سوی دیار عاشقان به استقبال کاروان راهیان نور

اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۹ (دیده شده 684 بار)

کربلا قطعه ای از تاریخ است که جمع قلیلی از «خود» گذشتند و به «خدا» پیوستند و این به خدا پیوستگی بزرگترین پیروزی است. در سال ۶۱ هجری قمری ستارگان درخشان به قافله سالاری خورشید عالمتاب عشق در آن قطعه بهشتی «حماسه بودن » را آفریدند. و برای همین است که ما مدام عطش زیارت این منظومه عشق و ایثار را داریم. کربلا کعبه آمال ماست که به گردش طواف می کنیم، قربانی ، خاطره به قربانگاه رفتن ۷۲ اسماعیل عشق است که وضوی خون ساختند. اینجا هم لباسها یکرنگ است، همه سیه پوشند و شاید این احرام باشد.
نماز در این کعبه نیز قصر و شکسته نمی شود تا از امتیاز بیت ا… الحرام هیچ کم نداشته باشد.
آن کعبه زادگاه علی (ع) بود و این کعبه خوابگاه حسین (ع). اگر آنجا برای اسماعیل زمزم از زمین جوشیده است اینجا کوثر زلال و لاء ساری و جاری است. شاید این کعبه از آن بیت ا… هم برتر باشد زیرا که حسین (ع) که قهرمان دعا و نماز در عرفه است، آن کعبه را رها کرده و به این بیت الشهاده قدم گذاشتند.
اما در معارف دین ما کربلا هم به یک زمین و یک زمان و یک ماه محدود نمی گردد که گفته اند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم».
از این دیدگاه هر مسلمان و دلداده ای که برای نگه داشتن نهضت حسین (ع) بپا خیزد کربلایی و آن زمین کربلاست.
کربلاهای ما هم در ایران کعبه آمال است، قطعه هایی هستند از کربلای ۶۱ و تکه هایی از بهشت، که برای نمونه در زمین بنا شده اند.
شلمچه، طلایه، دوکوهه، بازی دراز و … همه در این فرهنگ،مسیر کربلایند و شما که به آن دیار رفتید و حماسه آفریدید و آنها که به زیارت خاک پای و پوتین شما و به تماشاگه راز وصل و به قربانگاه اسماعیل ما می روند همه زائرند و کربلایی. مگر در زیر پیکر پاکشان فریاد نمی زنیم.
«این گل پر پر از کجا آمده از سفر کرب و بلا آمده »مگر نه وقتی استغاثه به مولایمان می کردیم و مهدی (عج) را به ظهور دعوت می نمودیم، از صمیم دل و به همراه ملائک نمی سرودیم که : «ایران شده کرببلا مهدی بیا مهدی بیا»
حتماً وقتی این کلمات را می خوانید، می خواهید مقصود را بدانید. هدف چیست؟ چرا این همه از شلمچه و طلایه و تنگ چزابه و دهلران حرف می زنیم؟ پاسخ آن است که شلمچه و امثال آن دیگر یک خاک نیست که آدرس افلاک است، جغرافیا نیست که تاریخ است.
نه تنها بوی بهشت می دهد که خود تکه ای از بهشت است، زیرا که بهشت هم به نهر و جوی و عسل معروف نسیت که همه اینها به طُفَیل لقاء اولیاء است. هنوز هم در دل این خاکها، لای آن نیزارها و میانه آن آبها، شهیدی خفته که به اقتضای اسمش شاهد اعمال ماست. اگر آنجا کربلا است – که هست – و اگر مشام شما بوی بهشت را استشمام می کند، پس محمل ها را بربندیم و سوی دیار عاشقان برویم.
