پذیری خطا در یک فرایند رسانه ای، کار رابه جایی رسانده که باخت نتیجه قطعی برای همه طرفین ماجرا باشد. یک بار قبلا در همین ستون هشدار داده بودیم که آیا آدم معروف ها حواس شان هست که چطور باید از رسانه های شخصی شان استفاده کنند؟ این ماجرا یک بار دیگر اثبات کرد که بسیاری از آنها از رسانه بزرگی که در اختیار دارند درک و فهم مناسبی ندارند.

اگر بخواهیم به زبان علم شیمی سخن بگوییم، رسانه قرار نیست «حلال» مشکلات باشد، بلکه در غالب اوقات در نقش یک «کاتالیزور» فرایندهای ارتباطی را سرعت می بخشد. باید بفهمیم که در چه موقعیت و زمانی همه گیری ارتباط می تواند در مجموع به نفع هدف و مقصود ما باشد، باید بفهمیم که چه زمانی و چه نوع تیری باید انداخت، در غیر این صورت رسانه همان تیغ تیزی خواهد بود که در دستان یک زنگی مست افتاده باشد.

 

پی نوشت: این مطلب در ستون سواد رسانه، ستون هفتگی نویسنده در روزنامه همشهری منتشر شده است.

یک پاسخ به “مذاکرات هسته ای، ریحانه جباری و آزاده نامداری”

  1. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۸:۱۶ ب.ظ

    درود اسماعیل جان
    ممنون 
    تذکر به جایی بود. سر این قضیه ی فرزاد حسنی و نامداری که واقعا شورش را در آوردند.
    شاید که ما هم در استفاده از ابزاری در حد همین سایت تراکمه هم بیشتر باید مراقبت کنیم