تو چرا کلاه سرت نیست؟!

خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ (دیده شده 1,623 بار)

 

روزی روزگاری، شیر، سلطان جنگل را عارضه ای لاعلاج پیش آمد. جغد دانا از طبیب حاذق جنگل مجاور گفت و پیشنهاد کرد شیر عزم خود را جزم کرده، چند ماهی برای درمان به آن جنگل برود. شیر برای رتق و فتق امور در زمان معالجه خود تصمیم گرفت یکی از حیوانات را به نیابت از خود به فرمانروایی جنگل بگمارد. با مشاوره وزرا و برای این که حالی هم به حیوانات ضعیف جنگل داده باشد تصمیم گرفت خرگوش را به فرمانروایی موقت بگمارد.

شیر بار سفر بست و عزم جنگل مجاور کرد و خرگوش نیز بر تخت فرمانروایی تکیه زد. خرگوش هنوز تخت سلطنت را به دست نگرفته تصمیم گرفت گوشمالی حسابی به روباه بدهد. فرمان داد روباه را دست و پا بسته به حضورش بیاورند. چون روباه را آوردند برای پیدا کردن بهانه نگاهی به سر و روی او انداخت و گفت: “تو چرا کلاه سرت نیست؟!” و فرمان داد به دلیل نداشتن کلاه، حسابی حال روباه را جا بیاورند. چون فردا شد دستور داد مجددن روباه را دست و پا بسته به حضورش بیاورند. مجددن پرسید: “تو چرا کلاه سرت نیست؟!” و باز با یک کتک مفصل، حال روباه را جا آورد.

روباه که  از این کار خرگوش حسابی کلافه شده بود عریضه ای برای شیر نوشت و به جنگل مجاور فرستاد: “ای سلطان! کجایی که خرگوش هر روز ما را به بهانه واهی نداشتن کلاه کتک کاری میکند”. شیر نامه‌ای به خرگوش نوشت که: “خرگوش جان! دق دلی از روباه داری و میخاهی حالش را بگیری مساله‌ای نیست ولی باید دلیل محکمه پسند داشته باشی. همینجوری الکی که نمی‌شود کسی را کتک زد. برای بدست آوردن دلیل سعی کن کاری به او واگذار کنی. اگر خوب انجامش نداد او را تنبیه کن”.

خرگوش چون این نامه را دید با خود اندیشید به او دستور میدهم برایم بستنی بخرد. اگر بستنی سنتی خرید میگویم چرا بستنی کارخانه‌ای نخریدی و اگر کارخانه‌ای خرید میگویم چرا سنتی نخریدی و به این بهانه گوشمالی‌اش می‌دهم. دستور داد مجددن روباه را بیاورند.

به او دستور داد: “برو برایم بستنی بخر”.
روباه که دست خرگوش را  خانده بود پاسخ داد: “چشم قربان! فقط بفرمایید بستنی سنتی یا بستنی کارخانه‌ای؟”
خرگوش: “بستنی کارخانه‌ای بخر”.
روباه: “قربان بستنی‌اش یخی باشد یا شیری؟”
خرگوش: “شیری”.
روباه: “چوبی باشد یا لیوانی؟”
خرگوش: “چوبی “.
روباه: “دوقلو باشد یا تکی؟”
خرگوش گفت: “تکی”.
روباه: ” میوه‌ای باشد، کاکائویی یا ساده؟”
خرگوش با عصبانیت: “کاکائویی”.
روباه: “مگنوم باشد یا عروسکی؟”
خرگوش با فریاد: “اصلن تو چرا کلاه سرت نیست؟!!!!”

***********

انتخابات با همه کش و قوسها و خوبی و بدی‌هایش به پایان رسید. گروه تبلیغاتی دکتر موسوی با وجود تلاش شبانه روزی نزدیک به یک سال، با وجود خرجهای میلیونی، با وجود تهدید و تطمیع توسط برخی از اعضای گروه (که شاید خود دکتر موسوی از آنها بیخبر باشد)، با وجود استفاده از تمام قدرت و امکانات، با وجود رو زدنها وگیر انداختن مردم در رودربایستی‌ها، با وجود تهمت‌ها و امتیازدادن‌ها، با وجود وعده‌های سر خرمن به برخی، با وجود پیامکهای میلیونی و با وجود خفه کردن صداهای مخالف توانست با کسب زیر ۴۰ درصد آرا و با اختلاف ناچیز چهار هزار رای تا نفر دوم با تک‌ماده جواز حضور در مجلس را بگیرد.

گفتن ناگفته‌های این انتخابات زمان مناسب می‌طلبد و از حوصله خانندگانی که خود در متن این انتخابات پر کش و قوس بوده‌اند خارج است. تنها به ذکر این نکته بسنده میکنم که مدیریت انتخابات این دوره، بر خلاف انتظار اولیه، به نسبت بسیار بهتر از دوره‌های قبل بود و بیشتر حرف و حدیث‌ها مربوط به قبل از انتخابات بود تا مربوط به روز انتخابات. همین که فرماندار محترم ابایی از این نداشته باشد که تعداد تعرفه های مصرف شده در این انتخابات بیست هزار تعرفه کمتر از انتخابات چهار سال قبل باشد و به نقدی که بر عملکرد تیم قبلی برگزار کننده انتخابات وارد میشود کاری نداشته باشد خود بیانگر عزم راسخ وی برای برجای نهادن نامی نیک و نشان دادن توان مدیریتی خود است.

گروه‌های رقیب بخاهند یا نه دکتر موسوی دیگر الان منتخب تنها آن ۴۰ درصد نیست و منتخب همه مردم است و همه باید تلاش کنند دوران چهار ساله نمایندگی ایشان منشا خیر و برکت برای کل منطقه باشد و مشکلات زمان سید رضی حسینی و سید جلال موسوی پیش نیاید و وقت و انرژی و بودجه منطقه صرف رقابتهای مخرب نشود. خاسته‌های مناطق مختلف لامرد و مهر میبایست از طریق جراید، سایتها (که الحمدلله تعداد آنها چندان کم نیست)، نخبگان، نمایندگان مردمی، شوراها و ادارات پیگیری شده و اجازه داده نشود فقط افراد خاصی به ایشان دسترسی داشته و خاسته‌های خود را به ایشان دیکته کنند. مطمئن باشیم هر چه این تعامل بیشتر باشد و هر چه افراد بیشتری با ایشان در ارتباط بوده و مسائل و مشکلات منطقه خود را طرح و پیگیری نمایند عملکرد ایشان به عدالت نزدیکتر بوده و این حس را پیدا خاهند کرد که فعالیتهایشان در زیر ذره بین توسط افراد بسیاری رصد میشود.

از جانب دکتر موسوی (نماینده منتخب مردم) نیز سیگنالهایی به گوش رسیده که نشان میدهد عزم ایشان برای نشان دادن استقلالشان از گروه حامی جدی‌تر از آنی است که تصور می‌شود. ظاهرن ایشان در برخی جلسات تاکید کرده‌اند که اطرافیان مرحوم حیاتی را گروهی خاص تشکیل میداده‌اند و ایشان قصد دارد این نقیصه مرحوم حیاتی را جبران کرده و دایره را از این گروه خاص فراتر ترسیم کند. اگر چنین چیزی صحیح باشد سخن میمونی است که اگر به منصه عمل برسد دلیلی بر توانمندی و استقلال ایشان خاهد بود و انتخاب کنندگان ایشان از تصمیم خود پشیمان نخاهند گشت.

سایت تبلیغاتی دکتر موسوی (با نام نخل جنوب) که پس از انتخابات، اخبار فعالیتها و سخنرانی های ایشان را پوشش میدهد خبر از طراحی پایگاه اطلاعاتی متخصصین لامرد و مهر داده است که هدف آن دستیابی به افراد تحصیلکرده و متخصص منطقه است تا در پستهای مناسب منطقه ای و یا شاید کشوری عنداللزوم از تجربه و تخصص آنها استفاده شود. فرمهایی نیز به همین منظور طراحی شده و از مردم متخصص و یا جویای کار خاسته شده تا با پر کردن این فرمها، این گروه را در تامین نیروی متخصص مورد نیاز منطقه و حاکم شدن شایسته سالاری کمک کنند. این امر که مرحوم حیاتی و نمایندگان دیگر نیز به دنبال اجرای آن بوده‌اند، اگر به عمل در آید و فقط ژست تبلیغاتی برای نشان دادن پایبندی به اجرای وعده‌ها نباشد و در ماه‌های آتی به محاق فراموشی سپرده نشود، البته امر میمون و مبارکی است و کمک به برقراری شایسته سالاری.

***********

اینها را گفتم که بگویم فرماندار و نماینده ظاهرا بی میل نیستند فرا جناحی عمل کنند. اما طبیعی است که عملکرد هر فرد تابعی از فشاری است که نیروهای اطراف بر وی وارد می‌کنند. اطرافیان این دو بزرگوار تا زمانی که همان جمع محدود قبلی باشد فراجناحی عمل کردن رویایی بیش نخاهد بود. موید این امر هم کارهایی است که از آغاز سال جدید توسط همین اطرافیان کلید خورده است:

پس از تایید انتخابات در روزهای آخر سال قبل و سپری شدن تعطیلات، تلاش‌ها برای پرونده سازی برای برخی مخالفین جناحی و تعویض روسای نابه‌فرمان ادارات آغاز شد. اگر این تلاش بر روی همه روسای ادارات متمرکز میشد و یک بازنگری همه جانبه بر اساس عملکرد گذشته همه روسا انجام می‌گرفت می‌توانستیم بگوییم عزم سران جدید مدیریت لامرد برای بهینه سازی عملکرد کلی ادارات جزم شده و در این کار عادلانه و فارغ از جناح بندی روسا به آنها نگریسته می‌شود. اما وقتی که تمام فعالیت این گروه بر روی تعویض روسای اداراتی متمرکز شد که خوارج آن جناح بودند شک‌ها به یقین تبدیل شد که تمام آن ادعاهای انتخاباتی باد هوایی بیشتر نبوده است.  فرماندار محترم لامرد نیز با سر زدن به این اداره و آن اداره در شیراز، بیشتر وقت و توان خود را برای قانع کردن مدیران استانی به منظور تعویض این روسای خطاکار صرف نموده و در برخی موارد متاسفانه به هر حربه ممکن  متوسل شده اند تا توجیهی برای تعویض آن رییس پیدا کنند. دکتر موسوی نیز علی الظاهر تمام قدرت را به همان اطرافیان تفویض نموده اند و فعلن سرگرم امورات آغاز وکالت شده‌اند.

