درس هایی از قیام عاشورا

آذر ۱۰ام, ۱۳۹۴ (دیده شده 175 بار)

نویسنده : سید عباس علوی

هر ساله محرم داغی را در دل های علاقمندان به سرور و سالار آزادگان جهان تازه می کند ، داغی که از ستمی بی نظیر بر انسان هایی حق طلب رفته روایت دارد.اینکه چرا هر ساله در ایام محرم میلیون ها عزا دار بطور خودجوش عاشقانه یاد جمعی را گرامی میدارند و به احترامشان ، دو ماه دل هایشان رنگ شادی به خود نمی بیند حکایتی پر از اسرار پنهان دارد. به راستی حسین (ع) و یاران اندک او چه کردند که اینگونه یاد و نامشان در جهان زنده مانده و سرمشق انسان های حق طلب کردیده است؟؟!!!!!
قطعا آن چه روی داده را نمی توان به جنگ و شهادت آن عده محدود نمود. نکته بارز و آموزنده این رویداد تاریخی ، حق طلبی ، ظلم ستیزی و کوتاه نیامدن و تسلیم نشدن بر سر اعتقاد و آرمان پذیرفته شده جمعی است که گرچه کم تعداد بودند اما هدفشان ارزشمند و تاریخ ساز شد.
از زمانی که حافظه تاریخی انسان بیاد دارد ، انسان هایی با گذشتن از جان خویش و رویارویی با طاغوت ها الگویی جهت مردم عصر خویش بوده اند و از آنان به عنوان قهرمانان ملی کشور و سرزمین خود نام برده شده است . اما جاودانگی قیام امام حسین (ع) نه فقط به جنگ با حاکم ظالم و فاسد زمان خود در یک مقطع تاریخی است بلکه پویایی پیام های این قیام پس از قرن ها قطعا دلیلی الهی دارد که در باور ما انسان هاقابل درک نیست.
حسین (ع) بین عافیت اندیشی های معمول انسان ها و دادن جان خود و یارانش و پویایی دین ، راه دوم را انتخاب نمود .
و انگونه که خود می فرماید به هدف امر به معروف و زنده ماندن دین جدش قیام می کند . انتخاب این هدف ، گذشتن از ارزشمندترین دارایی ها، و تسلیم نشدن در مقابل حاکم فاسد و ظالم ،قیام امام را جاودانه و الگویی ماندگار جهت مردم جهان کرده است .
پیام قیام امام حسین (ع) از مرزهای دینی و اعتقادی گذشته است و به عنوان الگویی برای هر انسان آزاده ای در آمده که بین ذلت و خفت و خواری و داشتن شرافت و عزت و احساس ارزشمندی کدام راه را باید انتخاب نماید.
ارشاد و روشنگری امام یعنی نهیب زدن بر حاکم ظالم زمانه خود یا همان امر به معروف ، شهادت امام و یارانش را رقم زد . با مرور قیام عاشورا به درستی در می یابیم که امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از اصول ارزشمند دین اسلام دامنه اش محدود به امور جزئی نمی شود .آن گاه که جمعی به ظاهر اندک اما با هدفی بزرگ حاضر به تسلیم و تطمیع نشدند و با نثار خون و جان خویش از حق طلبی دست برنداشتند و باعث رسوایی تاریخی بنی امیه شدند ، ابعاد بزرگتر امر به معروف نمایان می شود .
معتقدم حسین (ع) به این دلیل قهرمان جنگ عاشوراست که کار او الگویی جهت انسان های مورد ظلم واقع شده است که به جای تسلیم ، مقابله با حاکمان جابر و ظالم خویش انتخاب نموده اند و بادرس گرفتن از قیام عاشورا تاریخ ساز ملت خود گردیده اند. هیهات من الذله
شعاری پر معنا و تاریخ ساز شد.
امید که با شناخت دقیق ابعاد این قیام الهی پویندگان واقعی راه آن امام بزرگ باشیم.

۱۹ پاسخ به “درس هایی از قیام عاشورا”

  1. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ

    درود سید عباس
    به نظرم سختی کار حسین نیزه و شمشیر و ارباً اربا شدن زیر سم ستوران نیست.
    نقطه ی اوج مبارزه ی حسین این است که در برابر کسی ایستاد که در میان مردم به عنوان خلیفه رسول الله شناخته می شد.
    وقتی جور ستم لباس دین و مذهب بپوشد مبارزی چون حسین می خواهد که پا به میدان بگذارد و گرنه آنچه در نیم روز عاشورا اتفاق افتاد ، هزاران روز بدتر از آن در آشوویتس اتفاق افتاده.
    کاش عظمت حسین را درست درک کنیم.

