سری به نیزه بلند است

آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳ (دیده شده 1,488 بار)

محرم امسال فرصتی دست داد تا  درس و دانشگاه را به کناری بگذاریم و پای درسی بهتر در دانشگاهی دیگر بنشینیم. طبق معمول باید حداقل یک هفته تعطیلی پشت سر هم جفت و جور شود تا ارزش کوبیدن و رانندگی از تهران تا لامرد را داشته باشد. دو روز برای رفت دو روز هم برای برگشت . میماند سه روز دیگر  از یک هفته تعطیلی.

راستش را بخواهید دانشجویان هم بدشان نمی آمد ما کلاسهای شنبه و یکشنبه را تعطیل کنیم و به شهرستانیها فرصت دیدار وسط ترم از خانواده بدهیم، علی الخصوص اگر مثل ما، بعد از این همه سال زندگی در تهران، به رسم و رسوم عزاداری تهرانیها خو نکرده باشند و دلشان برای یک سینه زنی دوره و تعزیه  گرم  لک زده باشد -و البته دروغ گفته ام اگر قیمه نذری را هم به این لیست اضافه نکنم-.

در این چند روز هشت تا ده محرم  تا آنجا که وقت اجازه میداد به چند حسینیه و تعزیه سر زدیم و در روز تاسوعا هم طبق سنت هر ساله شاهد برگزاری مراسم در میدان امام بودیم.  حین مشاهده مراسم محرم در محله های مختلف، چند نکته به ذهنم خطور کرد که اشاره به آن خالی از لطف نخواهد بود.

مواردی که در اینجا ذکر میکنم مشاهداتی است که شاید از نظر کسی که ساکن لامرد است پیش پا افتاده باشد اما از نظر من که هر سال فقط یکی دو بار در لامرد حضور فیزیکی دارم قابل توجه بوده است.

در بخش اول، مطالبی درباره تعزیه ها خواهم گفت و سپس در مطلبی جداگانه در مورد مراسم عزاداری در حسینیه ها صحبت خواهم کرد:

  1. اگر بخواهم از مراسم تعزیه و تفاوت آن نسبت به سالهای قبل بگویم باید حضور بیشتر مردم را نسبت به سالهای قبل گوشزد نمایم. تلاش بی دریغ اداره فرهنگ و ارشاد با همکاری موسسه ابوفاضل در برگزاری سوگواره های تعزیه و تلاش گروه های مختلف تعزیه برای بهتر کردن کیفیت ارایه در این استقبال نقش زیادی داشته است.
  2. امسال مراسم تعزیه پذیرای میهمانان زیادی از عکاسان شهرهای مختلف و حتی یکی دو کشور خارجی بود که به ابتکار انجمن عکاسی شهرستان و اداره فرهنگ و ارشاد در قالب یک مسابقه ملی به این مراسم دعوت شده بودند. به دلیل این که گزارش مبسوطی از این مسابقه ملی را -انشاالله- تا چند روز دیگر خدمت شما ارایه خواهیم کرد در این مطلب بیش از این راجع به آن صحبت نخواهم کرد .
  3. ‫-‬چیزی که در اکثر تعزیه ها به چشم میخورد، دایمی شدن محل اجرای تعزیه ها بود. محل نشستن تماشاچیان نظم بیشتری پیدا کرده بود و برخی سعی کرده بودند با درست کردن سکوهایی در جاهایی مشخص، هم دید بهتری برای تماشاچیان فراهم کرده و هم از نشستن تماشاچیان در هر نقطه دلخواه که مخل نظم تعزیه و باعث پراکندگی حواس میشد خودداری نمایند.
    البته هنوز مشکل اصلی که سایه بان محل نشستن بود در هیچ کدام از تعزیه ها حل نشده بود کما این که در یکی از روزها به دلیل بارندگی مراسم تعزیه در برخی نقاط با تاخیر چند دقیقه ای مواجه شد. این مشکل در سالهای اینده که محرم به تابستان نزدیکتر میشود جدی تر خواهد شد.
  4. -معمولا افرادی با لباسهای مخصوص -و البته چوبی در دست!- مسوول برقراری نظم و انضباط در تماشاچیان بودند.  تعدادی نیز با مشکهایی پر از آب مسوول آب دادن به تماشاچیان بودند که ابتکاری جالب در نوع خود به شمار می آمد.
  5. ‫-‬از چند سال پیش با تلاش گروه تعزیه باپیر (شاید گروه های دیگر هم این کار را کرده باشند و من اطلاع نداشته باشم)، نسخه های برخی تعزیه های شهرستان کامپیوتری شده بود. فونت خوانا و اطلاعاتی که به این نسخه ها اضافه شده بود باعث شده بود نیاز به هماهنگ کننده یا همان نسخه گردان کمتر احساس شده و اشتباهات کمتری در اجرای تعزیه اتفاق بیفتد.
  6. ‫-‬جلوه های بصری تعزیه ها پیشرفت زیادی کرده بود: لباسهای مناسب تر، سوارکاران ورزیده تر، تجهیزات رزم واقعی تر،  دکورهای بهتر برای خیمه ها، محیط طبیعی تر مثل نخلستان و نهر آب، تعزیه ها را به سمت نمایش حرفه ای تر نزدیک کرده است.
    اما در تمام این المان ها، نوعی ناپختگی و آماتوری بودن به چشم میخورد. جای خالی طراحان و معمارانی که هم شناخت از وقایع کربلا داشته باشند و هم به آداب و سنن منطقه واقف باشند -مثل مهندس رحیمی و حسین حق شناس-  در این قسمت به چشم میخورد.
    با توجه به وسعت زمینهایی که در اختیار گروه های تعزیه قرار دارد شاید بتوان صحنه نبرد را یک بار برای همیشه در ابعاد واقعی و یا کوچک شده  اما با مقیاس صحیح پیاده کرد.
  7. ‫-‬گروه های مختلف سعی در استفاده از آخرین فناوری برای صدابرداری بیسیم و پخش آن برای تماشاچیان که حالا میتوانند از فاصله دورتری به تماشا بنشینند داشتند. اما هنوز در برخی موارد بخصوص تعزیه قلعه ملا بُرد میکروفونهای بیسیم  کم بود و کیفیت پخش صدا نیز چندان جالب نبود. به نظر میرسد بکارگیری یک صدابردار حتی آماتور، مکان یابی بهتر ایستگاه مرکزی و یافتن نقاط کور و آموزش تعزیه خوانها در ارتقای این کیفیت نقش زیادی داشته باشد.
  8. ‫-‬ویژگی بارز دیالوگ تعزیه های لامرد و مهر در نظم آنها است. برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر، تمام دیالوگهای تعزیه های لامرد و مهر به صورت شعر تنظیم شده و از این نظر شاید در میان تمام شهرها بی همتاست.  متاسفانه درک این اشعار به دلیل عدم تبحر نسخه خوانها در قرایت اشعار کاری دشوار است. البته برای من که به این اشعار عادت کرده ام و چندین بار نسخه های قدیمی را رونویسی کرده ام این مساله سخت نبود. منظور من درک این اشعار برای غیر همشهریان و یا کسانی است که عادت کمتری به شنیدن این اشعار دارند.
    یکی از دلایل این امر لهجه محلی نسخه خوانها در ادای کلمات است. اما دلیل عمده این مشکل، طرز خواندن نسخه های سپاه یزید است که با داد زدن نسخه خوان همراه است.
    در زمانهای قدیم که بلندگو و میکروفونی در کار نبود، این مشکل کمتر به چشم میخورد و داد زدن نسخه خوان حتی به شنیدن بهتر کمک هم میکرد. اما الان، به دلیل نزدیکی میکروفون به دهان گوینده، داد زدن وی باعث تبدیل صدای او به صورتی گوشخراش و غیرقابل فهم میشد.  برخی از نسخه خوانها که تبحر بیشتری داشتند با پایین آوردن تن صدا و ادای شمرده کلمات این مشکل را کمتر میکردند.
  9. یکی از رسمهایی که باقی ماندنش برای من جای تعجب داشت “تُفته گرفتن” از کسانی بود که در نقش امام نسخه خوانی میکردند. با این همه آموزشهایی که برای رعایت بهداشت فردی به مردم داده میشود هنوز که هنوز است عده ای بر این اعتقاد باقی مانده اند که آب دهان این نسخه خوانان متبرک است و باعث شفا میشود! گیرم که برخی از مردم این را ندانند، آیا خود نسخه خوانان نباید برای مریض نکردن مردم از این کار حذر کنند؟!
  10. هنوز که هنوز است برخی از تحریفهایی که باید سالها پیش از تعزیه ها رخت برمی بست به دلیل استقبال تماشاچیان از تعزیه ها حذف نشده اند. صحنه هایی که شاید برخی از انها کارکردی جز خنداندن تماشاچی نداشته باشند -مثل حمله شیر به سلطان قیس-. در هر صورت حذف این تحریفها نیازمند عزم جدی بانیان تعزیه ها و کمک کارشناسان مذهبی است.
    دلیل عمده حذف نشدن این صحنه ها ترس بانیان از عدم استقبال تماشاچیان از آن تعزیه است. اما به نظر من پیشرفت جلوه های بصری تعزیه ها در این چند سال به حدی بوده که جذابیت آن برای تماشاچیان با حذف چنین صحنه هایی دستخوش تغییر چندانی نخواهد شد. بعنوان شاهد چنین مدعایی تعزیه روز عاشورا را که در کره موچی تماشا کردم مثال میزنم. برای من گریه کردن و بغض کردن به ندرت پیش می آید. اما وقایع روز عاشورا در سه چهار صحنه به قدری شبیه به واقعیت بازسازی شده بود که بغض گلویم را فشرد و اشکم را جاری کرد:

    • حمله لشکر پر تعداد برای آتش زدن خیمه ها
    • شهادت کودک خردسال در دامان امام حسین
    • شیون زینب (س) پس از شهادت امام (ع) روی تل زینبیه (البته با صدای سوزناک سید جلیل احمدی): سری به نیزه بلند است در برابر زینب …

 

IMG-20141106-WA0009

۶۴ پاسخ به “سری به نیزه بلند است”

  1. نوشته شده توسط خادم در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۴ ق.ظ

    سلام
    دکتر جان قابل میدونستید یک سری هم به تعزیه های اشکنان میزدید، باعث افتخار ما میبود .
    نکات خوب و مفیدی را بیان کردید، ان شاء الله که در سال های آتی مراسم های عاشورایی با ارائه این چنینی راهکارها و پیشنهادات ارزنده، هم از جانب هنرمندان و هم بقیه آحاد مردم، هرچه باشکوه تر و با نقص کمتر برگزار گردند

  2. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۹ ق.ظ

    سلام خادم جان

    انشاالله سالهای آینده اگر زنده بودیم.

