باز هم حیاتی، اینبار به عنوان مشاور در امور شکوفائی

مهر ۲۲ام, ۱۳۸۸ (دیده شده 263 بار)

نیامده ام که در این پست، خبری از پیشنهاد بزرگترین وزارتخانه کشور از جانب آقای رئیس به آقای حیاتی، اینبار بر خلاف پست قبلی برادر الهیاری، بصورت مستند( اخبار بیست شبکه خبر، فردا نیوز، فارس و …) و یا نظرات اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که به گوش می رسد و یا امضاء جمع کردن و یا مخ تلیت کردن احمدی نژاد توسط نمایندگان فارس در پرواز دیشب شیراز به تهران و … به شما هم سایتی های عزیز بدهم. تنها و تنها خواستم مطلب طنزی را عینا برای شما عزیزان منعکس کنم که در ستون (( صفحه آخر، سمت چپ)) روزنامه خبر( روزنامه محبوب من) و به قلم شهرام شکیبا( با آن دستی که همیشه بر زیر کچه دارد) در باره صحبت های جناب حیاتی و در مراسم افتتاح دانشگاه آزاد علاء مرودشت به چاپ رسیده است. این شما و این هم عین مطلب، بدون جا انداختن یک واو. منبع: خبرآنلاین

مشاور در امور شکوفائی
نه بخاطر نیروی نظامی، نه بخاطر اسفندیار رحیم مشائی، نه بخاطر حسین رضا زاده، نه بخاطر وقایع اخیر، فقط بخاطر شکوفائی علمی. فقط بخاطر نماینده مردم لامرد و مهر…
محمد علی حیاتی، نماینده لامرد و مهر در مجلس در مراسم افتتاح دانشگاه آزاد واحد علاءمرودشت گفت: (( چیزی که دنیا را به وحشت انداخته شکوفائی علمی است که در ایران به راه افتاده است.)) وی در ادامه افزوده است: (( پیش از این، درصد شانس حضور در دانشگاه ده درصد بود که امسال نود درصد افزایش یافته است.))
درست است فرمایش ایشان. واقعا دنیا خواب و خوراک ندارد از شدت ترس. بخش اصلی ترس دنیا هم از همین میزان دانشگاه رفته های ماست.
آنها به وحشت افتاده اند از کشوری که پیک موتوری ها و کارگرهای جیگرکی و لحاف دوز و سییگارفروش و عملی و ساقی علف توی پارکها و حتی بیکارهایش تحصیلات دانشگاهی دارند.
آنها علاوه بر ترس، نگرانی هم دارند. نگرانند که نکند یکبار دیگر سیل تحصیل کردگان بیکار ایرانی به کشورهایشان سرازیر شود و مشاغل حساسی را از چنگشان در آورد.
این همه شکوفائی علمی در کجای دنیا سابقه داشته.
پیشنهاد می کنم اگر آقای حیاتی در دوره دیگر مجلس از حوزه لامرد و مهر رای نیاورد، دست کم با این شم قوی شکوفائی شناسی که دارند، به عنوان ((مشاور رئیس دفتر رئیس جمهور در امور شکوفائی )) مشغول به خدمت شبانه روزی شوند . انشاء الله

۵ پاسخ به “باز هم حیاتی، اینبار به عنوان مشاور در امور شکوفائی”

  1. نوشته شده توسط نرگس در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ

    سلام
    این شکوفایی علمی نه تنها خارج از ایران بلکه خود ایران هم به وحشت انداخته.
    به نظر شما برای مردم ترس نداره خونه ای رو بخرن که مهندسی اونو ساخته که پله های ساختمون قبلی اش یه روزه فروریخته ؟
    به نظر شما پرستاری که واکسن رو تو استخوون بچه فرو می بره ترس نداره؟
    و ….
    من که از این همه شکوفایی می ترسم بقیه رو نمی دونم اما دور از شوخی باید بگم ما خودمونو کشتیم دانشگاه تهران که بهترین دانشگاهمونه جز ۴۰۰ تا دانشگاه اول دنیا شده وای به حال دانشگاه های دیگمون.
    من دانشگاه های خارج رو ندیدم ولی یقین دارم کسی که از اون دانشگاه ها بیرون میاد خیلی بیشتر از ما سرش می شه(توهین به کسی نباشه خودمو می گم)
    به قولی این خارجی ها که الکی خارجی نشدن… (به مطلب زیر توجه کنید)
    موضوع انشا: خارجی ها

    پدرم همیشه می‌گوید “این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند” البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

    تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید “در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند”
    مثلن همین “آرنولد” که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد… البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

    ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

    در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این “بیل گیتس” با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

    از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
    ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید “تو به خر گفته‌ای زکی”. ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

    این بود انشای من
    http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=21883

  2. نوشته شده توسط عقیل شبانی‌نژاد در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۰۸ ب.ظ

    توی خارج اینقدر با پسر همسایه شان کار ندارند که تو داری !

  3. نوشته شده توسط رضا در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ

    بووووووووق….بوق
    منظورم همون مجله طنز بوق هست …همونی که نرگس این مطلب رو ازش کپی برداشته….بووووووق…بوق…بوق…..بوووووووووووق

  4. نوشته شده توسط یعقوب نعیمی در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۴ ب.ظ

    آقا رضا اگه خوب دقت کنی آخر نظر نرگس خانم لینک منبع انشاء وجود داره. حالا بازم خیال می کنی مچ گیری کردی یا نه؟

  5. نوشته شده توسط غریبی در وطن در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۷ ب.ظ

    {چیزی که دنیا را به وحشت انداخته شکوفائی علمی است که در ایران به راه افتاده است.}
    نمی دانم منظور از دنیا کجاست؟
    یعنی ما جز این دنیا نیستیم که خبر از وحشت این موجودات عجیب و غریب مدهیم؟
    حذف شدن نام خلیج فارس از نقشه های جغرافیایی در سنگاپور با کدام یک از مبانی شکوقایی علمی ما سازگار است؟
    یا از لحاظ علمی خلیج فارس جز ایران نیست یا ایران جای دیگریست که ما خبر نداریم؟
    شاید هم علم جغرافی و تاریخ در ایران جور دیگر تدریس ببخشید بلغور می شود؟

    تا زمانی که اقایان به فهم نرسند که کیفیت از خود کمیت اگر پر ارزش تر نباشد کم ارزش تر نیست کاسه همان کاسه و اش هم که نمی دانم اصلن باشد یا نه.

    تا زمانی که از پرورش دانشجویانی صحبت می کنیم که علمشان به اندازه یک اقیانوس با عمق کمتر از یک سانتیمتر است همچنان بایستی شاهد هدر رفتن و بخار شدن ابهای سطحی باشیم که با این اب خود اقایان هم حتی نمی توانند سیراب شوند هر چند که تا کنون سیر شده اند اما نه از اب .