  2. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۳:۳۵ ب.ظ

    بیچاره امام حسین (ع) و امر به معروفی که تو دست اصلاح طلبها بیفته. یه جا میگن بعد از امام حسین حرکت امامان شیعه معقول شد و یک جا میگن باید از قیام امام حسین درس گرفت…
    یک جا میگن امر به معروف محدود کردن آزادی افراد و دخالت در امور فردی هست و یک جا میگن… و لابد کسی که باید امر به معروف بشه هم از دید اونها مشخصه…
    به نظر من یکی از برکاتی که فتنه ۸۸ به همراه خودش داشت همین بود که بعضی ها تکلیفشون روشن شد. یعنی همین هایی که سعی میکردن بدعت هایی رو وارد دین کنن و به عنوان تئوریسین های اصلاحات یا روشن اندیشی دینی شناخته میشدن مثل آقای سروش و گنجی و… اینها عملا نظرشون رو درباره مذهب تشیع، امام زمان، قرآن و… خیلی صریح بیان کردن. از ساختگی بودن مکتب تشیع تا عدم وجود امام زمان و وحیانی نبودن قرآن.
    بنظرم خوبه که همین طور که اینها از اصولگرایان میخوان تکلیف خودشون رو با رییس جمهور سابق مشخص کنن، این دوستان هم تکلیفشون رو با چنین تفکراتی روشن کنن. باید به این اندیشید که چه بدعت هایی در دین اتفاق افتاده بود که امام حسین (ع) برای اصلاح امت جدش جانش رو فدا کرد. احتمالا نخستین بدعت، زمینی شدن حکومت پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بود..

  3. نوشته شده توسط حسين در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۸:۰۱ ب.ظ

    سلام
    جامعه وقتی پر برکت میشود که با تقوا شود و تقوای جامعه با امر به معروف و نهی از منکر بوجودمی آید

  4. نوشته شده توسط حسن در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۸:۳۹ ق.ظ

    در همین زمانه امروزی اثار مدیریت کوتاه جنابعالی در دوره اصلاحات بدور از کپی برداری نوشتاری شماست افای علوی .چه عجب بعد از خزارو چخارصد سال بالاحره یکی پاشد و متنی نوشت .

  5. نوشته شده توسط ﻣﺤﻤﺪ در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۶:۴۶ ب.ظ

    ﺑﻠﻪ ﺩﺭ ﻓﺘﻨﻪ ۸۸ ﭼﺎﺩﺭ ﻫﺎﯼ ﻋﺰﺍﺩﺭﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻉ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ، ﭼﺮﺍﺁﻧﻮﻗﺖ ﺳﯿﺪ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﻦ ﺷﺖ !!!!

  6. نوشته شده توسط موسوی ازشیراز در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ

    قضیه آتش زدن چادر های امام حسین اینقدر تکرار کرده اند که بعضیها واقعا باورکردند.
    حالادیگه کلمه فتنه بقدر کافی چررونده شده ,باید درمورد نفوذ حرف زد جانم!

  7. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۷:۳۶ ب.ظ

    سلام آقای موسوی. به نظرم فتنه هیچوقت تازگیش رو از دست نمیده. باید این کلمه و اون روزها تکرار و تکرار بشه. باید هزینه چنین نافرمانی هایی انقدر زیاد بشه که کسی جرات نکنه در برابر قانون بایسته. همین که امروز یک عده ای به خودشون اجازه میدن هر مراسمی که فتنه گرها در اون حضور دارن به هم بریزن از صدمات یا برکات فتنه هست. یعنی کسی که با اون روزها موافقه باید با این روزها هم موافق باشه. یا باید دقیقا بگه “غلط کردم” یا باید موافق چیزی بنام تندروها باشه. نمیتونه هم ادعای دموکراسی کنه وهم از فتنه حمایت کنه و در برابرش به این روزها اعتراض کنه. این گروه شارلاتان ترین گروه در کشور هست. گروهی که هم در مخالفت با آمریکا سفارت آمریکا رو گرفته و هم در موافقت با آمریکا بر علیه ولایت فقیه طغیان کرده. باید جلوی این آدمهای روشن فکرنمای تندرو ایستاد و منزویشون کرد. این گروه نشون داده ملتزم به هیچی نیست. نه قانون نه اخلاق، نه عرف و نه دموکراسی. این گروه فقط به هدفهای باندی خودش ملتزمه و این همون هست که رهبری فرمودن جناح چپ تقوای جمعی نداشت. اینها حاضر شدن به آمریکا بگن غلط کردم و از گرفتن لانه جاسوسی توبه کردن ولی برای فتنه ۸۸ حاضر نیستن همین کارو بکنن. الکی مثلا من زدم به سیم آخر هه

