تجارت خطرناک

دی ۱۲ام, ۱۳۹۱ (دیده شده 1,192 بار)

چند هفته پیش فرصتی دست داد تا به مناسبت عید غدیر و برگزاری چند جشن عروسی سری به لامرد بزنیم. البته نه این که از لامرد دور بوده باشیم که به مدد دنیای فناوری و دوستان تراکمه ای، بُعد مکانی در این زمانه دیگر دغدغه ای محسوب نمی شود. اما به هر حال، همان بعد مکانی تا حدی باعث می شود برخی از اخبار ریز و درشت به گوشمان نرسد. بخصوص اگر مثل مادر ما دوست نداشته باشی حامل اخبار بد و اعصاب خرد کن مرگ و میر و دعوا و تصادف و کشت و کشتار برای فرزندت باشی.

در همین دو سه روزی که آنجا بودیم علاوه بر اخبار خوش عروسی ها، دو نوع خبر دیگر هم به کرات به گوشمان رسید. اخبار نوع اول تصادفهای دلخراش و مرگ و میرهایی بود که به دلایلی چون سرعت زیاد و عدم احتیاط رانندگان علی الخصوص جوانان روی داده بود. از جمله تصادف مجید وفادار عزیز که فرصتی دست داد تا به اتفاق جواد و احمد و حسن به عیادتش برویم (انشاالله زودتر شکستگی دستش و کمرش بهبود کامل یابد).

اخبار نوع دوم دستگیری افراد زیادی به جرم انواع قاچاق بود، از مواد مخدر گرفته تا مشروبات الکلی و جدیدن سوخت. شاید بدیع ترین صحنه ای که با آن روبرو شدم تفتیش خودروها بود با سگهای آموزش دیده برای کشف مواد مخدر که قد و قواره چون گوسفندشان دل هر نظاره کننده ای را جاکَن میکرد.

سوالی برایم پیش آمد که چه اتفاقی افتاده که نیروی انتظامی فعالیتهایش را تشدید کرده؟ مگر نیروهای محلی مثل بسیج و گروه های مقاومت کارکرد خود را در این موارد از دست داده اند و در این امر کمکی نکرده اند؟ آیا اعتماد نیروی انتظامی به کارکرد مسوولین محلی و نیروهای مردمی خدشه دار شده است؟ آیا نیروی انتظامی، در این مورد سخت گیری زیادی به خرج نداده است؟

تعاریفی که مردم از اتفاقات روی داده در این مدت میکردند نه تنها این رفتار و بی اعتمادی را از سوی نیروی انتظامی توجیه می کرد بلکه لزوم سخت گیری های بیشتری را نیز تاکید میکرد تا دو شهرستان را از وضعیت بغرنج پیش آمده نجات دهد. البته نه این که خدای نکرده گروه های مقاومت و بسیج در این کار دست داشته باشند بلکه به دلیل تضاد منافع قومی و قبیله ای، دخالت این نیروها در چنین رویدادهایی بسیار حساسیت برانگیز و ناکارآمد است.

راستش را بخاهید اگر لیست حوادث چند ماه اخیر را مرور کنیم به یاد تگزاس و عصر هفت تیر کش های غرب وحشی می افتیم:

  • سر بریدن دختر بچه بیگناه که معلوم نشد بر سر چه موضوعی روی داد،
  • کشتار دلخراش یک مرد بیگناه با همدستی همسرش در پمپ گاز،
  • اتفاقاتی که آن عروس نگون بخت از سالهای نه چندان دور منطقه فاش کرد و لامرد را در چشم خانندگان روزنامه ها و سایتها، وامانده در عصر جاهلیت ترسیم کرد،
  • درگیریهای مسلحانه نیروی انتظامی با محموله های قاچاق در دهشیخ که گاه با بستن جاده مواصلاتی لامرد و اشکنان همراه میشود،
  • کشف محموله های سنگین مواد مخدر، مشروبات الکلی، و اخیرن سوخت و
  • شایعه همدستی برخی از نیروهای انتظامی با قاچاقچیان

با خاندن این موارد این سوال در ذهنمان ایجاد میشود که بر سر خصیصه ای که مسیولین محلی برای مردم لامرد و مهر به کار می برند، یعنی مذهبی و ولایت مدار بودن چه آمده است؟ آیا این صفات باد هوا بوده و لقلقه زبان مسوولین یا این که زلزله ای در لامرد و مهر روی داده و مردم تکانی خورده اند و معیارهای اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، انسانی و مذهبی جا به جا شده اند.

