حکایت عطر و خورشید وغدیر

آبان ۲۹ام, ۱۳۸۹ (دیده شده 875 بار)

عطر و مشک، بوی خوش را به مشام می‌رساند. عطر و بوی آن قابل انکار نیست. با عطر و بوی خوش نمی‌توان دشمنی کرد که لحظاتی بعد رایحه خوشش، مشام همه را نوازش می‌دهد. هر چه می‌خواهند روی عطر را بپوشانند سرانجام خود نمایی می‌کند.
آفتاب هم همینطور است. ابرها گاه گمان می‌کنند که روی چهره زرین آن را پوشانده‌اند اما غافل از آنکه، خورشید از پس آن ابرهای تیره، نورافشانی می‌کند، سبزینه‌سازی می‌کند، گرما می‌دهد و گیاهان را حیات می‌بخشد. از همه مهمتر عمر ابرها کم است و بالاخره خورشید از پشت ابر بیرون می‌آید.
ابرهای سیاه‌فام گمان می‌کنند که همه جا را از نور خورشید خالی کرده‌اند، در حالیکه در همین نیم کره نیز بسیاری از جاها ابرها، عمرشان تمام شده است.
بگذارید راحت‌تر بگوئیم جهان بی‌خورشید نیست مگر روز قیامت. اگر در این نیم کره غروب کرده در آن نیم کره طلوع درخشنده‌ای دارد.
شاید ابرهای رجزخوان در مقابل خورشید، گمان کنند که از خورشید، بی‌نیازند ولی زهی خیال باطل که همه‌شان فراهم آمده تابش این نورند که بر دریا تابیده و تبخیر آب نهایتاً ابر را سامان داده است.
غدیر و علی(ع) هر دو، عطرند و آفتاب که هر چه خواستند بوی خوش و شعاع نورش را از میان بردارند، بیشتر درخشید. خواستند غدیر را انکار کنند و صاحب آن علی(ع) را به گوشه عزلت بنشانند.
آری آن شب که پیامبر(ص) را به خاک می‌سپردند، مردم در خانه‌های خویش و در خوابی عمیق فرو رفته بودند دختری بر سر قبر پدر تنها و تنها و با یک و دو فرزند خردسال شکوه از زمان و ادبار آن دارد. برخی‌ها که بعدها ادعای خلافت کردند، آنقدر گرم برنامه‌ریزی!! بودند که ظاهراً فرصت حضور بر تربت پاک آن رسول تابناک را نیافتند.
فرداها حمله کردند و خانه را به آتش کشیدند. فردای دیگری نقل حدیث از این پیامبر حبیب را منع کردند و بعدها زنی به خلاف فطرتش، بر جملی سوار تا به بهانه قتل خلیفه علی(ع) را وارد معرکه جنگ سازد، فردایی در مسجد کوفه به شهادتش رساندند و فردایی دیگر سبط اکبر و نوه بزرگ رسول را خون جگر کردند. و فردایی دیگر نوه کوچکترش حسین(ع) را سر از قفا بریدند و بر نیزه کردند و فردا و فرداها همین طور تکرار شد. تا جایی که کسی جرات نکرد اسم علی(ع) را بر فرزندانش بگذارد یا نام او را ببرد.
اما شگفتا با این همه دسیسه و ابرهای جهالت، چه زیبا این آفتاب غدیر درخشید و شعاعش به تمام جهان رسید و حتی مخالفانش زبان به ستایش گشودند. زمخشری از علمای بزرگ اهل سنت می‌گوید: «من چه بگویم درباره مردی که دشمنانش از راه کینه‌جویی و حسد او را انکار کردند و دوستان او از ترس و بیم، پنهان داشتند ولی از این میان آنقدر فضیلت‌های وی انتشار یافت که خاور و باختر را فراگرفت.»(۱)و نویسنده مشهور مسیحی جرج جرداق می نویسد:
«چه می شد بر تو ای دنیا، اگر نیروهای خود را جمع می‌کردی و در هر زمانی یک علی می آوردی با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش.»(۲)روایت غدیر را اینک نه از شیعه که از اهل سنت باید شنید. جمال الدین عبدالرحمن ابن ابی بکر سیوطی نویسنده معروف کتاب تاریخ الخلفا ۳۵ فضیلت را از علی(ع) از فرمایشات پیامبر اکرم(ص) نقل می کند او می گوید: «علی در سال ۳۵ هجری در رهبه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: شما را به خدا سوگند می‌دهم که هر کس از شما آنچه از رسول خدا (ص) در غدیر خم شنیده را در این جمع بازگو کند در این هنگام ۳۰ نفر از مردم بلند شدند و شهادت دادند که آن حضرت در روز غدیر فرمودند: «من کنت مولاه، فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» (۳)
همین نویسنده اهل سنت از ابن عساکر از ابن عباس نقل می کند که ۳۰۰ آیه قرآن در مورد علی نازل شده است:
«اخرج ابن عساکر عن ابن عباس قال: نزلت فی علی ثلاثماه آیه» (۴)
آری امروز دیگر غدیر، غریب نیست. حالا دیگر الغدیر علامه امینی نیز مثل خود غدیر زنده شده است. پژوهشی بی نظیر که نویسنده‌اش می‌گوید: «من برای نوشتن الغدیر ده هزار جلد کتاب را از بای بسم الله تا تای تمت خوانده‌ام و به صد هزار کتاب مراجعات مکرر داشته‌ام» (۵)
برای همین است این کتاب ۲۰ جلدی بی نظیر هم با گذشت ۵۶ سال از نگارشش هر روز بیشتر می درخشد.
باز هم تاکید می کنیم که خورشید را نمی توان پوشاند و جلو انتشار بوی عطر را نمی توان گرفت به زودی «یوم الغدیر» به «یوم الظهور» تبدیل و احیاگر غدیر می آید و به تمام عالم نور افشانی می کند.
راز این که رسول خدا (ص) در غدیر از مهدی (عج) و غیبت او نیز سخن گفتند همین است. مهدی (عج) ادامه علی (ع) و ظهور ادامه غدیر است.
آری حالا دیگر غدیر بیابانی پس از سرزمین جحفه نیست که در آن هوای گرم صد و بیست هزار حاجی به طواف کعبه ولایت به صف بیعت ایستاده اند. امروز غدیر از یک جغرافیا به تاریخ از یک برهه زمانی به ابدیت تبدیل شده است. دیگر غدیر قابل انکار نیست همان گونه که ابن ابی الحدید ؟؟؟می گوید مثال او مانند عطر است که هر چه بخواهیم بویش را پنهان کنیم باز هم به مشام می رسد و یا مثل آفتاب است .
« آفتاب آمد دلیل آفتاب»

پی نوشت ها:
۱ – ابن ابی الحدید / شرح نهج البلاغه / ج ۱ ص ۱۶
۲ – زیباییهای غدیر / ص ۳۳
۳ – سیوطی / جلال الدین / تاریخ الخلفاء/ ص ۱۶۹
۴ – همین منبع / ص ۱۷۲
۵ – گزیده ای جامع از الغدیر / ص ۱۴