  8. نوشته شده توسط حقگو در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۳:۲۸ ب.ظ

    یزید داری این این قدرتها بود
    ۱- قدرت سیاسی
    ۲- قدرت نظامی
    ۳- قدرت اقتصادی
    ۴- قدرت مذهبی
    از نظر سیاسی مخالفان سرشناسش از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی رفت
    از نظر نظامی بی رقیب بود و با در اختیار داشتن ارتش اسلام تمام شورش ها علیه خودش را با موفقیت سرکوب کرد
    تمام خزانه بیت المال در اختیارش بود و در خرج کردن آن به کسی پاسخ گو نبود
    تمام خطبا و امامان جمعه و فقهای عصر او را تایید می کردند و با با اتکا به فتوای همین ها به قتل امام حسین و سرکوب شورشهای بعدی دست زد و از نظر تبلیغی هم آنها را خوارج علیه حکومت اسلامی خواندند و مهدور الدم. قیام امام حسین را مصداق فتنه و ایشان را فتنه گر
    فراموش نکنید که قاتلان امام پس از کشتن امام و یارانش به شکرانه رفع این فتنه از جامعه اسلامی سه روز روزه گرفتند.
    با این حساب برای برخی کامنت گزاران محترم
    ابتدا آرزوی اندکی آذرم
    و سپس تقاضای مقدار اندکی مطالعه تاریخ اسلام دارم
    اگر در پی درس گرفتن و عبرت از تاریخ باشند،
    دارم

  9. نوشته شده توسط سید عباس علوی در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۶:۲۶ ق.ظ

    متاسفانه برخی دوستان گرامی نسبت به هرنوشته ای نقدهای جهت دارجناحی مرقوم می فرمایند. مگردفاع از ارزش های مورد قبول مذهب مترقی شیعه قابل طرح در ظرف محدود جناحی است؟ اگریک فرد با گرایش اصلاح طلبی و مقید و معتقد به نظام جمهوری اسلامی از ارزش های مورد قبول مردم سخن بگوید بر سخن او بدلیل گرایش سیاسیش ایراد وارد و حق داریم با طرح موضوع قتنه و امثال آن که بی ارتباط به موضوع نوشتار است خط بطلان بکشیم؟؟ مگر امام حسین (ع) قیام کرد تا پیروان دین جدش از قیام اوبه سود دنیای خود بهره برداری کنند؟
    به کار بردن عبارت سخیف (بیچاره امام حسین)در دومین کامنت با اینکه از سر ناآگاهی است غیر قابل تصور است. امام حسین مظهر شجاعت بود و نه بیچاره
    بیچاره ماییم که از هر جریانی بنا داریم جهت تامین دنیایمان بهره برداری کنیم.
    در پایان انتظار می رود در بیان دیدگاه ها انصاف رعایت نماییم وبه گونه ای قضاوت کنیم که مورد قبول و مفید واقع گردد.