با ما همراه شوید، ما شما را به بهشت رهنمون می شویم، یک دل رهیده از دنیا را برای چند روز به ما بسپارید. این را هر زائری در کربلای ایران خواهد گفت. این ندای فطرت است.
یک چفیه بر دوش می اندازی، چشم با بصیرت و دل فهیمت را در آن میقات به «حسینیان» ایران می سپاری و کمی خود را در آن وادی در حال و هوای حج ۸ ساله این حاجیان قرار می دهی و از صمیم دل لبیک می گویی «اللهم لک لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک». این تلبیه را تو با زبان می گویی و جمعی به خون، شهدای طرح لبیک یا خمینی را می گویم. آنها هم در این دیار فریاد می زدند.
«ندای هل من ناصر حسینی لبیک یا خمینی »
در شلمچه و طایه و امثال آن هیچ مرثیه سرایی لازم نیست که غربت این دیار بزرگترین مرثیه است. به آن سیم خاردارها که می نگری، آن هشت پری ها را که می بینی، کارون و اروند که مانند فرات موج می زنند ؛ همه اشک و مشک و تشنگی و عشق را برایت بازگو می کنند.
البته باید سعی کنی میان صفا و مروه به دنبال زمزم بگردی، باید به همه جای این دیار سر بزنی به دنبال زمزم معنویت باشی که اگر چنین باشد، چشمه های جوشان و زمزم معنا را در وجب به وجب این خاک خواهی یافت.
حالا باید عمیقاً با یک سیر ذهنی «اسماعیل ها» ی این دیار را بشناسی ، دهلاویه را ببینی و به یاد شیر مرد جبهه ها «شهید چمران» بیفتی و از او درس بگیری و مدارج بالای تحصیل ،تو را از دفاع به موقع از حق باز ندارد.
آب خروشان اروند را ببینی و کارون مواج را بنگری و عمیقاً بیندیشی که رودهای روبروی تو چیست؟ کدام قایق برای عبور از این رودها لازم است؟
ولی یادت باشد که اگر از آن دیار بازگشتی و از احرام خارج شدی باز هم به آن قبله نما ز بگذار، باز هم به یاد شهدا باش ، که ذکر این اولیاء خدا، ذکر خود اوست. تصمیمت را بگیر که پاسدار خونشان باشی و تنها وصیت مشترکشان را ، یعنی اطاعت از ولایت فقیه را ، عمل کنی.
و خود می دانی که تنها در این صورت است که تو به آیه ی «سیروا فی الارض» عمل کرده ای و در آن صورت است که تو به ثواب شهادت و جهاد راه حق نایل آمده ای و همدوش و همسنگر شهید باکری ، همت، چمران و سرداران سرباخته بوده و هستی ، احساس می کنی در چنین حالتی ، با رهبر خویش و در یک سنگر دفاع، مفتخر به همسنگری هستی و این گونه است که می گوییم خوش به حال راهیان این دیار.
این است معنای تحویل سال که «یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال» و برای همین است که می گوییم اگر با سفر به سرزمین تحولات و نظاره احوالات و تدبّر در حکمت و تدبیر مدبر الامر، به این «احسن الحال» نایل آیی ، نوروز بر تو مبارک باد، پس هر زمان نوروز باد.
به امید شفاعت شهدای جبهه های غرب و جنوب