حال سخن پایانی ما به این دو بزرگوار و دیگر عقلا این است:

  • اگر قرار است رییس اداره‌ای را عوض کنید باید دلیل محکمه پسند برای آن داشته باشید. صرف نداشتن کلاه با مارک جناح خودی برای تعویض او کافی نیست!
  • گیرم که مردم فرمهای شما را پر کردند و صد هزار فرم به پایگاه اطلاعاتی شما وارد شد؛ اگر قرار باشد روسای ادارات از دوستان شما باشند، پروژه‌های عمرانی هم به اطرافیان شما برسد و خیشاوندان شما همه کاره منطقه شده و در مهم‌ترین پست‌های موجود به کار گرفته شوند، مردم بیکارند به خود زحمت بدهند و فرم پر کنند؟ آیا کارکرد این فرمها محدود به جمع آوری تلفن افراد برای ارسال پیامکهای تبلیغاتی انتخابات بعدی خواهد بود؟ اگر قرار است بر اساس شایسته سالاری عمل کنید بسم الله! فعلن همین یک قلم ادارات را که نقد است بچسبید، بقیه جاها پیش‌کش!

 

* برخی از کلمات مانند “خیشاوندان”، “اصلن” و نظایر آن اشتباهات املایی نیستند و عامدانه به همان صورتی که خانده میشوند نوشته شده اند.

۶۱ پاسخ به “تو چرا کلاه سرت نیست؟!”

  1. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۷ ب.ظ

    اقای اسدپور خسته نباشی

    اگر امکانش هست شفاف تر مسائل را بیان کنید تا ما هم به ماهیت این گروه پی ببریم

    پرونده سازی برای چه کسانی؟چه نوع پرونده هایی؟

    منظورتون به هر حربه ای متوسل شده اند برای تعویض بعضیا چه بود؟

    جهت اطلاع ،همین ادعاهای شما(خرج میلیونی،تهدید،تطمیع،توهین،تهمت،امتیاز دادن،وعده های سرخرمن و….)در یکی از سایتها شده بود ولی به دلیل کذب بودن این ادعاها مجبور به برداشتن کل مطلب وکامنتهای ان مطلب کردند

  2. نوشته شده توسط mahdi313 در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۳۴ ب.ظ

    سلام با تشکر از دلسوزی شما-امید است انتقاد ها رو به سمت اصلاح پیش رود.

  3. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام مسعود جان
    من خدمت خود آقای دکتر هم عرض کرده ام که چشم خیلی ها – موافق و مخالف در دوره ی انتخابات – به همین آزمون است که آیا دکتر می تواند بر اساس منش خودشان مدیران را جابجا کنند و یا مجبور می شوند به خاسته ی تنی چند از هم گروهی های کوته بین و کینه جو یشان تن بسپارند که انتقام شخصی شان را تا آنجا بر منافع لامرد ترجیح می دهند که قوین پیگیر این هستند که یک آدم غیر مرتبط بی اطلاع از مسایل فنی ولی هم فکر را با مدیری با تحصیلات فوق لیسانس و مرتبط و سابقه ی کاری درخشان در سطح استان عوض کنند.
    آدم چیز هایی می بیند که از آنها فقط می تواند این نتیجه را بگیرد که بعضی ها میخاهند ثابت کنند آنها همه کاره ی منطقه اند، حالا منطقه و مردم متضرر هم بشوند به ….شان هم نیست.
    برای دکتر دعا می کنم از این آزمون سربلند بیرون بیاید و نشانه هایی که شما به آن اشاره کردید ما را به حایی برساند…آمین
    در روزنامه ی سبحان خاندم که فرماندار محترم تاکید بسیاری بر شایسته سالاری دارند، خیلی خوشحال شدم ولی نمی دانم چرا تا آن مصاحبه را خاندم طعم خرما و رطب رفت زیر دندانم!!!!

  4. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۰۹ ب.ظ

    دایی خلیل جان
    برای هر کدام از آن کارها سند و مدرک و شاهد وجود دارد.
    اگر میخاستم شفاف بگویم نیازی به تذکر شما نبود میگفتم.

  5. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام:
    با این کارهایی که در انتخابات توسط همه گروه ها اعم از خود شما تراکمه ای ها تا اصولگرایان سنتی یا کارگزارانی یا قدرت طلب یا هر چیز دیگه که اسمشو بذاریم صورت می گیره من فکر می کنم حق همینه که صورت گرفته. وقتی هدف همه گروه ها قدرت باشه حق اینه که تمام رئسای اداراتی که از دیگری طرفداری کردن اخراج بشن. حالا چه زارعی رای بیاره چه موسوی. مشکل اینه که الان تعریف ها اشتباهه. این دعواها و جار و جنجال های قبل از انتخابات واقعا کجاش اسلامی و اصلا کجاش انسانی و اخلاقیه؟

    شما مطمئن باش اگه آقای زارعی رای آورده بود وضع بدتر از این بود و دور و بریاش انقلابی به پا می کردند و هر جنبنده ای که به دکتر موسوی رای داده رو ادب می کردن. چون اخلاق توی بازی کثیف قدرت معنا نداره. یه مطلبی احتمالا از برادرتون قبل از انتخابات می خوندم گفته بود این مقاله تخریب نیست و فقط انتقاده. حالا شما برید دوباره این رو بخونید، گفته بود ما به یه مشت دزد قدرت طلب انحصار طلب فلان بهمان بی همه چیز نمیدونم چیچی رای نمی دیم. این شد انتقاد؟

    البته این فقط انتقاد از شما نیست و گروه اون طرفی هم بهتر از شما نبوده، شاهدش هم همین بی اخلاقی های نخل جنوبشون. چون هدف قدرته. جناب موسوی هنوز نرفته مجلس رفته با یه مشت ساکتین فتنه لابی کرده و درحالی که جبهه متحد و پایداری ازش حمایت کردن به کسی رای داده که ۲۵ نفر از نماینده های تهران بهش رای ندادن. اینم شروع یه نماینده اصولگرا.
    اُف به این قدرت.

  6. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۷:۰۶ ب.ظ

    اقای دکتر
    برای رد ادعاهای شما هم سند ومدرک وجود داره، به یکی از انها اشاره میشود،خواهش میکنم هم منتشر کنید وهم جواب دهید:

    امتیاز دادن :
    زمانی که دکتر موسوی برای ثبت نام رفتن فرمانداری یکی از اعضای شورای شهر هم با ایشان بودند که در همین سایت هم عکس ان منتشر شد، همین عضو شورا یک هفته بعد به ستاد اقای زارعی پیوست ،میدونین چرا؟ چون امتیاز میخواست ولی به ایشان داده نشد به همین دلیل به اقای زارعی پیوست واین سوال را در ذهن مردم ایجاد کرد که مگر اقای زارعی به ایشان قول ویا امتیازی داده اند که به ایشان پیوسته؟ هنوز هم این سوال بی جواب مانده است

  7. نوشته شده توسط سید محمود ابراهیمی در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۷:۰۹ ب.ظ

    درود دکتر اسدپور و با تشکر از ارائه مطلب در خور تحسین حضرتعالی.

    اما دائی خلیل.

    بنده همین جا در حضور همه اعلام می کنم که پرونده سازی در قالب فساد اداری و قضائی صورت گرفته است. جهت ارائه مستندات رسمی آن : در همین سایت آدرس ایمیل ده نفر حک شود تا بنده فقط یکی از مدارک مربوط به ادعایم را بهمراه مستندات رسمی به آن ده ایمیل ارسال دارم. بشرط آنکه هر کدام از آن مدارک نیز برای ده نفر ارسال شود. اگر با نظر بنده موافقید تا آخر شب نام ده ایمیل حک شود تا فقط یکی از مدارک پرونده سازی مربوط به فساد جهت تنویز افکار عمومی ارسال دارم. فساد بحدی است که انگشت تعجب به دندان خواهید گرفت. موفق باشید

  8. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۷:۲۹ ب.ظ

    دایی خلیل جان

    اتفاقن این فرد مورد استناد شما با وجود همه قولهایی که توسط اطرافیان دکتر موسوی به وی داده شده بود به سمت دیگر رفت در حالی که سمت دیگر هیچ قولی به وی داده نشده بود!
    این حرف شما هم از سر ناچاری پس از این اتفاقات توسط همانهایی شایعه شد که خودشان اتفاقن قول دهنده بودند!

