امان از قاچاق*

تیر ۱۴ام, ۱۳۹۲ (دیده شده 4,812 بار)

به نام خدا

دهشیخ نام روستایی است در شهرستان لامرد که جزو دهستان سیگار از بخش مرکزی، محسوب می شود.[۱] جمعیت این روستا در سال ۱۳۳۵ بر اساس سرشماریِ اداره ی آمار عمومی، ۱۹۵ نفر بوده که از این تعداد ۱۰۰ نفر مرد و ۹۵ نفر زن بوده است.[۲] در سال ۱۳۹۰ جمعیت آن به ۱۲۸۱ نفر رسیده است که متعلق به ۳۱۶ خانوار می باشد.[۳]

در دهشیخ پنج مکان متبرکه وجود دارد که به لحاظ تعداد، نسبت به نقاط دیگر شهرستان چشمگیر است. این پنج تن از بزرگان منطقه، پیر بانو، پیر علی، پیر نوشاد، پیر همسایه و ملک حسن هستند که مقبره های آن ها، حاکی از وجهه ی تاریخی و فرهنگی این روستاست. شاید سبب نامگذاری آن به دهشیخ به شخصیتی چون شیخ صالح برگردد که آرامگاه وی در روستای چاهشیخ و در همسایگی این روستا قرار دارد.[۴]

مصطفی بصیری بسیجی شهیدی است که بایستی به عنوان زینت محله نشان داده شود. مصطفی فرزند حاجی محمد بصیری که در همان سن کم، شوق رفتن به جبهه داشت و در عملیات کربلای ۵ و به تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۵ در سن ۱۶ سالگی به درجه ی شهادت نائل گشت و پیرزن محله دانست که مصطفای محمد رجب هم شایستگی شهادت را دارد.[۵]

دهشیخ در زمینه ی ورزشی از تیم فوتبالی قدیمی برخوردار است که ستاره ی جنوب نام دارد و در سال های اخیر نیز حتی به لیگ برتر استان فارس راه یافته است.

طبق اطلاعاتِ شبکه ی بهداشت و درمانِ شهرستان، خانه ی بهداشت دهشیخ با اعتبارات دولتی و مردمی در سال ۱۳۷۴ به بهره برداری رسیده است.

در زمینه ی علمی هم از چهره­های ممتازی برخوردار است که با رشته ی سخت یا مقطع تحصیلی بالا هم چون پزشکی و ریاضی مشغول به فعالیت هستند.

و اما.

و اما امروزه حال این روستا چندان خوب نیست، خبر هایی که این چند وقته از آن بلند می شود، ناپسند و دور از شأنِ مردمِ آن است. این مسئله که شروع آن توسط عده ای از اشتغال ناسالم با قاچاق کالاهای خارجی و قاچاق فروشی بوده است به معضلات دیگر از قبیل بی احتیاطی با جان مردم در حمل و نقل کالای قاچاق[۶]، درگیری با نیروهای انتظامی، قاچاق سوخت، درگیری و قتل[۷] و موارد دیگر منجر شده است که سبب شده چهره ی مثبت آن، تحت الشعاعِ اعمال خلاف قرار گیرد.

در واقع بعضی افرادی که به این کار ناسالم روی آورده اند هم به خویشتن و هم به مردم ظلم می کنند. اگر چه پول بادآورده ای را برای خود به چنگ می آورند اما جز فساد برای مردم اثری ندارند.

با بررسی این آسیب ها، می توان به عوامل مختلفی برای بروز آن ها دست یافت اما به نظر می رسد ریشه ی اصلی همه ی این مشکلات در کم رنگ شدنِ کسبِ نان حلال باشد. همان طور که می دانیم قاچاق امری ممنوع و خلاف قانون است و طبق بیانات رهبر انقلاب، حرام قطعی می باشد.[۸] وقتی لقمه و نان آدمی حرام شود، گوشت بدنش از حرام می روید. امام حسین (ع) در صحنه ی قیام جاویدان و پر عظمت عاشورا، خطاب به لشکریان دشمن می فرمایند«… همه ی شما عصیان و سرکشی نموده و با دستور من مخالفت می کنید که به گفتارم گوش فرا نمی دهید. آری، در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده و در اثر غذا های حرام و لقمه های غیر مشروعی که شکم های شما از آن انباشته شده، خدا این چنین بر دل های شما مهر زده است، وای بر شما! آیا ساکت نمی شوید؟».[۹] این سخن اهمیت نان حلال را برای ما مسلمانان بیش از پیش روشن می کند. مایی که همیشه در ماه محرّم عزادار آن امام هستیم و برای او نذر می کنیم ولیکن در عمل … .

 به جاست مردم متدین و مسلمان این دیار خود برای محله یشان دلسوزی به خرج دهند و آگاهی، هوشیاری و مجاهدت خود را به بهترین شکل نشان دهند تا این موارد ادامه پیدا نکند و کم رنگ و کم رنگ تر شود در غیر این صورت سرنوشت ناخوشایندی در پیش روی مردم آن خواهد بود که دامنگیر مردم شهرستان نیز خواهد شد. اگر ما خود برای پیشرفت و تعالی این منطقه به سمت ارزش های معنوی، گام برداریم، حتماً موفق خواهیم بود. إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ. در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست و غیر از او حمایت گری برای آنان نخواهد بود.[۱۰]

چه اشکال دارد ما به شغل های سالم و به قول خودمان پر از تَکِ دُو (دوندگی) بپردازیم. در همین مکان و مکان های اطراف، مراکزی اقتصادی فعالیت دارند که علاوه بر رونق آنجا، به پیشرفت شهرستان نیز کمک های مؤثری نموده اند. تا پایان دی ماه سال ۱۳۹۱، سه مرغداری از نوع گوشتی با ظرفیت ۳۰,۰۰۰ قطعه، در دهشیخ فعال بوده است.[۱۱] مرکز صنعتیِ میل لنگ تراشی جنوب که از صنایع قدیمی شهرستان به حساب می آید و کارخانه ی تولید اکسیژن جنوب، هر دو در چاهشیخ قرار دارند.[۱۲] همه ی این نمونه ها، حکایت از زحمت و فکر اشخاصی دارد که با پشت سر گذاشتن سختی های کار، راه بر آن ها هموار می شود و می توانند به خود، خانواده و مردم سود برسانند و خدمت کنند.

—————–

*عنوان ابتدایی مقاله، امان از دهشیخ بود که به پیشنهاد نظر دهندگان، تصحیح شد. لازم به ذکر است که عبارات آبی رنگ در نوشته بعد از تغییر عنوان، اضافه شده است.

 

پی نوشت:

۱- طبق تقسیمات کشوری سال ۹۰

۲- مأخذ: مرکز آمار ایران

۳- این آمار مربوط به سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران است.

۴- مأخذ: اداره ی اوقاف و امور خیریه ی شهرستان لامرد

۵-مأخذ: آرشیو بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان لامرد

۶-برای مثال، کشته شدن یک جوان در تصادف با ماشین قاچاقچی ها در پیچ جاده ی کندر عبدالرضا

۷-کشته شدن یک مرد در پمپ گاز لامرد و قتل یک زن جوان توسط شوهرش نمونه هایی از این معضل هستند.

۸-بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار گروه کثیری از اصناف-۱۳۸۰/۰۴/۱۰

۹-وَکُلُّکُمْ عاصٍ لاَمْرِى غَیْرُ مُسْتَمِعٍ لِقَوْلى قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِیّاتُکُمْ مِنَ الْحَرامِ وَمُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرام فَطَبعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ اَلا تَنْصِتُونَ اَلا تَسْمَعُونَ؟ (سخنان حسین بن علی (ع) از مدینه تا کربلا، محمد صادق نجمی، صفحه ی ۱۱۰)

۱۰-سوره ی رعد، آیه ی ۱۱

۱۱-با مسئولیت حبیب حیاتی، سلیمان کاظم زاده و بهرام زارعی-مأخذ: مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان لامرد

۱۲-مسئول این دو مرکز، حاج خلیفه ی خضری می باشد.