راجع به چند مورد اول از موارد فوق نمیتوانم چیزی بگویم (چون اطلاع زیادی در دست ندارم) اما روی سخنم با کسانی است که سه مورد آخر را به وجود آورده اند:

دهشیخ که روزگاری روستایی دورافتاده بود، به مدد حمایتهای مسوولین منطقه و به همت خود اهالی به منطقه ای نسبتا مشهور در استان و حتا کشور تبدیل شد. منطقه ای که روزگاری وارد کننده اجناس خارجی از دبی بود اکنون به وارد کننده جنس از کشورهای تولید کننده است. از همین رو توان رقابت با فروشگاههای قشم و کیش و ارایه قیمتی ارزان تر از آن شهرها را بدست آورده است.

مسوولین بومی لامرد نیز در ادوار مختلف توان خود را برای حمایت از دهشیخ و مسدود نکردن این آب باریکه بکار گرفته اند. زمزمه هایی که هر از گاه در مورد ارتقای دهشیخ به یک منطقه ویژه بازرگانی شنیده میشود و پیگیریهای نمایندگان مجلس در این زمینه، گواهی بر این مدعا است.

شائبه ی توصیه فرمانداران بومی لامرد به نیروی انتظامی برای عدم سختگیری در مبادی ورودی با این استدلال که واردات این کالاها در حجم محدودی صورت گرفته و تنها ممر درآمد برخی خانواده های این منطقه و مستمسکی برای بالا بردن نرخ اشتغال در منطقه است در ادوار مختلف به صورت غیر رسمی شنیده شده است.

گاه ارتزاق جزیی برخی از کارمندان از این تجارت، انتقال اجناس در حجم محدود به یکی دو کارتن سیگار به شیراز و کسب چندر غاز از فروش آن باعث زیر چشمی رد کردن کراهت این کار توسط ادارات مختلف می شد.

صد البته نقدینگی موجود در دهشیخ و توان مالی تجار و فروشگاههای دهشیخ در حمایت مالی از سیاستمداران بخصوص کاندیداهای نمایندگی باعث شده تمام آن کاندیداها به دهشیخ نظر مثبت داشته و تلاش کنند ارتباطشان با تجار دهشیخ شکراب نشود.

شاید مردم عادی منطقه نیز به دلیل رقابتی بودن اجناس دهشیخ در مقایسه با قیمتهای شهرهای دیگر و نقش مثبت آن در پایین آوردن هزینه زندگی اهالی لامرد نظر کاملا مثبتی به این نقطه داشته اند.

معروفیت دهشیخ تا این حد به پیش رفته که میهمانان مختلفی از شهرهای دیگر -بخصوص در روزهای اول سال- نیز مسیر خود به سمت سواحل خلیج فارس را کمی طولانی تر می کنند تا سری هم به دهشیخ زده و از این خان نعمتی که چینی ها بر سر سفره دهشیخی ها گذاشته اند بی نصیب نمانند. حجم خرید از دهشیخ در روزهای اول سال به حدی است که نقدینگی بانکهای منطقه را در آن بحبوحه کمبود پول نقد تامین می کند.

از این خان نعمت شاید درصد کمی هم نصیب شرکتهای حمل و نقل زمینی و هوایی شود که حمل ماحصل داد و ستد بازرگانان تهران و شهرهای بزرگ را با تجار دهشیخ بر دوش می کشند

تا اینجای کار وضعیت آن چنان وخیم و غیر قابل تحمل نیست و سری درد نمی آید که نیازی به دستمال بستن داشته باشد. اما وضعیت ماه های اخیر در حال رقم زدن سرنوشت دیگری برای دهشیخ است. اخبار قاچاق مواد مخدر، مشروبات الکلی و سوخت که گاه گاه به گوش میرسد و توسط گروهی انگشت شمار -که مطمینن مردم دهشیخ هم با آنان مخالفند- صورت می پذیرد چیزی نیست که حتی به اندازه سر سوزنی توسط مردم منطقه و مسوولین تحمل شود. این موارد بازی خطرناک با سرنوشت جامعه است.

اگر چه نفس هر گونه قاچاقی حتی قاچاق کالا مذموم و باعث بر هم خوردن فضا به ضرر تولیدات داخلی می شود اما اگر درجه بندی میان انواع قاچاق وجود داشته باشد قطعن قاچاق مواد مخدر و الکل توسط هر کسی در درجه بندی بسیار خطرناک برای سلامت اخلاقی، روانی و اجتماعی جامعه قرار خواهد گرفت.