  9. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۱۷ ب.ظ

    اقا سید

    من که نه اسمی از شما اوردم نه سایت مورد نظر ولی چه زود ضمیر مرجع خود را یافت

    اقای ابراهیمی، ادعاهای سراسر کذب شما آش را آنقدر شور کرده بود دوستان شما د رهمان سایت علاوه براینکه اجازه ندادند مدارک شما منتشر شود ،مجبور به برداشتن کامل مطلب وهمچنین کامنتهای د رذیل آن شدند

    شما هم اگر مدرک وسندی دارین بهتره به مراجع ذی صلاح تحویل دهید

  10. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲۵ ب.ظ

    من نمیدانم که چرا میگویند اسب حیوان نجیبی ست،کبوترزیباست؟

    وچرا در قفس هیچکسی کرکس نیست؟
    گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟

    چشمها را باید شست،جور دیگر باید دید

    اقای دکتر حرفی رو بزنید که حداقل قبول آن برای خودتان ثقیل نباشد
    ایشان که در همین گروه بود ،نیازی به امتیاز دادن نبود ،اینکه چرا از این گروه خارج شدند جای سوال دارد؟ آن هم چند روز بعد از همراه بودن با دکتر برای ثبت نام

  11. نوشته شده توسط سید محمود ابراهیمی در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۵ ب.ظ

    دایی خلیل حالت چطور است؟ می بینیم که تا اسمی از مدارک و مستندات فساد و پرونده سازی عامدانه می آید، رنجور می شوی؟ شما مدارک پرونده سازی خواسته بودید بنده با کمال میل اعلام آمادگی کردم. –حذف شده توسط ادمین–
    اگر دوستان یا بازدید کنندگان مایلند آدرس ایمیل بگذارند تا بنده فقط یکسری از مستندات پرونده سازی و فساد برایشان ارسال کنم تا بصورت زنجیره ای بدست دایی خلیل برسد! یا آدرس ایمیل افراد به ایمیل بنده ebrahimi.phd@gmail.com ارسال گردد تا بتوانم گوشه ای از فساد و پرونده سازی را ارسال نمایم. گرچه مطالب بصورت تکان دهنده و فرامنطقه ای انتشار خواهد یافت. از طرفی قصد دفاع از خود نیست، چون اگه لقمه بزرگ بردارند خفه می شوند !! مهم دفاع از حقوق شهروندی و کمک به اجرای عدالت در منطقه است. –حذف شده توسط ادمین–. تنها افکار عمومی است که این گونه افراد را له و متلاشی می کند.

    در ثانی مطالب بنده و نظرات منعکسه در سایتهای “لامرد نوشت” و “مهرستان” به اندازه کافی انعکاس یافت و تاثیر خودش را گذاشت.

  12. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ

    دایی خلیل جان

    کسی که در همین گروه جای ثابتی دارد و حداقل در شورای شهر جای گرفته اگر به دنبال مقام میبود ترجیح میداد همان شورای شهر را نگه دارد و نقد را ول نکند.

  13. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۱ ق.ظ

    اقای ابراهیمی
    اگر صدتا از این مدارک هم رو کنی در حال من هیچ تغییری نمیکنه،مطمئن باش -مایلم در مورد تهمتها وتوهینهایی که به مسئولین وجریان حاکم کردین هم توضیحی بدین

  14. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۳ ق.ظ

    اقای دکتر اسدبور

    بسوزه پدر طمع که باعث میشه نقد رو به نسیه هم داد

  15. نوشته شده توسط سید محمود ابراهیمی در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۰۰ ق.ظ

    مهار قدرت از مسائل مهم فلسفه سیاسی است . اگر این قدرت کنترل و مهار نشود آدمی را به فساد و تباهی می کشاند و موجب تضییع حقوق دیگران می شود. گامهای اولیه انحراف و سوء استفاده از قدرت همیشه در خفا صورت می گیرد و باند های قدرت همیشه سعی می کنند در خارج از دید مردم و در راستای منافع خودشان به زد و بند بپردازند. ایجاد این ارتباط و سوء استفاده از قدرت، بزرگترین معضل منطقه است که باید با آن مبارزه کرد و آن زنجیره و حلقه را پاره نمود. بنابراین افشا تخلفات و اطلاع رسانی به موقع، عرصه را بر متخلفان و سوء استفاده کنندگان تنگ می کند و این وظیفه نشریات و ارتباط افراد منطقه بمنظور اطلاع رسانی آن قصورات می باشد. لذا نقش افکار عمومی زنده و پویا در ایجاد عدالت اجتماعی و تعدیل قدرت خیلی موثر است. باید فضای نقد و انتقادات منطقه باز شود. بهتر است قداست و حتی قبح خیلی از کار ها ضمن رعایت اصول اخلاقی ریخته شود. ما باید جرأت کنیم و عادت کنیم که تخلفات، باندبازیها، کارشکنی های مغرضانه و دخالت دادن سیاست در امور تولیدی و اشتغالزایی را منعکس کنیم. من فکر می کنم حرکت خیلی خوبی شروع شده و در کوتاه مدت هم جوابگوست. قضیه “مخدون” و ثبت ملکی آن بصورت رابطه ای عمق فاجعه است که در حالت خفا صورت گرفته است که همه خواستار پیگیری آن تخلفات و خواهان احیای آن منطقه بعنوان کمر بندی سبز نیز می باشند. همه در قبال محیط زیست پیرامون خودشان مسئولند و در این رابطه باید فرهنگ سازی شود. واقعا اغلب دانش آموختگان منطقه در پی پستهای مدیریتی و مسئولیتی نیستند، آنان بدنبال اجرای عدالتند. آنان متقاضی اجرای قانون و رفع تبعیضات رایج می باشند. مسئولین نیز باید به راه و حلهای پیشنهادی احترام بگذارند تا انشاء الله توسعه منطقه ای بر اساس پتانسیلهای اقلیمی آن شکل گیرد. گرنه نماینده مجلس، یک قانون گذار بیش نیست و ارتباط نماینده با دانش آموختگان و صاحبان فکر و اندیشه منطقه است که قدرت و احترام می آورد. لذا آقای موسوی نماینده همه است و برای موفقیت در برنامه هایش چاره ای جز بازگشت به آغوش دانش آموختگان منطقه ندارد.

  16. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۴:۳۳ ق.ظ

    دایی خلیل جان
    آقایون برای توجیه جدا شدن این شخص اگر چنین دروغی سر هم نکنند چی بگن؟
    گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت بو میده!

  17. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۵:۰۱ ق.ظ

    اقای اسدپور

    مگه شما نمیگویید که انها دروغ میگویند، شما ودوستانتان راست بگویید

    باز هم سوال من بی جواب ماند،ایشان که با دکتر تا فرمانداری هم رفتند،پس جه اتفاقی در طول یک هفته بعد از ان می افتد که ایشان جدا میشوند؟

    فرافکنی وکلی گویی نگویید ،چه اتفاق خاص و غیرمنتظره ای پیش می اید که اردوگاه خود را عوض میکنند؟آن هم در عرض چند روز

    مردم را چیز فرض نکنید لطفا

  18. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۰۶ ق.ظ

    دایی خلیل جان

    اتفاق خاص و غیر منتظره اش آن که دست آنها برای این شخص رو شود.

  19. نوشته شده توسط علی قادری در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ

    سلام مسعود جان
    پس از انتخابات پیامکی برایم آمد با این متن که اولین مدیر ((درویش مسلک)) از کار برکنار شد. با شناختی که از تخصص، فعالیت ها و لیاقت و تجربه ایشان و بویژه پس از فوت مرحوم حیاتی از فعالیتها و پی گیری های ایشان در دفتر نمایندگان داشتم واقعا به این برخورد تاسف خوردم. چینش نیرو ها و ترکیب مدیران یک شهرستان با نظر نماینده آن شهرستان انجام می شود و علی رغم اینکه گفته می شود نماینده نباید در کار اجرائی دخالت کند، بر این مورد نمی توان نقدی داشت و این مورد عرف شده است. اما برخوردهائی که توسط برخی که خود را وابسته به نماینده می دانند ( و یا بعضا خود را به نماینده تحمیل می کنند)در اینخصوص جای تامل دارد. و در این مورد عادی عزل و نصب ها چه آبروهائی که ریخته نمی شود و چه خدماتی بی ارزش نمی شود.
    انتقادی که بر دکتر موسوی عزیز وارد است این است که در صورت نداشتن کانالهای اطلاعرسانی مشخص و تعریف شده، برخی افراد، افکار، سلیقه ها و کینه های خود را به نام ایشان در جامعه منتشر می کنند. به عنوان نمونه همین سایت نخل جنوب که نام و نشان مشخصی هم ندارد و معلوم نیست چه کسی آن را اداره می کند، چندین خبر را از ایشان بگونه ای انعکاس داده است که می توان کینه توزی ها و عداوت های شخصی گردانندگان آن را با نام دکتر موسوی به راحتی تشخیص داد.
    ضرورت راه اندازی سایت شخصی و اطلاع رسانی دفتر مردمی را شخصا به دکتر موسوی عرض کردم اما ایشان فرمودند(( فعلا در اولویت کارهای بنده نیست)). عرض می کنم: دکتر جان تا زمانی که اخبار و اطلاعیه ها از کانالهای رسمی شخص شما و دفتر شما منتشر نشود وضع به همین گونه است و کینه های شخصی خیلی ها به نام شما تمام خواهد شد.

  20. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ

    اقای دکتر
    خیلی مردم را دست کم گرفته اید

    حداقل سه سال در شورا با این گروه بود ، رو نشد، طول همین یه هفته رو شد؟!!!!!
    جل الخالق!

  21. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۳ ق.ظ

    دایی خلیل جان

    مردم این چیزها را خیلی خوب میفهمند.
    فقط کسانی آن را نمیفهمند که برای نفهمیدنش امتیاز میگیرند.
    در این گروه بچه های شورا عددی محسوب نمیشوند. در نتیجه با شورا بودن به معنی اطلاع از آن گروه نیست.
    در ثانی بنده خیلی آدمهای همین گروه را در طول ۳۰ سال نشناخته بودم ولی در طول یک هفته شناختم.
    شناخت آقای زارعی هم از این گروه همین گونه بود.

    به نظر میرسد شما قصد انحراف بحث به سمت و سوی دیگری دارید. بحث ما الان ادعای شایسته سالاری اقایان و تعویض روسای اداراتی است که اتفاقن برخی از آنان جزو تحصیل کردگان و فعالترین روسا هستند.

  22. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۸ ق.ظ

    علی جان

    سایت نخل جنوب از تمام سر و جر و پیدا و پنهان دکتر موسوی خبر دارد و اطلاع رسانی میکند. در نتیجه ما این سایت را بعنوان ارگان رسمی ایشان میشناسیم.
    حتمن دکتر موسوی خود خاهان چنین چیزی هستند و برایشان مهم نیست.