۵۱ پاسخ به “امان از قاچاق*”

  1. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام
    قاچاق هم که بخاهی بکنی اصولی دارد برای خودش
    قبلنا سیگار قاچاق میشد و روغن
    بعد ها از لوازم بهداشتی بود تا ال سی دی و سنترال.
    حالا اینا صرفه نمیکنه براشون چون اگه یه ایسوزو گازوییل رو برسونند بندرلنگه چند ده ملیون پول توشه.شوخی که نیست پنج ساعت رانندگی نزدیک به بیست ملیون تومن !!
    جراح مغز و اعصاب هم اینقدر نمیگیره.
    قبلنا با پول کم قانع بودن … حالا ببخشید هار شدند(اون قاچاقچی های سوخت رو میگم). آدم میخرن…آدم میکشن.
    ببینید سیاست های غلط چه بلایی بر سر فرهنگ و اقتصاد میاره

  2. نوشته شده توسط مسلم زارعی در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۱ ب.ظ

    سلام، وقتی گروهی به این قبیل کارها افتخار می کنه چاره چیه، چه باید کرد؟ 
    به نظرم سایت با قبول ریسک وارد شدن به این فضا دارد جور کم کاری آقایان را هم می کشد، مانده ام مبلغینی که در شبهای ماه مبارک در چنین محلاتی منبر می روند چه می گن؟ 
    امان از مردم قهرمان ایران

  3. نوشته شده توسط محمود در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۴۵ ق.ظ

    سلام ، لامردیها باید شکر گزار باشند که دهشیخ در کنارشان است زیرا با این نام در ایران معروف شده اند . این بندگان خدا که قاچاق مواد مخدر نمی کنند شما می بایست نام افراد و گروههائی که ترانزیت مواد مخدر می کنند را افشا کنید

  4. نوشته شده توسط حسن ذکاوت در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۱ ب.ظ

    جناب آقای مرتضی اسدپور
    عنوان نوشته ی خود را تصحیح بفرمایید بهتر است. حرف شما آقای اسدپور درباره قاچاق درست است اما من اضافه می کنم در این محل انسانهای شریفی هم هستند که زندگی کاملا سالمی دارند.
    ممنون

  5. نوشته شده توسط داور در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام لطفا عنوان را عوض کن حاجی .این یک موضوع همه گیر شده قاچاق سوخت خیلی از روستاها آلوده شدند

  6. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۰۲ ب.ظ

    جناب آقای مرتضی اسدپور، در کشور امارات واردات و صادرات هر کالایی آزاد است بجز مواد مخدر، که کلا ممنوع و جرم آن نیز بسیار سنگین است، وگرنه شما می توانید دنیا را بار کنید بیاورید وارد کشور امارات کنید یا خارج کنید تنها با دو درصد گمرکی. اگر به بندر تجاری دوبی تشریف برده باشید بیش از پانصد لنج و کشتی تجاری در حال بارگیری و تخلیه کالا می باشند، و هیج ضرری هم به اقتصادشان نمی زند و بسیار از ما پیشرفته ترند، چون به سازمان تجارت جهانی پیوسته است و کمپانی های اماراتی با شرکت های بین المللی به رقابت می پردازند، اما در ایران به محض اینکه از دوبی وارد فرودگاه مثلا لامرد میشوی حتی اگر یک دوربین عکاسی هم داشته باشی از شما بر می دارند و می گویند قاچاق، یعنی هیچ جیز نمی شود حتی برای استفاده شخصی هم خرید و وارد کرد، این تنها در صورتی صحیح است که در داخل هم کالایی مشابه این دوربین عکاسی با همین کیفیت داشته باشیم بعد حکم به قاچاق کنیم، اما زمانیکه تولیدات داخلی جوابگوی نیاز داخلی نیست، مردم مجبورند از آن طرف آب جنس وارد کنند، شاید خود جنابعالی هم بنا به نیاز از بازار دهشیخ خرید کرده باشید، دولت برای اینکه جلو واردات غیر قانونی کالا را بگیرد چند راه دارد: یکم اینکه به سازمان تجارت جهانی بپیوندد و مانند امارات صادرات و واردات کالاها با یک میزان مشخص تعرفه گمرکی آزاد باشد دوم اینکه، با توجه به نیاز داخلی تجارت شهر های حاشیه مرز را به رسمیت بشناسد و به آنها امتیاز منطقه آزاد یا بازارچه مرزی بدهد مانند کیش و قشم و… سوم اینکه، کیفیت و تنوع کالاهای داخلی را در حد کالای مشابه خارجی بالاببرد تا نیازمند به استفاده از کالای خارجی نباشیم.

  7. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۵۱ ب.ظ

    یا حق
    سلام محمد جواد جان و سلام مسلم جان،
    ممنون از صحبت هاتون.
    همونطور که گفتید سیاست گذاری خوبی در مورد این مسئله صورت نگرفته.
    یه بار مسئله ی قاچاق رو با آقای دکتر موسوی در میون گذاشتم، ایشون می گفتند که بایستی بررسی کنند و مسئولان دیگه رو نمی دونم چه برنامه ای دارند. اگه هم برنامه ای دارند، از اون بی اطلاعم.
    واقعا تلخه که هر چه زمان میگذره، آدم می بینه مسئله داره حادتر میشه
    جوری که حتی از یکی از بزرگتر های دهشیخ که در این کار هستند،
    شنیده شده که اون هم از قاچاق مشروب و … اظهار گله می کردند.
    در این منطقه درگیری و ناامنی داره زیادتر میشه که دودش به چشم مردم میره

  8. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ

    سلام محمود جان،
    خوبه که لامردی ها رو به عنوان قاچاقچی یا شوتی بشناسند!.
    خوبه که ما رو با هنرمون بشناسند نه با صفت های منفی.
    مثلاً میگن یزدی ها با اصالتند یا ترک ها با غیرتند، این خوبه.
    آقا محمود، فکر کنم توی ذهنت گشتی تا ببینی در این منطقه چه قاچاقی صورت نمی گیره و یکی رو پیدا کردی، مواد مخدر. اگه دوستان ما به امر مواد مخدر هم بپردازند، دیگه چیزی باقی نمیمونه که ما به اون متوسل بشیم. قاچاق چه کالا، چه سوخت، چه مشروب و چه مواد مخدر، همه قاچاق محسوب میشه و اگر پایبند به شرع باشیم، برای ما حرام خواهد بود.

  9. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۵۲ ب.ظ

    سلام آقای ذکاوت و سلام بر آقا/خانم داور،
    مشخصه که منظور ما از این عنوان همه ی مردم دهشیخ نیست منتها در استان، منطقه ی دهشیخ به پدیده ی قاچاق معروف شده است. برای مثال این صفحه(http://shiraze.ir/fa/news/35310/%D8%AF%D9%87%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A7%DA%86%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AC-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87)
    ما که خیلی خوشحال می شویم دهشیخ را دیگر به قاچاق نشناسیم و همان طور که در مقاله اشاره شده به جنبه های مثبت اون بشناسیم.
    در اینجا بردن اسم از دهشیخ دقت عرفیست و نه دقت عقلی. عرف مردم لامرد می دانند که بیشتر تجارت این منطقه از کالای قاچاق است و این مسئله چیز پنهانی نیست.
    یه وقتی گناهی در فردی پنهان است و آدم میاد در جمع مطرح میکنه که این عمل مذمومه یعنی اگر اون فرد در جمع حاضر باشه که عیب جویی دیگران و بردن آبروی او است و اگر فرد درجمع نباشه، غیبت او محسوب میشه ولی اگر جمع عیب فرد را می داند مثلاً همه ی جمع میداند این فرد رباخوار است و حالا در جمع و جلوی خود او این عیب مطرح می شود تا دست از رباخواری بردارد. به نظرم این جور مطرح کردن، مشکلی نداشته باشد و مثبت باشد.
    در عین حال به نظر میرسه، تصحیح عنوان پیشنهاد خوبی باشه تا ما رفع سوء ظن کنیم که منظورمان همه ی مردم دهشیخ نیست.

  10. نوشته شده توسط دن کورلئونه در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۴ ب.ظ

    برخی از داستانهایی که در مورد این “برادران عزیز قاچاقچی” شنیده میشه آدم رو یاد مافیای سیسیلی ایتالیا میندازه! مردم خوب دهشیخ و ریش سفیدان اونجا باید جلوی این کارا رو بگیرند.

  11. نوشته شده توسط لامرد صنعتی در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۶ ق.ظ

    سلامو باتشکر از مطلی خوبتون. بنظر من لامرد باید یک منطقه آزاد صنعتی وتجاری بشه که کالا های آزاد بتونه راحت وارد منطقه بشه که دست از قاچاق سوخت ومواد مخدر بردارن.این رو به تمام سایت های اداری (فرمانداری)مخابره کنین. شکرا

  12. نوشته شده توسط مجید در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام مرتضی جان. موضوع مهمی را به خوبی و با احتیاط خوبی بیان کردی، مخصوصا که مستدل و با منبع نوشتی. بهت خسته نباشید میگم راه و کارت درسته. اینگونه نگاه کردن به پدیده زشت قاچاق و مصادیق زیاد اون در شهر مذهبی لامرد و در محله دهشیخ، نگاه مفقودی بود که شکر خدا در اینجا مطرح شد.
    به نظرم هر سه طرف! این معضل باید به موضوع رسیدگی کنند: اولاً مردم ثانیاً مسئولین به ویژه امام جمعه محترم و سپاه پاسداران و فرمانداری و انتظامی ووو و ثالثاً مومنین و روحانیت لامرد به صورت خاص در جهت روشنگری. حداقل اقدامی که مسئولین می توانند در رابه با مطلب آقامرتضی نشان بدهند اینه که بگویند ماجرا چیست؟ آیا اینجا و اینها قاچاق هست یا نه؟ اگر هست پس چرا آزاده؟! و اگر نیست رسماً اعلام کنند تا ما هم یک دکان بزنیم و یک تویوتای دوکابینه بگیریم و کمی “ویراژ حلال” بدیم!
    یاعلی