    ارادتمند و دعا گوی دوستان گرامی
    سید عباس علوی

  10. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ

    آقای علوی متاسفانه یا خوشبختانه ما انقدر از خیر دنیامون گذشتیم که اینجا پاسخ همه رو دادیم و انشالله باز هم میدیم. احتمالا شما درک درستی از کلمات بکار رفته ندارید. اون “ی” که به امر به معروف اضاف شده به این معناست که منظور اینجا شخص امام حسین نیست، بلکه موضوع بحث امام حسین هست، وگرنه امر به معروف که در ادامه اومده و “ی” به اون اضاف شده اصولا موجود زنده نیست که “بیچاره” باشه. با نگاه شما، به نظر من بیچاره ترین افراد کسانی هستن که این نظام رو قبول ندارن ولی از روی ناچاری و بیچارگی و از اونجا که در سال ۸۸ به اهدافشون نرسیدن امروز میخان به هر شکلی در قدرت سهیم بشن و گدایی قدرت میکنن. در مورد ولع این افراد برای دستیابی به قدرت در تاریخ جمهوری اسلامی در کامنت های قبلی توضیح دادم. اگر کامنتی در پاسخ به مطلب شما گذاشتم به این دلیل هست که فکر می کنم این مطلب و نویسنده این مطلب دقیقا میخوان از امام حسین “به سود دنیای خود بهره برداری کنند” وگرنه امروز اول کسانی که شایسته امر به معروف و نهی از منکر شدن از دیدگاه اسلام هستن حتما به بعضی گروه ها و افراد نزدیکترن. به هممون توصیه میکنم برای پیدا کردن افراد شایسته برای امر به معروف و نهی از منکر شدن در این نظام، حتما برگردیم و صحیفه امام رو یک بار مرور کنیم، البته اگر امام رو قبول داریم و باز البته اگر امام صحیفه رو قبول داریم و نه امام مثلا خط امامی های امروز رو…

  11. نوشته شده توسط حق در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۲:۰۹ ب.ظ

    آقای نقطه لطفا از امکانات خدادادیت هم استفاده کن جان اگه کمی فکر داشته باشید همه چیز براتون روشن میشه

  12. نوشته شده توسط حق گو در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۳:۱۳ ب.ظ

    در مملکتی که آقای دعایی به خاطر انتشار عکس رییس جمهور دو دوره چهارساله این مملکت که در هیچ دادگاهی هم محاکمه نشده ، آماج انواع هجمه ها قرار می گیره و تیترهای روزنامه کیهان با فووش های” فرج دیوونه” ده آقام ، مو نمی زنه، شخصیت جامع الاطرافی هم وجود داره به اسم شجونی( بارک الله طبابته) که فرمودن: روزنامه اطلاعات مریض است!
    فلذا این مساله منو یاد یه بخشی از کتاب میرزا مهدی نواب انداخت:

    میرزا یحیی مرا که دید گفت :”حاجی رحیم شما از دین جدید اخبار داری؟!” گفتم:” کدام دین؟! “، گفت:” لوطی و قاپ زن و قطاع الطریق که باشی و احترام اهل شریعت کنی و فراشان سلطان صاحبقران را که یکی یک شاهی بدهی و گاو میرزای آغاسی را یونجه تازه بریزی بعید نیست از احباب شوی و ذریه رُسل الاهیه در ارض مسکون لیکن اگر از ارباب قلم باشی یا صنعتی و هنری بدانی به طرف العینی می شوی لکه حیض یا تخته بندت می کنند در دوستاقخانه یا نفی بلد می شوی به یکی از بلاد دور “. فهمیدم کنایه می گوید، گفتم :”عموجان دین جدید کدام است این طمع ضاریه اهل قدرت است به نام دین”. میرزا یحیی گفت:” حاجی جان تو بیشتر و بهتر می دانی یا ملاباشی! این را خدا گفته و گرنه اهل شریعت که دروغ نمی گویند، حالا اینکه چرا هرچه خدا می گوید عین حرف حاج میرزای آغاسی است یا اینکه چرا خدا به آن عظمت خوف از فلان میرزابنویس دارد و می خواهد نفی بلدش کند اما احترام گاو میرزا آغاسی را دارد و فقط حاج میرزا آغاسی را امین خود می داند، من سوادم به قواره آن نیست”.

    “دستور الاعقاب”، رساله‌ای انتقادی و سیاسی از اوایل عصر قاجار اثر میرزا مهدی نواب طهرانی

  13. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۴ ق.ظ

    حق گو جان قبل ترها تاریخ رو ورق میزدن اما امروز کافی هست در گوگل یک سرچ بکنیم.
    تاریخ: ۲۲٫۰۳٫۱۳۸۸ ساعت: ۲۱:۰۶ دقیقه:
    “سید محمد خاتمی پیروزی میرحسین موسوی را تبریک گفت.”
    فتنه ای در راه بود…
    اگر قرار بر ژورنالیستی نوشتن باشه ما احتمالا قوی تریم، گرچه هنوز قلممون رو به جایی قرض ندادیم و فقط برای خدا می نویسیم.