۳۴ پاسخ به “حکایت عطر و خورشید وغدیر”

  1. نوشته شده توسط علي صابري در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ

    با سلام
    احسنت – انشاءالله

  2. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام اقای هنر پیشه باز هم اهانت به اهل سنت از فردا حمله کردند را بخوان ایکاش بی پرده فحش می دادی بر هیچکس پوشیده نیست که منظور شما چه کسانی می باشد شما باز هم به افتخارات جهان اسلام تهمت بستید من که نمی دانم هدف شما از این که مردم را تا انجا که می توانید از اصحاب رسول اکرم که فرمودند (اصحابی کانجوم )دور می کنید چیست نکند شما این را به حساب عبادت می گذارید وفکر می کنیددور کردن دو گروه مسلمان از همدیگرثواب دارد راستی من هر چه فکر می کنم فرق افکار شما با وهابیت را نمی دانم تازه وهابیت دوست دار علی (ع) است شما نه اصحاب رسول خدا را دوست دارید نه مسلمانان سنی را چون تا انجا که می توانید به انها توهین می کنید قصد ندارم بحث تاریخی ان را مطرح کنم یا به شما جواب بدهم اری من خودم خوب می دانم شاید نتوانم شما را قانع کنم چون ثواد ان را ندارم فقط دلم می سوزد با این کارها وترویج افکار این چنینی روز به روز شما جمعیت شیعه خود را از خیل بیشمار سنی دور می کنید فایده این کار شما چیست نشان دادن این که علی با عده ای قلیل یک طرف و ائمه اهل سنت و عده زیادی یک طرف چرا مسایل سیاسی ان زمان را شکل دینی می دهی مشکلات علی و معاویه که سرتاسر سیاسی بوده را به بقیه خلفا می چسپانید چرا باعث می شوید دید ما نسبت به اسد الله غالب تغیر کند با مظلوم کردن علی علی مظلوم نبوده علی شاید با خلفا تضاد اندک فکری داشته باشد اما تابع انها بوده وهمین تابعیت اصحاب رسول و عدالت انها و ایمان قوی انها باعث پیشرفت جهانگیر اسلام شد همه انسان بوده اند همه خطا می کرده اند و همه منتظریم تا در دادگاه عدل الهی محاکمه بشویم اقای هنر پیشه لابد خداست که همه را محاکمه می کند این چه اندیشه ای است که شما دارید چرا شما نمی ایید از شجاعت های علی از زهد تقوا دلیری او بنویسید چرا همه اش می گویید به اوستم شد حقش را خوردند در غدیر به علی گفتند برو خلیفه شو کسی نگذاشت خلیفه شود من قرن بیستمی چکار کنم حالا که خیلی وقت است از ان زمان گذشته بگذارید خدا قضاوت کند اگر انجور که شما می گوید باشد خدا مثقالی حساب می کند پدر خطا کار در می اورد ولی چرا اندازه سر سوزن از خدا نمی ترسید که اطلاعات شما غلط باشد انوقت جبهه و سابقه جنگ به درد میزان مثقالی خدا نمی خورد گرفتار خشم خدا می شوید مگر هدف چیست روز قیامت ما باید جواب اعمال عمر و علی و … را بدهیم مگر روز قیامت نمی پرسند توشه راهت چیست مگر از تاریخ هم می پرسند من از تاریخ فقط پیغمبرم را به طور کامل می شناسم یعنی در پیشگاه عدل الهی مردودم راستی نمی دانم حرف شما را قبول کنم یا مرجع تقلیدی مثل ایت الله برقعی را حیدر علی قلمداران انها هم از تشیع بودند بدون هیچ همایتی از هیچ کشوری در ایران حرفشان را زدند انها هم شیعه بودند

  3. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱:۳۲ ب.ظ

    ببخشید سواد را اشتباه نوشته ام

  4. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۷ ب.ظ

    راستی زمخشری و ابن ابی الحدید سیوطی که از علی (ع)تعریف کرده اند دشمنان علی نیستند برادر جان این ها مسلمانند از دید من سنی اگر کسی در دلش (حتی) کینه علی را داشته باشد او رانتنها سنی نمی دانم بلکه مسلمان هم نمی دانم علی و عمر ابوبکر اگر هم باهم کوچکترین مشکلی با هم داشته باشند خودشان دانایان عالم بودند من به همه انها برای این که برای اسلام زحمت کشیده اند احترام فراوان قائلم این است اندیشه یک سنی یعنی اخوت و برادری نه کینه و کدورت من به همه انهایی که مسیر اسلام را در پیش گرفته اند و جان و مال خود را در راه اسلام هدیه داده اند احترام می گذارم درود خدا بر رادمردان و شیرزنان اسلام ازاهل بیت صحابه تابعین تبع تابعین الی یوم الدین انشا الله

  5. نوشته شده توسط عبدالصمد صفری در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۳:۴۹ ب.ظ

    اقای احمدی
    اگر اقرار به بیسوادی خود در این زمینه هم نمیکردین از نوشته سراپا توهین شما برهمگان مکشوف میشد که از چه منطق وسوادی برخوردار هستید
    ایا شما واقعا وهابیون را دوست دار علی(ع)میدانید؟

  6. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۴:۴۸ ب.ظ

    صمد جان

    بحث کردن با دوستان اهل تسنن مثل بحث کردن با دوستان اهل تشیع نیست و نیازمند درک مبانی فکری و اعتقادات ایشان دارد. چیزی که به نظر شما توهین است ممکن است به نظر ایشان خیلی درست و واضح باشد. در نتیجه از شما خاهش میکنم در این موارد مواظب باشید خدای ناکرده موجبات تفرقه ایجاد نشود.

  7. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۶:۴۷ ب.ظ

    اقای صفری خیلی جالب است شما وهابیت را نمی شناسید برای این که شما هم کمی بیشتر بدانید وهابیت هیچ مشکلی با شخص حضرت علی ندارد و فقط اندیشه انحرافی انها این است که اهل تشیع را مسلمان نمی داندو ح علی را خلیفه اول نمی داند که این مسئله دوم من سنی هم با انها هم عقیده هستم نمی دانم کجا و کی به شما گفته وهابیت دشمن علی است وای از شنیده های بدون تحقیق تازه این مطالب وقتی مصداق پیدا می کند که اگر وهابیتی وجود داشته باشدمن در ایران زندگی می کنم و شبانه روز دارم از صدا سیما تبلیغ مذهب شیعه را می شنوم در مدارس فقه شما را خوانده ام دوستانم بیش از ۹۰%شیعه هستند با این ذهنیت سنی هستم من فقه جعفری به اندازه ای اشراف دارم و با تحقیقات و متالعات شخصی مذهب خود را شناخته ام شما با انهمه ادعا چه می دانی از مذهب ما یا از وهابیت اقای اسد پور خیلی زود متوجه بی سوادی شما در این زمینه شده اند و من هم مثل ایشان از شما می خواهم شما سکوت کنید و ببینید اقای هنر پیشه چه جوابی می دهد بهتر است شاید چیزی یاد گرفتیدراستی تنها فرقه ای که از حضرت علی متنفر هستند و ایشان را لعن می کنند باقیمانده خوارج در اردن می باشند دیگر هیچ فرقه ای از فرق اسلامی وجود ندارد که دوست دار علی (ع) نباشد حالا هی ما داد بزنیم از صلح و دوستی و وحدت بگوییم و شما به هر که دوست دارید فحش بدهید ناسزا بگویید تا الی یوم الدین چرا اقای هنر پیشه به ام المومنین توهین کرده مگر رهبر انقلاب فتوا نداده کاش حداقل اقای هنر پیشه به ام المومنین چیزی نمی گفت
    اگر به متن اقای هنر پیشه نگاه کنید منشا همه از نظر ایشان عمر ابوبکر و عایشه بر می گردد