دلیل روی آوردن برخی از افراد منطقه به این تجارت خطرناک، طمع و سیری ناپذیری آنان از ارتزاق در حجم محدودی است که واردات اجناس خارجی نصیب آنان می کرد. جوانی و خامی و بی تجربگی برخی از این افراد در تشدید این امر نقش مهمی داشته است.

شاید به هم ریختن وضعیت اقتصادی کشور توسط تیم بی کفایت اقتصادی دولت -که اکنون صدای همه را در آورده است- در سوق دادن این افراد به سمت این خلاف خطرناک بی تاثیر نبوده است. چه این به هم ریختگی اقتصادی قطعن به ضرر وارد کنندگان (و اگر خوب مدیریت می شد به نفع تولید کنندگان داخلی) بوده است. اما این امر دلیل محکمه پسندی بر روی آوردن به امورات مذموم و خلاف قانون محسوب نمی شود.

مردم منطقه باید برای پیش گیری از بروز چنین موارد خطرناکی به هوش باشند. امنیت اجتماعی منطقه یک شبه از بین نمی رود اما یک شبه هم درست نخواهد شد. وسوسه ثروتمند شدن به قیمت زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی در جامعه ای که امنیت اجتماعی آن خدشه دار شده بسیار راحت باعث کر و کور شدن وجدانها می شود.

مردم دهشیخ اگر میخواهند آن آب باریکه ای که سالها است آن نقطه را سر پا نگه داشته قطع نشود باید به جد همکاری کنند این لکه های ننگین از آن نقطه و نقاط دیگر منطقه لامرد و مهر پاک شده و تجارت سالم جای خود را به تجارت غیر قانونی و ناسالم ندهد.

۱۷ پاسخ به “تجارت خطرناک”

  1. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۳ ق.ظ

    سلام دکترجان
    به سایت خودت خوش اومدی!
    ما در یک مقطع دیگر هم این وضعیت را تجربه کردیم، منظورم له شدن ارزش های اخلاقی در زیر دست و پای افراد سودجو ست.
    اواخر دهه ی هفتاد و اوایل دشتاد بود که قیمت زمین ها و املاک به یمن رونق اقتصادی در عسلویه خیز بلندی برداشت. در همان روز ها بود که مردم به وضوح “متری” تقسیم بندی شده بودند:معیار هم میزان تملک زمین در عسلویه و بیدخون بود.اوضاعی شده بود، خیانت بازاری بود،دروغ بازاری شده بود.
    حالا هم که مابه التفاوت قیمت نفت و گاز(معروف به گازوئیل)با کشورهای عربی به ازای هر لیتر دندان گیر است، چرا نصف شب کشنده های دو و سه باکه در پمپ بنزین ها با ده بیست کارت سوخت باک ها را پر نکنند.
    وقتی در اسکان نیروهای غیر بومی (شرکت های پیمانکاری،دانشجویان غیر بومی و …)نظارت و حساسیتی به کار نرفت، عجیب نیست که آمار مصرف مواد مخدر بالاخص مخدرهای صنعتی،مشروبات الکلی رشد چشم گیری داشته باشد.
    کاش می شد به رواج فحشا در یکی از دهستان های مجاور در همان سال های حضور پیمان کاران خط لوله اشاره کرد.
    ممنون که تلنگری زدید، خدا کند آنهایی که باید تلنگر بخورند، تلنگر بخورند.
    مشتاق دیدارم

  2. نوشته شده توسط علی قادری در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۱۳ ق.ظ

    سلام
    چه عجب مسعود بعد از این همه که نوشته هات بوی نفاق می داد یکیش لا اقل از سر دلسوزی منطقه نوشته شده. :)
    همه اتفاقات پیش آمده و متعاقب، نتیجه دید یکجانبه و تکبعدی به پیشرفت و توسعه در منطقه است. اگر مسئولین و مردم نیم نگاهی هم به فرهنگ و کیفیت زندگی در جامعه خود داشتند وضع اینگونه نبود. به قول جواد از سرنوشت عسلویه و آن دهستان باید درس گرفت.