  13. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۷ ب.ظ

    به نام خدا
    سلام آقای صفری،
    ممنون از نظرتون.
    با این جای نظرتون موافق نیستم که امارات کشور پیشرفته ایه. باید اول ببینیم نگاهمون به مقوله ی پیشرفت چه جوری هست. این زرق و برقی که اونجا هست نباید ما رو فریب بده. دوستی که امارات رفته بود، می گفت اونجا دست یک کشور خارجی هست و حتی چمنشون هم اونا براشون انجام میدند. امارات کشور وابسته ایه. الان نفت دارند و بعضی کشور ها دور و برشون هستند بعد که نفتشون تموم شد، ولشون می کنند.
    در این کشور بیشتر تجارت وجود داره تا تولید. البته کشور ما هم به لحاظ تولید خیلی قوی نیست ولیکن از امارات خیلی بهتر هستیم. اونجا مولد نیستند که اگر درب کشورشون رو به روی اجناس خارجی باز کنند ضرر بکنند. پیشرفت امارات مثل اینه که قطر میره برای ورزش دو و میدانی، یه دونده ی قوی رو از اتیوپی میخره و در المپیک هم مدال می گیره. اینجا ما نمی تونیم بگیم که دو و میدانی قطر خیلی پیشرفت داشته. 
    کشور ها برای کمک به اقتصاد و تولید ملی خودشون، در امر واردات و صادرات، سیاست گذاری می کنند. ما در زمینه ی گمرکی سیاست قوی ای نداریم. ترخیص کالاها طولانی هست. در صد گمرکی باید جوری تنظیم بشه که نه به ضرر تولید کننده ی داخلی باشه و نه به ضرر وارد کننده ی کالا. بایستی این درصد جوری کم بشه که افراد ترغیب بشند که کالا را از ورودی های رسمی وارد کنند و کسانی که قاچاق می کنند، با توجه به خطراتی که اون داره، براشون نصرفه که از طریق غیر قانونی کالا رو بیارند.
    من سعی کردم به لحاظ اخلاقی از دهشیخ و کسانی که کالای قاچاق میارند، خرید نکنم.
    یکی از آفت های قاچاق، ضربه زدن به اقتصاد داخلی هست. وقتی کالاهایی مثل کفش، پوشاک، یخچال و غیره در داخل تولید میشه و عده ای با قاچاق، اجناس مثلاً چینی رو با قیمت کم، وارد کشور می کنند، به اون تولیدات ضربه میزنه. به نظرم کشورها برای رونق تولید واقعی که منجر به افزایش ثروت در جامعه میشه، اجازه نمیدند که هر کالایی به صورت آزاد وارد کشورشون بشه. اون کشور هایی هم که اجازه میدند، به نظر میرسه، محصولشون از لحاظ کیفیت به اون سطح رسیده که بتونه با کالای دیگران رقابت کنه و اونوقته که اجازه میدند تا به صورت آزاد وارد بشه.

  14. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۲۰ ب.ظ

    دوست عزیز جناب آقای مرتضی اسدپور، در خصوص پیشرفت امارات بهتر است یه سر تشریف ببرید اونجا تا متوجه موضوع شوید وگرنه هر چه من بگویم فایده ای ندارد فقط چند مورد به عنوان نمونه می آورم:
    اول از نظر راهسازی تمامی جاده های آن کشور دوازده خطه است، یعنی شش لاین رفت، شش لاین برگشت. دوم از نظر صنعتی، در بین شهرههای آن کشور تمام کارخانه های صنعتی از صنایع مختلف وجود دارد، فکر نکن فقط نفت می فروشند و می خورند، تمام صنایع در آنجا وجود دارد و فعال است. یعنی از پول نفت جهت گسترش صنعت خود استفاده کرده اند. سوم، از نظر برق تمام خطوط برق زیرزمینی و برای تمامی خطوط کانال تاسیسات وجود دارد به گونه ای که شما در هیچ شهری از امارات یک سانت سیم برق هوایی را نمی توانی پیدا کنی.چهارم، از نظر جذب توریست همین بس که در آن دیار لم یزرع شش جزیره مصنوعی به اندازه جزیره کیش ما ساخته اند که معروفترین آنها جزایر نخله و جزیره العالم می باشد. یعنی خاک از دیگر نقاط دنیا خریده اند و بابت هر کدام از این جزایر به وسعت جزیره کیش دریا را پر کرده اند و این جزایر پر از کافی شاپ و رستوران و هتل است و بدین طریق صنعت توریسم خود را گسترش داده اند. پنجم از نظر تجارت همانطور که قبلا هم گفتم دوبی یکی از فعالترین بنادر خاورمیانه در حال حاضر است و روزانه چه میزان کشتی در آنجا پهلو می گیرند. ششم از نظر شهرسازی که ابوظبی پایتخت امارات و بیروت لبنان به عروس خاورمیانه معروفند و شما در ابوظبی امارات یک خیابان نمی توانی پیدا کنی که حتی یک میلی گرم انحراف داشته باشد یا در در آنجا جای پارک پیدا نکنی، بلکه کلیه ساختمانها دارای پارکینگ می باشد و…در ضمن بلندترین برج سازه ای دنیا بنام برج خلیفه در دوبی امارات قرار دارد. هفتم از نظر رفاه عمومی هم هر شخصی که در آن کشور متولد شود دولت یک برج مسکونی و یک برج تجاری به اضافه یک شغل به وی امتیاز می دهد و حتی برایش ساخت می کند و پنجاه درصد آن برج ها را دولت اجاره می دهد تا قسط وام آن پرداخت شود، پنجاه درصد آن هم مال خود شخص است، در ضمن تنوع خودروهای اعراب نیز بسیار جالب است و پایین ترین نوع خودرو در آن کشور از پرادو شروع می شود به بالا، یعنی حدود ۵۰ مدل برو بالا و برای آنان با توجه به درآمد سرانه اشان بسیار ارزان تمام می شود بگونه ای که هر بچه عربی یکی از این خودروها سوار است. هشتم، از نظر شغل نیز هیچ فرد بیکاری در آن کشور وجود ندارد و دولت موظف است به اتباع آن کشور شغل بدهد، حتی بیکاران آن کشور نیز حقوق دارند و شما در خیابانهای آن کشور یکنفر گدا را نمی توانی پیدا کنی. شما می گویید نفت شان تمام می شود، بشود، همین برج هایشان را اجاره بدهند نیاز به نفت هم ندارند، باز اگر باور نمی کنید می توانید از همشهریان خودمان که سالهای درازی عمر خود را در آنجا گذرانده اند سوال فرمایید تا متوجه موضوع شوید.

  15. نوشته شده توسط عبدالرضا عبدالهي در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۴۳ ب.ظ

    برادر اسدپور 
    اصلا این نوشتار شما قابلیت پذیرش برای ساکنین این بخش محروم را ندارد.
    ۱- اگر دقت کرده باشید چند سالی است که دهشیخ علی الخصوص پوشاکش را از کارخانه های تولیدی کشور خودمان تهیه می کند ( یکی از دوستانم در این بخش فعال است )
    ۲- بخش عمده ای از ساکنین دهستان سیگار ( شاید ۹۰ درصد خانوارها) با جمعیتی بالغ بر ۴ -۵ هزار نفری از منبع درآمد به صورت مستقیم استفاده می کنند .(‌اشتغالزایی خوبی در این بخش شده است )
    ۳- قاچاق سوخت مختص لامرد و دهشیخ نیست . لازم به ذکر است که هیچکدام از برادران دهشیخی ما خودشان که پالایشگاه ندارند سهمیه های مازاد برخی رانندگان را خرید می کنند یعنی سوختی که دارد از کشور خارج می شود همان سهمیه ای است که دولت برای کامیونها و کامیونتها در نظر گرفته است . (‌مشکل از عدم برنامه ریزی صحیح دولت در پرداختن به سهمیه بندی هاست ) .
    ۴- هر چند با فروش سوخت قاچاق مقداری ارز نیز وارد کشور می شود ( که این خود عاملی بر رونق اقتصاد دهستان سیگار شده است )
    ۵- شما فرض کن این بازار را از دهشیخ بگیرند ؟!! ملتی که آنجا مشغول به کارند با چه مشاغلی می توانند شکم زن و بچه ی خویش را سیر کنند . (‌طبق آمار بالغ بر ۱۲۰۰ واحد تجاری در دهستان سیگار منهای محلات چاه قائدی ، چاه رئیسی و … وجود دارد )

    در پایان با یک برنامه ریزی منظم می توانیم از ورود توریستهای تجاری به شهرمان به نحوه های ارزنده ای بهره برداری کنیم که با اندکی تحول در تفکر خودمان و بازسازی برخی ادارات این کار امکان پذیر خهواهد بود ( صنعت توریسم یکی از صنایع پر درآمد جهان می باشد )

    آقای اسدپور کشور امارات شامل هفت امارت مختلف می باشد که هر کدام حاکم جداگانه ای برای خود دارند . امارت دبی (‌که در تجارت و جذب توریست شهره می باشد )  هیچگونه منابع نفتی ندارد . گردش مالی بورس و ارز آوری آن از ۷۵ درصد کشورهای خاورمیانه منجمله ایران بیشتر است ؟!!! تنها قطر توانسته گوی سبقط را از شهر کوچک دبی برباید (‌همانچیزی که در هنگ کنگ در برابر چین روی داده است )