  23. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ

    آقای اسدپور:
    در مورد اون یه نفر عضو شورای شهر که فرمودند جدا شده بگم که ایشون در همون شورا در یک گفتگویی با چند نفر که بماندشان به شدت از آقای زارعی عصبانی و انتقاد می کنه و مطلبی با این مضمون عرض می کنه که این کنار نمیره، آقای علوی چند بار باهاش صحبت کرده، آقای شهیدی باهاش حرف زده، آقای قادری هم همین طور، ولی این داره همه چی رو خراب میکنه و همه زحماتمون رو به باد میده. طرفی که توی شورا این بحثشون رو دیده بود می گفت یکی از اعضای خونوادمون مریض بود داشتیم می رفتیم شیراز، میگه دیدم تو راه خیلی شلوغه، پرسیدم چه خبره، گفتن آقای موسوی گله دار سخنرانی داره، آقای زارعی هم اسیر. میگه به هر دو تا یه سری زدیم چون تو مسیر بود، میگه همون آقا شوراییه که حالا برای شما مظهر عدالت شده و یادتون رفته قبل از دعواهای انتخاباتی خودتون در همین سایت تراکمه مسخرشون می کردین که همه پیمان کاری های عسلویه و… رو با لابی گرفتن توی اسیر در حسینیشون وایساده بود روش نمیشد تو چشم من نگاه کنه و سعی می کرد خودش رو ازم مخفی کنه. البته برا عالم سیاست این چیزا خیلی سنگین نیستا، اینا برای دو تا بچه مثل احتمالا فقط تلخه.

    البته اینی که من گفتم خیلی باادبانش بودا. آقای اسدپور تا وقتی که یک طرف رو قهرمان و عدل محض بدونید اول اینکه به خواسته هاتون نمی رسید و دوم اینکه وضع رو بدتر می کنید. اگر دنبال تغییرات واقعی هستید این راهش نیست. حداقل از اشخاص بگذرید. ما هنوز چگونگی جدا شدن آقای زارعی از این گروه رو یادمون نرفته. ایشون مثل یک قهرمان جدا نشد از این گروه، ایشون فقط چون بر سر قدرت با هم کنار نیومدن و ایشون رو کاندیدا نکردن از این گروه جدا شد.

    شما آراء آقای موسوی رو تهدید و تطمیع می دونید ولی آرای آقای زارعی رو پاک؟ اصلا شما از انتخابات در روستاها چقدر اطلاع دارید؟ اصلا اونجا کمتر از این بحثا هست. الان من یک روستایی رو می شناسم که یک خاندان بزرگ همیشه از اول انقلاب به جناح راست سنتی رای دادن. حالا بین دو تا از برادرای بزرگ این خاندان اختلاف و دعوا شده، بعد اونی که قدرتش کمتر بوده گفته برای اینکه حال اون یکیا رو بگیرم میرم و از زارعی طرفداری می کنم و همون یکی تونسته آراء همون دهستان رو واقعا نصف کنه. من با اطلاع میگم که حتی خرید رای هم حداقل توی همون دهستان از هر دو طرف بوده و جالبیش اینکه یکی میرفته یه چیزی میداده مثلا رای یه خونواده رو می گرفته، بعد اون یکی برادره می رفته و یه چیز بیشتری میداده و میگفته این فلان فلان شده غلط کرده و میخواد فلان کنه و بهمان کنه و تو به فلانی رای بده. اون وقت شما اینجا نشستید یکی رو منجی می دونید و یکی رو….

  24. نوشته شده توسط karimi در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۱۱ ب.ظ

    آقای دکتر اسدپور لطفا فید سایت را اصلاح کنید تا متن پست ها رو بتونیم به صورت تمام متن در گوگل ریدر بخونیم. قبلا تمام متن بود اما مدتیه که فقط چند خط اولش هست. سپاس

  25. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۱۴ ب.ظ

    نقطه جان
    از شما که سالها است در سایت نظر میدهید بعید است چنین برداشتی.
    من قسمت اول صحبت شما را دقیق نگرفتم و فقط به برخی جملاتی که نوشته اید پاسخ میده:
    -ایشان برای ما مظهر عدالت نشده. کارهای ایشان را باید خودشان پاسخگو باشند. گفته بودند سمت آقای زارعی آمد چون پیشنهاد پست شده بود به ایشان. بنده چون از این قضیه باخبر بودم پاسخ دادم که چنین چیزی نبوده.
    -مطلب طنز سایت تراکمه هم طنز بوده، اگر اتفاقی آن مطلب درست در آمده بنده اشتباهی درست نوشته ام.
    -هیچ وقت نه بنده و نه کسانی که در سایت به طرفداری از کاندیدای خاصی مطلب نوشته اند طرف خودشان را قهرمان و عدل محض ندانسته اند که من دومی اش باشم. اقای زارعی هم معایبی دارند که ممکن است در دکتر موسوی نباشد.
    -آرای اقای موسوی را همه ناشی از تهدید و تطمیع نمیدانم. اما مدارکی داریم که برخی از افراد رده های اول مبلغین ایشان، هم در کار تهدید و هم در کار تطمیع فعال بوده اند.
    -طرفداران اقای زارعی هم ممکن است اشتباه کرده باشند و من آن را تایید نمیکنم.
    -خرید رای از هر طرف باشد مذموم است. این که در فلان دهستان شخص خاصی برای قدرت گرفتن خودش رای میخریده نه به اقای موسوی ربط دارد و نه به آقای زارعی. این از کم فهمی آن افراد است. اگر با اطلاع زارعی یا موسوی این کار صورت گرفته باشد نکوهیده است.

    نقطه جان
    آقای زارعی هم رای می آورد موضع سایت تراکمه در انتقاد از کاستی ها تغییر نمیکرد. همان گونه که این سایت نسبت به شیوه تغییر اقای علی نژاد مطلب نوشت نسبت به شیوه تغییر اقای منصوری هم مطلب نوشت.
    این سایت وامدار کسی نیست و از کسی امتیازی نگرفته. به فرد خاص و شیوه تفکر خاصی متعلق نیست. همانگونه که مطالبی در تبلیغ آقای زارعی زده شد در تبلیغ دکتر موسوی هم مطلب نوشته شد، برای شیخ اجرایی و فروتن هم نوشته شد. بچه های تیم اقای احمدی خودشان کم کاری کردند و گرنه بنده با همه آنها مستقیم و یا غیر مستقیم برای تبلیغ تماس گرفته بودم. و پیگیری کردم.

    این سایت میخاهد اطلاع رسانی کند تا مردم با چشم باز انتخاب کنند و برای خودشان تصمیم بگیرند. الحمدلله این امر در انتخابات به خوبی انجام گرفت و مطمین باشید این انتخابات سالها در ضمن مردم خاهد ماند.
    همین که درصد ارای کاندیداها بسیار به هم نزدیک بود نشان دهنده تکثر ارا و ایجاد خرد جمعی بود. هر جا نسبت ارا به صورتی تقسیم شده بود که کفه ترازو به سمت یک کاندیدا خیلی سنگین شده بود (مثلن ارا ۷۰-۳۰ تقسیم شده بود) مطمین باشید یک جای کار اشتباه بوده است. یا این که قحط الرجال بوده، یا دستکاری شده یا مانعی برای شرکت کنندگان بوده و … همین که کاندیداها نزدیک به هم رای اورده اند یعنی این که توانمندی آنها نزدیک به هم بوده و این ارزش است برای منطقه.

    ما باید یاد بگیریم این اختلاف سلیقه را وارد زندگی خود نکنیم. اگر قرار باشد با هر انتخاباتی یک موج اختلاف برای خودمان ایجاد کنیم همیشه با هم در دعوا خاهیم بود. اما اگر یاد بگیریم با وجود این اختلافها کنار هم باشیم آنگاه ارزشمند خاهد بود. این امر هم بدست نمی اید مگر با تجربه و تکرار این امر تا زمانی که مردم وجود اختلاف سلیقه را طبیعی بدانند و نسبت به آن حساسیت کمتری داشته باشند و در تصمیمات زندگی شان دخالت ندهند.

  26. نوشته شده توسط mahdi313 در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۳۶ ب.ظ

    باسلام یه خواهش دارم لطفا از بحث اصلی خارج نشیم و اطلاعات گذشته که باعث ریختن آبروری افراد میشه رو نگیم.الان آقای دکتر منتخب مردم هستن و سعی کنیم تا کاستی ها برطرف بشه نه دنبال حرف هایی که سودی برای ارتقا لامرد ندارد بگیریم. باتشکر

  27. نوشته شده توسط محمد نعیمی در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۴:۳۱ ب.ظ

    سلام
    من نمی دونم چه حکایتیه که وقتی بحث بر سر یک موضوع هست بحث رو منحرف میکنن و با کشوندن بحث به افراد مختلف بحث رو حاشیه دار میکنن
    اون عضو شورای شهر خوب یا بد چه ربطی به بحث داره.
    بحث بر سر اصولی هست که باید رعایت بشه.
    یک چیز عرف سیاسیون شده که با به قدرت رسیدن یک گروه میگن طبیعیه که همکارانش رو از طیف خودش انتخاب کنه. گرچه من با این شیوه از اساس مخالفم چون ملاک توانیی افراد در ایفای نقششونه نه باند و حزب اما به نظرم حداقل باید یک اصل در این عرف رعایت بشه و اون اینه که فرد جدید از فرد قبلی ضعیف تر نباشه یعنی حداقل هم سطح باشه چون افراد در قبال مردم هم مسول هستند و نباید تغییر سیاسی به ضرر مردم تمام شود.
    یکی از دوستان نوشته اگر فلانی رای مباورد بدتر میکرد. سوال من اینه که آیا ملاک رفتار ما اسلام و اخلاقه یا مقایسه با دیگران. در جنگ صفین زمانی که آب در اختار معاویه بود آب را بر روی امام علی بست اما زمانی که آب در اختیار امام علی بود آب را بر روی سپاهیان معاویه نبست. بد نیست اگر خود را پیرو امام علی میدانیم کمی از راه و رسم ایشان اطلاع داشته باشیم. انشالله که تغییرات بر اساس شایستگی و به نفع مردم رقم بخورد نه بر اساس حب و بغض ها و اینجاست که باید از نفس خویش به خدا پناه برد.