  3. نوشته شده توسط حق شناس محمود در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۶ ق.ظ

    سلام دکتر …به چارقد ما اهانت کردی .آقا جون مگه امکان داره تو این شهر ولائی که مردمش مردم رساله ای هستند!!!! وبقول آقای فرماندار تولد شده انقلاب است این همه جرم وجنایت روی دهد فکر میکنی این همه بودجه که به فرهنگ ودین و… اختصاص داده اند ودوستان شبانه روز به در ودیوار وتیرهای برق بالامیروند وبه مناسبت های مختلف پوستر وبنرو اطلاعیه فعالیت های فرهنگیشون میزنند جواب نداده که این همه ….!!شما وآقا جواد مغرضانه به قضاوت نشسته اید این اتفاقات اصلا تو لامرد نیافتاده وگزارش های مسئولین استان دروغ محض است …مردم ما عروسی هاشون کاملا با هماهنگی ارشاد وشورای فرهنگ عمومی هماهنگ است !!دهشیخ ما مشکلی ندارد .! قاچاق کالا ومواد مخدری در کار نیست وهمه صحیح وسالم به امورات هم در رساندن لامرد به شهر مقدسی چون قم در تلاشند …!!!!

  4. نوشته شده توسط ali reza در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۲:۳۰ ب.ظ

    ادمین جان اگه می خوای حذف کنی همش رو حذف کن.
    می خوام تلخ حرف بزنم. حق یا ناحقش با مخاطب!
    شما فکر می کنید این نوشتنا تاثیر داره؟ زحمت کشیدی و نوشتی، ولی، آنچه البته بجایی نرسد فریاد است. زندگی سخت شده. زشت شده. سیاه شده. چه انتظاری داری؟ یه زمانی اگه نداشتیم همه با هم نداشتیم. همه به هم کمک می کردیم. ولی الان دیگه اینجور نیست. توهین به خانما نباشه! نامرد شدیم.
    دین که هیچ، اخلاق و انسانیتی هم نمونده. کسی هم به فکر این چیزا نیست. فرهنگ مردم از کجا باید اصلاح بشه:
    صدا و سیما؟ منابر؟ مدارس؟ مساجد؟ رسانه های مکتوب و دیجیتال؟ خانواده ها؟ …
    ما برای کدومش برنامه داریم؟ کدومش داره درست کار می کنه؟ کدومش درد جامعه رو شناخته؟ کدومش به دنبال درمان درد و رنج جامعه است؟ موردی شاید کسی کاری کرده باشد اما در کل از اصلاح خبری نیست.
    چرا قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی افرایش نیابد؟ نظام عرضه و تقاضاست برادر! در این آشفته بازار اوضاع خراب اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و بخصوص خانواده ها هر کس به فکر راهی است که از آرامشی حتی کاذب بدست آورد و …
    جامعه به صرف نصیحت اصلاح نمی شود. عزم جدی همه را می طلبد. ابتدا بزرگان اقرار کنند ما مشکل داریم مردم ما از این بدی های اخلاقی رنج می برند. جامعه ی ما دچار این بیماری های اجتماعی است. خانواده های ما تنها در کنار هم زنده اند. در مدارس ما، معلمین در تامین حداقل های زندگی درمانده اند تا چه رسد دغدغه ی تربیت و آموزش داشته باشند. روحانیون ما از درد بدنه ی جامعه سخن نمی گویند و سفارشی سخن می رانند و …
    حال چه کسی به دنبال درمان است برادر! می نویسی بنویس ما هم می خوانیم ولی اتفاقی نمی افتد.

  5. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۱ ب.ظ

    جواد جان
    نیشت را زدی :)
    ما مثل اینهایی هستیم که در حسینیه ها قلیان چاق میکنند و کنار چاله آتش، چای دم میکنند و دست بقیه میرسانند. هم تو حسینیه هستیم هم چون کسی نمی بیندمان تو حسینیه نیستیم :)

    شاید مطلبی که گفتید هم در این قضیه بی تاثیر نباشد. یعنی از اولش اینجور نبوده که ما این قدر پولدار شدن برایمان مهم باشد. بالاخره آدمهای مختلف را دیده ایم که با کلاه گذاشتن سر این و آن به پولی رسیده اند و حال پزش را جلو ما میدهند که باعث شده ما هم کم کم وجدانمان بیخیال شود و بدمان نیاید ناخنکی به مال دیگران بزنیم.

  6. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۴ ب.ظ

    سلام محمود جان

    یک مانع اصلی در درمان این گونه مشکلات، قبول وجود آن مشکل است!
    برخی از مسیولین ما وقتی خبر وجود چنین مشکلاتی را برایشان بازگو میکنند گوشهایشان را میگیرند که از این مشکلات نگو که دلمان به درد می آید (باور کنید دروغ نیست).