  16. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۰۵ ق.ظ

    با تشکر از برادر عزیز جناب آقای عبداللهی بخاطر کامنت بسیار خوب و مفید ایشان، چند نکته دیگر راجع به دهشیخ لازم دیدم خدمت آقای مرتضی اسدپور عرض کنم: ۱- در زمان نمایندگی مرحوم حیاتی، به مردم دهشیخ که با تلاش فردی خود این جنین بازاری ایجاد کرده اند و در حال حاضر شهرت ملی هم پیدا کرده است، قول اخذ مجوز بازارچه مرزی داده شد تا تجارت این عزیزان قانونی شود تا دیگر پدیده ای بنام قاچاق که جنابعالی از آن یاد می کنی وجود نداشته باشد، اما پس از گذشت چندین سال هنوز هیچ خبری نیست.۲- دهشیخ امروز دهشیخ چندین سال پیش که یک روستای کوچکی بوده نیست، امروز کلیه روستاهای خره، رییسی یحیی، دهشیخ، جری، چاهشیخ و سیگار در محدوده منطقه تجاری دهشیخ هستند و این منطقه کلا تجاری است و در تعطیلات آخر هفته و عید نوروز توریست های بیشماری برای خرید از اقصی نقاط کشور به این منطقه می آیند، بنابراین علاوه بر ایجاد بازارچه مرزی که حق این عزیزان است بایستی خدمات دیگری نیز جهت ایجاد رفاه عمومی در این منطقه توسط دولت ایجاد شود منجمله: شهر شدن این محدوده و تشکیل یک شهرداری جهت بهسازی خیابانها و کوچه ها، یا اینکه شهر لامرد را توسعه دهند و تا سیگار جزو محدوده شهری به حساب آید.متاسفانه در ایام نوروز با هجوم این همه مسافر به این منطقه این عزیزان هنوز از داشتن یک پارک مناسب جهت اسکان مسافرین نوروزی محرومند.۳- متاسفانه بعضی از بازاریان تنگ نظر شهر لامرد با اعمال نفوذ در هیات حاکمه لامرد مخالف توسعه دهشیخ هستند و فکر می کنند اگر دهشیخ توسعه یابد بازار لامرد سقوط می کند، در حالیکه این تفکر غلط است و دهشیخ و روستاهای اطراف آن افتخاری برای لامرد هستند، حالا شما چند نفر که قاچاق سوخت، مواد مخدر و مشروبات الکلی می کنند را در نظر نگیرید من هم فبول دارم بایستی با چنین افرادی برخورد شود، اما بقیه تاجران که کالاهای عمومی مورد نیاز مردم را تامین می کنند چه گناهی دارند؟ این وظیفه دولت است که تجارت آنان را به رسمیت بشناسد و به آن شکل قانونی بدهد تا دیگر شاهد معضلی بنام قاچاق نباشیم ۴- باید همه ما لامردیها قبول داشته باشیم که ۹۰ درصد از مسافران نوروزی که در ایام نوروز از لامرد دیدن می کنند هدفشان خرید از بازار دهشیخ است، وگرنه ما چه جای توریستی و چه تفریگاهی در لامرد داریم که آنها را به لامرد بکشاند؟ پس بجاست بجای دیدن نیمه خالی لیوان نیمه پر آن را ببینیم و بگذاریم و تلاش کنیم تا نماینده محترم جناب آقای دکتر موسوی با پیگیریهای لازم مردم این منطقه را به خواسته حقه خود که همان ایجاد بازارچه مرزی است برساند.

  17. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ

    بسم الله
    آقا یا خانم دن کورلئونه، متشکر از شما.
    همون طور که اشاره کردید، بعضی معضلاتی که پدید اومده، واقعاً جای تعجب داره. نمی خواستم مقاله رو جوری بنویسم که خیلی تلخ بشه.

  18. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۹ ق.ظ

    سلام بر لامرد صنعتی و سلام بر  مجید،
    ممنون از توجهتون.
    در صحبت بزرگوارانی برای حل این مسئله، بحث بازارچه ی مرزی مطرح میشه که در صحبت علی اکبر هم بود. نمی دونم چه تفاوتی با منطقه های آزاد تجاری مثل قشم داره ولی میتونه یکی از راه حل ها باشه.
    مجید جان، مسئله هایی که سبب شد تا این مطلب رو اینجوری بنویسم، این هست که مصادیقی داره اتفاق میفته که واقعاً دور از انتظاره.
    همین چند روز اخیر یه اتفاقی افتاد که در اون یه جوان پسری به خانم جوانش با چاقو حمله کرده بود و بعد می خواسته او رو آتش بزنه و در نهایت اون خانم فوت میکنه. وقتی این رو شنیدیم، حقیقتش در مخیله ام نمی گنجید که یه لامردی که هم سن و سال ماست این کار رو انجام داده باشه. اگه آدم زنش رو نمی خواد، اون رو طلاق میده نه این که اون رو بکشه و دنیا و آخرت خودش رو خراب کنه.
    اصلاً فضا، فضای خوبی نیست. ما توی لامرد داشتیم آدمایی که بزرگسال بودند و از قدیم آدمکش بودند ولی اینجوریش خیلی دور از انتظاره.
    به نظرم ریشه ی این معضلات در همون کسب حلالیست که در مقاله به کم رنگ شدن اون اشاره شد.

  19. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۱ ب.ظ

    علی اکبر جان، ممنون از نظراتتون.
    ما به پیشرفت بایستی بنیادی تر از این نگاه کنیم. به نظرم این مواردی که گفتید، اگر خود اماراتی ها انجام داده باشند، پیشرفت محسوب میشه نه این که پول نفت رو آدم بگیره و به مهندسان خارجی بده که اون ها برج فلان رو بسازند و اتوبان شش خطه بسازند و موارد دیگه. این که هنر نیست.! الان چه قدر نیروی انسانی در امارات قوی شده که خودش بتونه این کارها رو انجام بده. به نظر شما آیا مهندس عمران اماراتی داره این کارها رو انجام میده؟ به نظرم مواردی که بیان نمودید، شبیه به همون قضیه ی دو و میدانی قطری هاست. ما ببینیم که قطر در المپیک و در این رشته ی ورزشی با دو و میدانی کارهایی که از اتیوپی خریده، چند تا طلا می گیره و تا رده ی مثلاً بیستم جهان بیاد بالا بعد بگیم که ببینید چه قدر ورزش قطر پیشرفت کرده.!
    علی اکبر جان، گفتید که اگر نفتشان تمام شود همین برج هایشان را اجاره می دهند و خرجشان را در می آورند. این دیگر اقتصاد پایداری نمی شود. امارات که هوای خیلی خوبی نداره. حالا چند تا میلیونر هم که بیان و این برج ها رو ببییند بعد براشون تکراری میشه و با پیشرفت کم و معضلاتی که بعد از اون رخ خواهد داد، رفته رفته به لحاظ جذب توریست افت پیدا می کنند.
    در نظر بعدیتون بیان داشتید که دهشیخ افتخاری برای لامرد است. نمی دونم مگه ما قبول نداریم که قاچاق حتی کالا هم خلاف قانونه. برای چه باید به کار خلاف قانون افتخار کنیم؟! صحبت های شما رو کنار حرف رهبری میذارم با هم جور در نمیاد. مگه رهبری نمیگن فصل الخطاب قانونه. اونوقت ما به کار خلاف قانونمون افتخار کنیم.! مثلاً افتخار کنیم که ما پنج تا رأی برای فلان کاندیدا تقلب کرده ایم.! این که زرنگی نیست.! 

  20. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۴ ب.ظ

    دوست عزیز، من از کار خلاف قانون دفاع نمی کنم،اما با رقابت تجاری در بازار آزاد بین المللی نیز مخالف نیستم ، دهشیخ و نقاطی دیگر در کشور یه شبه بوجود نیامده، چیزی است که عیان هست و یه شبه هم نمیشه جلویش رو گرفت، الان گچین بندرعباس، عسلویه، بندر گناوه بوشهر، بانه کردستان و آستارا در گیلان همه و همه چنین وضعیتی دارند، اگه نیاز مردم به کالای خارجی نبود و کالای مشابه داخلی کیفیت داشت و کالای خارجی بازاری نداشت که اینا اینهمه جنس وارد نمی کردند، پس حتما یه چیزی هست و حالا که این مراکز در کشور استعداد تجاری خودشون رو نشون دادند پس بهتره دولت یه فکری به حال اینها بکنه و به این مناطق مجوز بازارچه مرزی بده یا بصورت منطقه آزاد در بیاره، مانند کیش، قشم، اروند (آبادان و خرمشهر)، یا بازارچه مرزی درگز در مرز باجگیران (سرخس)، در خصوص اماراتی ها هم عرض کنم دیگه اون عرب هایی که زمانی ما به اونا می گفتیم چادرنشین و سوسمارخور نیستند، بیشتر بچه هاشون فرستادند اروپا و آمریکا تحصیل کردند دکتر و مهندس شدند، و خودشون هم در کنار خارجی ها با سواد شدند، درسته که مدیران رده میانی و رده پایین شون از کشورهای هند و پاکستان و تایلند هستند اما بیشتر مدیران رده عالی کشورشون خودشون هستند و کشورشون رو دارند اداره می کنند.