  8. نوشته شده توسط نه شیعه صفوی نه تسنن اموی در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۲ ق.ظ

    سلام آقای هنرپیشه
    یکی از دوستان اهل تسنن در رد جانشینی در حادثه غدیر به موضوعی پرداخت که از شما تقاضای جوابی منطفی دارم
    ایشان به این موضوع پرداختند که اولا تمامی کسانی که در حج آن سال حضور داشته اند در مراسم غدیر نبوده اند به دلایل زیر
    ۱-افرادی از یمن و طائف و شام در حج حضور داشتند که مسیر برگشتشان به هیچ عنوان به سرزمین خم نمیخورد
    ۲-اگر پیامبر روز بعد از مراسم قربانی نیز از مکه راه افتاده باشد بعد از گذشت ۷ الی ۸ روز به نزدیکی مدینه رسیده است و امکان همراهی دیگر حاجیان در این مراسم وجود نداشته است
    ثانیا: در کتاب نهج البلاغه حضرت علی هیچ اشاره ای به موضوع جانشینی ایشان در حادثه غدیر خم ندارد
    ثالثا: در کتب فیروزآبادی یکی از جامعترین فرهنگ لغت عربی ۲۷ معنی برای مولا یاد شده که فقط یکی از این معانی مربوط به وصی است
    با تشکر

  9. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۳:۳۰ ب.ظ

    آقای احمدی نوشته ی شما هم اشتباهات فراوانی داره و شما هم انقدر که می گید حق به جانب نیستیدا، ببینید اختلاف حرفای شما با شیعه یک تختلاف نظر نیست، بلکه اختلاف عقیده هست، شما در نوشتتون آوردید که “در غدیر به علی گفتند برو خلیفه شو کسی نگذاشت خلیفه شود من قرن بیستمی چکار کنم حالا که خیلی وقت است از ان زمان گذشته بگذارید خدا قضاوت کند” ببینید شیعه چیزی به عنوان خلیفه به شکلی که شما میگید رو قبول نداره، شیعه میگه ولایت مشروعیت خودش رو از خدا می گیره، حالا شما میگی خلیفه مشروعیتش رو از کجا می گیره، برای حل شدن موضوع بین شیعه و سنی مهم ترین نکته اینه که بیاید بحث کنید که غدیر رو قبول دارید یا نه، اگر غدیر رو قبول دارید پس اهل سنت حق نیستند، چرا؟ چون برخلاف دستور خدا عمل کردند، این چه مذهبی است که میگه ما پیامبر رو قبول داریم، ولی برخلاف نظر ایشون و بالاتر از اون بر خلاف نظر وحی خداوند یکی رو خلیفه می دونه و میگه خدا نمی دونسته و علی جوانه برای خلافت، در شیعه اصلا روی بحث خلافت به شکلی که مدنظر شماست بحث نمیشه.شما بیاید بگید آیا حادثه ی غدیر رو قبول دارید یا نه؟ این رو اگه جواب بدین تمام مشکلات حل میشه، چرا این همه بازی با کلمات؟؟!!!!

  10. نوشته شده توسط مسلم زارعی در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۴:۳۸ ب.ظ

    با سلام، اگر کسی می خواهد پاسخ خیلی از پرسش های مطرح شده را بیابد می تواند (با کمی وقت گذاشتن) به کتاب مرجعی که آدرس آن در ذیل آمده نگاه کند. اگر قانع کننده نبود به نظرم باید با اهل فن مطرح کند. ما انتظار داریم که جناب هنرپیشه هم درباره پرسش ها نظر خود را بیان کنند:

    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19673&ParentID=5112&Language=1
    __________________-
    واضح است که این مطالعات مشکل کسی را حل می کند که واقعا به دنبال حقیقت باشد.

  11. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۱۸ ب.ظ

    سلام خدمت آقای زارعی، ببخشید لینکتون خیلی کلی هست، اگه میشه لینک دقیق تر رو بدین

  12. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۵:۵۶ ب.ظ

    با سلام
    جناب نقطه عزیز
    کتاب النص و الاجتهاد(ترجمه: اجتهاد در مقابل نص)، علامه شرف الدین و البته المراجعات ایشان واقعا در این زمینه مفید می باشد. اصل دو کتاب عربی است اما ترجمه های خوبی به فارسی از ان شده ست.
    می توانید در دو لینک زیر به آنها را بیابید.

    http://www.download110.com/download-file-3042.html

    http://soaal-javab.blogsky.com/category/cat-22

    و البته سایت زیر

    http://www.valiasr-aj.com

    با سپاس

    مجهول

  13. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ

    ممنون مجهول جان

  14. نوشته شده توسط مسلم زارعی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۲ ق.ظ

    بنده هم از مجهول تشکر می کنم. لینک ها جالب اند.

  15. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۱۶ ب.ظ

    اقای نقطه این که من چی را قبول دارم یا توچی را قبول نداری ویا شیعه یا سنی چی را قبول دارد مهم نیست مهم اتفاق تاریخی ان زمان می باشد مثل این می ماند که من بگویم که رهبری ایت الله خامنه ای را قبول ندارم و ایت الله هاشمی رهبر است زمام امور مسلمانان بر عهده چه کسی بوده یعنی شما می گویید زور خلفا استغفر الله از خدا بیشتر بوده اراده خدا برخلافت ح علی بوده اراده پیامبر بر خلافت ح علی بوده فقط اراده خلفا این چنین نبوده و اراده خلفا بر اراده خدا و پیغمبرش پیروز شد اقای نقطه شما مثل کسی حرف می زنید که انگار هیچی از اهل سنت نمی دانید تازه دارید می پرسید شما واقعه غدیر را قبول ندارید نه ما به این شکل که شما می گویید قبول نداریم اگر داشتیم که سنی نبودیم برداشت ما از غدیر چیز دیگری است هر جا هم از اهل سنت بپرسید یا بخوانید همین را می گویند از دید اهل سنت واقعه غدیر اصلا چیز مهمی نبوده که تاریخ نویسان بخواهند چیزی در باره ان بنویسند البته اعتقاد اهل سنت را گفتم امیدوارم که به کسی بر نخورد به اعتقاد شما برادران دینی ام احترام کامل می گذارم اقای نقطه از دید اهل سنت سخنان گهر بار پیامبر با تعبیر شما کاملا متفاوت می باشد خودت کلاهت را قاضی کن مگر می شود خلاف اراده خدا چیزی صورت بگیرد ان هم چیزی به این مهمی

