زندگینامه سردار شهید قنبر اسدپور برگرفته از کتاب « سیرت سرداران به قلم موسی هنرپیشه»

مرداد ۶ام, ۱۳۹۵ (دیده شده 117 بار)

باسمه تعالی
اشاره:متن زیر زندگینامه سردار رشید اسلام شهید قنبر اسد پور که در کتاب « سیرت سرداران زندگینامه، وصیتنامه و خاطرات ماندگار سرداران شهید شهرستانهای لامرد و مهر» تألیف موسی هنرپیشه با همکاری ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان لامرد است که در سال ۱۳۸۹ در انتشارات نشر علامه بحرانی قم به چاپ رسیده که در آستانه یافتن پیکر مطهرشان توسط گروه سخت کوش تفحص و تشییع پیکر پاکشان، به مردم عزیز و شهید پرور استان فارس و به ویژه مردم ولایتمدار شهرستان لامرد تقدیم می شود.

شرحی بر زندگانی سردار شهید قنبر اسدپور

فرزند : اسد
محل تولد: محله ی قلعه ی ملا
تاریخ تولد: ۹/۸/۱۳۳۰
محل شهادت: شرق دجله
تاریخ شهادت:۱۹/۱۲/۱۳۶۳

نمی دانم تا حالا انتظار کشیده ای یا نه ؟ چه قدر لحظه ها سخت می گذرد . حتی پرواز یک پرنده بر فراز بام خانه، به دل آرزومندت هزار نوید می دهد. شاید ارمغانش، خبری از منتظر باشد . چه قدر باید بیرون و درون خانه آه به آسمان حواله کنی . شبها چه سخت می گذرد . حکایت خانواده های مفقود الاثرها، همین حکایت تلخ، سخت و طاقت فرساست. سالها به انتظار خبری خوش، پلاکی ، استخوانی و یا نامه ای شب را به صبح رسانیدن و با گرمی اشک چشم، مشکی پر از آب امید کردن ، مجاهدتی است بی نظیر که قلم را نیز شرمگین می سازد. جنگ تمام می شود، اسیران باز می گردند و تکلیف بسیاری از قافله عشق روشن می شود. ولی باز هم انتظار است انتظار انتظار …….
و چه سخت است که بیست سال به انتظار یک استخوان و پلاک بمانی و آخرش دست تقدیر آن را از تو دریغ دارد و با خبر شهادتش به همه امیدهایت پایان دهی .
سردار رشید اسلام، شهید قنبراسدپور از این قافله مفقودان است که چند سال پیش شهادتش اعلام شد . او درنهم آبان ماه ۱۳۳۰ در محله قلعه ی ملا از شهر شهید پرور لامرد فارس طلوع کرد و با طلوع خویش زمینه مجاهدت بی نظیرش فراهم گشت. خانواده اش تقوا و پاکدامنی را در درون بیت، نهادینه کرده بود. او با بهره گیری از این فضای معنوی رشد کرد.«وَالبَلدُ الطَّیِبُ یَخرُجُ نَباتُهُ بِاِذنِ رَبِّهِ». (اعراف / ۵۸ ) استعداد سرشار او باعث شد که از شش سالگی پای به مکتب خانه نهد و در مدت فقط سه ماه قرآن را فرا گیرد. امرار معاش به عنوان جزیی از معاد، او را به ترک تحصیل و روی آوری به حرفه بنّایی کشید و برای تکمیل این فریضه مهم، به کشورهای حوزه خلیج فارس رفت. در سال ۱۳۴۵ و در سن ۱۵ سالگی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۵ خدمت سربازی را در فضای طاغوت به پایان رساند و با فضای ظلم طاغوتیان آشنا گردید. در جریان اوج گیری نهضت امام خمینی(ره) در راهپیمایی های مردمی شرکت می کرد.
وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی درخشان خود رسید، شهید اسدپور عزم خود را برای خدمت نظام، جزم کرد. هنگامی که گروه های ضد انقلاب، غائله بندر لنگه را آغاز کردند، او و جمعی از مردم تفنگ به دوش این دیار، با حرکت مسلحانه و خودجوش به آن سرزمین رفتند و غائله نفاق را درآنجا سرکوب کردند. این حادثه آن قدر مهم بود که به عنوان یک حماسه مردم لامرد از صدا و سیمای جمهوری اسلامی در همان روز پخش شد.
سردار شهید اسدپور که درعشق به میهن و مکتب می سوخت، به سپاه پاسداران پیوست تا از طریق این نهاد مقدس از نظام دفاع کند.
عشق به امام(ره) در وجود شهید اسدپور مرتباً شعله می کشید. این شهید بزرگوار در وصیتنامه اش نوشته است:«اوایل انقلاب شب و روز از خدا می خواستم که یک بار روی رهبر کبیر انقلاب را می دیدم تا او را از نزدیک زیارت کنم و موفق هم شدم نه یک بار بلکه چندین بار متوالی محافظ ونگهبانش باشم و همه وقت از نزدیک دست بوسش بودم. دیگر حاجتی نداشتم. فقط شهادت که آخرین آرزویم بوده است»
آری او جزء یگان حفاظت از بیت امام (ره) شد و معلوم نیست چه مغناطیسی را از آن آهن ربای عشق دریافت کرد. اما هرچه بود ، قنبر از آن پس، عاشق و مرید امام(ره) شده بود.
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قهرمانانه قدم به خوزستان نهاد و با شرکت در عملیات بدر و رمضان حماسه های جاودان آفرید و سرانجام در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۶۳ در عملیات غرور آفرین بدر، جان بر سر پیمان گذاشت و به دیدار معشوق شتافت . ولی از او جنازه ای به دیار باز نگشت. گاه فکر می کردیم اسیر باشد اما با بازگشت آزادگان این یک ذره امید نیزبه یأس مبدل شد وخانواده پذیرای شهادت گردید. اینکه در این سالهای انتظار، براین خانواده چه گذشت، جز خدای متعال هیچ کس آگاه نیست. اما سردار اسدپور امروز در آن دیار عشق، شاهد به ثمر نشستن حاصل عمرش یعنی فرزندانی نیک و عالم مانند دکتر مسعود، مهدی، مرتضی ، مجید و نیز دختران نیک اندیش خود است .«والباقیاتُ اَلصّالِحاتُ خَیرٌ واَبقی» کهف / ۴۶
شهید اسدپور اهل تحقیق و تحلیل بود و در یادداشت های روز مره اش این موضوع به صراحت پیداست. آری از او بصیرت و آزادگی را باید آموخت.
روحش قرین رحمت و مریدانش مستوجب شفاعت باد.

Comments are closed.