  3. نوشته شده توسط من در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ

    سلام 
    اقای دکتر تشکر .واقعا تاثیر مثبت امکانات رو کیفیت تعزیه کاملا مشهوده.اما من هم مثل شما تو این دوگانگی شکل سنتی یا نو تر تعزیه و به روز کردن اون موندم و اینکه نسخه های تعزیه رو از نظر محتوا وصحت تاریخی و روایی و پیام رسانی(ادبی،هنری)باید مورد دقت نظر قرار داد و انشالله که بازنگری عالمانه ای اتفاق بیافته .
    اما شکل عزاداری ها و کیفیت سخنرانی ها وروضه ها ومداحی های امروزی و هییتی از غنای بیشتری نسبت به عزاداریهای سنتی برخورداره واین مساله نه تنها در مورد شهر خودمون که نسبت به عزاداریهای سنتی اکثر مناطق کشور صادقه،اما اون علتی که اقای دکتر دل ما رو برای فضای قدیمی حسینیه هامون بیشتر تنگ میکنه،اعتقادات،خلوص،پاکی و عواطف قوی نسل گذشته و پدر و مادرامون و فضای قشنگتر  گذشته نسبت به امروزمون هست که انشالله ما هم راه گذشتگانمون رو به همون پر رنگی بتونیم ادامه بدیم
    با تشکر  

  4. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۲ ب.ظ

    سلام  و درود نثار دیدگان روشن بین جناب دکتر
    تغییرات زیادی که در برگزاری مجالس تعزیه خوانی اعم از تغییر در شیوه کتابت نسخ و همچنین جلوه های بصری و افزایش مستمعین و .. صورت گرفته به درستی دیده اید که همانطور که اشاره فرموده اید اندکی حاصل دوری شما بوده است و خب پیشنهادها هم در نوع خود می تواند که موثر باشد. اما اندکی ایراد در نوشته جناب دکتر البته به زعم این حقیر مشهود است(که البته چیزی از دقت نظر و پیشنهادات به جای حضرتعالی  نخواهد کاست):
    ۱_در بند ۳ و ۴ نوشته تان،از لفظ مکتوب تماشاچی استفاده شده که با توجه به فرهنگ مذهبی و همچنین سنتی لامرد بهتر بود از کلمه مستمعین و یا حداقل حضار استفاده می شد.(هرچند که این شاید حاصل پایتخت نشینی حضرتعالی باشد)
    ۲_ جنابعالی دربند ۹ نوشته تان به درستی بر بهداشتی نبودن و عدم سلامت تفته گرفتن اشاره نموده اید اما با توجه به اعتقادات مردم که به خاطر نتیجه گرفتن در گذشته حاصل شده است میشود پیشنهاد جایگزینی خاک و یا آب به جای گرفتن “آب دهان” داد تا هم اعتقادات و باورها که بی نتیجه هم نبوده ونیست کمرنگ نشود و هم اینکه به نظر می آید نذری یادشده نوعی کمک هزینه برای برگزاری مراسم نیز محسوب می شود،هرچند که شاید بانیان مراسم به آن نظری نداشته باشند.
    ۳_ بند ۱۰ نوشته نیز خالی از ایراد نیست چرا که حکایت کمک به سلطان قیس در روز عاشورا نشان از طی الارض ابا عبدالله و همچنین توجه آن حضرت در میدان نبرد به فردی در گوشه ای دیگر که در مقام اظطرار از ایشان درخواست کمک میکند دارد. و به نظر نمی آید نیت بانیان مجالس برای جلب به قول شما تماشاچی باشد.نمی دانم قصه شیر منبع تاریخی دارد یا خیر(که شایسته است تعزیه داران پاسخ دهند) ولی آنچه مسلم است برای نشان دادن حالت اظطرار سلطان قیس است.و همانطور که اشاره داشته اید بهتر است کارشناسان مذهبی نظر بدهند(که البته از گذشته تا کنون کم نبوده اند علما و روحانیون برجسته ای که شاهد این منظره بوده اند) و شایسته نیست بطور قطع به جلب تماشاچی!! مربوط دانست.
    ضمنا یه روز که توفیق حضور در تعزیه سبخی داشتم متوجه شدم که تنها تعزیه ای است که دارای سایه بان برای جایگاه می باشد.
    راستی دکترجان درسته که مسافت طولانیه ولی دیگه مزاح نفرماین که رفت و برگشت محتاج زمانی به درازای چهار روز می باشد.
    سایه حضرتعالی بر تراکمه . کام مستدام 

  5. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ

    با سلام
    هرچند سنجش هر رفتار دینی ودرستی ونادرستی اون با قیاس موضوع با رفتار ائمه اطهار سلام الله علیه یا اساتیدو بزرگان دین امکان پذیره(که از این نظر اصل تعزیه خانی یا نشستن در پای آن بالکل زیر سوال هست)اما اساتیدی هم هستند که نگاه متفاوتی نسبت به این موضوع داشته و از اون تمام قد وبا هزار ویک دلیل دفاع میکنند.اما آنچه که مسلم است ،تعزیه -حداقل در این شهرستان- از اهداف اصلی خودش انحراف قابل توجهی داشته که جای اون در مطلب جناب آقای دکتر بسیار خالیست ویاکم به او پرداخته شده:
    ۱-تاکید اداره فرهنگ بر مراسمات تعزیه وگزارشات عملکردی مختلف به منظور برجسته کردن این موضوع در مراسمات عزاداری محرم در شهرستان،به خودی خود کاری غلط است،چرا که به استناد استفتاء از رهبری معظم،این مراسم -بادر نظر گرفتن نهایت حسن ظن- امری مباه تلقی شده است،لذا رواج امری مباه در مراسمات عزاداری سیدالشهدا جای سوال وتعجب دارد.
    ۲- نوع تحریفات واشکالات شرعی که در این تعزیه هاست وعدم تمایل دوستان برگزار کننده به حذف آنها،اشکالی بسیار بزرگتر از اون حدی ست که نادیده گرفته شده یا حداقل جدی گرفته نشود.
    ۳- رشد بی رویه محل های تعزیه خوانی- چه از بُعد مکانی وچه بُعد زمانی( برگزاری مراسمات تعزیه مختار و.. ،وحتی تعزیه خانی در ماه مبارک رمضان) وتبدیل این امر به رقابت های محله ای نیز معزلی نو محسوب میشود.شاید عزیزان در پی تحقق شعار«هر محله،یک تعزیه» و «هرماه،یک مراسم تعزیه خانی» باشند که جای تاسف بسیار دارد.
    ۵- اگر مراسمات مذهبی ما در مسیر درستی قرارداشت ما بی شک می بایست شاهد رشد وتعالی دینی جامعه می بودیم،آیا اینچنین است؟آیا شما کسی از قشر عامه مردم رو سراغ دارید که از خطبه های سیدالشهدا علیه سلام- با وجود این همه نشستن هر ساله به پای این مراسمات- اطلاع کافی داشته باشد؟
    خواهشمندم اگر انسان مطلعی جوابی قابل قبول لطفن پاسخی برای این سوالات قیدبفرماید:
    – چرا در سیره هیچکدام از ائمه اطهار سلام الله علیه نشستن در پای چنین مراسمی رکر نشده؟
    – چرا اکثر قریب به اتفاق بزرگان دین وحتی مراجع ورهبری از رفتن ونشستن پای چنین مراسمی امتناع می ورزند؟
    جناب آقای دکتر:
    بی شک ما در مقابل آنچه که در واقعه عاشورا اتفاق افتاده مسئول هستیم،وشاید بزرگترین مسئولیت نسل حاضر(به فرمایش شهید مطهری)زدودن چهره عاشورا از این زنگار تحریفات لغوی ومعنوی ورساندن پیام واقعی این واقعه به نسل آینده است.
    مسئولیتی که برای انجام اون،شاید نگاه به عاشورا و مراسمات مربوط به آن باید از اساس تغییر کندکه البته شروع آن از خواص جامعه انتظار میرود.یا حق

  6. نوشته شده توسط سیدمحمود فرزانه در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۱۲ ق.ظ

    سلام دکتر
    مطلب بسیار جالبی در مورد تعزیه نگاشته بودید . حدود ۴ یا ۵ سال قبل محرم که شیخ راشد یزدی تشریف آورده بودند بیت العباس یک روز چند نفری از تعزیه خوانها از جمله سیدباپیر حضور داشتند  در مورد اشعاری که در تعزیه خوانده میشود به غیر از افراد بومی کسی متوجه نمیشود بحث شد که آقای راشد یزدی به یک موضوع اشاره کرد و گفت که مشکل تعزیه در این منطقه این است که اشعار در دستگاه خوانده نمی شود ( منظور دستگاههای شور یا دشتی و … ) که او به سید باپیر گفت اشعاری از نسخه ابوالفضل (ع) بخوان که آقای راشد با یک نوای خیلی جالب آن را خواند.به نظر من اگر بانیان تعزیه به این موضوع دقت بیشتری کنند و آموزشهایی در این خصوص ببینند تحولی در سبک تعزیه خوانی خواهد شد که برای همگان قابل فهم خواهد شد.  بامید آن روز

  7. نوشته شده توسط عبدالصمدصفری در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۷:۴۵ ق.ظ

    البته یه کار خوبی هم که امسال انجام شد توسط صداوسیمای فارس با همکاری اداره ارشاد شهرستان، پخش مستقیم عزاداری های سنتی بود  که جا داره از اقای هنرپیشه تقدیر بشه به خاطر زحماتی که در بهتر انجام شدن این برنامه داشتن