    جالب است:
    خداوندی که میبنید و آبرو را حفظ میکند
    و بندگانی که ندیده آبرو میبرند و یقینا اینان بندگان شیطانند که از منش خداوند بویی نبرده اند.

    انشالله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند.

  28. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۴:۴۴ ب.ظ

    الان که قسمت اول نوشتم رو خوندم خودمم نفهمیدم چی گفته بودم :-) فقط اینکه این حرف هایی که گفتم که فلانی داره همه چی رو خراب میکنه و کنار نمیره و هرکسی باهاش حرف میزنه راضی نمیشه بره کنار از همون آقای عضو شورا بود که اول طرفدار دکتر موسوی شد و بعد به شکل عجیبی هوادار پر و پا قرص آقای زارعی شد.

    در مورد بی طرفی این سایت هم من تراکمه رو به دو بخش تقسیم می کنم، یکی در زمان های عادی که آره بی طرفه و دیگری موسم انتخابات که به پاتوق یک عده خاص تبدیل میشه و دلیل این اتفاق هم مشخص بودن گرایش های ادمین و اکثر نویسندگان سایت هست. تبلیغ مستقیم ادمین سایت حالا چه به عنوان شخص حقیقی و چه حقوقی یک نقطه ضعف محسوب میشه و اگر من هم کاندید بودم میرفتم و در یک سایت مجزا به تبلیغ خودم می پرداختم، چون همه دیدگاه های تراکمه رو می دونن و طبیعتا هر کسی دوست داره خودش ستاد خودش رو اداره کنه. اینکه شما انتظار داشته باشید همه بیان اینجا تبلیغ کنن مثل این میمونه که یک کاندیدا از اعضای ستاد یک کاندیدای دیگه بخواد براش تبلیغ کنن که این غیر ممکنه. بهتر بود ادمین سایت تراکمه مستقیما در این سایت از کسی حمایت نمی کرد و البته مثلا برادر شما یا خیلی های دیگه به عنوان طرفدار جناب زارعی تبلیغ می کردن نه به عنوان بی طرفانی که به دنبال حق و عدالت هستن، ولی مثلا در مقاله ای که در نوشته قبل هم بهش اشاره کردم برادر شما از منظر یک قاضی به هواداری از جناب زارعی پرداخته بودن و ده ها بار گفته بودن ما به فلان ادم رای نمی دیم، ما به فلان شخصیت رای نمی دیم، ما به فلان گروه رای نمی دیم، در حالی که الان مشخص شده این “ما”ها در اقلیت بودن و سی هزار “ما” به شخص دیگری رای دادن. البته من خودم به کسی رای ندادم و رای سفید دادم و این رو بعضی ها توی همین سایت که هوادار جناب موسوی بودند هم می دونن. موفق باشید

  29. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۲ ب.ظ

    نقطه جان

    بنده ۴ سال است گلویم را پاره کرده ام که سلیقه شخصی مدیر سایت با شخصی به نام مسعود اسدپور فرق میکند. مدیر سایت نباید فرقی بین افراد و کاندیداها بگذارد اما شخص مسعود اسدپور مثل هر کس دیگر سلیقه ای دارد و حق دارد حرف خودش را بزند. اگر شما نمیدانستید مدیر سایت چه کسی است باز هم همین گونه قضاوت میکردید؟

  30. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ

    اقای دکتر
    اتفاقا دست اقای زارعی هم برای این گروه رو شد
    من قصد ندارم بحث را به انحراف بکشانم فقط قصدم این بود که جواب ادعاهای بی اساس وبدون سند ومدرک شما را بدهم ، با همه احترامی که برای شما قائل هستم ،متاسفم که دارید خود برای کسانی هزینه میکنید که اگر بر سرکار میبودند ،کاری میکردند کارستان

    شما برخلاف ادعایتان که دم از وحدت وپیشرفت شهرستان میزنید ،از کلامتان بوی بد تفرقه به مشام میرسد

  31. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ

    مسعود جان سلام مجدد
    دقت کردی اگه زخمی داشته باشی و به دردش مشغول باشی، همینکه یه زخم عمیق تر بیاد سراغت درد قبلی فراموشت میشه!من بعضی قضایایی که توی لامرد اتفاق می افته اذیتم می کنه ولی وقتی به خودم یاداور میشم که همین مساله در سطح کشوری داره اتفاق می افته ، درد لامرد و عملکرد مسوولای لامرد یادم میره!
    چرا یه آدم با سواد مرتبط رو بر می دارن و به جاش…
    مرد مومن :
    در سطح وزارت وزیر عوض میشه به چه فضاحتی..
    شب میخابن صبح میان شش تا معاون رو عوض میکنن به چه وضعی!
    رییس چند فدراسیون ورزشی رو درست دم المپیک قلع و قمع می کنند تا جاییکه سازمانهای جهانی اون فدراسیون رو تعلیق می کنند !
    تنها نهاد غیر دولتی سینمایی رو تو سه سوت نابود می کنند و هزاران بازیگر و کارگردان و… رو بی متولی میکنن!
    اختلاس میکنن چند هزارمیلیاردی … یارانه بالا میره چند هزار تومن!
    به اینا فکر کن تا مشکلات لامرد از سرت بپره!
    والا با ای نونشون!

  32. نوشته شده توسط bapiroo در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۷ ق.ظ

    جناب دکتر اسدپور!
    تلاش کرده اید تحلیل بنویسید، اما شکست در انتخابات آنچنان بر شما سنگین آمده که نتوانسته اید کینه و بغض خود را از رقیب پنهان کنید و باز همان تهمت های بی سند و مدرک روزهای قبل از انتخابات را تکرار نموده اید. حال و روزتان قابل درک است! لامصب “شکست” چیز بسیار بدی است و آدم را از تعادل خارج میکند تا مدت ها! امیدوارم خدا برای هیچکس نخواهد (آمین)!

    -حذف شده توسط ادمین-

    مخاطبان این سایت تحلیل های سبک و دور از واقعیت جنابعالی در روزهای قبل از انتخابات را به خاطر دارند که چطور “آسمان و ریسمان به هم میبافتید” تا کاندیدای خود را پیروز انتخابات بدانید و رقیب رابازنده و از قبل شکست خورده. کاش از تجربه آنروزها می‌آموختید که دیگر منطقی تر و نزدیک به واقعیت تحلیل کنید و اینچنین کلام خود را رسوا نسازید. یقین بدانید یکی از دلایل شکست آقای زارعی، وجود افرادی با تفکرات خطرناک، امثال جنابعالی، در کنار ایشان بوده است. –حذف شده توسط ادمین–

    آقای دکتر!
    کاش جنابعالی فقط در حوزه تخصص خود اظهار نظر میکردید و نگاه مخاطبان تراکمه را از تحلیل های مبارکتان در حوزه های غیر مرتبط معاف میداشتید.

    بدرود

    والا با این نوناشون!

  33. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۴۰ ق.ظ

    سلام دکتر … من نمیخوام مسیر بحث را عوض کنم اما اگر حوصله شد ووقت اجازه داد که وارد جزئیات شویم مطلب را باز خواهم کرد اما لازم است دوستان از جمله آقا یا خانم تقطه وامثالهم یه مشورت با بزرگان جناح وقدرتشان بکنند اگر لازم شد من مفصلا در مورد مطالبشان بحث خواهم کرد با صدا وحتی تصویر … ولی از آنجائیکه این سایت متعلق به همه افکار و اندیشه های خلاق منطقه است جایز نمیدانم دراین برهه باز به مسائل واتفاقات قبل از انتخابات بپردازم خذاوند همه ماراهدایت کند.

  34. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۳۷ ب.ظ

    آقای bapiroo عجب گردوخاکی !برخلاف سن واسم مبارکتان خیلی جوانی .شما منطق را به جه کسی گوشزد می کنید حالتون خوبه .مشکلی نداری اخوی ؟ اصلا در ایام انتخابات لامرد بودی یانه؟ حرفای جدبدی میزنی .فقط بگم …وای به حال روزی که تفکر شخصیتی مثل دکتر اسدپور وامثال ایشان خطرناک باشد باید به حال مملکت گریست !!!کجای دنیای سیاست مملکت ایستاده ای که اینگونه ادبیات را ردیف میکنی حاج آقا!!!شما پیروزی را در چه می بینید ؟حمله هائی که به این سایت شد تا خفه اش کنند را ببیند بعد قضاوت کنید ؟اگر تحلیل ها اشتباه بود شما وآن تیم پیروز چرا هنوز لبخندی به روی مردم نمیزنید ؟اخمها را وا کنید اگر پیروز میدانید .!!!

  35. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۵:۰۳ ب.ظ

    سلام جناب حق شناس:
    اینجا یک مشکل وجود داره و اون اینکه من بزرگان حزب و جناح ندارم. من یک نفرم که احساس می کنم همه شماها دارید بر سر قدرت دعوا می کنید. چه شما و چه اون وریا. این رو چطور توضیح میدین؟ متاسفانه مشکل اینه که من با هیشکی مشورت نمی کنم، نه طرفدار جعفری و گروهشم نه طرفدار زارعی و گروهش. از زمان رسیدن به بلوغ سیاسی به آقایان حیاتی، احمدی نژاد،حق شناس، نیدانی، قسمی، انصاری(مدیر دبیرستانمون) و یکی دیگه احتمالا آقای ایرانی رای دادم، یه دوره هم انتخابات خبرگان به آقای علوی تک رای دادم، این دوره هم رای سفید دادم.