  7. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۷ ب.ظ

    علیرضا جان

    همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید دیگر.
    اقتصاد که بهم بریزد فرهنگ کشک میشود.

    زیاد بودن این مشکلات نباید باعث شود به آن عادت کنیم. اگر عادت کردیم بدتر میشود.
    سیب زمینی شدن خیلی خطرناک است

  8. نوشته شده توسط عبداله فضلی در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۳ ق.ظ

    درود دکتر !
    تشبیه ات درباره حضورت در سایت جالب و خنده آور بود و الحق که هر ازگاهی خوب ” خُرنُگ ” میاندازی روی فرش تراکمه !
    اما در مورد موضوعی که از آن نوشته ای و معضل مذکور ؛
    تا جایی که بنده خبر دارم در کشورهای عربی مجاور که مغازه های دهشیخ نمونه کوچکی از بازارهای بزرگ آنجا هستند چنین وضعیتی مشاهده نمیشود ، اینطور بنظر میرسد که – همانطور که آقای حق شناس گفته اند – تداوم و  بزرگ شدن این  مشکل بیشتر به اقدامات فرهنگی تاریخ مصرف گذشته و غیر بازدارنده و البته به شرایط اقتصادی برمیگردد و صد البته بی تفاوتی مردم !

  9. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۳ ب.ظ

    عبدالله جان

    بیشتر این مشکلات برمیگردد به تصمیمات اوس محمود که علی حق مطلب را درباره ایشان ادا کرده.
    حرص و طمع چیزی است که اقدامات فرهنگی خیلی نمیتوانند جلوی آنها موثر باشند. اوضاع اقتصادی که بهم بریزد هر جای دنیا باشی همین اتفاق می افتد. کار فرهنگی میتواند کمی ترمز ایجاد کند و آن را به تاخیر بیندازد. ولی اگر مشکل اقتصادی طویل المدت باشد کار فرهنگی هم جواب نخواهد داد.

  10. نوشته شده توسط ali reza در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰۷ ب.ظ

    اینجوریا هم نیست دکتر جان. این روزا جناب پریزیدنت محمود سیبل شده، هر کسی نمره امتحان میان ترمش هم کم می شه یکی نثار محمود خان می کنه! ولی به نظر من مشکلات اساسی تر از این هست که شما اشاره کردید. ایشون موثر هستند و لی در کنار اون می شه به بیکفایتی های بسیاری که الان داره رخ نمایان می کنه اشاره کرد که البته ما نمی تونیم اشاره کنیم. احتمالا شما هم نمی تونید!
    موفق باشید.

  11. نوشته شده توسط مجید وفادار در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است، نه بخاطر مردمان شرور، بلکه بخاطر کسانی که شرارت ها را می بینند ولی کاری در مقابل آن انجام نمی دهند. آلبرت انیشتن
    درود بر همه دوستان بویژه دکتر مسعود اسدپور بزرگوار که با همه مشغله هایش ، دلمشغولی هایش ستودنیست.
    من هم از جاده خطرناک، پیچ خطرناک، تصمیم خطرناک یک پزشک که چیزی نمانده بود فلجمان کند نوشتم ،کلی چی هم نوشتم آمیخته به طنز هم نوشتم ولی متاسفانه موقع انتشار سیستم قاط زد و پرید ،پس بسنده کردم به جمله گهربار انشتن تا هم چیزی گفته باشم

  12. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۹۱ ساعت ۲:۳۳ ب.ظ

    مجید جان
    منت گذاشتین با آن کمر شکسته نظر گذاشتید. آن اشتباه پزشک شما خودش یک پست جدا میطلبد که زبان شیوای خودتان برای بیانش گویاتر از همه است.

    ملالی نیست جز دوری شما و آن هم امید آن که دیدارها تازه گردد :)

  13. نوشته شده توسط محمد رضا مظفری در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۳۲ ق.ظ

    عدم  امنیت اقتصادی از جمله دلایلی است که افراد فرصت طلب را به سوی قاچاق سوخت ، تریاک و … سوق می دهد. علاوه بر این  وقتی کلانتر شهر با سوداگران شریک می شود ، خو به خود بستر امنیت در مقابل کار خلاف عرف و قانون برای این افراد که بخش بسیار ناچیزی از سود خود را به کلانتر شهر می پردازند فراهم می شود و سر انجامش این می شود که نگاشته شد و آنوقت است که من نوعی که نمی دانم خلاف را با کدام خ می نویسند به سمت قاچاق سوخت و تریاک و مشروبات الکلی شیرجه می زنم. 
    در کل “شهر که خر تو خر بشه ، قورباغه هم هفت تیر میکشه”