    موفق

  8. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۷ ق.ظ

    باسلام خدمت جناب آقای اسدپور
    در ابتدای کلام نام پست باتصویراصلا همخوانی ندارد.موس که روی عکس!ثابت میذاری می نویسه سری به نیزه بلند است!!!
    واما بعد…
    ۱-درخصوص حل نشدن مشکل سایه بان تعزیه ها عرض کنم که بعض مکان های تعزیه هستند که ازسال۱۳۷۳ یعنی ۲۰ سال قبل تا کنون دارای سایه بان هستند.وازهمان ابتدااز شاخه های نخل استفاده می کرده اند تا کنون که به صورت چنکو در آمده است.{صرفاجهت اطلاع)
    ۲- اما دیالوگ نظمی که از آن به عنوان ویژگی بارز دیالوگ تعزیه های لامرد ومهراز آن یاد کردیدبه دلیل استفاده از سلایق شخصی وآوردن مداحی وروضه در میان ابیات منظوم عنقریب است که این منظومات به منثورات تغییر قالب دهند.به عنوان نمونه ای از تعزیه امسال روز عاشورا”حسینم صبر کن به یادمادرم زهرالحظه ای صبرکن…حسین جان کوچک بودم مادر پهلو شکستمون زهرا یه وصیتایی کرد.می گفت موقعی که دلم تنگ می شد زیر گلوی حسینمو می بئوسیدم.میخواستم یه بار دیگه زیر گلوی میوه دلم حسینوببوسم.امایه روزی میادتوکربلا حسین من غریبه….”
    ۳- اما از حمله شیر به سلطان قیس به عنوان داستانی جهت خنداندن تماشاچیان!!! وداستانی تحریفی یاد کردید.جهت اثبات تحریف یاعدم تحریف این موضوع بهتر است سری به پست “تعزیه شیر” در همین سایت خودتون بزنید.
    ۴-در خصوص توسل وتشفی با آب دهان وبه قول جنابعالی تفته هم مستند آن در جنگ خیبر در شفایافتن چشم درد امام علی با آب دهان پیامبرموجود است .آیا انداختن پیراهن یوسف بر صورت یعقوب فکر می کنید پیراهنش با پودرلباس شویی یا خشکشویی تمییزکرده بودندویا استریله بوده؟یا آب فرات که جدای از احترام به اهل بیت به دلیل غیر بهداشتی بودنش حتی نوشیدن آن منع شده زایرین کربلا به عنوان تبرک بر صورت نمی زنند؟کشیدن تفته برصورت که ضررش بیشتر ازخوردن روغن صنعتی پالم نیست که روزانه جند وهله می خوریم.آب دهان سالی یک بار اونم میکشن به صورتشون.
    ۵-آقای اسد پور جنابعالی دلیل عدم حذف صحنه ای مثل شیر از تعزیه را” ترس بانیان از عدم استقبال تماشاچیان از آن تعزیه”ذکر کردید!!!عدم استقبال مردم از یک تعزیه چه ضرری به پایگاه معنوی آن می زند؟متاسفانه این افکار برگرفته از همه نگاهی به تعزیه است جز نگاه معنوی وعبادت.یکی داره نماز میخونه کسی نگاش بکنه یا نکنه چه فرقی میکنه؟
    ۵- تعزیه هایی هم وجود دارد که به جز تعزیه خوانها همگی لباس عادی برتن دارند وچوبی هم در دست ندارند وعزاداران حاضرخودشان مسئول نظم وانتظامات هستند
    ۶- بعض متصدیان تعزیه هم در حال نوشتن نسخه هابا جوهر ومرکب وخود نویس هستند وبر روی آن نسخه به صورت پشت وروچسبی سراسری می زنند تاهم از آب وعرق وپاره شدن در جنگهای تعزیه حفاظت شود وهم از تحریف ودستکاری مصون بماند.
    چون این مسایل در مستندهای پخش شده از شبکه های مختلف سیما که آخریش هم جند روزقبل از شبکه یک پخش شد به صورت مفصل بیان کردیم در اینجا مختصر عرض کردم.

  9. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۵۶ ب.ظ

     سلام جناب صفری
    شما  از پخش مستقیم  مراسماتت به عنوان “کار خوب”  یاد کردید… میشه لطفن از محاسن این کار  چند مورد بنویسید؟
    هر چند  اایرادات نمایشی کردن مراسمات عاشورای حسینی بسیار است و در همین تجربه پخش مستقیم هم خودش رو بروز داد،لیکن جای طرحش اینجا نیست…

  10. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۰۴ ب.ظ

    جناب آقا/خانم “من”
    انشاالله در مورد عزاداریها نکاتی که به زعم من جالب بوده را در مطلب جداگانه ای خواهم نوشت

  11. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۰۹ ب.ظ

    کشتی شکست خورده توفان کربلا ” در خاک و خون تپیده میدان کربلا
    گر چشم روزگار بر او فاش میگریست ” خون میگذشت از سر ایوان کربلا
    از آب هم مضایقه کردند کوفیان       ” خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
     سلام
    جناب “امیدرها” دغدغه دین و دینداری قابل ستایشه. اما شما انگار در مقام یک استاد دین شناس تعزیه خوانی و نشستن پای آن را کاملا زیر سوال برده اید و با استناد به نظر رهبری، به نوعی زحمات بزرگانی مانند “راغب” در سرودن اشعاری جانسوز،بانیان و  همه کسانیکه زحمت کشید ه اند و همچنین گذشتگان به خاطر حضورشان را زیر سوال برده اید. لازم  است استفتا از رهبری در این خصوص به سایت جهت درج ارسال نمایید.
    _در بند سوم نوشته تان از صدور حکم مبنی بر “رقابتی بودن و معضل بودن آن” و همچنین “شعار یک محله یک تعزیه” بر اساس شاید و گمان، اقدام نموده اید.در آیه ۱۲ سوره حجرات تدبری نمایید.(آنجا که میفرماید:… از بسیاری از گمانها بپرهیزید که …)
    نویسنده عزیز،درسته که شما به فکر تعالی جامعه هستید،اما موضوع را از این منظر ببینید:همین مراسم است که جلوی اشاعه بسیاری از منکرات را گرفته است.
    جنابعالی که دغدغه رساندن پیام عاشورا به گوش نسل آینده دارید که در جای خود ستوده است اما غفلت نکنیم از اینکه جاری شدن درس عاشورا در زندگی نسل فعلی، بهترین روش درک آن توسط نسل آینده خواهد بود.
    اگر به خاطرات کسانیکه در حال مکاشفه، قسمتی از واقعه عاشورا (به جز سه ساعت آن که احدی طاقت دیدن آن را ندارد و همان سه ساعت نیز جلوی چشمان مبارک حضرت ولیعصر(عج) میباشد و چنین است که هرصبح و شام گریه میکنند)را دیده اند و همچنین شرح حال بزرگانی مانند مرحوم مرعشی نجفی و نحوه حضورشان در مراسم عزاداری مراجعه بفرمایید پاسخ سوالات خود را خواهید یافت.
    شما در سطر آخر افاضاتتان چونان یک دین شناس متخصص نوشته اید که باید نگاه به عاشورا و مراسمات آن از اساس!! تغییر کند.(هرچند شیوه نگارش شما -در بند ۱ نوشته تان-که مباه را به جای “مباح” و در بند ۳ معزل رابه جای معضل نوشته اید، نشان دهنده میزان تخصص شما می باشد) 

  12. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۰۹ ب.ظ

    جناب آقا/خانم تالی

    اگر بخواهید در میانه راه مثل شیراز یا اصفهان استراحت کنید -که واقعا لازم است- دو روز طول خواهد کشید
    در مورد قضیه شیر، تعداد زیادی از افراد را دیدم که صراحتا اعلام میکردند برای دیدن شیر آمده آند!!!
    یا از کل تعزیه این به یادشان مانده بود که شیر فلان تعزیه عجب شیری بود.
    خیلی ها هم بلافاصله بعد از ظاهر شدن شیر تعزیه را ترک میکردند.
    به هر حال مشاهدات من و خیلی از افرادی که با آنها صحبت کرده ام این است.

    انشاالله که تحریفهای صورت گرفته در وقایع عاشورا از تعزیه ها برداشته شود

  13. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۸ ب.ظ

    با سلام محضر دکتر/استادارجمند
    نوشته مرا از این منظر که زیبنده جنابعالی نیست که جریان حمله شیر به سلطان قیس را دلیل جلب تمشاچی!! از طرف متصدیان تعزیه بپندارید،مطالعه بفرمایید. و متعجب می شوم وقتی از استادی پایتخت نشین نوشته ای می بینم که انگار از درون و نیت متصدیان تعزیه نیز مطلعند.
    بعضیها!(والبته نه خیلیها) که به خاطر دیدن شیر به تعزیه می آیند نباید به حکم جنابعالی به حذف آن منجر شود آن هم بدون داشتن تخصص در این زمینه.من هم با جنابعالی در زمینه حذف تحریفات هم عقیده ام و البته با نظر کارشناسان در یک جمع دینی نه مطرح نمودن غیرمنصفانه آن در فضای مجازی.
    راستی نُه(۹) روز اول که شیر نداره بازم خیلیها!! (عزادارن)برای تماشا حاضر می شوند؟
    دکتر جان بازم مزاح!، حداکثر مسافت زمانی تهران – لامرد (۱۷) ساعت میباشد و چنانچه با استراحت (۷) ساعته نیز همراه باشد،باز از ۲۴ ساعت تجاوز نمی کند.
    توفیقتان روزافزون

  14. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۴۴ ب.ظ

    آقای فرزانه باسلام وحسته نباشید.تعزیه ما داره از شبکه ملی با همین نوا پخش میشه وتمام کشور مستمع آن هستند وهمه متوجه می شوند.چه کسی معتقده که اشعار تعزیه ما فقط بومی ها متوجه می شوند.به قول یکی از دوستان تا به سبک دی بلال(دشتی) خونده نشه وچندتا روضه ومرثیه اضافش نکنن قبول نیست؟سبک نسخه حضرت عباس روز هشتم هم کاملن حماسی وخاص خودش است ودر قالب دستگاه ها نمی گنجد.پیرامون همین موضوع ستاد مراسم عاشورامحله بنی هاشم(سبخی) در سال۱۳۸۰یعنی۱۳ سال پیش جزوه ای با نام”ادبیات روز هشتم” تنظیم و انتشار دادکه به ظرافت کاری هاوشاهکاری های ادبی وقالب آوایی اشعار تعزیه شهادت حضرت عباس که خاص آن روزاست پرداخته بود.

  15. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۵:۰۰ ب.ظ

    باسلام جناب اسدپور

    ..مطالب آقای محامد را عنایت فرمایید.به رغم اختصار پاسخس ، موضوع را گویا به عرض رسانده. وی ازتعزیه خوانهای معاصرمنطقه واجدادش تاپنج نسل پیش تعزیه دار منطقه بوده اند. همچنین خود دست اندرکار فعالیتهای پژوهشی و رسانه ای تعزیه منطقه است و درجدیدترین فیلم مستند تعزیه منطقه لامردکه سه چارروزپیش ازشبکه یک سیما پخش شد وی دستیار کارگردان بود..ضمنا یادداشتهای آقای تالی نیز دربردارنده مطالب صائبی است .

  16. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۵۰ ب.ظ

    جناب تالی 
    سلام
    ۱٫برای کسب استفتاء رهبری معظم لطفن کمی به خودتان زحمت بدهید  که یافتنش با جستجویی ساده در اینترنت  میسر میشود.
    ۲٫ کسانیکه در صحنه عاشورا هم  با امام جنگیدند، کلی زحمت کشیدند و تلاش کردند…دلیل نمیشود که هر کس جایی  عرقی ریخت  کارش درست انگاشته شود. بعد از واقعه عاشورا هم بودند کسانی که به پاس کشته شدن حسین،مسجدها ساختند و  مراسمها گرفتند…
    ۳٫بند سه عرایضم حدس وگمان نیست، رشد عددی محل های برگزاری تعزیه، خود نشان از تلاش برای تحقق ااین  شعار دارد.شمردن که  تخصص نمیخاهد برادر
    ۴٫شما از کاهش منکرات بواسطه مراسم تعزیه سخن گفته اید، آیا مستند دارید که چه منکری بدین واسطه   انجام نشده ؟ اگر در این شهر زندگی می کنید  می  بینید که منکرات امروز به نسبت گذشته بسیار بیشتر شده، حتی همین ۱۰ روز عاشورا هم روز بروز بر منکرات و انحرافاتش افزوده می شود.
    ۵٫همه بزرگان  ، غلامان و عزاداران وگریه کنان مجلس ابا عبدالله علیه السلام هستند و در مراسم مرثیه خانی ایشان شرکت دارند.اما من جایی نیافتم که  مرجعی)حتی همان  مرحوم مرعشی نجفی) در مراسم تعزیه حضور بهم رساننده باشند.فقط در کتاب زندگی نامه امام راحل  قید شده که ایشان در جوانی  یکبار در مراسم تعزیه ای  حضور داشته اند و لا غیر..
    ۶٫آنچه نوشته ام   از مطالعات بسیار اندکم  در باب عاشورا و به استناد فرمایشات بزرگانی چون شهید مطهری و رهبری  معظم و البته مشاهدات عینی مشکلات این مراسم  در شهرستان بوده، اگر شما اطلاعات بیشتر ویا مستندتری دارید  میفرمودید که من هم جاهل از دنیا نروم…. به هر حال در فرمایشات شما جوابی برای سوالاتم نیافتم
    والبته از یادآوری غلط های املایی ام بی نهایت سپاسگزارم.یا حق

