استراتژی روسای جمهور آمریکا نسبت به ج.ا. ایران

آبان ۱۵ام, ۱۳۹۰ (دیده شده 1,138 بار)

این نوشتار در صدد آن است که تاثیر انقلاب اسلامی بر منافع آمریکا در منطقه و بالعکس واکنش روسای جمهوری آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران را مورد بحث و بررسی قرار دهد. سؤال اصلی این تحقیق این است که: انقلاب اسلامی چه تاثیری بر اهداف و منافع آمریکا داشته و چه واکنشی از سوی روسای جمهوری آمریکا صورت گرفته است؟ نگارنده تلاش دارد رابطه دو متغیر مستقل(انقلاب اسلامی) و وابسته (آمریکا) را پس از برسی و تجزیه و تحلیل مشخص نماید.

تاثیر انقلاب اسلامی بر استراتژی منطقه ای آمریکا

با پیروزی انقلاب اسلامی و در پیش گرفتن سیاست نه شرقی نه غربی، ایران از پیمان سنتو و اردوگاه غرب خارج شد و یکی از ارکان و پایه های مهم دکترین دو ستونی آمریکا در منطقه فرو ریخت ایرانی که یک روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه عملی می کرد به زعم آنان بعد از انقلاب اسلامی عامل تهدیدی جدی برای منافع آمریکا در منطقه استراتژیک خلیج فارس بنیاد گرایی اسلامی است که توانسته رنسانس اسلامی را احیا کند. به طور خلاصه می توان تاثیر انقلاب اسلامی بر منافع آمریکا را چنین بر شمرد:

۱- انحلال پیمان سنتو و فرو ریختن دکترین دو ستونی

۲- از دست دادن پایگاه های استراق سمع و تعطیل شدن مرکز جاسوسی آمریکا در برابر شوروی در شهر های شمالی ایران

۳- به خطر افتادن تنگه هرمز و منافع نفتی

۴- بی اعتبار شدن آمریکا در بین رهبران کشورهای منطقه خلیج فارس

۵- از دست دادن ژندارم و حافظ منافع غرب

استراتژی روسای جمهوری آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران

استراتژی کارتر:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از اردوگاه غرب آمریکا که خود را بازنده منطقه خلیج فارس یافت و از طرف دیگر با موج انقلاب اسلامی و نفوذ آن در میان ملت های مسلمان منطقه، کارتر را به موضع گیری وا داشت. وی در سال ۱۹۵۰ در کنگره آمریکا اعلام می کند.(۶) هر نوع تلاش خارجی به منظور تسلط بر خلیج فارس به عنوان تجاوز به منافع حیاتی آمریکا تلقی شده و چنین تجاوزی با شیوه ضروری حتی با نیروهای نظامی دفع خواهد شد. کارتر در اجرای تحقیق دکترین خود را به اقداماتی از جمله: استقرار نیروهای واکنش سریع در خلیج فارس، استقرار ناوگان نظامی در منطقه «دیه گورسیا» در اقیانوس هند، توافق های نظامی در عمان، کنیا و سومالی در اختیار قرار دادن هواپیماهای آواکس به عربستان سعودی و مجهز کردن این کشور به تسلیحات نظامی دست زد و عملاً از نیروی واکنش سریع در جریان حمله به طبس از آنها استفاده کرد. که خوشبختانه این حمله موفقیت آمیز نبود. این امر به پرستیژ ابر قدرتی آمریکا لطمه وارد ساخت و همین شکست باعث سقوط کارتر و دمکراتها به مدت ۱۲ سال از صحنه سیاست آمریکا شد. خلاصه اینکه آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با در پیش گرفتن سیاست «تشویق و تنبیه» با توجه به تجربیات تحولات گذشته ایران از جمله نهضت مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت با کنار آمدن با لیبرال های دولت موقت جمهوری اسلامی را از مسیر اصلی خود منحرف سازد و منافع خود را از قبل دولت موقت در ایران و منطقه تداوم ببخشد. ولی بعد از تصرف سفارتخانه آمریکا به وسیله دانشجویان از طرف حضرت امام (ره) از آن به عنوان انقلاب دوم تلقی شد و با سقوط دولت موقت، آمریکا به استراتژی براندازی جمهوری اسلامی با قوه ی قهریه روی آورد. حمله به طبس، کودتای نوژه و چراغ سبز نشان دادن به صدام در راه انداری جنگ تحمیلی می توان در این راستا به حساب آورد.