  14. نوشته شده توسط حق شناس محمود در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲۸ ق.ظ

    سلام مجدد بر دکتر وهمه دوستان ….متاسفانه متولیان امر باورشان شده که لامرد ما در راه رسیدن به قم مقدس است !!!!!دکتر جان میدانم دروغ نیست .ولی چه باید کرد ؟ سکوت تاکی ؟دیشب همراه با نوه مرحوم آیت الله حاج سید یحیی علوی وحاج واعظ برای اقامه نماز جماعت به یکی از روستاهای بخش مرکزی رفتیم .آنچه تعدادی از بزرگان آن روستا نقل کردند فقط فاجعه بود ….همه سرشان را زیر برف کرده اند ودلشان به تشکیل جلسات وستادهای فلان وبهمان خوش کرده اند وبا کبکبه ودبدبه به گزارش کار فرهنگیشان می نازند و….!اما بعد… چرا دوستان به ریس جمهوربدبین شده اند ؟.انتخاب ایشون عین بصیرتی بود که ما نداشتیم وداریم غبطه می خوریم که چرا به ایشان رای ندادیم! یعنی باید دنبال حماسه ای دیگر بود تا بصیرتی دیگر رقم بخورد وگرنه اوضاع همین خواهد بود که هست ….

  15. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۱ ساعت ۷:۲۷ ق.ظ

    به نام خدا
    سلام به دوستان گرامی
    تا به حال در صحبت های مسئولین منطقه نشنیده ام که به صورت رسمی از این روند تجارت در دهشیخ حمایت کنند ولیکن اگر چنین کاری کرده باشند، در حقیقت اشتباه بزرگی را مرتکب شده اند چرا که در صحبت های رهبری هم هست که قاچاق، یک عمل ممنوع و حرام قطعیست چون موجب افساد است. ما در آینده در صورت ادامه ی این روند ناصحیح نتایج زشت اون رو بیشتر از این موارد ذکر شده در مقاله ی دکتر اسدپور شاهد خواهیم بود. در این قضیه همه ی دستگاه ها مثل فرمانداری، نیروی انتظامی، اداره ی اطلاعات، سپاه، اداره ی ارشاد، اداره ی صنعت، معدن و تجارت و امام جمعه ی محترم، وظایف خودشون رو بایستی انجام بدند. به شخصه امید زیادی دارم که جناب آقای صفری، فرماندار محترم با توجه به سابقه ی امنیتی هم که دارند این مسئله رو به نحو شایسته ای بهبود ببخشند.
    این که مسئله ی علل این معضلات در دهشیخ رو همه به مسائل اقتصادی اخیر نسبت بدیم، درست نیست. پیش از بروز این مشکلات اقتصادی نیز چنین کار های خلافی صورت می گرفت منتها در شرایط الان بیشتر شده.
    آقای حق شناس و دیگر دوستان از آقای احمدی نژاد گفتند. آره ایشان در زمینه ی مسائل فرهنگی و بعد نظارت دولت و چالش اقتصادی اخیر، ضعیف عمل کردند یا این که در انجام طرح ها به جای کار تدریجی شتاب می کنند که به طور معول کیفیت انجام طرح ها رو تحت الشعاع قرار می ده اما خدمات خیلی خوبی نیز به مملکت به خصوص قشر مستضعف داشتند و دارند مثل هدفمندی یارانه ها که در گذشته یارانه به کالا داده می شد ولی الان به یک نفر داده می شود در نتیجه به عدالت در این کار نزدیک تر شدیم چرا که در شکل اول اگر آدمی کالا مثل بنزین را خیلی زیاد مصرف می کرد از یارانه ی اون بیشتر بهره می برد. یک کار خوب دیگه بحث مسکن مهر هست. طرح سهام عدالت، پزشک خانواده و غیره ساختار هاییست که به روند توسعه ی همراه با عدالت کمک شایانی کرد که نیاز به آدم دلسوز و شجاعی داشت. هر چند طرح های مذکور ممکن است روش های مطلوب نباشند اما ما رو به عدالت نزدیک تر می کنند.

  16. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۹ ب.ظ

    سلام مسعود جان ما برای گذاشتن تصاویر چه کار انجام دهیم هر عکسی را می فرستیم آپلود نمیکند.

  17. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۱ ق.ظ

    سلام حاجی

    شما باید عسکها را با ایمیل بفرستید.