  17. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۱۷ ب.ظ

    با تشکر ازهمشهری.در کتاب در دست چاپ”تعزیه تعامل مذهب وهنر”نوشته اخوی،سید ابوالحسن عمرانی در بخش”تعزیه وفقهای دین”دیدگاه مراجع شیعه از۲۰۰سال قبل تا عصرحاضر درباره جواز تعزیه وتاثیرگذاری این هنر آیینی بیان شده است

  18. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۵:۲۹ ق.ظ

    سلام علیکم
    “امید رها”ی عزیز کلیت نوشته تان گویای اینه که نوشته مرا درست نخوندی. به طور مثال من از کاهش منکرات نگفته ام بلکه نظرم تاثیر اینگونه مراسم در جلوگیری از اشاعه منکرات است. و انگار خوب آمار منکرات را در چنته داری.
    از پرنده بلند پروازی در اوج هزارپایی که دمش به طرف آسمان بود و رویش به سمت لنجزاری در زمین، پرسیدن چه میبینی ؟ جواب داد که همه جا لجنزاره و هیچ زیبایی نمی بینم. اما وقتی از یه گنجشک کوچکی که در یک یک متری بالای لنجزار  روی یک چوب نی خشکیده رو به آسمان نشسته بود پرسیدند، با نشاط زایدالوصفی جواب داد که: زیبایی و بیکرانگی آسمان آبی را می بینم.
    دوست عزیز وقتی که چشم و گوش (و در واقع تمام جوارح)بر روی نادرستی و پلشتیها بسته شود آنموقع … * بگذریم بهتره خودت تجربه اش کنی.
    در پناه خدا باشید

  19. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۳ ق.ظ

    سلام آقامحمد (محامد)
    ازجمله نوشتجات برادرتان (سیدابوالحسن )درباره تعزیه ، مقاله ای را در فصلنامه تخصصی تئاتر دیدم .عنوان این مقاله پژوهشی ، ” تعزیه و سووشون” بود . باموضوع بررسی و نقدالهام گیری تعزیه از آیین سوگ سیاوش. این مقاله در جدیدترین شماره فصلنامه تئاتر (نشریه تخصصی انجمن هنرهای نمایشی ایران ) به چاپ رسیده است .یکی از اساتید میگفت پس از حدود چهل سال ازطرح دیدگاه دکتراحسان یارشاطر مبنی بر رابطه و الهام گیری تعزیه از اساطیر قبل ازاسلام ، این اولین مقاله ای است که اززوایای مختلف تاریخی ، هنری ، دراماتیک و…به نقد منصفانه این دیدگاه پرداخته است..برای شما در جهت اعتلای فرهنگ و هنر دینی آرزوی موفقیت دارم .

  20. نوشته شده توسط داود حیاتی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۴۰ ب.ظ

    سلام و عرض ادب دکترجان!
    به نکات جالبی اشاره کردید. قدیما که می رفتیم تعزیه، مادرمون مجبورمون میکرد روز عاشورا با پای برهنه بریم. چون اون زمان شبیه قداست خاصی داشت. محل گریه و عزاداری بود نه خنده. حتی یادمه اگه کسی می خندید ناظمها با چوبشون تذکر جدی می دادند. مرحوم سید عبدالحسین (پدر باپیر) اگه نسخه خوانی اشتباه می خوند وسط مجلس با صدای بلند بهش تذکر می داد. جنبه های تأتری شبیه مهم نبود ولی حفظ قداست آن مهم بود.
    اما الان قضیه کمی متفاوت است. نسل جدید بیشتر دنبال جنبه های بصری تعزیه هستند و البته این عیب نیست. گردانندگان تعزیه باید مدرن تر شوند و بسوی بازسازی صحنه های واقعی گام بردارند همانگونه که جنابعالی به درستی اشاره کردید.

  21. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۰۲ ب.ظ

    تالی جان
    موضوع شیر را من از شنیده هایم از کسانی که در این زمینه دستی داشته اند شنیده ام. اما با فرض صحت آن:
    اولا در نحوه اجرایش انتقاداتی وجود دارد که باید سنگین تر و در شان تعزیه اجرا شود نه این که محلی برای سنگ پرانی شیر به سمت اسب سواران و خنده حضار شود. ثانیا قبول آن خیلی از سوالات را به ذهن متبادر میکند مثلا:
    ۱- مگر در همان وسط میدان رزم، کسانی دیگر از محبان اهل بیت در گوشه دیگری از دنیا دچار گرفتاری نشده اند که فقط سلطان قیس از این میان برای کمک انتخاب میشود.
    ۲- چرا برای زمانهای دیگر روایتی نداریم که چنین اتفاقی افتاده باشد و عدل همان وسط میدان رزم باید این کمک صورت بگیرد.
    ۳- کسی که برای کمک به دوستانش به آن سر دنیا میرود نعوذ بالله این قدر قدرت ندارد که دشمنان خودش را نابود کند؟
    ۴- مگر سلطان قیس در حال جهاد در راه خدا بوده که امام به کمکش بیاید؟ او در حال شکار حیوانات زبان بسته بوده !
    و ده ها سوال دیگر که ممکن است به ذهن برسد.

    تعزیه نوعی نمایش است و کلمه تماشاچی یا تماشاگر فارسی شده مستمعین و حضار است. نکته منفی ندارد که از کاربردش ابایی داشته باشیم.

    راستی راجع به نکته شما درباره زمان سفر وسط بحث مذهب و تاریخ :)
    خب ما رانندگی بلد نیستیم و یک روزه نمیتوانیم. انشاالله از شما رانندگی یاد بگیریم

  22. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۱۱ ب.ظ

    محامد جان
    ممنون از اطلاعات شما
    خیلی خوب است که برخی تعزیه ها فکری برای سایبان کرده اند
    در برخی از تعزیه ها همانطور که شما میفرمایید به قصد گریاندن مستمعین (بجای تماشاچیان بخاطر رضایت تالی عزیز) روضه هایی به تعزیه اضافه شده که در چند تعزیه ای که من رفتم هم مشاهده کردم. به نظرم نظم کار را به هم میزند و حضار را از تمرکز در می آورد.
    اما در مورد آب دهان، فکر میکنم مزاح میفرمایید. گیرم که پیامبر معجزه گر آب دهانش شفا بوده، به نسخه خوان ما چه ربطی دارد؟

  23. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۵ ب.ظ

    باسلام خدمت آقای اسدپور عزیز.سوالی که از جنابعالی دارم اینه که مگر میتی که امام رضا به دادایشون رسید چه خصوصیت بارزی داشت؟مگه نه این بود اسم امام زمانش نمی دونست؟ یا آهویی که امام رضاضامنش شد چه مزیتی داشت؟چشماش قشنگ بود؟یا آهو در راه خدا جهاد می کرده؟مگه کسی دیگه در همان زمان نیاز به ضمانت نداشته که امام اومده ضامن آهوشده؟پیرامون توسل هم امشب ان شاءالله.

  24. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۳۷ ب.ظ

    آقای اسدپور باسلام مجدد.همان گونه که تباکی علی الحسین یعنی خودراشبیه گریه کنندگان برحسین درآوردن مستوجب پاداش است واز طرفی همان گونه که مردی از اصحاب فرعون که حضرت موسی خود را شبیه او در آورده بود،به دلیل شبیه شدن شخصیتی مانند موسی به ایشان از غرق شدن نجات یافت،به همین دلایل شخصیتی که خودرا شبیه حضرت عباس یا امام حسین در می آوردتبرک جستن از آنهااگر موجب شفاوشفاعت نباشد مستوجب عذاب وعقوبت هم نیست

  25. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ

    سلام به دکتر
    واقعا نه رشته تحصیلیتان میدانم و نه دقیقا مدرک تحصیلی شما و چون دیگران دکتر خطابتان میکنند من هم شما را دکتر خوانده ام . اما چیزی که مسلم است و از فرمایشات حضرتعالی و سوالات تبادر شده به ذهنتان واضح است اینه که در اینگونه امور زحمت اندک مطالعه نیز متحمل نشده اید.که یقینا چیزی از جایگاه استادی و سوادعلمی شما نمی کاهد. بطور مثال، طی الارض جای هیچگونه شکی ندارد و تنها مختص به امام معصوم نبوده بلکه یاران نزدیکشان نیز دارای چنین خصوصیتی بوده و هستند و حتی طی زمان نیز مسئله پذیرفته شده ای است.
    _ از اضطرار گفته ام که معنایی بس فراتر از گرفتاری دارد و کمک اولیاء خدا به افراد مضطر تنها به دوستانشان محدود نبوده و نیست.
    _امام حتی کمک جنیان و زعفر نیز برای نابودی دشمنانش نمی پذیرد. و بحث دشمن شخصی نیست.جنگ تمام فضایل و پاکی هاست علیه تمام رذالتها و پلشتیها. 
    _در صورت تمایل از طریق پست الکترونیک بیشتر با هم گفتگو می کنیم.
    ایراد مزاحگونه تالی را (در مورد بعد مسافت) به شوخ طبعی تان ببخشایید.
    در پناه حق

  26. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۵۱ ب.ظ

     سلام محضر اسدپور گرامی
     امامان معصوم درپی نابودی دشمنان خویش نبوده اند و همواره قصد هدایت و دستگیری داشته اند.
    _ابا عبدالله(ع) در آن لحظات آخر در گودی قتلگاه که شمر بر بالین حضرت،آماده جدا نمودن سر مبارک اباعبدالله بوده نیز به موعظه و نصیحت قاتل خویش پرداخته تا بتواند وی را به راه سعادت بازگرداند.(جهت اطلاع بیشتر می توانید به “مناقب ابن شهرآشوب” مراجعه بفرمایید)

  27. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ

    جناب اسدپور . با مطلبی که به صورت خصوصی برایتان ارسال کردم باید شبهه آب دهان برایتان حل شده باشد …درمجموع توقع میرفت حضرتعالی بانگاهی عمیقتربه تعزیه منطقه لامردبنگرید.هم محاسن وهم معایبی که برای تعزیه برشمرده اید کارشناسانه نیست . البته این موضوع از محتوای علمی شما در رشته تحصیلی خودتان نمیکاهد .پژوهشهای علمی متعددی درباره تعزیه بوسیله پژوهشگران مربوطه انجام شده .کاش قبل از این اظهار نظرها پیش مطالعه ای میداشتید .راستی چراوقتی سخن از انجام پژوهشهای تعزیه شناسی به میان آمد ،اسدپور فرهیخته به جای استقبال ، به حاشیه تشریف بردند؟!و موضوع عامیانه ای مطرح فرمودند که اگر امام حسین توان رفتن و برگشتن تاآن سوی دنیا داشت چرا دشمنانش را نابود نساخت ..به نظر میرسد پس از پاسخ آقای محامد و نکات کلیدی ومهمی که آقای تالی متذکرشدند ،طرح دوباره مباحث غیر کارشناسی ، جای مقال نداشته باشد..موفق باشید

  28. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۲۰ ق.ظ

    باسلام .آقای همشهری عزیزمطالبی که ازآن یادکردیدبرخی ازمحتویات بخش اول همین کتاب است ان شاء الله به زودی این کتاب واردبازار می شود .از اظهارلطف شما سپاسگزارم.ازطرفی شکسته شدن فاصله های زمانی ومکانی(طی الارض) به استناد آیات قران حتی قبل از اسلام در”تعزیه شیر”به آن پرداخته ایم به همین دلیل اینجا از اطاله کلام خودداری می کنیم.