  16. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۲:۱۸ ب.ظ

    قطعا میشه، البته اگر منظورتون از برخلاف اراده ی خداوند دقیقا بر خلاف خواست خداوند باشه، اگه همه چی طبق خواست خدا بود قطعا امروز به هیچ کس ستمی نمی شد و اصلا ضلمی وجود نداشت،خداوند به انسان قدرت انتخاب و اختیار و تفکر و تعقل داده و خودش بصورت مستقیم در امور دخالت نمی کنه،گرچه از قبل تمام انتخاب ها و تفکرات ما رو میدونه، من از دیدگاه اهل سنت اطلاع دارم، اما چون شما اختلافات رو اصلی فرعی کرده بودین من اومدم که بدونید مشکل اصلی سر مسئله غدیره و ما می گیم اگه علی رو به عنوان امام اول قبول ندارید دیگه خلیفه ی چهارم خوندنش بدرد مفت هم نمی خوره و این بزرگ ترین مشکله، شما گفتی می تونیم از خلیفه انتقاد کنیم، در حالی که ما امامانمون رو معصوم می دونیم و وقتی مجبور بشیم اون سه تا خلیفه ی اول رو قاطی امامامون کنیم خود به خود معصوم بودنشون از بین میره، چون بزرگترین گناهشون همین غصب امامت علی (ع) بوده.

  17. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۲ ب.ظ

    با سلام

    جناب احمدی عزیز

    ۱) لطفا وارد مسائل اختلاف برانگیز نشوید، چرا که آنگاه من نیز مجبور خواهم شد از منابع خود شما مطالبی ارائه کنم که بدترین توهین های شیعه نیز به پای آن نمی رسد!!

    ۲) مشکل اساسی شما در کامنت فوق اعتقاد جازم شما به نوعی جبرگرایی است که بنی امیه به خصوص جناب معاویه در جامعه رواج دادند. البته که اراده خدا اگر به امری تعلق گرفت آن امر واقع خواهد شد. اما شما یک نکته را فراموش کرده اید. به قول علما اراده انسان جزء اخیر علت تامه است. اراده انسان ها در طول اراده خدا قرار گرفته و این امر باعث اختیار او در اعمالش بوده و این است که برای انسان مسئولیت آور است.

    ۳) طبق عقیده ی شما بر فیروز قاتل عمر بن خطاب نیز حرجی نیست چون خدا خواسته که وی قاتل خلیفه باشد. حتی بر یزید نیز در کشتن بهترین خلق خود در آن زمان، سنگباران خانه خدا، کشتن صحابه رسول خدا در مدینه، تجاوز به ناموس مسلمین در مدینه، حرجی نیست. چرا که خدا خواسته و اگر می خواست می توانست جلو یزید را بگیرد، مگر زور یزید از خدا بیشتر بود؟!!

    ۴) مشاهده می کنید که اعتقاد به این نظریه چقدر مسخره به نظر می رسد!!

    ۵) به نظر نمی رسد شما نیز نسبت به عقائد خود اطلاع کافی داشته باشید یا حداقل در باره آن مطالعه کرده باشید.

    ۶) مقاله زیر چهل سوال مطرح کرده و تمامی آن از منابع دست اول اهل سنت است. مطالعه آن را به شما توصیه می کنم.

    http://www.valiasr-aj.com/lib/40question.pdf

    با سپاس

    مجهول

  18. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۴:۴۴ ب.ظ

    اقای نقطه من هم قطعا منظورم اراده خداونده نه خواست خداوند اراده خداوند خلل ناپذیر است من که نوشته ام اراده این دیگر چه صیغه ای است که اراده را خواست می کنی و جواب می دهی اما بحث انتقاد از خلیفه و عدم معصومیت اهل سنت به عصمت هیچ کس معتقد نیست و رفتار همه انسانها را قابل نقد می داند حالا حضرت علی خودش خلافت را قبول کرده شما چرا قبول نمی کنید جای سوال دارد حضرت علی چهارمین خلیفه مسلمانان شدند حالا چه ما بخوانیمش یا نمخوانیمش مثل این که فکر می کنید خلافت یک لقب مثل دوک یا سر است که به کسی می دهندش نه برادر خلافت یک پست اجرایی مثل رییس جمهوری الان بوده و حضرت علی ان را پذیرفته و خلافت نموده اند (از این که مجبورم خیلی ابتدایی جواب بدهم و مفهوم خلافت را بنویسم از همه بزرگواران پوزش می طلبم )اقای نقطه ادم وقتی از خلافت بزرگواران صحبت می کند بهتر است از کلمه بدرد مفت نمی خورد استفاده نکند چون حضرت علی خلافت را قبول نمودند

  19. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۶ ب.ظ

    اقای مجهول من قبلا هم مستندات شما را دیده ام نزد اهل سنت شرایط مقبولیت حدیث این می باشد که با قران هیچ گونه منافاتی نداشته باشد حدیث های شما به نقل از منابع اهل سنت برخی با قران منافات دارد به این خاطر هر حدیثی چه از اهل سنت چه از جای دیگری از هر کتابی وقتی با قران همسویی نداشته باشد از دید اجماع اهل سنت ان حدیث رد می باشد ما باید امروزی فکر کنیم و شدیدا به قران بر گردیم فیروز ابولولو را خدا قصاص می کند یزید را خدا قصاص می کند هیچ اهل سنتی اقذام به داوری شدید در مورد انسانها نمی کند واگذار می کند به خدا اگر بد است بگویید بد ولی منصف باشید برخی منابعی که شما می گویید اقدام به نوشتن حدیث کرده اند و درست و یا صحیح بودن ان را واگذار کرده اند به قدرت تمیز علما ی امروزی که ان را با قران تتبیق می دهند و درستی یا نا درستی ان را می گویند در اصول کافی (یا کتاب دیگری امده جبرئیل در ابلاغ وحی به محمد خیانت کرده )از این دست حدیث هایی که علما ی شیعه و سنی برای نبرد با یکدیگر استفاده می کنند زیاد است ولی من سنی با خود می گویم این چیز جئلی می باشد برای انداختن اختلاف و به ان توجه نمی کنم شما هم می گردید حدیث های ضعیف را می یابید یا از سایت صاحب لینک می کنید می گویید مدرک مسئله دیگر چه اختلافی داریم با هم تبادل نظر می کنیم من تک تک شما را به عنوان برادر دینی و هم میهن اندازه جانم دوست دارم دو برادر در یک خانه هم با هم اختلاف نظر دارند ما ها برادران ایمانی هستیم با کمی اختلاف رای ما مشترکاتمان انقدر زیاد است که این مسائل جزئی سبب اختلاف نشود