    الان تقریبا میشه گفت از ۹۰% رأی هایی که دادم پشیمونم، در حالی که فکر میکنم در هر دوره تقریبا بهترین ها رو انتخاب کردم. متاسفانه مشکلی که هست اینه که هرکی به قدرت میرسه مردم رو فراموش میکنه. من واقعا برام سخته اسم ببرم، ولی برای من هیچ کدوم فرق نمی کنن، چه باند شما و چه باند اون وریا.

    البته من هم خدا نیستم، من هم ممکن الخطا و اشتباه کردم و می کنم. اما هیچوقت به دنبال قدرت نبودم و انشالله نخواهم بود و زندگی درویش خودم رو خواهم کرد. ولی به شما پیشنهاد می کنم به جای مصاحبه صوتی یا تصویری کردن بیشتر به اطرافیانتون دقت کنید، بیشتر از خدا بترسید. اگه چپ بده همیشه چپ بد باشه، اگه راست بده همیشه راست بد باشه. من توی حرف هایی که می زنم یک چیز رو همیشه یادم هست و اون اینکه آخرت واقعا به معنای واقعی کلمه وجود داره. آیا شما سیاست مدارها باور دارید آخرتی میاد و خداوند قضاوت خواهد کرد در مورد ما؟

  36. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۱ ب.ظ

    من نمی دونم تا کی باید ما رو بترسونید، بزرگ جناح و قدرت دیگه کیه؟ از این بزرگای جناح مخالف شما و دوستان دیروزتون ردیف کنید اگه یک نفر من رو شناخت گردن من رو درجا قطع کنید :(

    شما من رو نماینده واقعی یک طیفی از مردم بدونید و نه هیچ حزب و گروهی. اتفاقا یک آقای دیگه ای هم چند ماه پیش من رو به همین شکل مورد خطاب قرار داد و گفت برید پیش بزرگاتون که توی شیراز و تهران بهتون خط میدن تا بهتون بگن چیکار کنید و با اینکه مشکلی که بین ما بود حل شد با صحبت های خصوصی، اما هنوز هم ازش میخوام از من حلالیت بطلبه.

    من فقط یک سری سوالات توی ذهنم هست که توی ذهن یک طیفی از مردم هم هست و میخوام که شما جواب بدین. اول اینکه دلیل تعویض شما توسط نماینده وقت شهرستان لامرد از ریاست اداره تربیت بدنی شهرستان لامرد دقیقا چه بوده؟ دوم اینکه برادر شما تا حالا با چه کار انجام شده ای توسط شورای شهر مخالفت کرده یا چه کار غیر قانونی دیده و آیا اگر دیده در این چهار سال که با هم بودند چرا هیچ نگفته؟ سوم اینکه خود شما چرا یه روز با چپ ها می پرید و یه روز راست ها، یه روز رییس تربیت بدنی اصلاحات میشید و یه روز مشاور فرماندار به ظاهر اصولگرا؟ این سوال رو از ابراهیم حیاتی که معلمم بوده و اون زمان که معلم ما بود من واقعا چیز بدی ازش ندیدم هم دارم. یا آقای زارعی آیا از سی سال با این جناح بودن پشیمونه یا نه؟ اگه پشیمونه چرا در جلسه خصوصی این گروه قبل از انتخابات شرکت کرده تا شاید توسط این گروه به عنوان کاندید انتخاب بشه؟ اگه پشیمون نیست پس اصلا چرا از این گروه جدا شده؟ اصلا آیا این گروه که آقای زارعی تازه فهمیده چقدر آدمای بدی بودن تازه شدن ادم بده یا از اولش بد بودن یا اینکه مثلا وسطای راه بد شدن؟ اگه از اول بد بودن پس چرا با اینها سی سال کنار اومده؟ اگه وسطاش بد شدن چرا اون موقع ازشون جدا نشده و اگه الان یوهویی بد شدن چرا تا قبل از انتخابات هم توی جلساتشون شرکت می کرده تا انتخاب این گروه باشه؟ یا حتی بعدش گفته حاضره رییس ستاد دکتر موسوی باشه و حتی توی جلسات محفلی بعدیشون شرکت می کرده؟

    سوال آخر هم یک سوال شخصی که واقعا جوابش رو نمی دونم و این سوال رو از شما که خودتون هم رییس اداره ای بودی می پرسم. چرا رئسای ادارات همین که رییس میشن یوهویی پولدار میشن و چطور پولدار میشن؟ آیا امتیاز خاصی بهشون داده میشه؟ چرا خونشون یوهویی عوض میشه؟ مدل ماشینشون عوض میشه؟ کلا همه چیشون عوض میشه؟ من از چند تا از بزرگترام که پرسیدم گفتن که حقوق این رئسا بیشتر از سیصد یا چهارصد تومن از بقیه بیشتر نیست که پس با این وجود نباید تغییر خاصی تو زندگیشون ایجاد بشه، چون به برکت جناب رییس جمهور مرغ الان کیلویی شش هزار تومنه :) اگه به این سوالات جواب واقعا قانع کننده ای بدین من دست شما رو هم می بوسم. تمام

  37. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۴ ب.ظ

    اقای دکتر
    اول: گلایه من به جای خود باقیست به خاطر اینکه اجازه ندادین کامنت اخر من منتشر بشه.

    دوم: اقای حق شناس پیشنهاد خوبی دادند،اجازه بدین برای یکبار هم که شده این مسئله روشن بشه ، اقای حق شناس هم نگران این«برهه» نباشند،اگر لافی در کار نیست ،این گوی واین میدان

  38. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۳۹ ب.ظ

    باپیرو جان

    نوشته های قبل و بعد از انتخابات سایت را بخانید تا بدانید که هدف سایت روشنگری و آگاهی دادن به عموم بوده و معیار عملکرد ما باید بر اساس همین سنجیده شود. شکست یا پیروزی در نتیجه انتخابات برای ما معیار نیست. حتا اگر شخص دیگری پیروز انتخابات شده بود ولی آگاهی مردمی ایجاد نشده بود ما شکست خورده بودیم. بر آن اساس باید به خانندگان و مردم لامرد و مهر مراجعه کنید تا ببینید آن آگاهی و روشنگری با وجود سایت تراکمه ایجاد شده یا نه:
    -مطالب سایت تراکمه دست به دست بین مردم حتا کسانی که اینترنت نداشتند جابجا میشد.
    -در روز ۵۰۰۰ نفر از سایت استفاده میکردند.
    -برای اولین بار در انتخابات های منطقه فضای مجازی بر فضای واقعی تاثیرگذار شد.
    -کسی که تا آخرین لحظات ثبت نام هیچ تبلیغات جدی و گروه تبلیغاتی منظمی نداشت توانست با استفاده از همین آگاهی عمومی درصد قابل توجهی رای در مقابل کسی کسب کند که حمایت مالی، گروه منظم و وقت کافی داشت کسب کرد.
    -اخبار ثبت نام به صورتی تقریبن زنده به سمع و نظر مردم رسید و انحصار رسانه ای که دست عده خاصی بود شکسته شد.
    -ترس از واکنش افکار عمومی بخصوص فعالیتهای سایت باعث شد کسانی که در دوره های مختلف به راههای تخلف در انتخابات فکر میکردند فعالیتشان محدودتر شود.
    اینها همه دلایلی است بر انجام رسالت سایت. این برای ما پیروزی است. آگاهی مردمی و تغییر در مردم است که ماندنی است وگرنه حیاتی ها و موسوی ها و زارعی ها رفتنی اند.

    دلیل واضح ما برای اثبات ایجاد روشنگری و اثبات انجام رسالت سایت نزدیک بودن ارای کاندیدای اول و دوم است.
    دلیل دیگر آن افتادن اب در پاچه همان گروه پیروز است.

  39. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۴۹ ب.ظ

    دکتر جان …دوست عزیزمون جناب نقطه به مطالب بسیار ظریف ودر خور تحسینی اشاره نموده اند که می بایست جهت اطلاع همه دوستان بویزه این عزیز مطالبی را خدمتتون مفصلا ارسال نمایم ازاین عزیز هم بخاطر دغدغه ای که نسبت به موضوع دارند سپاسگزارم انشاءالله آنچه که شایسته باشد بدون اکراه عین واقعیت مطرح خواهیم کرد .چون ما هیچوقت از خودمان نگفته ایم حال که دوستان اصرار دارند چشم .قضاوت باشما …

  40. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۴۵ ب.ظ

    سلام شما دوستان همه از بی تقوایی افرادودروغگویی وفساد واستفاده بی جا از بیت المال بدتان می اید اما برایم تعجب است شماچرا کسی را سرزنش می کنید که به خاطر دیدن همین مسائل از دوستان سابق جدا شده است
    چند مدتی است اقای حق شناس به خاطر همین اخلاقش مورد حمله قرار گرفته اگر می خواهید حقیقت را بفهمید به شایعات توجه نکنید وبا او بنشینید تا همه چیز برایتان روشن شود.
    افرادی بدند که ادعا دارند با تقوا هستند وشبانه روز از بی تقواییها و فسادها ی بعضی افراد می گوینداما متا سفانه روز انتخابات تحت تاثیر جناح وقوم قرار گرفته همه چیز را فراموش کرده درکنار انها در یک محفل می نشینندوحا ضر نیستند جناح خود را تغییر دهند.
    من اقای حقشنای را تحسین می کنم زیرا مطلعم اوچگونه با دیدن سرسوزنی بی تقوایی به مال منافع و…پشت پازد

  41. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۵ ب.ظ

    اقای نقطه

    این تلاش شما آب در هاون کوبیدن است

    به بیست درصد ازسوالاتی که پرسیدین هم جواب داده نخواهد شد،چون جوابی نیست که داده بشه! خواهیم دید

  42. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۵۸ ب.ظ

    سلام دوباره:
    دایی خلیل جان خدایی ما هیچ کینه ای نداریم، اگه جواب دادن همون جور که گفتم دستشونم مجازی و اگه دیداری باشه چه بهتر می بوسم، اگه جواب ندن هم که مثل همه بقیه ای که جواب نمیدن تو دلمون میذاریمشون همون جایی که خیلی ها رو گذاشتیم.