  29. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۰۱ ب.ظ

    تالی جان / همشهری جان

    بنده بهیچ عنوان مساله طی الارض را نفی نمیکنم. چون در مورد آن چیزی نمیدانم. بحثی که من مطرح میکنم این است که چه لزومی دارد این قسمت به صورتی طنز به صحنه های تعزیه اضافه شود.
    و در صورتی که این صحنه به تعزیه اضافه شود خود باعث ایجاد سوالاتی میشود که اگر پاسخی به انها داده نشود باعث باور ناپذیر شدن صحنه های دیگر میشود.

    پژوهشهای تعزیه شناسی هم روی چشم ما جا دارد و اگر قرار باشد جایی مطرح شود یکی از جاها همین سایت و در ادامه همین پرسش ها است. این گونه مطالب به آگاهی بیشتر ما از این واقعه کمک میکند و باید به صورت عمومی مطرح شود و نه به صورتی خصوصی و با تبادل ایمیل.

  30. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۳۳ ب.ظ

    جناب اسدپور بزرگوار..پرداختن به موضوع قیس وگرفتارشدن او در چنگ یک شیر ،نمادی از اجابت استغاثه شیعیان به امام زمانشان درهرعصری است .یکی ازویژگیهای امام قدرت تصرف در زمان و مکان به اذن خداوند است .که آقای محامد درجای دیگر مستندبه آیات و روایات به آن اشاره بایسته نموده اند …ایراد اجرای طنزگونه قسمت قیس و شیر متوجه مجریان تعزیه مربوطه است نه اصل موضوع . مجریان بایدآنرابه درستی به مخاطب اطلاعرسانی و باشیوه صحیح آنرااجرانمایند..اعمال سلیقه های شخصی در اجرای تعزیه حتی در بخشهای اصلی تعزیه ،موجب ایرادشبهه و اخلال در اصل موضوع تاریخی میشود چه رسد به قسمت قیس و شیر …این مطالب رانوع مستمعان تعزیه میدانند.
    واین بدین معناست که جناب اسدپورعزیز از آیینها و باورهای منطقه یه خرده فاصله داشته ن ..عرض بنده این است اسدپورارجمند بدون پیشزمینه مطالعاتی به موضوعی پرداختند که نیاز به تحقیق بیشتر پیرامون آن وجود داشت ودارد باذکر مجدداین نکته که محاسن و معایبی که با حضور در یکی دومجلس تعزیه بیان فرموده اند ، کارشناسانه نیست (ضمن حفظ احترام به شأن و جایگاه علمی ایشان در جای خود ) به نظر میرسد اذعان به این موضوع ، چیزی ازجایگاه علمی جناب اسدپور عزیز و مدیرفرهیخته سایت تراکمه ، نمی کاهد. ..ازسویی تعزیه دهه عاشورا که فقط در ده دقیقه قسمت شیر و قیس خلاصه نمیشود.وتعزیه منطقه لامرد فقط در تعزیه ای که جناب اسدپور در آن حضور یافتند منحصرنمیگردد…موفق باشید

  31. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۱۸ ب.ظ

    جناب تالی عزیز
    سلام
    صحیح میفرمایید،بنده آمار منکرات را خوب در چنته دارم،اگر شما ندارید پس اول نقص همین است،همین دروغهایی که در مراسم تعزیه به اها بیت پیامبر سلام الله علیه نسبت می دهید هم از همین منکرات است و شهید مطهری می فرمایید که«به خدا سوگند اگر در ماه مبارک رمضان این مطالب را کسی بیان کند روزه اش باطل است،چون به ائمه اطهار دروغ بسته است»
    در خصوص مثالتان هم باید عرض کنم من نه آن پرنده بلند پروازم که سر بر زمین داشته باشم ولجنزار ببینم و نه می خاهم آن گنجشک باشم که تمام ،سر برآسمان داشته باشم و زیبایی ببینم. زشتی،زشتی ست و زیبایی،زیبایی.حقیقت و دروغ با تغییر زاویه دید انسان،تغییری نخاهد کرد.
    آن پرنده زیبنده است که گاه سر بر آسمان کند وگاه بر زمین بنگرد وهر آنچه که هست،را همانطور که هست،ببیند…

  32. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۵ ب.ظ

    جناب تالی:
    جناب محامد:
    شما با چه منطقی بدلیل اینکه اطلاعاتی از تعزیه دارید دیگران را به بی اطلاعی ونداشتن مطالعه متهم میفرمایید؟!در طول تاریخ بسیار بوده اند علمای دین وبزرگانی که بواسطه کج فهمی وعدم درک صحیح حقیقت دین- علیرغم داشتن حُسن نیت قلبی_،به خطا رفته وبا همان اعتقاد نادرست از دنیا رفته اند.صِرف داشتن معلومات نمیشود بر کار خود صحه گذاشت.شما تصور می کنید هر مراسمی وبه هر ترتیبی بنام سیدالشهدا سلام اله علیه برپا شد درست است؟!چون مردمی در پای این مراسم می گریند ماهیت آن درست است؟!
    اگر تابع ولی امر مسلیمین،رهبری معظم، هستید که ایشان فرموده اند«بهتر است بجای این مراسم،مرثیه خانی برگرار شود».
    شما با چه منطق واستناداتی بر تحریفات واضح عاشورا در این مراسم- همچون عروسی حضرت قاسم و سلطان قیس و..- پا فشاری دارید؟مگر نشنیده اید که در قم،آیت الله بروجردی و آیت الله شاه آبادی-از مراجع عظام زمانه خود- بدلیل همین تحریفها مراسم تعزیه در قم را حرام اعلام کردند و از برگزاری آن جلوگیری نمودند.لااقل آنقدر بزرگواری بخرج دهید که تحریف ها را از این مراسم برچینید..
    به نظر برای اتمام حجت-حداقل برای شخص خودتان- صحت موارد مورد اختلاف را از مرجع تقلید خود جویا شوید،
    عزیزان از منیت ها بپرهیزید ، عوام را به سوی جهل نکشید ؛ به فتوای خود عمل نکنید و بر طریق نادرست خود اصرار نورزید؛ که امروز اگر امام عصر «عجل الله تعالی فرجه شریف گریه کنند» ،گریه بر جهل امتش است(همچون جد بزرگوارشان که بیشتر بر جهل لشکریان دشمن گریست تا مصیبت های اهل بیت خود)یا حق.

  33. نوشته شده توسط امید رها در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۳۳ ب.ظ

    همشهری عزیز:
    سلام
    عجیب است که شما تمام مباحث موافق را«نظرات کارشناسی» تلقی نموده ونظرات انتقادی را با چوب «غیر کارشناسی»بودن زده اید!.
    ابتدا اینکه در مسایل دینی همه باید کارشناس باشند،دوم آنکه بسیاری از کارشناسان و محققین دینی بصورت مستند این خرافاتی که برخی از دوستان از آن دفاع میکنند را رد می نمایندکه مستندات آن اِلی ماشاالله هست،پس خود را به خاب زدن ،حقیقت را تغییر نمیدهد.سوم آنکه برای رد این تحریفات همان بس که به زمان ورود انها به مراسمات وعزاداری ها پرداخته شود
    سنجش درستی ونادرستی هر رفتار با قیاس آن موضوع با رفتار ائمه اطهار سلام الله علیه امکان پذیر است،که با این شاخص بر هر انسان اگاهی تکلیف این انحرافات در دین روشن خاهد شد.یا حق

  34. نوشته شده توسط الف.اميدوار در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۸:۰۴ ب.ظ

    من به آقایان محامد و تالی پیشنهاد میکنم کمترین پاسخی به سطحی نگری های جناب امیدرها ندهند..البته ایشان تقصیری ندارند ..معلوم است بنده خدا از تعزیه ها فقط عروسی قاسم که در برخی جاها برگزار میشود دیده یا شنیده اند..شایدنمیداند مثلا درتعزیه سبخی بیش ازهفتاد سال پیش اشعار تعزیه بوسیله مرحوم آسیدعباس عمرانی که تحصیلکرده نجف اشرف و ازطبع شعرخوبی برخوردار بود ، تصحیح و به عنوان مثال عروسی قاسم به طور کلی حذف گردیده..وی تعزیه ……رادیده و فکرمیکند همه جا همین اوضاع است .نه عزیزبرادر پیشنهاد میکنم چشم هاراشسته و جوردیگرببینید…راستی پاسخ جدیدترین استفتائات پیرامون تعزیه از دفتر مراجع عظام معاصر را هم ببینید. برای رفع شبهاتتان خوب است .ضمنا در منطقه لامرد هردو مراسم (هم تعزیه خوانی و هم مجالس وعظ )برگزار میشود .خیلی ازواقعیات دور نشید.این سایت هم فقط برای سیاه کردن صفحه طراحی نکردن .اگه قراره تکرارمکررات بی اساس و مطالب موهوم نگاشته شود دیگه به خودتون زحمت ندید…شب خوش

  35. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ

    باسلام خدمت امیدرها:این عین گفته شماست:”جناب محامد:
    شما با چه منطقی بدلیل اینکه اطلاعاتی از تعزیه دارید دیگران را به بی اطلاعی ونداشتن مطالعه متهم میفرمایید؟ازشما تقاضا دارم این موضوع را در صحبتهای بنده ثابت کنیدوگرنه خود شما محکوم به متهم کردن دیگران هستید.منتظرم.در خصوص عروسی قاسم هم داخل تعزیه ما نیست پیرامون شیرهم چندبارگفتم سری بزنید به پست “تعزیه شیر”داخل همین سایت.و جهت اطلاع از نظر فقهادر خصوص تعزیه هم سری بزنیدبه وبلاگ”تعزیه محله بنی هاشم”(محرم۶۱).