  20. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۸ ب.ظ

    جعلی را اشتباه نوشته ام
    سو تفاهم نشود یزید از دید هیچ اهل سنتی مقبولیت ندارد و هم چنین فیروز ابو لو لو

  21. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۳ ب.ظ

    اما برادر جان از لینکی دادی من هم فقط اسم کتابی را می نویسم برو مطالعه کن چون اگر لینک بدم شاید سایت فیلتر شود شاهراه اتحاد حیدر علی قلمداران

  22. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ

    در تشیع وقتی قدرت نداشته باشی حکومت بر تو واجب نیست، ولی وقتی قدرت داشته باشی بر تو واجب میشه که برای در دست گرفتن حکومت جهاد کنی، امام علی وقتی نادان های اون زمان کلام وحی رو روی زمین انداختند و به ریش فلانی اعتماد کردند چطور می تونست حکومت کنه؟ جالب اینجاست که بارها و بارها پیامبر اکرم نام ائمه رو در زمان حیاتشون تا امام زمان بردن و نامی از این سه نفری که شما گفتید توی اونها نبود، من وقتی در مورد امامت حرف بزنم با احترام سخن خواهم گفت، اما خلافت مورد قبول شما همان بس که وقتی عمروعاص و معاویه با حیله قرآن ها رو سر نیزه کردند یاران علی (ع) از دستور امام علی امتناع کردند و وقتی امامت بشود خلافت این اتفاق ها قابل پیش بینی است.
    ضمنا اگر در فرهنگ لغت سرچ کنید می بینید که خواست یکی از معانی کلمه اراده هست، اگر قرار بود اینی که شما می گید بشه که دنیا مسخره میشد، چون اون وقت اولا انسان اراده ای نداشت و در ثانی وقتی انسان اراده ای از خودش نداشته باشه مسئول کارهای خودش نیست و اصلا جهنم معنایی پیدا نمی کرد، واقعا جالبه که خواست خدا بوده که تمام امامان ما شهید بشن و اون وقت خلفای اموی و عباسی بشن خلیفه ی حکومت های اسلامی، یادم به حرف یکی از دوستام افتاد که می گفت به جهنم میریم اگر خدا بخواهد

  23. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۳ ق.ظ

    نقطه جان

    اگر در هنگام مباحثه عصبانی میشویم بهتر است در آن مباحثه ساکت باشیم ( این را نه از بابت نصیحت میگویم که از باب یادآوری، چون خود من هم این گونه میشوم). زیرا در این حالت هم فضا به یک فضای تند و عصبی تبدیل میشود و هم استدلالها غیرمنطقی.
    بحثهای اقای احمدی آزمونی است برای شما و بحث کردن با اهل سنت با بحث کردن با شیعه تفاوت دارد و نیازها و آشنایی های خودش را میطلبد.

  24. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۵ ب.ظ

    اوکی، البته همین که خودشون میگن حادثه ی غدیر اتفاق افتاده حالا به هر شکل برام کافیه، چون پیامبر که نعوذ بالله بیکار نبوده بیاد اون همه آدم رو نگه داره که بگه آقا امام علی دوست منه :-)

  25. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۰۶ ب.ظ

    چه جالب من هیچ درخاستی از اقای نقطه برای بحث ندارم ایشان بدون هیچ منطقی شروع می کنند به حتاکی و توهین من که گفتم فضا دوستانه می باشد و بحث هم دوستانه بدون هیچ توهینی البته من چنین ادم هایی زیاد برخورد داشته ام شما تحمل اندیشه مخالف را ندارید خونسرد باشید و منطقی ان نادانی که تو می گویی از ایران تا روم ان زمان را به زیر یوغ اسلام کشید ان نادانی که تو می گویی همان کافی که بعد از رحلت پیامبر با پیامبران دروغین به مبارزه پرداخت ان نادانی که تو می گویی پیامبر دست خود را به جای دست او قرار داد و گفت هذه ید عثمان اینها نادان هستند کمی مطالعه بکن همه اش به شنیده ها و رجوع نکن کمی فکر کن اسلام دین اخوت برادری می باشد با اندیشه امثال شما که من ان را به تشیع تعمیم نمی دهم ادم فکر می کند اسلام یعنی جنگ علی و عمر بنیان اسلام با برادری گذاشته شده است اینها را که تو می گویی نادان شاگردان مکتب رسول الله می باشند بدان علی و عمار و یاسر تنها شاگردان مکتب رسالت نیستند همه بزرگواران صحابه السابقون اولیه مورد رضایت خداوند قرار گرفته اند ابوبکر جز اولین نفرات بوده شما به چه جراتی انها را نادان می دانید مگر ایه ۱۰۰سوره توبه را نخوانده ای یک واقعه ازخدمات ابوبکر به اسلام :زمان هجرت پیامبر ابوبکر هر چه مال و منال داشت با خود برای یاری به اسلام جمع کرد و برد موقع خروج از خانه پدرش ابو قحافه که پیرمردی نا بینا بود و به اسلام مشرف نشده بودند از کمک ابوبکر از مال خود ابوبکر به اسلام جلو گیری می کرد ابوبکر کیسه ها را از سنگ ریزه پر کرد و گفت دست خالی می روم اینه کسانی بودند که با جان مال به یاری اسلام شتافتند من دیگر دوست ندارم به کامنت اقای نقطه پاسخی بدهم و نمی دهم کمی احترام هم به اندیشه دیگران چیز خوبی است البته اندیشه های اقای نقطه ادم را بیشتر بدبین می کند تا نزدیک من هدفم اینه که اهل سنت را بیشتر بشناسانم و بگویم ان طور که می گویند ما از هم دور نیستیم ولی اغلب مطلب نویسان سایت تراکمه بدنبال دور کردن ما از همدیگرند انصافا زمان خاتمی وحدت بین شیعه و سنی داشت موج می زد ولی حالا با دست گذاشتن برخی از ما ها روی اختلافات جزئی انگار هدف دور کردن ماها از همدیگر می باشد در اخر به شما پیشنهاد می کنم حداقل کتاب خدمات متقابل اسلام به ایران وایران به اسلام دکتر مطهری را بخوانی

  26. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۱۰ ب.ظ

    من متوجه نمی شوم این که پیامبر نام ائمه را در زمان خودش گفته در کدام کتاب امده البته هیچ مغایرتی با قران نداشته باشد نکند اسلام و قران ما با هم فرق می کند

  27. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۳۶ ب.ظ

    با سلام

    جناب احمدی عزیز

    ۱) به نظر می رسد که شما از قواعد و ضوابط حدیثی اهل سنت اطلاع چندانی ندارید!!

    ۲) شما فرمودید:”نزد اهل سنت شرایط مقبولیت حدیث این می باشد که با قران هیچ گونه منافاتی نداشته باشد.” این مطلب را من اولین بار است که می شنوم! لطفا اگر برای این مطلب از علماء اهل سنت رفرنسی دارید ارائه دهید. یا حداقل از ایشان در باب اعتبار صحاح ستته بپرسید!