    حتی اگه ایشون نخوان عمومی جواب بدن حاضرم آدرس ایمیلم رو بذارم که جوابشون رو اونجا بدن، مثل سوء تفاهمی که با یکی دیگر از دوستان پیش اومده بود و اتفاقا هنوز هم اختلاف نظرهایی وجود داره، ولی چون از طرف هیچ کدوم کینه ای نبود و حقیقت ملاک بوده هیچ مشکلی پیش نیومد. الان هم منتظر جواب ایشون می مونم، البته دایی خلیل جان یه لیست سوالات از این خیلی بلند بالاتر هم برای جناح دیگه دارم که متاسفانه همیشه از جواب دادن بهش فرار کردن که اولینش رانت هایی هست که مسئولان و بچه هاشون و… استفاده می کنن و همچنین چگونگی مصرف شدن اون چند میلیارد پول شرکت نفت که امیدوارم اونها هم روزی بیان و جوابشون رو کامل بدن و خودشون رو خدمتگذار و نوکر واقعی مردم بدونن. من به هیچ وجه برای روکم کنی یا محکوم کردن کسی اینجا نیستم و فقط به دنبال عدالتم. موفق باشید.

  43. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ

    اقای واعظ زاده
    اینکه شما از ایشان دفاع کنید ،طبیعیه، بالاخره خویشی گفتن ، قومی گفتن!

    با دیدن سرسوزنی بی تقوایی به منافعش پشت پا زد؟ آخه این چه بی تقوایی که در طول سه سال دیده نشد ولی توی همین یک هفته انتخابات دیده شد؟

    همه این فسادها توی همین یک هفته اتفاق افتاد؟ اگر فسادی بوده وایشان سکوت کرده اند، شریک جرمند واگر نبوده چرا فرافکنی وشایعه سازی میکنید؟!

    اقای حق شناس
    ما هم منتظریم که از خودتان بگویید ودلیل ومستندات خود را رو کنید،هرچند بعید میدانیم که چیزی در چنته داشته باشید

  44. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۳ ق.ظ

    سلام برnoghteh0ir … من با مدیر سایت جناب دکتر اسدپور هماهنگ کرده ام اگر مستندات من مشکلی برای خفه کردن مجدد سایت ایجاد نکند با مسئولیت خودم ارائه خواهم داد وگرنه آدرس محل کار من دفتر ستاد بازسازی عتبات عالیات در لامرد وشورای هیئات مذهبی در اداره تبلیغات اسلامی است دست شما هم می بوسم حضورا مستندات تقدیم خواهم کرد هم صوتی وهم تصویری …دائی خلیل هم حرص وجوش نخورن اگر وجود خارجی دارن تشریف بیاورند در خدمتشون هستیم .(البته من معلمم چون مدارس تعطیله این آدرس دادم وگرنه این دو نهاد جای بحث وجدل سیاسی نیست ) التماس دعا .

  45. نوشته شده توسط سیدمحمود موسوی در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۱۲ ب.ظ

    سلام بر دکتر اسد پور .با اینکه نظر این کوچک ترین بسیار به نظر حضرتعالی نزدیکه اما در مورد اینکه نوشته ای در زمان فلان و فلان اوضاع به هم ریخت وکاری نشدو امورات طبق میل پیش نرفت باز هم به نظر می رسد شما فقط و فقط خودتان و محوطه ی اطراف خودتان رو دیده اید یا اصلا باور ندارید که این نوشته ها در فرا مرزهای لامرد هم مطالعه میشن وشاید هم همه فکر می کنن به غیر از لامرد نباید برای جای دیگه فکری بشه و (…) لازم است به استحضار همه ی خوانندگان برسانم مگر در زمان دیگران غیر از نام برده شده ها چه کارهایی یا نه چه کاری برای گله دار ،فال ، اسیر،شهرک امام،چاه کبکان ، چاه بیدو ووو بسیار ی از روستا های شمالی شهرستان مهر انجام شده (آنها فقط برای مهر بودندو دیگران فقط برای لامرد).تقریبا در تمام دوره ها( تفاوتی نداره )این نقاط لگد مال بگو مگو های جناحی شدن .البته در طول سی و چند سال که از انقلاب مقدس اسلا می می گذره کارهایی شده که۱-فعالیتهای اوایل انقلاب با کارهای انجام شده در این سالها قابل مقایسه نیست۲-کارهای انجام شده در شهر های وابسته به مسئولین و قدرتمندان با خدمت رسانی به روستا ها و شهر های دور دست تر را به در یا و قطره هم نمی توان تشبیه کرد .پس خواهش دارم حد اقل در نوشتن نظراتتون همه رو ببینید. خدا نگه دار

  46. نوشته شده توسط عقيل در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ

    واقعاً که؟ از شما بعید بود آقای دکتر اسدپور ! چه حرفا؟! چه چیزا؟! آدم شاخ در می آره !
    مگر شما لامزذی و ایرانی هستی که حق داشته باشی از مسئولان شهرت و عملکرد غلطشان انتقاد کنی ؟ چی .. بله؟.. گویا از اتاق فرمان اشاره می کنند که هستی ..
    خب .. آها .. لامردی هِسّی درست ؛ اما تو که مملکتت را ول کرده ای و رفته ای کنار دریاچه ژنو حالش را می بری چه حقی داری اظهار نظر کنی؟ ها بوگو ؟ جواب بده ؟.. چی ؟ .. دوستان از همان اتاق فرمان معروف ! اشاره می کنند که بعد از گرفتن دکتری برگشته ای ایران و حالا داری در کشور خودت به دانشجوهای ایرانی درس می دهی ..
    اِ .. خب اینها هم ش درست.. . اما .. توی واپسگرا چرا تو تایستون گرما اصلاً کلاه سرت نیست؟ هان؟! اگَه مرذی ای جواب بذه!

  47. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۰۸ ب.ظ

    گاهی با خودم فکر می کنم اگه دکتر مسعود به لحاظ سیاسی با اینا موافق بود الان چه بتی از ایشون ساخته بودند! اگه یکی مثل من ازشون ایرادی می گرفت می گفتن: بنده خدا ! دکتر اسدپور فارغ التحصیل دانشگاه شریفه، دکتراشو تو اروپا گرفته!اینقدر ISIداره! فرزند شهید بزرگوارمون سردار اسدپور با ما موافقه، تو کی هستی که با با ما مخالفت کنی! برو دکتراتو که گرفتی بیا با دوست ما صحبت کن!
    یا هرسال یادروز شهادت پدرشون مراسمی داشتیم اووووپس!
    انتخابات تا انتخابات هم دعوتش می کردن و دو تا عکس یادگاری باهاش می گرفتن و می زدن ترک پیشونی هرچی مخالفه!
    میگن خدا اینا رو شناخت دکتر مسعود رو بهشون نداد!
    والا با ای نونشون!

  48. نوشته شده توسط صادق نیکرو در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ

    از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:

    ۱-ثروت، بدون زحمت

    ۲-لذت، بدون وجدان

    ۳-دانش، بدون شخصیت

    ۴-تجارت، بدون اخلاق

    ۵-علم، بدون انسانیت

    ۶-عبادت، بدون ایثار

    ۷-سیاست، بدون شرافت

    این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

  49. نوشته شده توسط صادق نیکرو در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۳۲ ب.ظ

    سلام محمود آقای حقشناس احسنت بر تو متاسفانه بعضی دوستان هستن نمیخان حقیقت رو بدونند بابا پرده رو جلو چشمتون بردارید ببینیت در اطرافتون چی میگذره دوستان عزیز جلو واقعیتها رو نمیشه گرفت

  50. نوشته شده توسط صادق نیکرو در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۳۳ ب.ظ

    کسانی که حقیقت را درک کرده اند با افرادی که حقیقت را دوست دارند، برابر نیستند

  51. نوشته شده توسط noghteh0ir در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۴۱ ب.ظ

    در این تراکمه با عزیزانی مثل علی ناصری و حسن خضری آشنا شدم. با مسعود اسدپور که به نظر من از هر شخصیت دیگه ای در لامرد مقامش بالاتره آشنا شدم و افتخار داشتم نظرم رو کنار نظر ایشون بیان کنم. با بزرگوارانی همچون مجهول یا سائل و مسلم زارعی عزیز آشنا شدم.

    اما حالا که دوستان از جناب دکتر اسدپور خواسته اند:
    “بیا تا به جای جمع کردن چهار تا جوان که دنبال هیجان سیاسی اند و کران بالای مطالعه شان روزنامه جات زرد و یک بار مصرف است، مخاطبین اصیل مان را زیاد کنیم.
    بیا و به هر کامنتی جواب ندهیم و وارد بگو مگو نشویم. اشکالی ندارد، بگذار طرف پیش خودش بگوید: پوزش را زدم! مدعای ایشان کنار مدعای شماست.ملا گفت: عاقلان دانند”

    من هم از تراکمه شما با تمام انتقاداتی که دارم به احترام همه اونهایی که بخاطر وجود ما جوان های زردخوان دیگه در تراکمه نمی نویسن خدافظی میکنم.