  36. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۱۱ ب.ظ

    آقای دکتراسدپورعزیز در نهایت تواضع و ادب باعدم نگارش مطلب در کامنت جدید ،موضوع غیرکارشناسی بودن برخی دیدگاههایشان درباره تعزیه که فی الواقع حوزه مطالعاتیشان هم نیست پذیرفتند .این کارایشان نشان از بلند نظری شان دارد.این دوست فرهیخته خودواقفند که شیوه متعارف این است که هرکسی باید در حوزه تخصصی خود صاحبنظرباشد .. کاش اینگونه افراد رابیشتر میداشتیم ..البته صراحت لهجه و جسارت ماراهم ببخشایند..به آقای دکترپیشنهاد میکنم درباره تعزیه با آقایان عمرانی (دست اندرکاران و مجریان تعزیه سبخی ) درارتباط باشند .سالهاست مطالعات گسترده ای درباره تعزیه آغازکرده اند و نتایج مطالعاتشان در قالب کتاب ،چاپ و فیلمهای مستند ،تولید وپخش شده است . ضمنا تعزیه ایشان هم ازبسیاری از ایرادات تاریخی و ادبی ،پیراسته گردیده و شیوه اجرایی خوبی دارد .نسخه خوانهای سرشناسی هم داشته و دارد .اگرازقدیمیترها درباره امام خوان معروف منطقه بپرسید ، نام مرحوم سیدابوالحسن عمرانی – که چهل و چندسال پیش در شهر آبادان وفات یافتند-برزبان خواهندراند…برای شما پیروزی وبهروزی و برای همه دست اندرکاران اقامه یادونام سالارشهیدان، استمرارتوفیق آرزومندم..

  37. نوشته شده توسط مرتضی ثقفی در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۲۴ ب.ظ

    با سلام خدمت همه عزیزان و با تشکر از اقای اسدپور که چنین مطلبی نوشته اند.اینجانب نیز مطلبی میگذارم هر چند شاید بعضی از مطالب به کامنت اقای اسدپور ربطی نداشته باشد اما صلاح دیدم که بنویسم:
    ۱)برادران و بزرگواران عزیز این خیلی خوب است که در شهر لامرد تعداد زیادی تعزیه برگزار میشود و از ان بهتر دقت نظر مردم فرهیخته لامرد که به بعضی از نسخ انتقاد دارند اما راهکار این است که این انتقادها و پیشنهادها بشود و سپس توسط اداره فرهنگ و ارشاد جمع اوری و طی جلسه ای با حضور کلیه بانیان تعزیه به گوش انها رسانده شوذ تا در سالهای بعد رفع شود
    ۲)پیشنهاد دوم این است که در طول این یکسال کلیه بانیان حداقل ماهی یکبار در یک جا دور هم جمع گردند و به رفع ایراذات نسخ تعزیه بپردازند و در یک ماه مانده به محرم نسخ مشترک در تعزیه چاپ نمایند
    ۳)در مورد این شیوه تعزیه خوانی به نظر اینجانب خوب میباشد اما بهتر است که همه به یک سبک اجرا نمایند
    ۴)سعی شود توسط اداره فرهنگ و ارشاد محل های تعزیه ثبت شود تا از به وجود امدن دو مجلس تعزیه در فاصله چند متری جلوگیری شود که چنین امری باعث نشود مجلس امام حسین سبک شود
    ۵)پیشنهاد اینجانب این است که برای سال اینده از پیرغلامان تعزیه در روز عاشورا تجلیل به عمل اورند
    ۶)عزیزان و دوست داران تعزیه و بانیان عزیز تعزیه در کجای تاریخ نوشته شده که امام حسین در روز عاشورا صبح قبل از نماز به شهادت میرسند.متاسفانه در شهر لامرد تمام تعزیه ها در روز عاشورا صبح اجرا میشود به جز تعزیه(تعزیه مرحوم سید ابراهیم موسوی لامردی و تعزیه مرحوم سید ابراهیم قلعه ملا).این برگزار شدن تعزیه در صبح باعث این میشود که علنا در شهر لامرد در روز عاشورا متاسفانه هیچ عزاداری برگزار نشود و اگر هم میشود در شان روز عاشورا نیست.سعی شود تمام تعزیه ها عصر برگزار شود که با این کار چندین عمل انجام میپدیرد که میتوان به عزاداری و برگزاری نماز ظهر عاشورا و سپس شام غریبان در خود محل تعزیه اشاره نمود
    ۷)عزیزان متاسفانه در شهر لامرد بعد از روز ۹ یعنی همان شب عاشورا هیج مراسم خوبی گرفته نمیشود و کلیه مجالس با حضور جوانان تعطیل میشود که در این جا دست متولیان فرهنگی لامرد میفشارد که برنامه ریزی نمایند که حداقل تا ۱۲ محرم حسینیه ها مملو از جوانان و عزاداران حسینی همپون شهذهای دیگر باشد

  38. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۳ ب.ظ

    تعریف تهمت وافترا در قانون مجازات جدید:ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی:” هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا درج در روزنامه وجرایدیا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر امری را به صراحت به کسی نسبت دهد یا آن را منتشر نماید…و نتواند درستی آن اسناد را ثابت کند.”.
    پس

    اندکی هم رفتار خود را در خصوص تهمت وافترا با رفتار ائمه مقایسه کن. قال الامام علی – علیه السلام – : لا قحَهَ کَالبُهتِ.

    «غرر الحکم، ح ۴۴۳۸»

    : هیچ بی شرمی و وقاحتی چون بهتان زدن نیست.

  39. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۴۲ ق.ظ

    همشهری جان

    در این که ما در این مورد تحقیق چندانی نکرده ایم حرف شما صحیح است. اما فرض کنید چنین سوالی برای ما مطرح شده و ما میخواهیم حقیقت امر را متوجه شویم. چه اشکالی دارد اگر در رابطه با تحریف بودن یا نبودن برخی از صحنه های تعزیه در اینجا بحثی صورت بگیرد. سوال کردن که کارشناس بودن نمیخواهد.
    در مورد تعزیه شیر مطلبی توسط آقای محمود ملکی در همین سایت نوشته شده
    لینک به مطلب اقای ملکی

    آنچه از این مطلب برمی اید این است که در این مورد اختلاف نظر زیادی وجود دارد

  40. نوشته شده توسط سعید در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۱۳ ق.ظ

    اقای همشهری جان
    انچنان از حوزه ی تخصصی جناب شیر صحبت میکنید که انگار
    در فلسفه ی هر قدم و نعره اش پشتوانه ای به اندازه ی قریب به چند 
    صدسال مطالعه پیوسته وجود دارد…پس ای کاش از ان حوزه گسترده ی مطالعاتی
    جناب شیر، یک خط ناقابل مکاشفه میکردید، تا خدای نکرده بی اطلاع از فضایل شیر
    از دنیا نرویم که یقینا مصداق خسران عظیم است..بی خیال داداش!

  41. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام به “امید رها”ی گرامی
    اگر به آیه شریفه سوره حجرات مراجعه کرده بودی باز براساس حدس و گمان به نوشتن کامنت اقدام نمی نمی کردی. فلانی، اگر کامنتهای مرا نه برای جواب دادن،خوانده بودی یقینا شاهد چنین نوشته هایی از طرف شما نبودیم. لازم است بدانید که من به هیچ وجه از دست اندرکاران تعزیه نبوده و نیستم _ جنابعالی با پندار نادرست به چنین نتیجه ای رسیده اید_ و در چند سال اخیر توفیق دیدن  بیش از دو و یا سه مجلس تعزیه نصیبم نشده است.
    پس ای عزیز درست بخوان تا سنجیده بنویسی.
     دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن  ”  به وقتِ گفتن و گفتن به وقتِ خاموشی

  42. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۹:۵۰ ق.ظ

    درود به همشهری دوست ناشناخته ام 
    از مطالبتان بهره بردم و سپاس از اینکه کامنتها را حقیقتا درست والبته نه برای جواب دادن خوانده ای. وهمین باعث شده که به درستی، مطالب را دریابید.
    اظهار لطف”الف.امیدوار” هم سپاسگویم. و توصیه تان مدنظر.

  43. نوشته شده توسط تالی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ

    درود به استاد “اسدپور”محترم
    حضرتعالی در کامنت ۲۱ آبان ساعت ۱۴:۰۲ سوالاتی مطرح کرده اید و بنده بقدر بضاعتم کامنتهایی گذاشته ام  و اگر دقیقتر مطالعه بفرمایید جوابهایتان را خواهید یافت.
    توجه بفرمایید بنده کمتر به چرایی و چگونگی تعزیه پرداخته ام. و نوشته های من پیرامون مطالب و سوالاتی است که برای شما در رابطه با بعضی خصوصیات و جنبه های شخصیتی امام مطرح شده است، از قبیل طی الارض و اینکه چرا با وجود قدرت به نابودی دشمنانش اقدام نکرده اند،.و اگر پیشنهاد تبادل از طریق ایمیل را داده ام یرای مباحث روشنتر و البته طولانی ست.
    در صورت تمایل حضرتعالی، سیر انحرافاتی که در واقع از سقیفه در جامعه اسلامی آغاز شد و  پس از پنج دهه در اوج خود به ایجاد واقعه خونین کربلا منجر شد با هم مرور می کنیم.
    سرافراز باشید.

  44. نوشته شده توسط عرفان در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۴:۱۹ ب.ظ

    با مطالعه و مقایسه کتب معتبر تاریخی در باره حادثه عاشورا ، به راحتی می توان بیشتر پیرایه های اضافه ای که به این حادثه بسته شده را تشخیص داد. وقتی تاریخ طبری و ابن اثیر را بخوانی وقتی “شهید جاوید ” و “تحریفات عاشورا ” را مطالعه کنی دیگر مقتل نامه ای به نام “لهوف ” را جزو کتب ضعیف خواهی شمرد.بیشتر اتفاقات ماورا الطبیعه مثل آمدن شیر ، زعفر جنی ، و خیلی از غلوهایی که به علت دوستی یا نادانی به حسین بن علی (ع) و یارانش نسیت داده شده کذب محض است. ، گریه و زاری های خانواده این شخصیت بزرگ به آن صورتی که در تعزیه ها و روضه ها از آن گفته می شود نبوده و به گواهی کتب معتبر جو حاکم بر بازماندگان ،صبر و فروحوردن گریه بوده.
    با پیشنهادات دکتر اسدپور موافقم و معتقدم برای اینکه این هنر آیینی (تعزیه) همچنان پایدار بماند نیاز به زدودن خرافات از این واقعه تاثیرگذار هست

  45. نوشته شده توسط من در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۹ ق.ظ