  21. نوشته شده توسط دهشيخي در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۹ ب.ظ

    آقا مرتضی، فکر نون بکن خربزه آبن. لطفا به لینک زیر بروید: http://www.banehmarket.com

  22. نوشته شده توسط حسن در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۲۱ ب.ظ

    سلام برهمه دوستان وبا تشکر از آقای اسدپور عزیزو دلسوز ، یه قلم مواد مخدر مانده که انشاا… دیگر چرخه قاچاق در این مکان کامل گردد ودر آینده نزدیک جشن آن با حضور هنرمند معروف ” ماهی صفت ” برگزار نمایند . همراه با مانوره ماشینهای سانتافه و… >

  23. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۳۸ ب.ظ

    سلام برادر عبداللهی،
    ممنون از دلسوزی شما.
    اشاره کردید که مطلب قابل پذیرش نیست. منظورتون اشکال به کدامیک از جملات مطلب هست؟
    برای نکته های شما:
    ۱-خدا را شکر. واقعاً خوشحالمون کردید. امیدواریم همین روند ادامه داشته باشه.
    ۲-ما هم در آخر مقاله به اشتغال های سالمی که در اون ناحیه وجود داره، اشاره کردیم. إن شاء الله این گونه کارها ادامه پیدا کنه و ما شاهد باشیم قدم های مثبت مردم تحت الشعاع اعمال خلاف قرار نگیره.
    ۳-بزرگوار، ما نباید جوری مطلب رو بیان کنیم که تأیید عمل خلاف باشه. گفتید که مشکل از برنامه ریزی دولته. آره، دولت در این زمینه قوی عمل نکرده ولیکن شما چرا قسمتی از مشکل رو در اون افراد سودجو نمی بینید؟
    ۴-شما که دارید همه ی کار های قاچاقچیان سوخت و غیره رو تأیید و دفاع می کنید.! از شما آقای عبداللهی که دست به قلم هستید، جای تعجب هست.
    از نتیجه گیری شماره ی ۵ نظر شما این بر میاد که مثلاً جوونا چون سرگرمی و تفریح در منطقه ندارند، ناچارند که معتاد بشند. بالاخره اعتیاد که یک سرگرمی هست.! این نتیجه گیری درست نیست. درسته، بیکاری یکی از علل هست اما دلیلی نمیشه که ما این گونه رفتارها رو توجیه کنیم.
    درباره ی دبی مطالعه می کردم، اونجا هم منابع نفتی داره. امارات بیشتر بر پایه ی نفت می چرخه. درسته که توریسم و صنعت هم دارند منتها این کار اساسی برای پیشرفت نیست. اونها با مشاوره ی متخصصان خارجی به این وضع در اومدند. کشور رو بر پایه ی وابستگی بستن، اشتباه استراتژیکیه. برای همین به امارات آدم نگاه میکنه بیشتر از این که به یک کشور عربی شبیه باشه به کشورهای غربی و اروپایی شبیه شده. جمعیت خود اماراتی ها هم کمتر از پنجاه در صد کل جمعیت هست. به شخصه این زرق و برقا رو پیشرفت نمی دونم. وقتی تونستند مثل ژاپن روی پای خودشون بایستند، اون اهمیت داره.
    عبدالرضا جان، اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم، به نظر شما این معضلاتی که در مقاله به اون اشاره شده، ناشی از چه عواملی هست؟

  24. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۵۴ ب.ظ

    برادر یا خواهر دهشیخی،
    بزرگوار، بیشتر برای خودتون میگیم. ما که نمی خوایم در دهشیخ زندگی کنیم. فردا روزی داخل یکی از جاده های دهشیخ، دارید قدم می زنید، خدای نکرده، یه ماشین شوتی بهتون میزنه و پامالتون میکنه. بعد هم که پول داره و دیه رو میتونه بده.

  25. نوشته شده توسط لامرد عزيز در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۵۹ ب.ظ

    با سلام.وضعیت اسفناک امروز ماحصل تفکرات و سیاست های به ظاهر صحیح ولی پر از اشتباه دیروز است.اگر دیروز با این استدلال که پدیده قاچاق در دهشیخ به دلیل اشتغال زا بودن ،توسعه و پیشرفت اقتصادی لامرد و همچنین دسترسی آسان و به صرفه مردم لامرد و حومه به پوشاک و لوازم خانگی و دلایل امثال آن به این قضیه خطرناک نگاه نکرده بودیم و اجازه رشد و نمو این نهال ریشه زده در منجلاب نداده بودیم امروز شاهد آن نبودیم که آن نهال کوچک دیروز تبدیل به درختان تنومندی شده که از بین بردن آن کار هرکسی نیست و نیاز به هزینه های مادی و معنوی فراوانی دارد و نیازمند بسترسازی های فراوانی در عرصه فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی در منطقه می باشد.بعضی از دوستان در اینجا مطرح کردند که مثلا اگر دهشیخ تبدیل به منطقه آزاد تجاری شود دیگر ما شاهد قاچاق سوخت و مواد مخدر نیستیم باید در جواب این عزیزان گفت که این ادعا کاملا غیر منطقی و مغایر با اصول و مقررات می باشد ،چه عقل سلیمی می گوید که اگر دهشیخ منطقه آزاد شود قاچاق حل می شود آیا منظور شما این است که آن موقع به دلیل آزاد بودن منطقه قاچاق سوخت و مواد مخدر هم آزاد می شود!!!.من حیث المجموع بگوییم که تا حدودی این معضل را تا دیروز می توانستیم با این مسئله توجیه کنیم که چون قاچاق منطقه دهشیخ فقط محصور و محدود به پوشاک و لوزام خانگی است و باعث می شود که مردم راحت تر و با هزینه کمتر به اینها دسترسی پیدا کنند در نتیجه خیلی بد نیست.اما امروز هیچ کس نمی تواند ادعا کند که قاچاق سوخت به نفع عامه مردم منطقه می باشد بلکه برعکس چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی و امنیتی کاملا با منافع عمومی مردم منطقه در تضاد و تعارض است .خلاصه بگویم که شاید سودش برای عده ای معدود باشد اما دودش برای همه مردم است.

  26. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۵۳ ب.ظ

    سلام آقا حسن،
    نظر لطف شماست.
    آره، کم کم در زمینه ی قاچاق داریم خودکفا میشیم.
    نمی دونم ما داریم حساسیت زیادی به خرج میدیم یا این که بعضی از دوستان، این معضلات رو در دهشیخ نمی بینند.

  27. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۹ ق.ظ

    سلام

    به نظر میرسد حمایتهای مالی که این منطقه در زمانهای مختلف از مدیران مختلف شهرستان بعمل آورده باعث بسته شدن چشم و گوش ایشان در برابر تخلفات روی داده در این منطقه شده و کم کم دامنه تخلفات را گسترده تر کرده است. همچنین طبیعت این گونه خلافها، حرص و آز آدمی است و شریک شدن پاسبان با خلافکار و فاسد شدن کسانی که خود باید جلو این مفاسد را بگیرند.

  28. نوشته شده توسط غلیاس در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۴ ق.ظ

    دایی مرتضی عزیز:
    حرف شما منطقی ولی دومورد جهت اطلاع:
    ۱-اگه دهشیخ نباشه هیچ مدیرکل ومسئول استانی به لامرد نمیاد بنابراین مااز بودجه های ناب محروم میشیم ۲-هیچکس عرضه نداره نزدیک دهشیخ بشه اگه هم بشه تادهشیخ ببینه دهنش بندمیاد…!!!
    حاج آقا رفیعی معروف تهرانی پس از بازدید از دهشیخ:”میگیدلامرد محروم کجاش محرومه….!!!!

  29. نوشته شده توسط مهدی در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۰ ب.ظ

    امارت زیباست اما اونایی که رفتن امارت فقط دبی و ابوظبی رو بیشتر دیدن شاید هم العین و شارجه.
    اما دوستان اگه از دبی نیم ساعت فاصله بگیریم به شارچه یکی از بنادر مهم امارات میرسیم حاشیه اون شهر خیلی وحشتناکه شاید مثل حاشیه بندرلنگه خودمون هست باورت نمیشه که این نقطه به فاصله نیم ساعتی همون دبی پیشرفته است و جالب تر مردمانی با پوشش ساده عربی و مفازه هایی قدیمی و کوچه هایی پر از خاک و گل زندگی می کنند!
    اما من که تو لامردم مرتب دنبال اینم که به سبک و حتی امکانات تهران زندگی کنم و خیلی چیزای دیگه. امارات علاوه بر نفت امروزه یک re export معروف در دنیاست یعنی دوباره صادر کردن. بندر جبل علی نهمین بندر دنیا از لحاظ جابجایی کالا بر واحد کانتینر است و بندر شهید رجایی ما با پتانسیل بهتر و موقعیت بهتر در رده چهل و نهم دنیاست(بر اساس آمار سال ۲۰۱۰). اینم باز همون شرایط خاص تحریم بودن کشور است. انشاالله که بتونیم ی روزی به جایگاه شایسته در منطقه برسیم. در ضمن مهندس ناظر اتوبان دبی ابوظبی یک مهندس ایرانی بوده.