  14. نوشته شده توسط حقگو در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۸ ق.ظ

    جناب [نقطه]
    والا در قدرت شما شکی نیست
    همین که به قانون و دادگاه و … احتیاج ندارید خود نشانه بارزی است
    ولی از آنجا که جواب دادن به شما ممکن است موجب مشکلاتی برای سایت بشه به ذکر حکایت زیر بسنده می کنم:
    فخر رازی که به امام رازی و امام فخرالدین و شیخ الاسلام و ابن خطیب الری نیز مشهور بوده یکی از بزرگترین حکماء و علمای خود می باشد که در علوم عقلیه و نقلیه از تاریخ و کلام وقفه و اصول و تاریخ و حکمت و ادبیات و ریاضیات و تفسیر قرآن مرجع استفاده افاضل و دانشمندان که از بلاد دور و نزدیک حاضر به حوزه درسی او می شدند بوده است.
    در حوزه درس امام رازی بیش از دو هزار دانشمند رفت و آمد داشته و در موقع سواری امام فخر رازی قریب سیصد تن از فقهاء و تلامذه او بجهت استفاده علمی در رکابش چون مشائین می رفتند و با این همه بسا که در اثر ژرف نگری و غور و بررسی اقوال حکمای یونان و تعمیق در جرح و تعدیل آنها بعضی شبهات و خرده گیری در مطالب عقلیه و دینیه ابراز کرده که در نتیجه افکار و اذهان شنوندگان و مستمعین را در اضطراب و تشویش انداخته است .
    و بسا که از حل و مدافعه آنها خودداری کرده , اشکالات رازی دسته بسیاری از دانشمندان را بخود سرگرم ساخت و بر فارابی و ابن سینا خرده گیری کرده ، و آنان که خطابیات را از مقدمات برهانیه تغییر می دادند بسا در رد اشکالات امام فخر رازی ناتوان بودند و خرده گیریهای شبه علمی فخر رازی در افکار دانشمندان ناثیر شگفتی داشته است.
    همانطور که اشاره شد در حوزه درس امام فخر رازی بیش از دو هزار دانشمند می نشستند و او هم در علوم افاضه فیض نموده و هر جام که آرائ مذاهب مختلف را می بایست بیان نماید افاده می داد اما همینکه به اسماعیلیه می رسید می گفت :
    « پیروان ملاحده که خدا سرنگونشان کند چنین و چنان می گویند و حال آن که برهانی قاطع بر حقانیت خود ندارند.»
    فدائی حسن صباح که برای کشتن امام رازی آمد :
    روزی مردی طلبه با لباس اهل علم و با کتابی زیر بغل به حوزه درس امام فخر رازی وارد شد و تا آخر درس بر جای ماند ، رزوهای بعد هم آمد و البته او هم مانند صدها شاگرد در صف طلاب می نشست و هر چند یکبار در مباحثه علمی و جدال . طلاب وارد می شد و اتفاقاٌ از عهده بیان نکته های دقیق علمی هم خوب برمیآمد تا آنجائی که پس از دو هفته بعنوان یک طلبه فاضل و فصیح شناخته شد و اعتماد استاد را جلب کرد روزی چندان صبر کرد تا حوزه درس از هم پاشید و امام از وی پرسید:
    آیا حاجتی داری ؟ عرض کرد مطلبی محرمانه دارم . امام پیش افتاد او را با خود بدرون اطاقی برد و از آن اطاق به اطاقی دیگر که خلوت خانه مخصوص کتابخانه امام فخر رازی بود طلبه و شاگرد درستکارهمین که وارد خلوت گاه استاد شد درب را محکم بست و بی محابا پیش دویده امام را بالای دو دست بلند کرد و بر زمین کوفت ، سپس کاردی تیز و دودم که لای جلد کتاب بود بیرون کشیده به حلقوم امام نهاد و گفت :
    « سیدنا می فرماید این است برهان قاطع و برنده ما که سزاوار فهم تو می باشد ! اما از آنجا که احترام برخی از فضائل تو بر ما لازم است ، دومین برهان را هم فرستادیم و این کیسه پر از سیصد دینار رز سرخ نیشابوریاست و هر ساله همین مبلغ از وکیل ما در ری ابوالفضل ثباتی برای تو برقرار خواهد بود خواهد رسید مگر آنکه باز بار دیگر زبان درازی کنی که برهان قاطع نخستین را دریافت خواهی کرد!
    امام فخر رازی پس از آنکه این وضع را دید به التماس و زاری آمد و اعتراف نمود که بد گفته و بد کرده ام و برهان دوم را با دل و جان قبول کردم و عهد می بندم که مادام العمر از حق شناسی سیدنا باز نایستم . ( منظور از سیدنا حسن صباح است ) و رازی از آن تاریخ به بعد هر زمان که در اثنای وعظ یا درس سخن به اسماعیله می رسید با بیانی مبهم از آن می گذشت تا روزی که طلاب توضیح خواستند و استاد با لبخندی می فرمود :
    « که برهان قاطه ایشان را به چشم خود دیدم .»