    ۳) لینکی که من به شما دادم فایلی است که یا از قرآن مطلب آمده با استدلال عقلی است و یا احادیث معتبر اهل سنت در آن آمده(تاکید می کنم معتبر). اگر شما به هر کدام از آنها از جهت مخالفت با قرآن هم نقدی دارید ما حاضریم بشنویم. کدام حدیث و با کدام آیه اختلاف دارد، که سبب رد آن شده است.

    ۴) از شما تقاضا دارم ادب ارائه نظر را رعایت کنید. در جایی دیگر نیز من این خواسته را از شما داشتم، اگر فراموش نکرده اید.

    ۵) کتاب مورد نظر شما توسط علماء شیعی نقد شده و پاسخ آن ارائه شده است. با جستجویی سطحی می توانید پاسخ های ایشان را مطالعه بفرمایید.

    ۶) اما من هنوز منتظر پاسخ به ۴۰ سوال مطرح شده در فایل ارسالی هستم.

    ۷) اگر نیاز بود من هرکدام از اشکالات مطرح شده را در سایت قرار می دهم و شما پاسخ منطقی و مستدل خود را به ان ارائه دهید.

    والسلام علی من اتبع الهدی

    با سپاس

    مجهول

  28. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۶:۳۲ ب.ظ

    جناب مجهول عزیز چطور بی اطلاع هستم این یک قاعده کلی در نزد اهل سنت می با شد و مورد اجماع همه علما اهل سنت نیز می باشدکه هر حدیثی که با قران مغایرت داشته باشد ان حدیث کذب می باشد این را با تحقیق عرض می کنم
    به نظر می رسد سایت مطالعاتی شما ولی عصر و امثالهم می باشد که با توجه به این نباید هم شما اطلاعی داشته باشید اگر در صحاح سته هم چیزی مغایر با قران باشد ان هم مردود است پس البانب و امثالهم چکار داشتند می کردند انها نشستند و بر روی علم حدیث کار کردند
    کجای لینک شما از قران یا حدیث اهل سنت می باشد کدام اهل سنت می گوید زبانم لال ام المومنین فاحشه می باشد به نظر می رسد سایت معرف شما چون خودش ام المومنینی و پاکدامنی عایشه را قبول ندارد بدنبال چنین چیز هایی م یگردد برای مثال در کتب تاریخی اهل سنت امده که چنین تهمتی به عایشه زده شدبرادران اوایل و اواخر مطلب را حذف می کنند و اصل تهمت را به نام ان کتاب می نویسندو بقیه مطالب هم از حدیث های ضعیف می باشد و قران را هم با تفسیر و برداشت خود شما می باشد
    عدم پاکی ام المومنین با قران مغایرت شدید داردبه فرموده مقام معظم رهبری
    شما از من انتظارپاسخ قاطع و خیلی علمی نداشته باشید سواد من در حد خودم است که پر از اشتباه برداشتی می باشد شما اگر جوینده حقیقت هستید با مراجعه به کتب علمای خودتان امثال برقعی که مرجع تقلید هم بودند و از ایشان تفسیر هم به جا مانده بروید طباطبایی و غیره بروید اینها همه مرجع و دکتر می باشند
    به هر سواتی که شما دارید و هر کتابی که نوشته اید علمای اهل سنت پاسخ داده اندشما هم بروید بخوانید

    در اخر هم بگویم شما فکر نکنید که با یک عالم اهل سنت و متخصص رو برو هستید من هم در حد خودم واقفم به مذهبم نه با کسی مشورت می کنم ونه در این مورد صحبتی این را می توتنید از روی غلط های املایی موجود در نوشته ام متوجه شوید
    موفق و پیروز باشید وبه امیدوحدت حقیقی

  29. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۲ ب.ظ

    با سلام
    ۱) من واقعا متوجه نشدم که کجای مطلب من تهمت به جناب عایشه همسر پیامبر بود؟ اتفاقا از نظر علماء شیعه نیز آن مورد مطرح شده عین تهمت بوده و کسی که به دنبال مطرح کردن این موضوع باشد نه تنها به جناب عایشه بلکه به نوعی اهانت به پیامبر کرده است. بقیه مطالب مطرح شده توسط شما در این مورد نیز به من ربطی نداشت.

    ۲) اشکال ندارد! اگر تنها ملاک شما در صحت و وثاقت حدیث مطابقت با قرآن است آیا شما واقعا می توانید هر حدیثی که به شما ارائه می شود از قرآن له یا علیه آن مطلبی ارائه کنید؟(دقت بفرمایید)

    ۳) دوست من! شما که وارد بحث شیعه وسنی می شوید و از ما انتظار پذیرش دارید. باید به اندازه پاسخ گویی به این مطلب که خود مطرح می کنید، اطلاع داشته باشید. و الا از همان اول بفرمایید هرکس به دین خود.

    ۴) من از همان ابتدا متوجه اشتباهات فاحش شما چه در باب شیعه و چه اهل سنت شدم. تنها قصد من از ادامه بحث توجه خود شما به این مطلب بود که به حمدالله شما خود به آن اشاره فرمودید.

    ۵) خداوند همه ما را از جهل مرکب به دور بدارد.

    ۶) اکثر علما اهل سنت، صحاح ستته را به معنای واقعی صحیح السند می دانند. و در این میان صحیح مسلم و صحیح بخاری که، تالی تلو قرآنند. احتمالا از دوره های ختم صحیح بخاری در زاهدان اطلاع دارید.

    ۷) شما فرمودید:”کجای لینک شما از قران یا حدیث اهل سنت می باشد کدام اهل سنت می گوید زبانم لال ام المومنین فاحشه می باشد به نظر می رسد سایت معرف شما چون خودش ام المومنینی و پاکدامنی عایشه را قبول ندارد بدنبال چنین چیز هایی م یگردد” من واقعا متوجه نشدم در کجای لینک من اهانت به جناب عایشه شده بود؟ اگر هست بفرمایید تا ما هم صدا با شما آن را محکوم کنیم. مستندات ارائه شده توسط صاحب مقاله یا قرآن است یا احادیث اهل سنت. و اگر شما نیز در اصالت این احادیث تشکیک فرمودید. بیان بفرمایید با کجای قرآن در تعارض است( بر اساس قاعده ای که خود شما مطرح فرمودید). اصل مطلب من درباره ۴۰ سوال مطرح شده در فایل پی دی اف لینک شده است. که شما هیچ اشاره ای به آن نفرمودید. به نظر من اگر اهل سنت بتوانند از پس این اشکالات بر بیاییند واقعا بر حقند و شیعه بر باطل. و پیشنهاد من به شما و علمائتان نیز پاسخ به این ۴۰ اشکال است. تا حقانیت خود را ثابت کنید.