  30. نوشته شده توسط محسن اسدپور در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۱ ب.ظ

    برادر علی اکبر صفری  مثل اینکه با عربا میونه خیلی خوبی داری که این همه طرفدارشون می کنید.

  31. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۸ ب.ظ

    دوست عزیز، آقا محسن اسدپور، ما از بیخ عربیم.

  32. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۹ ق.ظ

    یا حق
    سلام لامرد عزیز،
    ممنون از نظر و دلسوزی شما.
    به نظر میرسه خود مردم این دیار می تونند تا حد خوبی این خلاف ها رو کنترل کنند. برای مثال به این جوونای خلاف کار، دختر برای ازدواج ندند. هرکس در حد وسع خودش میتونه در جهت مثبت شدن فضا، تلاش کنه.

  33. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۷ ق.ظ

    یا حق
    سلام مسعود جان،
    همون طور که گفتید مسئولین در ادوار مختلف، واقعاً ضعیف عمل کردند که به اینجا رسیده. مسئولیت علاوه بر شیرینی هایی که داره، تلخی هایی هم داره. مسئولینی که سعی خودشون رو برای درست شدن مسئله انجام ندادند و ما الان به راحتی شاهد کشته شدن افراد هستیم، بالاخره در آخرت جواب پس خواهند داد. از این رو هست که مسئولیت پذیرفتن به همین راحتی هم نیست که ما با شوق به سمتش بریم.

  34. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۳۴ ق.ظ

    غلیاس گرامی،
    متشکر از شما.
    نه بابا، مسئولینی که اومدند چه می دونند، دهشیخ کجاست. ما بد عادتشون کردیم که می بریمشون دهشیخ. یه بار فرمونداری بودم. توی یکی از اتاق ها چند تا بسته بود. یکی از کارمندا به نفر دیگری می گفت اینا برای فلان مهمونه که اومده. نمی دونم به عنوان چی بود؟ هدیه بود؟ سوغاتی بود؟ خرید خود مهمونا بود؟

  35. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۷ ق.ظ

    مهدی و محسن جان،
    ما ارادت خود را به برادران اماراتی اعلام می داریم. هیچ چی نباشه، پدر ما یه زمانی در ابوظبی، نجاری ساختمون کار می کردند.

  36. نوشته شده توسط hamid izady در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۶ ق.ظ

    سلام بر دوستان

    .

    دوستانی که بدون محاسبه نظر میدهید ! بعضی ها قاچاق را می پسندید بعضی ها هم از این پدیده ناراضی و دلسوزید ! ما همه جا حرف هایی که تو ذهنمون هست بدون داشتن یک دید همه جانبه وتخصصی بیان می کنیم . خیلی از مباحث مرتبط با این موضوع اصلا مطرح نشده در صورتیکه این مباحث دربحث قاچاق بسیارمهم هست ونمی شود نادیده گرفت….۱٫اقتصاد ما یک اقتصاد باز نیست از این نظر که بخش تجارت خارج ما بسیار ناقص و ارتباط ما با سرمایه های جهانی بسیارکم و ناچیز است.اقتصاد بسته بسیار حساس و به شدت استعداد اخلال و بی نظمی در آن وجود دارد ومدیریت ناکارامد ضربه های جبران ناپذیری به اقتصاد داخلی می زند چیزی که شاهدآن هستیم ولمس می کنیم….این را مقدمتا گفتم که دوستانی که نظرشان این بود که ما باید ارتباط آزاد با کشورها داشته باشیم وبخاطر اینکه خیلی از چیزها خودمان تولید نداریم ومشابه داخلی برای کالاهای خارجی درایران وجود ندارد باید ورود کالاها آزاد شود.این مسئله بدون رعایت شرایط داخلی و قوانین ورود و خروج کالاها لگدهای اساسی به اقتصاد می زند وارتباطات با کشورها باید براساس قوانین و مقررات گمرکی صورت گیرد…این یک دید کلان هست وباید به این توجه شود دربحث خرد و دید سطحی شاید نظرخیلی ها همین هایی باشد که دوستان در کامنت های بالا نوشتند وهدف را فقط درآمد و وهزینه ها و سرمایه به عبارتی معیشت وآرامش روانی خانوار درکوتاه مدت در نظر بگیرند اما دربلند مدت و به شکلی ناگهانی این پدیده اقتصاد کلان کشور را نشانه می گیرد وباتوجه به اینکه قاچاق یک مسئله پنهانی و به دور ازچشم نیروهای امنیتی صورت می گیرد وغیرقابل کنترل هست کسی مدیریت آن رادر نظر نمی گیرد و به آن فکر نمی کند بنابراین اگر کنترل نشود اقتصاد کلان و قدرت پولی وارزش پولی کشور را ضربه می زند وباتوجه به اینکه پول به صورت غیر کنترلی و موج موج وارد این اقتصاد بسته و حساس می شود درمیان مدت وبلند مدت وبه صورتی غیر قابل کنترل باعث ایجاد رکود تورمی یعنی ارزش پول کم می شود و تورم هم به با پایین آمدن آمدن ارزش پولی به صورتی فزاینده و با شیبی صعودی بالا می رود واین یعنی کاهش ارزش پولی،تورم بالا وغیرقابل کنترل،کاهش قدرت خرید مردم ،افزایش هزینه ها وبالا نرفتن درامد به تبع آن ،کاهش بیشتر درصنعت تولیدو… واین یعنی یک اقتصاد فلج ! پس دید باید کلان و همه جانبه باشد. مدیریت دقیق حال ونگاه به آینده …که امیدی برای یافتن گوشی شنوا برای این حرفها نیست!!!!!

  37. نوشته شده توسط هیچکس در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۸ ق.ظ

    اقای اسدپور
    اولا معضل قاچاق حتی در شهرستان لامرد مختص دهشیخ نیست و افرادی از مناطق مختلف در این امر درگیرند. فرض کنید همه این افراد از فردا شغلشان را کنار بگذارند شما چه شغلی را برای این همه آدم پیشنهاد می کنید. ثانیا به نظر شما این اجناس قاچاق از چه راهی وارد می شود؟ هیچ کسی نمی داند؟
    دیگر این که آیا اگر این اجناس به صورت قاچاق وارد نشوند مشابه داخلی آن ها با همان کیفیت وجود دارد؟ یخچال را مثال زده اید لطفا سری به تعمیرگاه ها بزنید. دوست عزیز اگر قرار است جلو قاچاق گرفته شود باید واردات با تعرفه مناسب را پذیرفت وقتی نیاز به کالایی وجود دارد نمی شود گفت مردم نخرید. وقتی تولید کننده داخلی توان رقابت با کالای خارجی را چه در کیفیت و چه در قیمت ندارد، قاچاق معنا پیدا می کند. حمایت از کالای داخلی با بستن درهای ورودی کشور و بستن دست خریدار راه به جایی نمی برد .نمونه اش همین صنعت!! خودرو، این همه تبلیغ می شد که ما خودرو ساز شده ایم با اندکی تحریم معلوم شد همه اش باد هوا بوده است. اخیرا اتحادیه اروپا و امریکا درصدد تشکیل اتحادیه ای تجاری اند که تعرفه کالاهای مبادله ایشان را از اینکه هست( در حدود سه چهار درصد) هم کمتر کنند. حال شما بفرمایید ما کجای دنیای تجارت هستیم.

  38. نوشته شده توسط مرتضی نکوگو در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ

    اقای صفری سلام.من برام قابل درک نیست .شما که به فرمایش خودتان سابقه ۱۱سال کار سیاسی و اصلاح طلبی داری و انبساط خاطر ندارید ودر مطالبتان نوعی عصبانیت موج میزند.شما متاسفانه به نوعی دنبال توجیه میباشید.

  39. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۴۰ ق.ظ

    یا حق
    سلام بر حمید ایزدی،
    همانطور که به خوبی استدلال داشتید، مبحث قاچاق سبب ضربه زدن به اقتصاد داخلی یعنی اقتصاد خود مردم میشه. این هم یکی از مباحثیست که مثل خیلی از مسائل دیگر، درست در مورد اون فرهنگ سازی نکردیم تا بدانیم که در دراز مدت این پدیده به ضرر همه است.
    در این مقاله سعی کردیم که به این نوع ضرر ها اشاره کنیم که از آسیب های مهم اون، خطرهای امنیتی و اجتماعی بود که امیدواریم دوستانی که طرفداری از این پدیده نمودند، به عامل هایی که سبب شده، این آسیب ها در دهشیخ به وجود بیاد، اشاره کنند تا ما به جمع بندی مشترکی برسیم که علت چه بوده؟ نظر شخصی من اینه که این تهدیدها به خاطر قاچاق هست. از دوستان تقاضا داریم که نظر خودشون رو در ادامه مطرح کنند.