۴ پاسخ به “سوی دیار عاشقان به استقبال کاروان راهیان نور”

  1. نوشته شده توسط محمدی در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ ق.ظ

    با سلام
    جهت اطلاع خوانندگان عرض می کنم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم» حدیث نیست.

    دیگر اینکه نویسنده محترم نوشته اند “نماز در این کعبه نیز قصر و شکسته نمی شود تا از امتیاز بیت ا… الحرام هیچ کم نداشته باشد.” این صرف یک گمان است وگرنه عبادات چنانکه از نامش هم پیداست تعبدی هستند باز شدن باب این تفسیرها به دایره احکام عبادی خطر ناک است
    اما مطلب سوم اینکه آقای هنر پیشه که همیشه سخن از عدم نقلهای ضعیف در حماسه عاشورا سخن رانده اند شهدای کربلا را ۷۲ نفر گفته اند با اینکه با یک مراجعه به کتاب ابصار العین که ایشان در مباحث قبلی بدان ارجاع داده اند معلوم می شود که تعدادشان بیش ار این است و ۷۲ نفر بودن آنها هر چند نقل شده اما قابل اعتماد نیست.
    با تشکر

  2. نوشته شده توسط علي صابري در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۱ ق.ظ

    با سلام و احترام
    جناب آقای هنرپیشه خدا قوتتان بیش نماید که زحمت زائرین را برای زیارت این سرزمین پرافتخار در جهان اسلام ، متحمل میشوید و کارتان قابل تقدیر و تشکر است . اجرکم عندالله العظیم
    * ـــــــــــــ ماشاءالله اینقدر در زمان این نوشتار مجذوب ذوق و عشق وافرتان به عزیزانمان بوده اید و محو در عرق و غیرت بوده اید که کمی خود را از وادی مکتوبیات خارج دیده و عشق قلبی را به اغراقی در نوشتار که از آن برداشت و تداعی افراط گری در مذهب شیعه میشود را متوجه نگردیده و حواستان به برداشتهای رقبای ما در اینکه کداممان به دین اصولیتر میاندیشد و نگاه میکند را نیز توجه نفرموده اید. و اما :
    ۱- سیه پوشی در اسلام منع است و آنچه که مراجع اجازت فرموده اند بطور محدود برای احترام به ائمه دین(ع) است و چون این سیه پوشی مکروه است هیچ مرجعی که خود را صاحب فتوی میداند هرگز آنرا که به مقلدین خود اجازه داده ، خود عمل نمیکند چون کراهت بر احترام ارجح است و اگر این کراهت را انجام دهد در مرجعیتش شک حاصل میشود .
    ۲ – نماز و اصول و قواعد آن نشئت گرفته از قرآن و سنت و توضیح فقه است و پس از پیامبر(ص) هر اتفاقی بدست اولیاء دین بیفتد در راستای تقویت دین با همان کلیات و جزئیات است و نه کم یا زیاد کردن چیزی بدان .
    ۳ – هیچ میعادگاه و سرزمینی برتر از کعبه و بیت الله الحرام نیست و نخواهد بود مگر اینکه کسی خدای نخواسته حضرت محمد(ص) را خاتم نداند یا اسلام را دین اکمل نشناسد یا قول حقتعالی را نعوذ بالله صدق نداند.
    ۴ – بگوئیم کل یوم عاشوری ، اینطور و با این برداشت و گویچه درست نیست . این اصطلاحی است بر اینکه زمین و زمینه حق طلبی و باطل ستیزی و برقراری قسط و عدل در همه زمینها و زمانها برای همه فراهم است و همه جا مثل کرببلا میتواند مظهر جهاد در راه خدا و نجات خلق الله باشد و حسین(ع) نیز الگوی شاخص قیام برای سرفرازی دین و نجات مسلمین و رد باطل و پذیرش ظلم است .
    ۵ – اینطور بگوئیم درست است: هر مسلمان و دلداده ای که برای نگه داشتن دین خدا و قیام به قسط و عدل و با نیت خالص بپاخیزد نهضت او در هر زمان مانند و نشئت گرفته از نهضت و حقطلبی حسین(ع)و آن سرزمین نیز میتواند مشابه کربلا باشد . مثل همین شلمچه و مکانهای فداکاریهای دیگر رزمندگان اسلام در ۸ سال دفاع مقدس.
    ۶ – امثال سرزمین کربلا و کرببلا که محل ایثار جان مسلمان برای رد باطل و حقطلبی است ، میتواند مثل تکه ای نورانیت بهشت را داشته باشد و نه تکه ای از خود بهشت (پرتگاه و سکوی پرتابی برای بهشت است). یادمان باشد که بهشت کره زمین یا ماده نیست .
    ۷ – با ما همراه شوید ، ما شما را به بهشت رهنمون میشویم – فقط تمثیل است و باید در انشاء جمله توجه و احتیاط کرد . بهتر است بگوئیم : ما شما را به سرزمین بهشتیان (شهداء) که محل ایثارگری مردان خداست رهنمون میشویم .
    ۸ – این ۸ ساله دفاع مقدس ، حج حاجیان نبوده و نیست بلکه جهاد حاجیان میباشد .
    ۹ – نمی توان گفت «باز هم به آن قبله نماز بگذار» ، این موضوع و نماز مسئله ای سوا است . میتوان گفت به آن قبله آمال شهیدان توجهت را ادامه بده و همیشه شهداء را ذکر کن .(در هیچ تشابهی و یا عشقی نماز گذاردن غیر از خود کعبه که قبله است ، برای نماز نباید گفت) .
    ۱۰ – هر روز نوروز باد صحیح است و نه هر زمان نوروز باد .
    با تشکر از حوصله و صبر و بردباری و بزرگواریتان .