    خلاصه فعلا که برهان قاطع در دست شماست
    راستی از این مجاهدت هایت در سایت پرینت گرفته و سابقه نگهدار که بی مزد ماندن آن سزای شما نیست
    از مزاح بند آخر کامنتتان هم حالمان خوش شد
    بدرود

  15. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۵:۳۵ ب.ظ

    ادمین محترم سایت اگه میخاستم با اسم خودم کامنت بدم حتما این کار رو میکردم پس لطفا نشانی من در کامنت آقای حقگو رو بردارید.
    اما آقای حقگو من فکر نمیکنم این تمثیل شما ربطی به من داشته باشه و الحمدالله خدا ما رو در عین نیازمندی اقتصادی اما حداقل در این یک مورد به قدری قدرتمند کرده که بتونیم از خیر دنیای خودمون برای آخرتمون بگذریم گرچه در بخش های دیگری به دلیل انسان بودنمون لغزش هایی داشتیم و خواهیم داشت. اما در مورد تهمتی که زدین از اونجا که نه کاری ازم بر میاد و نه اگه میومد کاری میکردم فقط مثل یک فرد دیگه در همین سایت شما رو دعوت به گرفتن حلالیت از خودم پایین همین مطلب میکنم در غیر اینصورت همون خدا در اون دنیا در موردمون قضاوت خواهد کرد. البته اون بنده خدای اولی حلالیت نطلبید و الان این دنیاش به شکل وحشتناک و غیرقابل شمارشی تامین شده. اون دنیاش رو دیگه نمیدونم. به نظر من کاری که شما میکنید حتی زشت تر و غیر اخلاقی تر از اصولگرایانی است که به هر غیراصولگرایی تهمت آمریکایی و ضد انقلاب و… میزنن. یا علی

  16. نوشته شده توسط حقگو در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۸:۵۹ ب.ظ

    آقای نقطه
    در فرهنگ ما طرف مظلوم گرفتن یک عرف قدیمی است و به همین دلیل هم هست که شما خود را به آن می زنید.
    اما اینکه کسی طرف مظلوم نگیرد و انتظار پاداش هم نداشته باشد اگر باور پذیر نباشد بسیار بعید است، خاصه آنکه کامنت هایش هیچ ربطی به مطلب اصلی ندارد و سعی کرده که مسیری سیاسی بگشاید که بتواند مساپل خود را مطرج کند. خب البته ذهن را می برد به اینکه مدح را برای اصحاب قدرت و ثروت می گویند به نیت صله، و اگر نه این است بیش از آنکه به طلب عذر خواهی از دیگران نیاز داشته باشید به یک متخصص … نیاز دارید تا دریابد هدفتان از این گونه اظهار نظر کردن چیست؟
    اینجا مجلس حلالیت طلبی نیست که چون به شما برخورده، دیگران باید از شما عذر خواهی کنند. شما زیر مطلب تماماً مذهبی و معنوی نویسنده آمده اید و او را متهم به سوء استفاده از مقدسات می کنید و نیت او را ناسالم می دانید و در همان جا خود را به مظلوم نمایی میزنید و از افتخارات خانواده تان می نویسید و انتظار دارید خوانندگان نسبت به نیت شما خوشبین باشند؟
    اگر قرار بر عذر خواهی و حلالیت طلبی باشد شما در اولویت هستید.
    و در آخر مخاطب من البته شما به تنهایی نیستید بلکه نوع تفکری است که نمایندگی می کنید و گر نه شخص شما برای من واجد چنان اهمیتی نیستید که وقت خود را مصروف پاسخگویی کنم