  40. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۲۶ ق.ظ

    آقا یا خانم هیچکس،
    درسته که ما مشکل اشتغال داریم ولی این دلیل نمیشه که برای حل اون به کار خلاف بپردازیم. هر چند که واقعاً آدم نگاه میکنه بعضی جاها، شغل برای جوونا وجود داره منتها به نظر میرسه همت ما کم شده. شما نگاه کنید در زمینه ی ساختمون سازی، پیمون کارها زیاد پیش اومده که دنبال استاکار بدوند و به راحتی استاکار گیرشون نیاد. خب این نشون میده تقاضا در این قسمت وجود دارد اما عرضه به اندازه ی کافی نیست یعنی نیاز به نیروی بیشتری در کارهای ساختون سازی هست. در انتهای مطلب و نیز در صحبت یکی از دوستان به کسب و کارهای سالمِ دهشیخ و مناطق اطراف هم اشاره شده.
    علت این که نام دهشیخ برده شده، این هست که در استان معروف شده مثل بانه در کردستان. منکر این نیستیم که افراد در محلات دیگر هم هستند که به این کار می پردازند منتها در دهشیخ این مسئله چشمگیره، جوری که برای مردم این مسئله واضح هست اما محلات دیگه این جور نیست.
    مسئولین برای کنترل مبدأ ورودِ کالای قاچاق تا مقصد اون، خیلی خوب عمل نکردند و انتظارها از اون ها بیشتر از این هست. برنامه ریزی برای این پدیده بایستی همه جانبه، منسجم و مستمر باشه.
    همون طور که گفتید ما در صنعت به صورت قوی خودکفا نشدیم ولی روش فعلی از حالتی که ما صرفاً وارد کننده باشیم بهتره یعنی درسته که وضعیت حالِ صنعت در کشور، مطلوب نیست اما نسبت به گذشته پیشرفت داشتیم. خودکفایی ما بایستی به گونه ای باشه که حتی الامکان در جزئیات یک صنعت هم خودکفا بشیم تا بتونیم تولید ثروت کنیم و همه ی مردم از این نعمت استفاده کنند.
    آدم تعجب می کنه که ما چرا اصرار داریم کار قاچاقچیان رو تأیید و توجیه کنیم. با این توجیه ها هست که اون ها در کارشون مصمم تر میشند.
    کتابی راجع به کونوسوکه ماتسوشیتا، مؤسس شرکت پاناسونیک ژاپن، مطالعه می کردم. درباره ی مدیریت ایشون نوشته بود که در آغاز با خانمش یه کارگاه ساده داشتند و یه کار عادی در اون انجام می دادند. کم کم و با سختی، کارشون رو گسترش دادند و همین جور پیشرفت کردند تا به اینجا رسیدند که الان پاناسونیک یک شرکت جهانی هست اما ما چی؟ ما می خواهیم یه شبه راه صد ساله رو طی بکنیم. با چند تا بار قاچاق آوردن، پرادو سوار بشیم.

  41. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۴۱ ق.ظ

    سلام آقای نکوگو،
    ارادتی هم هست.
    نظر های علی اکبر باعث میشه مطلب از جنبه های مختلف چکش بخوره و به یه جمع بندی مناسبی برسیم.
    نظرات رو که دنبال می کردیم، دیدیم تصویر ایشون تغییر پیدا کرد. قیافه ی اولی با قیافه ی دومی زیاد فرق داشت.

  42. نوشته شده توسط هیچکس در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۵۳ ق.ظ

    آقای اسدپور عزیز، بنده هم مثل شما بر نکوهیده بودن قاچاق و یا هر عمل غیر شرعی و غیر قانونی اذعان و اعتراف دارم و اصلا کار این افراد را توجیه یا تأیید نمی کنم اما نکته در این جاست که تنها با اعلام این که این عمل غیر قانونی است یا غیر شرعی مشکل حل نمی شود. به عنوان مثال به قاچاق سیگار توجه کنید.چرا به قول آقای صفایی الان سیگار برای قاچاقچی ها صرف نمی کند و الان قاچاق نمی شود یا کمتر قاچاق می شود، چون واردات آن حداقل نظم و نسقی گرفته است. سالها مسئولین ما اعلام می کردند چند میلیون نخ سیگار علاوه بر تولید داخلی در کشور نیاز است اما باز هم سیگار قاچاق بود و همین نیاز و وجود خریدار، قاچاق آن را توجیه می کرد.بقیه اجناس هم همین طور است . میزان تولیدات داخلی ما و کیفیت این تولیدات و میزان نیاز جامعه مشخص است چه اشکالی دارد که کالا با تعرفه مناسب(تأکید می کنم تعرفه مناسب) وارد شود که هم تولید کننده داخلی به فکر ارتقای کیفیت و انصاف در قیمت باشد هم از قبل این تعرفه چیزی گیر دولت بیاید و هم بازار رشوه و لقمه حرام تخته شود، تازه می توان با همین تعرفه به صنایع داخلی هم یارانه تولید داد تا کیفیتشان را ارتقا بدهند و قیمتشان را رقابتی کنند.
    ضمنا نمی توان همه آدمها را به ساختمان سازی برد ( هر چند شما مثال زده اید) چرا که نه همه استادکارند و نه همه توان کار بنایی را دارند و نه همه به درآمد بنایی و کارهای ساختمانی قانعند و نه کار ساختمان سازی همیشه پر رونق است. دوست عزیز تجارت یکی از مهمترین منابع تولید ثروت برای افراد بوده و هست و اگر دولتی با سیاست گذاری های نامناسب راه قانونی آن را سد کند راههای غیرقانونی پیدا می شوند. می شود مثل همین اینترنت، وقتی همه سایتها ف ی ل تر می شوند افراد زیادی به ف ی ل تر شکن رو می آورند و عملا به کار غیرقانونی وادار می شوند. خیلی وقتها نه توصیه اخلاقی جواب می دهد و نه بگیر و ببند باید راه حل را در جای دیگری جست.
    در مورد دهشیخ هم، شما به خود روستا پرداخته اید در حالی که اکثریت افراد این روستا مشاغل دیگری دارند و حتی بسیاری از مغازه دارهای دهشیخ هم دهشیخی نیستند. بازاری در این جا شکل گرفته که می توانست در هر جای دیگری شکل بگیرد . چنان که این بازار در سایر مناطق نیز در حال توسعه است.
    باز هم تأکید می کنم من قاچاق را توجیه یا تأیید نمی کنم هر چند که اگر چنین بود هم هیچ قاچاقچی تراکمه نمی خواند که بر او تأثیر داشته باشد مگر این که شما اطلاع داشته باشید. :)

  43. نوشته شده توسط محمد در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۳۰ ق.ظ

    دوستان چرا مابه اون ور قضیه نگاه نمی کنیم آیا تابه حال از خودمان پرسیده ایم که چرا مردم از اقصی نقاط کشور برای خرید به جاهائی مثل دهشیخ ، گچین ، بانه و ….. می روند ؟ دوستان به این سوال جواب دهند .

  44. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ

    جناب آقای نکوگو، من اهل شعار نیستم، واقعیتی است که وجود دارد، اگر نیاز به کالایی وجود نداشته باشد اصولا بازاری برای آن کالا ایجاد نمی شود، حتما از نظر ملت کالاهای لوازم خانگی و عمومی خارجی کیفیت بهتری دارد که بازار دهشیخ پر رونق است، پس بهتر است شکل قانونی به آن بدهیم تا افراد بصورت قانونی به داد وستد بپردازند علاوه بر آن بهتر می شود با پدیده قاچاق مبارزه کرد و بر بازار مدیریت کرد، محال است حتی در منزل شخصی جنابعالی هم کالای خارجی که از دهشیخ خریداری شده وجود نداشته باشد مثل LED یا LCD و…، پس بیخود شعار ندهیم که ما کالای خارجی مصرف نمی کنیم و بجای این حرف ها بدنبال حل موضوع باشیم، تعطیلی بازار دهشیخ مشکل را حل نمی کند، همانطور که سایر دوستان هم گفتند چه برنامه ای جهت اشتغال این همه آدم داری؟

  45. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ

    جناب آقای نکوگو عزیز، لطفا به این کامنت خود توجه فرمایید: “شما که به فرمایش خودتان سابقه ۱۱سال کار سیاسی و اصلاح طلبی داری” بنده هیچوقت چنین چیزی نگفته ام. در مطلب ” شب های روشن” در همین سایت به قلم محمد جواد صفایی بنده گفته ام: “۱۱ سال است وارد صنعت گشته ام” ما را چه به ارباب سیاست برادر جان. به قول حافظ شیرازی: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن / مرید پیر مغانم مرا مرنجان شیخ / که وعده تو کردی و او بجا آورد.

  46. نوشته شده توسط مرتضی نکوگو در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام.اقای صفری.شما متاسفانه موارد قاچاق رو حداقل تفکیک هم نمیفرمایید .ایا به نظر شما قاچاق مواد .قاچاق سوخت.قاچاق خیلی از مواد افیونی دیگر قابل توجیه است.عمده بحث جناب اسدپور بر روی این موارد بود ولی جنابعالی یک تنه به لوازم خانگی و پوشاک وغیره و اوضاع اجتماعی و زرق وبرق امرات چسبیده اید.