    سلام به همه دوستان
    تشکر مجدد از اقای اسدپور عزیز واسه نوشتن مطلب زیباشون،اقای دکتر من پیام اصلی مطلبتون رو مثل بعضی دیگه از خواننده های سایت متوجه شدم و خدا خیرتون بده واسه مطالب زیباتون وبردنمون به زیباییهای عزاداریها و اعتقاد وفرهنگ اصیل منطقمون
    اما بعضی از عزیزان که شاید ناخواسته،(بدون اینکه نیتشون این باشه)نگذاشتن فضای زیبایی که اقای دکتر بوجود اورده بودن واسه بیان حرفها و احساساتمون تو این زمینه و بزرگداشت احساسات و علقه ها و عقاید مردممون ومودت بسیار مردممون به اهل بیت(الا الموده فی القربی)،ادامه پیداکنه که چندتا نکته عرض میکنم:
    اولا از نوشته پیداست که هدف ایشون نقد وکارشناسی ماهوی ایین تعزیه و یا بطور خاص تعزیه لامرد نیست و نه هم تو جایی از نوشته ادعا کردن که کارشناس این موضوع هستن و فقط تنها تو اخرین بند و دوجمله در مورد تحریف!
    ثانیا این مطلب دعوتی به معروف و بیان اشتیاق حضور تو مجالس اباعبدالله بود،اما حقیقتا نوع انتقاد دوستان کمی هم اشکال داشت که اگر توجه کنیم که تو این فضا که همه از یک مذهب ویک دین وبرادر(انما المومنون اخوه)هستیم و یا حتی بطور عام خطاب به همه ابنا بشر میبایست با زیبایی سخن بگیم(قولو للناس حسنا) و یا حتی اگر “لغو”و بیهوده ای هم دیدیم باید کریمانه برخورد کنیم”و اذا مرو باللغو مرو کراما” به نظرتون بعضی از گفتگوهایی که شکل گرفت با معیارهای اخلاق اسلامی که حضرت اباعبدالله وجد بزرگوارشون برای ما ترسیم کردن همخونی داره؟؟؟ 
    میدونیم که چقدر مجادله کردن وبحث و اگر خدای نکرده به قصدبرتری نشون دادن (که الحمدلله تو این جمع هیچکی اینجورنبوده ونیست)باشه ،نا پسنده؟؟؟؟
    مگرنه باید”رحما بینهم”باشیم؟؟؟؟
    اقای اسدپور مطالب زیبایی رو بیان کردن که انشالله باز هم از همین گونه مطالب زیبا وبا ارزش بزارن تو سایت که عموم مخاطبان رو به تحقیق و مطالعه تو حوزه دین واداره که محصولش عمل نیک و حتما باقیات الصالحاتی باشه
    دوستان هر کدوم به فراخور مطالبی که مطالعه دارن،بیاناتشون رو مطرح میکنن و هرکدوممون  از معلومات بقیه دوستان استفاده میکنیم و اگه موضوعی نیاز به تحقیق بیشتر داشت با ارایه و معرفی منابع مناسب به جمع کمک میکنیم.و یه نکته مهم تر که موضوع هر پست رو به شیوه ای که اقای دکتر مطرح کردند،بگونه ای مطرح بشه که مخاطب عام هم با موضوع ارتباط برقرار کنه.
    با تشکر از همه

  46. نوشته شده توسط جلال ضیایی در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۳۸ ب.ظ

    سلام آقای اسد پور خب همون اول به جای نظر دادن میگفتید سوال دارم …

  47. نوشته شده توسط جلال ضیایی در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۴۵ ب.ظ

    جناب امید رها هم که انگار از همه جا بی خبره ….عزیزم .جناب محامد! در سایت لامرد نوشت (اگر دیده باشید) خودشان از مخالفان اجرای تعزیه فاطمه زهرا به سبک خوانساری در لامرد بودند و در مجلس تعزیه سبخی به غیر از عروس قاسم (در تعزیه شهادت قاسم) و چندین جای دیگر تعزیه دهه اول . چند مجلس بعد از واقعه به طور کلی حذف شده و اجرا نمی شود و یا برخی از آنها نیازمند اصلاحاتی است که فعلا متوقف شده …بد نیست سوال کنی حداقل !! به جای فتوا دادن …

  48. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۷ ب.ظ

    این پاسخی است که بنده از یکی از روحانیون منطقه در مورد جریان سلطان قیس دریافت کرده ام:

    جریان سلطان قیس هندی در برخی کتب که حدود ۲۰۰ سال پیش تالیف شده اند آمده است و معلوم نیست آنها از کجا نقل می کنند . این جریان به طور مفصل در کتاب مرقاه الایقان مرحوم گنجوی آمده است و کاتب این کتاب را در سال ۱۳۵۲ قمری به اتمام رسانده و سال ۱۳۷۲ قمری چاپ شده است و ایشان مدرک این جریان را نقل نکرده اند.

    و در کتاب طوفان البکاء جوهری که در سال ۱۲۵۰ قمری تالیف شده این جریان به طور خلاصه ذکر شده ایشان هم سند این مطلب را نقل نکرده و می نویسد از کتب معتبره وارد شده.و در کتاب مجالس المتقین محمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی اشاره ای به این جریان شده است و سند ذکر نشده است. که این کتاب هم در سال ۱۲۸۵ قمری تالیف شده و هم چنین در برخی کتب دیگر از این قبیل نقل شده است.

    جریان سلطان قیس به دو دلیل مردود است یکی اینکه مدرک معتبری ندارد چون این کتاب ها حدود ۲۰۰ سال پیش نوشته شده و مدرک را نقل نکرده اند و فاصله آن با اصل واقعه خیلی زیاد است. دوم اینکه کشور هندوستان در زمان حکومت ولی بن عبدالملک فتح شده و ولید بن عبدالملک در سال ۸۶ هجری به حکومت رسیده چگونه در سال ۶۱ هجری یکی از حاکمان هندوستان شیعه بودند در حالیکه حتی در آن زمان غالب مردم ایران هم سنی بودند.

  49. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۱۲ ب.ظ

    آقای اسدپورسلام .دلیل دومی که وجودسلطان قیس را مردوددانسته ایداز بیان خودتان بدین شرح است” دوم اینکه کشور هندوستان در زمان حکومت ولی!!!ولید بن عبدالملک فتح شده و ولید بن عبدالملک در سال ۸۶ هجری به حکومت رسیده چگونه در سال ۶۱ هجری یکی از حاکمان هندوستان شیعه بودند در حالیکه حتی در آن زمان غالب مردم ایران هم سنی بودند.”حال جواب شما را از پست “تعزیه شیر”در همین سایت دوباره عرض می کنیم….”محمد – ۲۴ دی, ۱۳۸۹, ۲۳:۰۳
    آقای ملکی باسلام
    اکنون می بینیم نمونه هایی از اسلام گرایی بدون فتح وخونریزی از زبان شهیدمطهری در کتاب” خدمات متقابل اسلام وایران”
    ۱-مسلمانان کشورهای شرقی و جنوب شرقی مانند شبه قاره هند و پاکستان ترکستان شرقی ، چین ، مالزیا ، اندونزی و جزایر اقیانوس هند مرهون‏
    فعالیتهای بی نظیر ایرانیان مسلمان هستند که با کوشش پیگیری از طریق‏
    دریانوردی و بازرگانی اسلام را به دورترین نقاط آسیا رسانیدند و از طریق‏
    تبلیغ و ارشاد ، مردم را با دین مقدس اسلام آشنا ساختند
    بازم بگم…بگم

    ۲-مکه نیز که مهد پیغمبر اسلام بود در آغاز این دین را نپذیرفت ولی مدینه‏
    که فرسنگها از این شهر فاصله داشت از آن استقبال کرد{البته بدون فتح کذایی جناب عالی}
    بازم بگم…بگم

    ۳-خسرو به پادشاه یمن که دست نشانده حکومت ایران بود دستور داد که‏
    درباره این مرد مدعی پیغمبری ، که به خود جرئت داده که به او نامه‏
    بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنویسد تحقیق کند و عنداللزوم او را
    نزد خسرو بفرستد. هنوز فرستادگان پادشاه یمن در مدینه بودند که خسرو سقوط کرد و
    شکمش به دست پسرش دریده شد . رسول اکرم قضیه را به فرستادگان پادشاه‏
    یمن اطلاع داد ، آنها با حیرت تمام خبر را برای پادشاه یمن بردند و پس‏
    از چندی معلوم شد که قضیه همچنان بوده که رسول اکرم خبر داده است . خود
    پادشاه یمن و عده زیادی از یمنی ها بعد از این جریان مسلمان شدند و همراه‏
    آنان گروه زیادی از ایرانیان مقیم یمن نیز اسلام اختیار کردند
    آقای ملکی شهیدمطهری در همان کتاب می گوید
    عامل گرایش ملتها به اسلام یک سلسله مزایاست که بعضی فکری و
    اعتقادی و بعضی اخلاقی و اجتماعی و سیاسی است . تعلیمات اسلامی از طرفی‏
    معقول و خردپسند است و از طرف دیگر فطری و مفهوم . تعلیمات اسلامی یک‏
    نیروی کشش و جاذبه خاصی دارد که به موجب همان جاذبه ملل مختلف را تحت‏
    نفوذ قرار داده است
    .{نه فتح وخونریزی}

  50. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۲۶ ب.ظ

    آقای دکتر!قدیمی ترین سندی که برای این داستان{داستان شیر}…موجود است، نقلی است که مرحوم شیخ کلینی در کتاب شریف “کافی” آورده است.(برگرفته از نوشته های آقای ملکی در پست تعزیه شیر)درهمین سایت(جهت اطلاع دوستان ،علامه کلینی سال۳۱۹ شمسی یعنی۱۰۷۴سال قبل وفات کرده است

  51. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۵۹ ب.ظ

    سلام جناب اسدپور .
    به رغم اینکه بنا نداشتم در این زمینه بحث بیش ازاین به دراز کشیده شود وگرچه این بحث همانگونه که محامد به آن اشاره نمود و در کامنتهایی که در تعزیه شیر(چندسالپیش گذاشته ) موضوع مختومه شده بود، اما ضمن احترام به حضرتعالی یادآوری کنم در حوزه مباحث تاریخی –بویژه مباحث اختلافی – محققان و پژوهشگران با صراحت صحت و سقم یک موضوع راردیا تایید نمیکنند. شما برادر ارجمند به استناد فرمایش یکی از روحانیون بزرگوار که یکی دو کتاب را به شما معرفی کرده ، ایضاً براساس سال “فتح نظامی هند ” ، موضوع را باصراحت ردکرده اید .ازشما میپرسم مگرورود دین اسلام به هند فقط از طریق فتح نظامی بوده ؟؟!! به این متن پژوهشی دقت فرمایید..
    درکتاب اسلام صراط مستقیم مقاله فرهنگ اسلامی در هند و پاکستان به قلم آقای مظهرالدین صدیقی دانشیار و رییس دایره تاریخ اسلامی دانشگاه سند حیدرآباد در پاکستان چنین می نویسد :
    عربها مدتها قبل از ظهور اسلام با هند جنوبی روابط تجاری داشتند و پس ازظهور پیامبراکرم نیزتجارت آنها از طریق دریا توأم با فعالیتهای تبلیغاتی همچنان ادامه یافت .درفاصله نیمقرن تا پایان قرن اول هجری که هند دچار آشوبهای سیاسی و منازعات مذهبی بود ، عربهای تازه مسلمان فرصت را غنیمت شمرده بدان سرزمین مهاجرت کردند و در سواحل مالابار رحل اقامت افکندند . سادگی آیین و وضوح عقایداسلامی تاثیرعمیقی در افکار هندوان کرد ودراندک زمانی یعنی در همان مدت بیست و پنج سال اول گروه کثیری از آنان حتی سلطان مالابار به دین جدید گرویدند .اگرچه تجارت با هند ازطریق دریا انجام میگرفت ولی دیانت اسلام بیشترازراه خشکی یعنی ممالک ایران و آسیای مرکزی بدان خطه راه یافت …
    نک :کتاب هزاره شیخ طوسی ،ج ۱،ص۳۶۵
    به نظرم برای حضرتعالی موضوع کافی و وافی باشد. چون حدیث مفصل میخوانی ازاین مجمل … مویدباشید