    ۸) ما نیز به دنبال وحدت هستیم. اما نه باکسی که ما را مشرک و خون ما را حلال و جواز ورود به بهشت بداند. اگر شما نیز با ایشان همداستانید که هیچ. اما اگر آن را صحیح نمی دانید، خود و علمائتان این تکفیریون و سلفی ها را محکوم کنید و از ایشان بی زاری بجویید. تا گامی در جهت وحدت برداشته باشید. اقدامات وهابیت را در تخریب قبور ائمه بقیع محکوم کنید. ابن تیمیه و عقاید او را محکوم کنید. جنایات وهابیت، از بدو تولد تا اکنون را محکوم کنید. نمی توان با دشمنان شیعه دوست بود و همزمان دم از وحدت با شیعه زد.

    با سپاس

    مجهول

  30. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ

    به هر حال واقعیت اینه که به اعتقاد شیعه امامت توسط این افرادی که نام بردید غصب شده و این اختلاف تا ابد باقی هست.راستی جل الخالق معاویه و یزید هم خلفای اهل سنت هستن؟من نمی دونستم. اگه این جوریه که خیلی اوضاع تیلیت میشه :-)

  31. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ

    با سلام

    کامنت فوق خطاب به جناب علی احمدی است.

    با سپاس

    مجهول

  32. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۹ ق.ظ

    سلام علیکیم
    لینک اولتان را عرض می کنم در ان مطلبی است با نام ایا عایشه –حذف شده توسط ادمین– است که ان را تماما به اهل سنت بسته و گفته تمامی علمای اهل تشیعهمعتقدند عایشه پاک بوده و برخی علمای اهل سنت به عایشه افترا بسته اند در صورتی که واقعیت از فتوای رهبری پیداست این لینک را شما داده اید یا من اشتباه می کنم
    ۲اگر منافات داشته باشد دارای اشکال می باشد من نه اما متخصصان علم حدیث دارند این کار را انجام می دهند و داده اند
    ۳برای پاسخ دادن به چهل سوال شما من چند منبع از خودتان از علمای خودتان معرفی کرده ام مسئله را من مطرح نکرده ام اقای هنرپیشه به عایشه توهین نموده اند من هم در حد توانم پاسخ داده ام
    ۴البته اینقدر که گفته ام به اندازه خودم واقفم برای پاسخ دادن به شما برادر عزیز خیلی هم زیاد است ان چهل سوال را شما مطرح نکرده اید علمای مذهب تشیع مطرح کرده اند که من نیازی نمی بینم و البته انقدر سواد ندارم که بخواهم با علما بحث کنم ان را علمای اهل سنت پاسخ داده اند که من گفتم شما با فیلتر شکن می توانید ان را پیدا کنیدبروید
    ۵ انشا الله اول من بعد همه امت مسلمان
    ۶ بله دقیقا درست است
    ۷من سایت ولی عصر را می گویم چهل سوال را عرض کردم علما از علما پرسیده اند و انها را هم خیرشاهی پاسخ داد برای ۵سال افتاد به زندان و مادام العمر خلع منبر شد
    ۸ دقیقا این وقتی محقق می شود که شما هم چنین کاری انجام دهید حجتیون را محکوم نموده از مقبره فیروز ابولو لو به عنوان زیارتگاه و شفا دهنده استفاده ننمایید و به اعتقادات اهل سنت احترام بگذارید
    از این گذشته شما چه فکر می کنید؟ ما با هم هم کیش هستیم یا نه من چکار دارم به ابن تیمیه یاوهابیت یا کسان دیگر من و شما با اندیشه ای نو من هم با اندیشه ای نو و فقط به فکر برادری علما شاید هیچ وقت به توافق واقعی نرسند به علت مسایل سیاسی و دیگر مسائل

  33. نوشته شده توسط مجهول در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۹ ق.ظ

    با سلام
    جناب احمدی عزیز
    ۱) اصل مطلبی که از آن سخن راندید، این است:”آیا تهمت –حذف شده توسط ادمین- به عائشه، صحت دارد؟” که نقل قول شما این بود:”ایا عایشه –حذف شده توسط ادمین- است؟” خدا را، از تهمت به برادرانتان اگر ما را به مسلمانی قبول دارید بپرهیزید.

    ۲) تمام سعی نویسنده مقاله بر رفع این افترا از دامن همسر پیامبر است. شما رفع اتهام از همسر پیامبر را توهین به آن جناب می دانید؟ حاشا به انصافتان!!!

    ۳) ای کاش حداقل تمام مقاله را مطالعه می نمودید، انگاه این جمله را بیان می کردید که:”در ان مطلبی است با نام ایا عایشه –حذف شده توسط ادمین- است که ان را تماما به اهل سنت بسته و گفته تمامی علمای اهل تشیعهمعتقدند عایشه پاک بوده و برخی علمای اهل سنت به عایشه افترا بسته اند”. مگر شما آن مطلب از کافی کلینی را مطالعه نفرمودید، که نویسنده مقاله سعی بر تضعیف روایت داشته و از همسر پیامبر رفع اتهام کرده؟ به نظر می رسد، لازم باشد عینک خود را اصلاح کنید. و الا با این عینک، وحدتی حاصل نخواهد آمد برادر عزیز.

    ۴) جناب احمدی عزیز، کاش شما از یکی از آن متخصصان علم حدیثتان سوال می فرمودید و پاسخ ایشان را بیان می کردید، مطمئنا زودتر به نتیجه می رسیدیم. این ملاک شما برای بررسی معدود از روایات هم ممکن نیست چه برسد به همه آنها.( دقت بفرمایید)

    ۵) شما فرمودید:”برای پاسخ دادن به چهل سوال شما من چند منبع از خودتان از علمای خودتان معرفی کرده ام” . شما هر کدام از ۴۰ سوال را پاسخ فرمودید من از شما می پذیرم. اما من که چیزی ندیدم.

    ۶) شما فرمودید:” مسئله را من مطرح نکرده ام اقای هنرپیشه به عایشه توهین نموده اند من هم در حد توانم پاسخ داده ام” شما لطف کنید عین جمله ی توهین آمیز جناب هنرپیشه را آورده و کامنتی ارائه دهید( البته مثل نقل قول سابقتان نباشد!! عینا مطلب را بیان کنید.)تا ما ببنیم آیا توهین بوده یا نه؟ اگر توهین بود من نیز همصدا با شما این کار ایشان را تقبیح و محکوم می کنم.

    ۷) شما فرمودید:”البته اینقدر که گفته ام به اندازه خودم واقفم برای پاسخ دادن به شما برادر عزیز خیلی هم زیاد است ان چهل سوال را شما مطرح نکرده اید علمای مذهب تشیع مطرح کرده اند که من نیازی نمی بینم و البته انقدر سواد ندارم که بخواهم با علما بحث کنم ان را علمای اهل سنت پاسخ داده اند که من گفتم شما با فیلتر شکن می توانید ان را پیدا کنیدبروید” از طرف من اسائه ی ادبی نشده باشد. من تنها حرف خود شما را بیان کردم. و البته علم من در مقابل جهلم هیچ نیست. اگر شما لطف بفرمایید و لینکی از مطلبی که پاسخ ۴۰ سوال را مطرح کرده در اختیار بنده قرار دهید، سپاسگزار خواهم شد.
    majhool.1389@yahoo.com

    ۸)شما فرمودید:”انها را هم خیرشاهی پاسخ داد برای ۵سال افتاد به زندان و مادام العمر خلع منبر شد” به نظر من این جواب سوال بنده نبود. در زمانی که اهل سنت در نشریه ندای اسلام شهادت حضرت زهرا(س) را افسانه می دانند. در مملکت شیعی منتشر می کنند، به من حق دهید که در سخن شما تشکیک کنم.