    به نظر من قاضی هایی برای این سایت انتخاب شدن که عادل نیستن و این تراکمه رو خراب می کنه و البته با شعار همه بگوییم و همه بشنویم هم در تضاده. قاضی هایی برای تراکمه انتخاب شدن که خودشون رو معصوم می دونن گرچه در ظاهر این گونه اظهار نمی کنن. به عقیده ایشان مخالفانشون یا بی سواد و یا جوگیرند، اونها این رو باور دارند که اجازه دارند در موسم انتخابات هرکاری انجام بدن، یک سایت کاملا اجتماعی رو به ستاد تبلیغاتی تبدیل کنند، جواب رقیبشون رو در این سایت بدن، اشعار شورانگیزشون در حمایت از فردی رو اینجا نشون بدن، اونها عقیده دارند موسم انتخابات میشه هر بی اخلاقی کرد و اون ایام رو جدای از دیگر ایام می دونن. ایام قبل و بعد و بینابین انتخابات رو از هم جدا می دونن، خدای انتخابات رو با خدای دیگر روزها متفاوت میدونن. اینجا کسانی هستند که در صدد حذف جبهه سوم تیر، بیست و دو خرداد و جبهه نه دی هستند، در حالی که ما هیچ گاه اصلاح طلبی رو و دوم خرداد رو یک دروغ ندانستیم.

    زنده باد مخالف من، زنده باد مجهول :-) یا علی

  52. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۴۲ ب.ظ

    صادق خان سلام …دوستان حقیقت را میدونند اما سرشون کردن زیر معجومه ی برنجی !!! آخه وقتی بوی برنج میاد تلیت دو قربانی میشود .(من وتوی تل خندقی میدونیم چی غوغائیه !!نوه مش عیسای بزرگ )راستی حال پدر بزرگت (پدر شهید نیکرو ) چطوراست .خدا حفظش کند انشاءالله

  53. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۳۲ ب.ظ

    سلام دایی خلیل
    تاانجایی که من اطلاع دارم اقای حق شناس یک سال پیش از انتخابات جداشد نه یک هفته پیش بعد از ان اقای حق شناس همین جاست توی محل خودتون چرا جرات نمی کنی بری پهلوش ….
    من نمیدانم وقتی کسی بین مردم محبوب میشه چرا بعضی ها اینقدر عصبانی می شوند

  54. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۰۷ ب.ظ

    سلام آقای نقطه
    نوشته اید:ما حالا که دوستان از جناب دکتر اسدپور خواسته اند…
    دوستان از آقای دکتر نخاسته اند، خیلی سر راست بگویید حالا که نظر فلانی اینگونه است.اگر به خاطر نظر من میخاهید خود را از کامنت نوشتن در این سایت محروم کنید، به قول عرب : و لک الخیار! اختیار باخودتان است.
    در ضمن من نه قاضی هستم و نه حتا ادمین. یکی از ده ها نویسنده ی این سایت هستم.
    حرف آخر هم اینکه شما ها که با اسم مستعار می نویسید منطقن نمی توانید جزو مخاطبین مورد نظر من باشید، آنها که :”چهار تا جوان که دنبال هیجان سیاسی اند و کران بالای مطالعه شان روزنامه جات زرد و یک بار مصرف است” چون من نمی دانم شما و دیگر مستعار نویسان چند سالتان است، دیپلم کاردانش هستید یا فوق لیسانس جامعه شناسی.
    مخاطب این جمله جوانانی هستند که آنها را در شهر می بینم و از من می پرسند چرا تراکمه اینقدر سرد شده؟ و منظورشان این است که چرا سایت از سر و کول کسی بالا نمی رود تا ما شاهد جر وبحث باشیم و سرگرم شویم.مخاطب من آنها هستند اخوی ، که مخاطبان اصیل تراکمه نیستند.
    سپاس

  55. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۳ ب.ظ

    اقای واعظزاده

    نمیدانم که منو با چه کسی اشتباهی گرفتی که از محله خودتان واقای حق شناس قلمداد کرده اید!

    اگر یک سال قبل جدا شده ،یک هفته قبل همراه با دکتر وجریان حاکم در فرمانداری دیگر چه صیغه ای ست؟

    من الان مسافرتم ،جمعه برمیگردم،میتونید قرار بزارین هرجایی که شما گفتین تا بهت ثابت بشه که من هم محله ای شما نیستم و اماده ام که با شما ودوستانتون مناظره بزارم وحتی میتونین فیلم هم بگیرین بزارین تو سایت

  56. نوشته شده توسط فرزاد راستگو در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۲ ب.ظ

    سلام بر دوستان تراکمه ای عزیز
    دکتر اسد پور عزیز !! نکته بسیار نغز در کلامتان نهفته بود که جان را آتش می زند .
    در حالی که اکثر افراد کارشناس مدام دم از تاریخ باشکوه ایران می زنند می بینیم که جامعه ایران امروز با صفات زشتی روبروست که به طور فاجع آمیز در حال گسترش است . منشا این صفات زشت و ناپسند دو رویی است . عامل اصلی ریا دوست داشتن ستایش و گریز از نکوهش مردم و طمع به مال و منافع آنان است.دورویی شرایط را برای زندگی مسالمت آمیز و پویا سخت می کند و نتیجه ای جز انحطاط جامعه را در بر نخواهد داشت.زیرا در چنین جامعه ای فرصت جولان برای جاهلان بیشتر است و عالمان در جهالت جامعه زنده به گور میشوند. وجود ظاهرسازی و دورویی در نزد مردم وسیاستمداران غیرقابل انکارست شاید اگر هر کدام از ما به خودمان مراجعه کنیم به راحتی به آن پی می بریم. برخی از سیاستمداران ما خود شیفته و خودمحور هستند. زیرا با آنکه میدانند تبعیض بین شهروندان و حب و بغض درعزل و نصبهای اداری امری نکوهیده و غیر قابل قبول از نظر معیار های انسانی و اجتماعی است. باز ازشراره های نَفس لجام گسیخته ی خود در امان نمی مانند و حب و بغض شخصی خود را در قالب” شایسته سالاری “، “دیانت”،”مردم سالاری”و دیگر مولفه های قابل پذیرش اجتماعی به اجرا می گذارند.
    آنچه مارا ازین بحران نجات میدهد جز راستی و درستی در رفتارهای اجتماعی نیست . و تا زمانی که اراده ای برای تغییر این شرایط ایجاد نگردد ،همچنان دو رویی و به دنبال آن تنفر، دشمنی،در میان ما تنها ابزار بقا است.

  57. نوشته شده توسط محمود حق‌شناس در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ

    حاج واعظ …بزار دائی خلیل عزیزما حرف دلش رو بزنه .میگن طرف تو غروب عینک دودی زده بود وسوار بر موتور سیکلت به سرعت گاز میداد . دست انداز اولی به زمین خورد عینک دودی از چشمان مبارکش افتاد . میدونی چه گفت ؟ گفت اوفی چشوم روشن آویز!!! بالاخره یه روزی همه چی روشن میشه نگران مباش .ولی ما دوست داریم دوستان قبل از اینکه زمین بخورند اون عینک دودیه رو بر دارند . انشاءلله

  58. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۰۵ ب.ظ

    سلام دایی…
    اینکه قبل از انتخابات انها دنبال حقشناس بودند و ولش نمی کرند را همه می دانند حتی دکتر موسوی خانه ی انها نیز رفت .مهم این است که با انها همراه نشد ولی اینکه ببینیم او با یک نفر در راهروی فرمانداری حرف میزده که دلیل نمی شود
    بعدش ..باز هم میگم با او بنشین
    سلام صمد هم برسون

  59. نوشته شده توسط دایی خلیل در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۲ ب.ظ

    اقای واعظزاده

    اگر منظورت از صمد ،هم محله ای خودتونه که شما سلام برسون

    میخواهی مطمئن بشی که در اشتباهی یه قرار بزار تا من با برادران حق شناس مناظره کنم

    بعید میدونم چنین کاری انجام بدهید

  60. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظ

    حقشناس اماده است ادرسی .شماره تلفنی .موبایلی بده توکه انگار می خای با ۵+۱ جلسه بگذاری ..حقشنا س که ادرس بهت داد پس چرا نمی ری پهلوش

  61. نوشته شده توسط حسن خضری در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۷ ق.ظ

    سلام بر دکتر مسعود عزیزم
    هرچند دوستان گفتنی ها را گفته اند ولی می خواستم در این باب، مختصری صحبت کنم. به اعتقاد من، هرچه از عمر نماینده داشتن این منطقه می گذرد(۳۰ سال) یک موضوع، آشکار و غیرقابل انکار است و آن اینکه در هیچ دوره ای چه وقتی که جناح راست و چه وقتی که جناح چپ، نماینده داشته است؛ “نماینده، هیچ وقت متعلق به همه ی مردم نبوده است”. این حرف، به شهادتِ رنجهایی است که بر این مردم رفته است و دردهای توسعه ی نامتوازن و کینه ها و کدورتهای بسیار، مُهر تاییدی بر آن هستند. بنابراین، شاید هیچ واژه ای نتواند بهتر از تیتر مطلب شما، نحوه ی برخورد با مخالف را در منطقه ی لامرد، به آشکارا نشان دهد. اعتقاد من بر این است که در نقطه ای باید این روند دشمن تراشی و مرزبندی های بی خودِ سیاسی در منطقه، مورد پرسش و تردید دلسوزان قرار گیرد و با شدت با آن برخورد شود. از این منظر، مطلب شما را تأیید و تحسین می کنم و امیدوارم دکتر موسوی -که با اخلاق مداری و مردم داری معرفی شده اند- حقیقتاً در این راه گام بردارند و خود، پیش قدمِ اصلاحِ مناسبات نادرستِ موجود گردند. بی هیچ شکی معتقدم که اگر ایشان-که طرف پیروز و قدرتمند مبارزه هستند- چنین روالی را در پیش گیرند و خود را نماینده ی همه بدانند و دست همکاری دراز کنند، بسیاری از مسائل و مشکلات منطقه، مرتفع خواهد شد. این مهم، نیازمند داشتن سعه ی صدر، باور به محترم بودن مخالف، و علاقه به توسعه ی همه ی جانبه و رها شدن از کمند نزدیکان منفعت طلب است. اما اگر تصمیم سازانی که در کنار دکتر موسوی قرار دارند، همچنان بر طبل انتقام و کینه پردازی بکوبند و بر خط کشی خودی- غیرخودی پافشاری کنند، بی شک، آزموده ها را باید دوباره بیازماییم.
    ارادتمند