  52. نوشته شده توسط لامردیم در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۸:۵۴ ب.ظ

    با سلام ودرود بر برادر گرامی جناب آقای اسد پور
    من به موضوع  محرم وعاشورا  در شهرستان لامرد از زاویه دیگری نگاه می کنم.
    ۱-ایا به درس هایی که ماه محرم  برای ما دارد توجه کرده ایم.دلیل توجه نکردن مردم آن زمان به سخن امام حسین(ع) چه بود؟لقمه حرام ایا امروز در شهر ما لقمه حرام،مال حرام،دروغ و بی اعتمادی  رواج پیدا نکرده؟
    ۲-هر ساله در روز تاسوعای حسینی دسته های عزاداری محلات مختلف سر فلکه(میدان امام) حضور پیدا می کنندوهرکدام هم ساز خودشان را می زندد وفقط یک بار آن هم در سال ۸۱ دربارگاه شهدای گمنام حضور پیدا کرده اند.آیا نمی شود اداره محترم ارشاد ترتیبی دهد که همه دسته های عزاداری هماهنگ با هم در روز تاسوعا با یک مداحی واحد عمل کنند.
    ۳-خیلی از روضه خوانان ما از جنبه تاریخی حوادث کربلا غافل هستند وتحلیل درستی از شخصیت ها وخواص حاضر در کربلا ندارند.
    ۴-وجود مراسم فرهنگی مرتبط با عاشورا مانند شب شعر عاشورا،مسابقه کتابخوانی،تجلیل از پیر غلامان وطراحی پوسترو… که همکاری اداره محترم ارشاد را می طلبت.
    ۵-دیده اید که در دهه محرم در سر هر محله ای نذری می دهند دوستی می گفت سال های قبل این همه نذری در کار نبود احساس می کنم مشکلات مردم زیاد شده دوستان عزیز مشکل از خود ماست لقمه حرام،نگاه حرام واین شبکه های ماهواره ای که شده بلای جان خانواده های ما
    وسخن اخراین  که شور حسینی را با شعور همرا کنیم.

  53. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ

    همشهری و محامد عزیز

    مطلب آقای ملکی اتفاقا در این مورد است که این قسمت از تعزیه بر اساس اسناد تاریخی احتمال صحتش ضعیف است.
    آیا صحیح است که ما چیزی را که به صورت قطعی از آن اطمینان نداریم به تعزیه ها اضافه کنیم؟

  54. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۲۶ ب.ظ

    لامردیم عزیز

    کاملا صحیح میفرمایید

  55. نوشته شده توسط همشهري در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۰۵ ب.ظ

    آقای اسدپور ارجمند ..در برابر مطلب اینجانب ازپاسخ طفره رفته و خیلی به حاشیه تشریف بردید ..بدرود

  56. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۹ ب.ظ

    همشهری عزیز

    بنده اینجا دوست دارم چیزی یاد بگیرم و از این که بگویم چیزی را نمیدانم ابایی ندارم.
    شما استنادتان به مطلب اقای ملکی است و بنده در مطلب ایشان چیزی که مشاهده میکنم ایراداتی است که بر این جریان سلطان قیس وارد شده و نه تایید آن.
    شما شواهدی برای من ارایه کرده اید که احتمال دارد در نیمه دوم قرن اول هم برخی در هند مسلمان شده باشند. خب همه این ایرادات را هم که رفع کنیم باز همه اینها بر اساس حدس و گمان است و چیزی به طور قطع اثبات نشده. دست است که در تاریخ نمیتوان چیزی را صد درصد اثبات کرد اما درجه قطعیت آن را که میتوان سنجید؟
    سوال من این است آیا ما باید چیزی که بر اساس حدس و گمان است و اثبات قطعی ندارد و مستندات آن ضعیف است را به امام معصوم نسبت دهیم آن هم با استناد به اتفاقی در هند که همین الان مردمش گرفتار خرافه پرستی و اعتقادات جور واجورند؟!
    خب چه لزومی دارد این واقعه در تعزیه عاشورا آورده شود؟

  57. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۴۸ ب.ظ

    جواب ایرادات آقای ملکی هم درج شده است…باحوصله بخوانیدوامادلیل دومی که وجودسلطان قیس را مردوددانسته ایداز بیان خودتان بدین شرح است” دوم اینکه کشور هندوستان در زمان حکومت ولی!!!ولید بن عبدالملک فتح شده و ولید بن عبدالملک در سال ۸۶ هجری به حکومت رسیده چگونه در سال ۶۱ هجری یکی از حاکمان هندوستان شیعه بودند در حالیکه حتی در آن زمان غالب مردم ایران هم سنی بودند.”حال جواب شما را از پست “تعزیه شیر”در همین سایت دوباره عرض می کنیم….”محمد – ۲۴ دی, ۱۳۸۹, ۲۳:۰۳
    آقای ملکی باسلام
    اکنون می بینیم نمونه هایی از اسلام گرایی بدون فتح وخونریزی از زبان شهیدمطهری در کتاب” خدمات متقابل اسلام وایران”
    ۱-مسلمانان کشورهای شرقی و جنوب شرقی مانند شبه قاره هند و پاکستان ترکستان شرقی ، چین ، مالزیا ، اندونزی و جزایر اقیانوس هند مرهون‏
    فعالیتهای بی نظیر ایرانیان مسلمان هستند که با کوشش پیگیری از طریق‏
    دریانوردی و بازرگانی اسلام را به دورترین نقاط آسیا رسانیدند و از طریق‏
    تبلیغ و ارشاد ، مردم را با دین مقدس اسلام آشنا ساختند
    بازم بگم…بگم

    ۲-مکه نیز که مهد پیغمبر اسلام بود در آغاز این دین را نپذیرفت ولی مدینه‏
    که فرسنگها از این شهر فاصله داشت از آن استقبال کرد{البته بدون فتح کذایی جناب عالی}
    بازم بگم…بگم

    ۳-خسرو به پادشاه یمن که دست نشانده حکومت ایران بود دستور داد که‏
    درباره این مرد مدعی پیغمبری ، که به خود جرئت داده که به او نامه‏
    بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنویسد تحقیق کند و عنداللزوم او را
    نزد خسرو بفرستد. هنوز فرستادگان پادشاه یمن در مدینه بودند که خسرو سقوط کرد و
    شکمش به دست پسرش دریده شد . رسول اکرم قضیه را به فرستادگان پادشاه‏
    یمن اطلاع داد ، آنها با حیرت تمام خبر را برای پادشاه یمن بردند و پس‏
    از چندی معلوم شد که قضیه همچنان بوده که رسول اکرم خبر داده است . خود
    پادشاه یمن و عده زیادی از یمنی ها بعد از این جریان مسلمان شدند و همراه‏
    آنان گروه زیادی از ایرانیان مقیم یمن نیز اسلام اختیار کردند
    آقای ملکی شهیدمطهری در همان کتاب می گوید
    عامل گرایش ملتها به اسلام یک سلسله مزایاست که بعضی فکری و
    اعتقادی و بعضی اخلاقی و اجتماعی و سیاسی است . تعلیمات اسلامی از طرفی‏
    معقول و خردپسند است و از طرف دیگر فطری و مفهوم . تعلیمات اسلامی یک‏
    نیروی کشش و جاذبه خاصی دارد که به موجب همان جاذبه ملل مختلف را تحت‏
    نفوذ قرار داده است
    .{نه فتح وخونریزی}

  58. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۵۲ ب.ظ

    چرا مطالب من درج نمیشه.اقلن نمیگه ثبت هم شد.دوباره میزنی میگه شناسایی شد دوباره فرستادی!!!!!!!

  59. نوشته شده توسط محامد در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۶:۱۶ ق.ظ

    پس بحث کردن فایده نداره ازیک شاخه به شاخه دیگر رفتن نتیجه نمی ده.تازه همه ایرادات هم که رفع کنیم بازهم به قول شمابر اساس حدس وگمان است!!!خرافه پرستی الان هند چه ربطی به ۱۳۰۰سال قبل اونا داره؟تازه الانم که نگاکنیم همه شون خرافه پرست نیستن.مسلمون هم هستن. اصلن از محور بحث خارج شدید آقای دکتر به خدا می سپارمتون.(بی زحمت مطالب ما هم درج کنید.)

  60. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۰۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۰۲ ق.ظ

    جناب اقای محامد (سید محمد عمرانی)
    من از درجه قطعیت و یقین در این مورد صحبت کردم و فکر میکنم این کلمه به اندازه کافی معنی اش مشخص است.
    جنابعالی که این واقعه برایتان متقن است از مستنداتی که باعث ایجاد این یقین شده برای ما بگویید تا ما چیزی یاد بگیریم.

  61. نوشته شده توسط محمد رضا کهن سال در تاریخ ۰۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۳ ق.ظ

    با احترام به نظرات دوستان. به عنوان یک شخص علاقه مند به تاریخ اسلام،  مطالعه تاریخ طبری ، تاریخ ابن اثیر ، شهیدجاوید از آیت الله صالحی نجف آبادی ، تحریفات عاشورا  از شهید مطهری ، بعد از پیامبر …. (After The Prophet ) از خانم لزلی هزلتون را به دوستانی که مطالعه نکرده اند توصیه می کنم.
    عقیده ام بر اینست که اکثر رویدادهای ذکر شده  که جنبه ماور الطبیعه داشته اند در کربلا با هیچ سند معتبری به اثبات نرسیده ، مانند حضور زعفر جنی ، شیر و سلطان قیس و ….. و همچنین غلوهایی که درباره حسین بن علی (ع) و یاران و دشمنانش می شود.

  62. نوشته شده توسط محمد رضا کهن سال در تاریخ ۰۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ

    شخصیت و کار انسانی نوه پیامبر و سید جوانان اهل بهشت ، با گزارش واقعی و  ارایه واقعیت برهنه و بی پیرایه بسیار تاثیرگذارتر از رویدادهایی است که به نظر برای گریاندن مردم وارد این روایت عظیم شده اند .

  63. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۰۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ

    جناب آقای عمرانی
    همان گونه که حدس میزدم شما کامنت طولانی با مطلع “آقای اسدپورسلام .دلیل دومی که وجودسلطان قیس را مردوددانسته اید…”
    و آن هم دو بار فرستاده بودید و کامنتهای شما به قسمت اسپم رفته بود.

  64. نوشته شده توسط علي عباسي در تاریخ ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ

    به نظر بنده حقیر اینجا زیاد نمیشود به صورت کامل در مورد نکات مثبت و منفی تعزیه حرف زد . موضوعی به این مهمی نیازمند یک کنفراس با حضور کارشناسان خبره از جمله آقای عمرانی هست . چرا همچین کنفرانسی ما در شهرستان مخصوصا در این ایام نداریم . من سوال رو از مسولین فرهنگی شهرستان میپرسم