  3. نوشته شده توسط يه بنده خدا در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۴:۰۵ ب.ظ

    فارغ از رد یا تأیید محتوای نوشته جناب هنرپیشه اغلب ایرادهای آقای صابری به نظر صحیح نمی آید.
    مثلا معلوم نیست ایراد دوم ایشان به کجای نوشته است اگر منظورتان جمله”نماز در این کعبه نیز قصر و شکسته نمی شود تا از امتیاز بیت ا… الحرام هیچ کم نداشته باشد” است که پر واضح است که این نظر بسیاری از علمای دین است که مسافر می‌تواند در کنار ضریح امام حسین (ع) نماز را کامل بخواند.و اگر منظورتان نحوه‌ی نگارش آن است که هر مدرسه رفته‌ای می‌داند اینجا با ادبیات روبرو است و زبان از حد عادی فراتر رفته است وگرنه معنا همان است.در مورد موارد چهار و پنج نیز که به نظر می‌رسد در نقد این عبارت
    “اما در معارف دین ما کربلا هم به یک زمین و یک زمان و یک ماه محدود نمی گردد که گفته اند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم».
    از این دیدگاه هر مسلمان و دلداده ای که برای نگه داشتن نهضت حسین (ع) بپا خیزد کربلایی و آن زمین کربلاست.”
    آمده است.محتوای کلام نویسنده و آقای صابری یکی است.آیا جناب صابری برای نوع نگارش جمله‌ها نیز تعیین تکلیف می‌فرمایند.
    ایراد ششم آقای صابری نیز که بر ادبیت متن است نادرست است “نه تنها بوی بهشت می دهد که خود تکه ای از بهشت است” مبالغه‌ای است برای رساندن اهمیت موضوع. مثل این که علی(ع) را اسدالله می‌گوییم.ایراد هفتم نیز از همین مقوله است.

    در ایراد هشتم نیز که باز ناظر بر ادبیات متن است فرموده‌اند :”این ۸ ساله دفاع مقدس ، حج حاجیان نبوده و نیست بلکه جهاد حاجیان میباشد” جناب صابری شما در این جمله رزمندگان را به عنوان حاجی پذیرفته‌اید ولی عملشان را حج نمی‌دانید؟!اصلا جهاد حاجیان یعی چه؟ مگر حاجی جهاد می‌کند؟
    ایراد نهم نیز به‌کلی نادرست است “باز هم به آن قبله نما ز بگذار” یعنی دلت در پی همان اهداف و ارمان‌ها باشد و این همان چیزی است که شما گفته‌اید.
    اما ایرادی که بر جناب هنرپیشه وارد است در برداشت ایشان از خروج حضرت حسین از مکه است که آن هم برای حفظ حرمت حرم بود نه به دلیل ترجیح کربلا بر کعبه، که کربلا با حسین کربلا شد.

  4. نوشته شده توسط علی صابری در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۶:۱۵ ب.ظ

    با سلام
    بنده خدا ، ضمن تشکر – موارد گفته شده توسط جنابعالی نیز تقریبا تکرار همان موارد ذکر شده است .
    در مورد بند ۸ ، حاجیان رزمندگانند که به جهاد فی سبیل الله در این ۸ ساله مشغول بودند و نه به اعمال حج که ایندو دو مقوله سوا با وظائف سوا است . ممنون