  17. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

    حقگو جان:
    شما مدام یک سری تمثیل هایی مطرح می کنید و بعد از همین تمثیل های خودتون نتیجه گیری می کنید. یعنی ابتدا میگید شما از ظالم دفاع می کنید و بعد بر اساس قضاوت خودتون از حق و باطل که همه هم باید قبول کنن درسته٬ نتیجه می گیرید من یا جیره خارم و یا باید خودم رو به متخصص نشون بدم. اگه منظور شما از ظالم همون مظلوم از نظر من باشه پس نتیجه میگیریم شما عقیده دارید من اگر جیره خار نباشم پس دیوانه ام که از حق دفاع میکنم در حالی که خود شما با نام حقگو کامنت میدین. آیا شما از جایی پول میگیرید که از مطلب آقای علوی طرفداری می کنید؟ یا شما خود آقای علوی هستید؟ یا شما طرف ظالم هستید و با جیره از ظالم دفاع میکنید که اگر نمی کنید باید خودتون رو به متخصص نشون بدید؟ پاسخ من به این سه سوال خیر هست. اینها اتهاماتی هست که میشه به هرکسی از جمله خود شما نسبت داد. اونچه در مورد این مطلب بیان کردم به نظر خودم یک توهین نیست. من میگم نویسنده این مطلب یک فرد سیاسی هست و امام حسین رو در جهت منافع خودش مصادره کرده و منافع خودش الزاما پول یا قدرت نیست. من به قدرت رسیدن اصلاح طلبان رو چه سودی برای نویسنده این مطلب داشته باشه چه نداشته باشه منافع یک اصلاح طلب میدونم. همین طور که اقتدار شخص ولی فقیه رو برای خودم منفعت میدونم چون ولایت فقیه رو به فرموده امام خمینی ولایت الله و رسول الله میدونم. خود نویسنده این مطلب هم میتونه بگه این ادعای من رو قبول نداره. ولی شما ادعا می کنید من جیره خارم. یعنی از فرد یا گروه یا ارگانی پول زمین خونه ماشین کار امتیاز و امثال اینها گرفتم. این در حالیه که اگر همه دنیا هم این برداشت رو داشته باشن اما نهایتا این حتما غلطه. چون در نهایت من هیچکدوم از اینها رو دریافت نکردم.
    ضمنا افتخارات خانواده من وقتی اینجا اهمیت پیدا میکنه که شما با وجود اینکه من رو میشناسید و شاید از وضع اقتصادی ما اطلاع داشته باشید اما به خودتون اجازه میدین چنین گناه بزرگی رو به جان بخرید و ما رو جیره خار خطاب کنید که بقول شما این هم یکی از عرفهای مخالفین تفکرات امثال ما از ابتدای انقلاب بوده که ما رو ساندیس خور و… خطاب میکنن.
    این مطلب مطلب خیلی خوبی هست در صورتی که نویسنده مطلب مخالف گزاره هایی باشه که این روزها اصلاح طلبها در مورد اسلام٬ تشیع٬ قیام امام حسین و حکومت ولایت فقیه مطرح میکنن. از بوجود آمدن شیعه پس از صفویه تا جدایی دین از سیاست و عقلانی شدن حرکت امامان شیعه بعد از امام حسین و احساسی بودن رفتار ایشون تا نگاه های ساختاری تر به اصول اسلام که توسط تئوریسین هاشون مطرح میشه.
    ترجیح میدم گشودن بحثی سیاسی ذیل مطلب به اعتقاد شما معنوی کار اشتباهی قلمداد بشه یا دیوانه خطاب بشم تا اینکه منتظر دریافت پاداش از کسی باشم.
    در مورد بند آخر مطلبتون نظر منم در مورد هم خودم و هم شما همین هست. هیچکدوم از ماها انقدر مهم نیستیم. مهم آرمان هایی هست که ازش دفاع می کنیم. یا علی…

  18. نوشته شده توسط حق در تاریخ ۰۱ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ

    فتنه چیه فتنه گر کیه بابا جان خجالت بکش نقطه

  19. نوشته شده توسط حق در تاریخ ۰۱ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

    هرکه هر چی گفت که شما نباید کورکورانه بپذیری کمی از اون بالایی هم استفاده کن (مغزت)