    ۹) اولا که من تا به حال نشنیده ام حجتیه قبر فیروز را زیارتگاه و شفا دهنده قرار داده باشند!!!! لطف کنید منبع کلامتان را بیان کنید. بی احترامی ایشان نیز به مذهب اهل سنت بیان کنید. اگر صحیح بود من همصدا با شما محکوم می کنم.

    ۱۰) ما که از شما اندیشه نویی ندیدیم. اندیشه نوی خود را بیان کنید تا ببنیم چگونه است. اگر نیک بود می پذیریم. اندیشه ما سیره اهل بیت است. ایا می پذیرید؟

    ۱۱) شما هنوز از محکوم کردن وهابیت که حکم به شرک ما را می دهند، و جان و مال و ناموسمان را مباح می دانند، قبور ائمه ما را تخریب می کنند و هزار هزار از ما را در عراق و افغانستان تکه تکه می کنند، اکراه دارید، از کدام برادری و اندیشه نو سخن می گویید؟

    به نظر می رسد ادامه این بحث دیگر سودی ندارد. من تکلیف دیدم که این کامنت ها را بنگارم. اما از این جا به بعد دیگر احتمال تاثیر نمی دهم. و بر من نیست.

    با سپاس

    مجهول

  34. نوشته شده توسط علی احمدی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۵۵ ق.ظ

    توهین به عایشه نزد اهل سنت جایی ندارد که کسی بخواهد رفع اتهام بکمند رفع اتهام توسط خدا برای ایشان صورت گرفته نویسنده امده گفته تهمت را اهل سنت می زند نه ما ایا این واقعیت دارد
    یعنی ونویسنگان اهل سنت تهمت می زنند انوقت عوام اهل سنت این را تهمت می داند ولی عوام اهل تشیع به تهمت های اهل سنت گوش فرا می دهد و عایشه نا پاک می داند (سخنرانی دانشمند)
    شاید کافی در کافی کلینی یا صد کتاب دیگر اهل تشیع چنین چیزی باشد اما باور عوام مهم است که منشا باور عوام علما هر قشر می باشد یعنی من اگر عایشه را مبرا از چنین گناهی می دانم و او را ام المومنین می دانم باور علمای دینم است و برای شما هم صدق می کند
    ۵پاسخ دادن به ۴۰ سوال قزوینی کاری بسیار اسان می باشد برای مثال دوات و قلم و اینها نزد اهل سنت جایی ندارد و از نظر اهل سنت اطفاقی نیفتاده
    ۶از فردایی را بخوان کربلا را ربط داده به ابوبکر و عمر و علمای اهل سنت را مخالفانش خوانده خلاصه من هم به این نتیجه رسیدم ما با هم به جایی نمی رسیم چون شما به این چیز ها اعتقاد راسخ دارید و مذهبتان بر پایه چنین چیزهایی است انتظار ما برای احترام به ین بزرگواران بیهوده است
    ۷ جواب فراوان است کتابخانه عقیده سنی انلاین وووووووو
    ۸شهادت حضرت زهرا از دید کل اهل سنت وفات بوده و نه شهادت این را ائمه اهل سنت در منابر بدون هیچ ترسی گفتند و الحمدالله مسولین تیز گوش واکنش خاصی نشان ندادند و کسی را نگرفتند دموکراسی این را نمی گوید حالا چون مملکت شیعی می باشد دیگر اهل سنت لال شود شما دارای جمعیت حداکثری هستید ام جمعیت پانزده ملیونی اهل سنت هیچ حقی ندارد مملکت مال شیعه است
    فاطمه زهرا مال شما تنها نیست شما وقتی بحث شهادتش را بیان می کنید با با ان حجم و می گویید که عمر او را کشته حالا یک ندای اسلام به تنهایی جوابیه نوشته شما اشفته شدید ما چی می کشیم که در تلوزیون شبانه روز توهین می شنویم
    شهادت فاطمه زهرا از ده سال به این ور مطرح شد از زمان دور دوم ریست جکهوری خاتمی من خودم یادم است که در تلوزیون هم حتی می نوشتند وفات برای این که اهل سنت در زمان خاتمی دارای ازادی عمل شدند و این قشر از خاتمی راضی به فکر افتادند با بحث چنین مسائلی باعث بدبینی اهل سنت به خاتمی شوندامری است کاملا سیاسی من قشنگ یادم است اصلا به این صورت خبری نبود که ۱۴۰۰سال طبیعی باشد بعد از ۱۴۰۰اعلام شود عاشورا دوم
    ۹شما نشنیده اید این کار صورت می گیرد برادر
    بله چرا که نه سیره اهل بیت هدف یکی رسیدن به سر منزل مقصود ما راه شما را می بذیریم این را من سنی می گویم کار ندارم وهابیت چه می گوید من تا قبل از این که با شما هم صحبت شوم و اندیشه کلی خیلی از افراد را بشنوم فکر می کردم تشیع هم مثل مالکی حنبلی یا حنفی من شافعی مذهب شاید در خیلی چیزها با حنفی یا مالکی اختلاف داشته باشم اما اسلام حنفی را درست می دانم پشت سرش نماز می خوانم نمازم هم درست است اندیشه نویی که از ان صحبت می کردم این است که مذهب را اسلام قرار دهیم مذهب همه ما مسلمانی باشد به این نکته بچسبیم و همه دور این محور به مشترکاتمان بپردازیم نه دست گذاشته ایم بر روی مبهمات هر چه سنی مطرح می کند تا قیامت مورد قبول شما نیست و هر چه شما از مبهمات بگویید مورد قبول سنی نیست
    ۱۱وهابیتی که حکم به قتل شیعه می دهد از دید من محکوم می باشد و مورد تنفر است این قتلها کار کوردلان است نه مسلمان واقعی تو کشور خودمان هم اتفاق می افتد مثلا ضیائئ این که کار وهابیت نبوده این ها را کار کوردلان بی منطق بدان و به اسلام ربط نده
    من هم با شما موافقم دیگر باهم هیچ بحثی نکنیم خیلی بهتر است چون اقای هنر پیشه به هر حال هر چه دلشان بخواهد می نویسند و شما هم به اعتقاد خودتان مبنی بر نا حق بودن اهل سنت و این کهخ شما بر حقید راسخید و حتی حاظر نیستید ان را با کسی تقسیم کنید بهتر است با هم برادر هم وطن بمانیم شما با با ور های خود بمانید و اگر اینده پست مهمی به شما داده شد بگذارید ما با باورهای خود زنده بمانیم
    و من الله تو فیق و هدایت اولا لی و لکم