  47. نوشته شده توسط علی اکبر صفری در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۱ ب.ظ

    جناب آقای نکوگو ، نه تنها بنده بلکه هیچ عقل سلیمی قاچاق مواد، قاچاق سوخت، و به قول خودتان قاچاق خیلی از مواد افیونی دیگر را توجیه نمی کند و بایستی این افراد به اشد مجازات برسند، لطفا یکبار دیگر کامنت های بنده را به دقت بخوانید بعد نظر دهید، آنوقت متوجه خواهید شد نظر اینجانب با داوری جنابعالی متفاوت است.

  48. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۳۸ ق.ظ

    یا حق
    هیچکس بزرگورار، ممنون از نظر و توجهتون.
    همون طور که در بند اول نظرتون به خوبی اشاره کردید، قاچاق مثل خیلی مسائل دیگه چند بعدیست. هدف ما در این مقاله بیشتر این بود که از زاویه ی فرهنگی به این پدیده نگاه کنیم و مخاطب ما هم بیشتر مردم خود دهشیخ بودند.
    در بند دوم صحبتتون از فیلتر گفتید. ما با توجه به همون نگاه فرهنگی، بایستی یاد بگیریم که قانون برامون مهم باشه و به راحتی اون رو زیر پا نگذاریم. آقای خاتمی در زمان ریاست جمهوریشون یه حرف خوبی می زدند و می گفتند که قانون بد رو عمل کردن بهتر از بی قانونیست لذا اگر بر اساس قانون سایتی فیلتر شد ما گردن بگذاریم به این تصمیم. عمل ما هم در اینجا عمل فرهنگی است. البته مسئولین هم همین طور که گفتید باید جوری عمل کنند که قانون خوب و قوی ای باشه و قانون ضعیفی تصویب نکنند. همچنین در تشخیص مصداق ها درست عمل کنند.
    نسبت به بند سوم: اگر این جور باشه که شما عرض کردید، خیلی خوبه. ما هم در مقاله نوشتیم که مردم خود دهشیخ کوشش کنند که منطقه با توجه به وجه مثبتش، تحت الشعاع وجه منفی قرار نگیره.
    معضلاتی که هم در مقاله به اون اشاره شد و در حال زیاد شدن هست، به ضرر خود مردم اونجاست. اشخاصی هم که در نظرات مخالف بودند، پاسخ ندادند که اگر علت معضلات رو قاچاق نمی دونند پس چه چیزی می تونه علت باشه؟

  49. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۵۰ ق.ظ

    محمد جان،
    به نظرم افرادی که به دهشیخ میان، بیشتر برای قیمت پایین کالا هاست که از اینجا خرید می کنند. با توجه به این که کسانی که به طور غیر رسمی کالا رو وارد می کنند، حقوق گمرکی رو پرداخت نمی کنند و برای بعضی کالا ها هم که معمولاً گارانتی دارند، گارانتی نمی کنند لذا قیمت افت پیدا می کنه. یه چیز دیگه هم که هست و خیلی از افراد اون رو مطرح می کنند، اینه که بعضی از این کالاها، کیفیت لازم رو نداره و ممکنه تقلبی هم باشه که نشون میده، قاچاقچی ها بیشتر به سودشون توجه دارند تا کیفیت کالا برای مردم.

  50. نوشته شده توسط بنده خدا در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ

    سلام اقای اسدپور جهت اطلاع دهشیخ تنها نیست که قاچاق میکنه مثل اینکه شما خبر ندارید کل شهرستان کل منطقه قاچاق میکنن اگه دوست داشتی برو یه سر فرمانداری یا پیش زلفی رئیس منطقه ازش بپرس . یه چی دیگه اقای اسدپور به نظر شما تو این منطقه بی آب و علف مردم چیکار کنن شما کار برا مردم پیدا کن. میخوای بژی صنعت اینجا هست اره مثل کارخونه سیمان درسته ولی من تو فکرم که مسولین میخون اون دنیا چه جور جواب بدن کارخونه سیمان مال مردم بود مگه نمیتونستن بگن مثلا ۵۰ درصد یا کتر بیشتر سهامدار مردم باشن چرا دادن دست چند نفر ژردن کلفت مگه هوای شهرمون کثیف نمیشه مگه جاده ها مون شلوغ و خطرناک نمیشه دلمون خوش باشه که ۵ نفر از بچه هامون بردن سرکار اونم با هزار منت . اول به مسولین بگو چه کاری واسه اشتغال مردم کردن بعد برو سراغ مردم بگو چراغ قاچاق میکنید اول دلیلش پیداکن کی خوشش میاد تو راه خطرناک جون و مالش به خطر بندازه. البته من نمیدونم لامردی ها چه مشکلی با دهشیخ دارن. یادتون نره همین دهشیخ هست که وقتی مقام و مسول یا اشنا یا هر کی از جای دیگه کیاد لامرد بدو بدو میاریدش دهشیخ که حداقل آبرمون نره که لامرد سوغاتی نداره ب هست حفظ آبرو میشه . بیان بازارچه مرزیش کنن همه چی قانونی ولی شما لامردی ها مگه میذارید. هر چی بت میگم حتما کارخونه سیمان هم تو ذهنت بیار. پس بی دلیل از دهشخ بد نگو. باشه دفه دیگه فلان مشول یا آشنات اومد نبرش دهشیخ. مگه جنس قاچاق نیست به خودت نگاه کن لباس هائس که تن کردی یا اجناس خونت واقعا خارجی نداری اگه داری پس لطفا تجدید نظر کن.
    من از روئیدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد از این بالا نشین ها

  51. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۴۸ ب.ظ

    به نام خدا
    ممنون از نظرتون آقا یا خانم بنده ی خدا.
    میدونم که فقط در دهشیخ نیست که این کار صورت می گیره منتها بیشتر، این کار از این منطقه شروع شده و به نفرات جاهای دیگه سرایت کرده.
    بزرگوار، مگه بقیه ی جاها چه شغلی دارند که ما نمی تونیم در لامرد داشته باشیم. اون فروشنده ای که در شیراز و تهران داره کالاهای الکترونیکی، لپتاپ، پوشاک و غیره داره می فروشه و زندگیش هم می چرخه، مگه رفته همه اش جنس قاچاق خریده؟ خب خیلی از اون ها کالا رو به صورت رسمی وارد می کنند و می فروشند. مگه این تجارت نیست؟ این هنر نیست که ما اجناس رو از راه های غیر قانونی وارد کنیم و با قیمت کم بفروشیم. مثلاً پدری به پسرش بگه که تو صف نونوایی بره از بقیه جلو بزنه و زودتر نون بگیره، اونوقت تعریف کنه که بچه ام زرنگه.!
    این صحبتتون راجع به کارخونه ی سیمان که چند درصد از سهامش رو به مردم واگذار می کردند واقعاً نظر قشنگیه. همون طور که گفتید، میشد مثلاً ۴۹ درصد سهام به مردم واگذار میشد که احساس تعلق خاطر بیشتری به کارخونه ی سیمان داشته باشند. به نظر میرسه این راهکار در حال حاضر هم میتونه اجرا بشه. با توجه به این که آقای غلامزاده و دیگر دست اندرکاران کارخونه ی سیمان هم در سایت تراکمه حضور دارند، اگر پاسخ بدند که نظرشون راجه به این نکته چیه، ممنون میشیم.
    بعضی افراد هستند که میگن در کارخونه ی سیمان، اقوام خودشون رو استخدام کردند که به نظر میرسه این حرف مشکل داشته باشه چرا که بالاخره، کارخونه سهام داران خاص داره و خصوصی هست پس اگه خویش و قوم های خودشون رو سر کار بیارند، نمیشه ایرادی وارد کرد. برای مثال وقتی پدری یه فروشگاه یا کارگاه میزنه، دوست داره اول از پسر خودش در اونجا استفاده کنه تا دیگران.
    درست میگید خطاب ما در اینجا به مردم بود و إن شاء الله به مسئولین هم خواهیم نوشت. به شخصه این مطلب رو به آقای دکتر موسوی گفته ام و تا به حال هم برای این که به این مطلب اهمیت بیشتر داده بشه، گزارش این معضلات رو برای ایشون فرستاده ام.
    من جای مسئولین ننشسته ام. خیلی از این مسائلی که مطرح کردید به اون ها برمی گرده و ما هم مثل شما، منتظر پاسخشون هستیم. ما فقط می تونیم این مباحث رو به اونها انتقال بدیم و پیداست که در آخرت ما رو به خاطر مسئولیت اون ها مؤاخذه نمی کنند.
    ایده ی بازارچه ی مرزی هم یکی از روش هاست که نمی دونم چه مشکلی داره و در چه مرحله ایه.
    در نظرات قبلم هم هست که به شخصه سعی کرده ام از دهشیخ خرید نکنم و تا به حال یاد ندارم که از اونجا چیزی خریده باشم چون که به نظرم این در مجموع به ضرر مردم اونجا و مردم منطقه هست.
    امیدواریم که با کمک همه ی ما مردم و مسئولین این مسئله که چند جانبه است، حل بشه و این خطرات رو در جامعه مون به حداقل برسونیم.
    بنده ی خدا، تا به حال در نظرات پیشین چند بار نوشته ام که چرا خطراتی مثل درگیری و قتل در این منطقه زیاد شده و کسی پاسخی نداده. شما لا اقل جواب بدید که اگر این مشکلات به خاطر قاچاق نیست، علتش چی میتونه باشه؟