استراتژی ریگان

با کنار رفتن کارتر از صحنه سیاست آمریکا و روی کار آمدن ریگان برای موازنه قدرت سیاست حمایت از عراق به صورت آشکارتری دنبال شد. ریگان نام عراق را از لیست تروریست ها حذف کرد و ممنوعیت کالاهای صادراتی آمریکا به عراق را لغو نمود. به گفته رئیس وقت استخبارات عراق وفیق سرایی در مصاحبه ای اعلام می کند که اگر حمایت آمریکا نبود صدام می توانست جنگ علیه ایران را آغاز کند و ادامه دهد وی نقش آمریکا و کمک به صدام را چنین عنوان می کند.(۷)

الف: ارائه اطلاعات کامل از طریق ماهواره و هواپیمای آواکس عربستان سعودی.

ب: برانگیختن کشورهای منطقه به اعطای کمک های مالی به عراق.

ج: تحریم جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از دست یابی به تسلیحات و تجهیزات مدرن.

در راستای سیاست پشتیبانی از رژیم عراق و ایجاد محدودیت برای نفت کش های ایرانی در خلیج فارس، آمریکایی ها دعوت کویت بر اسکورت نفت کش های آن کشور می پذیرد آمریکا هر چند در طول جنگ به صورت غیر مستقیم عراق را مورد حمایت قرار می داد ولی بعد از وارد شدن نیروهای ایرانی به «فاو» به صورت آشکار با ایران وارد نبرد شد، حمله به سکوهای نفتی ایران، زدن کشتی ایران اجرا و نهایتاً در ۱۲تیرماه ۶۷ با زدن موشک به هواپیمای مسافربری ایران ۲۹۰ مسافر ایرانی را قعر خلیج فارس کرد.

استراتژی جورج بوش اول

اشغال نظامی کویت در دوم اوت ۱۹۹۰٫م. جمهوری اسلامی ایران با در پیش گرفتن سیاست بی طرفی در این جنگ و اعتراض به عراق تاثیر به سزایی در بهبود نسبی روابط ایران کشورهای خلیج فارس گذاشت. رهبران این کشورها با اعزام نمایندگی به تهران به اظهار ندامت از سیاست های گذشته خود نسبت به ایران به ویژه حمایت همه جانبه از عراق خواستار بهبود رابطه با ایران شدند و چشم اندازهای احتمالی همکاری ایران با کشورهای منطقه، آمریکا و اسرائیل را نگران ساخت. هر دو کشور با دست زدن به تبلیغات گسترده و جنگ روانی با توسعه طلب نشان دادن، ایران را در منطقه منزوی نماید. و آن را تهدیدی برای کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس جلوه دهند  جورج بوش رئیس جمهور وقت در برابر اظهارات  مقامات جمهوری اسلامی ایران که معتقد بودند  امنیت منطقه باید به وسیله کشورهای منطقه و بدون حضور نیروهای بیگانه صورت گیرد بر ایجاد ترتیبات امنیتی مشترک کشورهای منطقه با آمریکا تاکید داشت. اشغال کویت از سوی عراق نشان داد که شورای همکاری خلیج فارس کارایی لازم را در مورد امنیت منطقه ندارد. آمریکا بلافاصله بعد از جنگ به منظور کنار گذاشتن ایران از سیستم امنیتی دسته جمعی در منطقه دو کشور سوریه و مصر را در پیوستن به شورای همکاری خلیج فارس تشویق و ترغیب کرد. با کنار گذاشتن ایران که از نظر قدمت تاریخی رابطه ناگسستنی با خلیج فارس دارد  دارا بودن سواحل طولانی حاکمیت بر جزایر مشرف به تنگه هرمز و توانمندی های دیگر هر گونه ترتیبات امنیتی در منطقه خلیج فارس نمی تواند پایدار بماند.

استراتژی کلینتون

اشغال کویت از سوی صدام حسین، فرصت مناسبی در اختیار آمریکای بعد از جنگ سرد قرار داد تا به بهانه امنیت در خلیج فارس حضور نظامی خود را در منطقه تثبیت کند. در دوره جنگ سرد مسئله نفت و رویارویی با قدرتهای منطقه ای که احساسات خصمانه نسبت به سلطه طلبی آمریکا داشتند در کانون توجه سیاست آمریکا در خاورمیانه قرار گرفت که استراتژی مهار دوگانه کلینتون را می توان در این راستا به حساب آورد. در خردادماه ۷۲ مارتین ایندایک که مدتی مشاور مطبوعاتی اسحاق شامیر بود پس از چندی به آمریکا مهاجرت کرد و به استخدام«ایپاک» گروه های صهیونیستی در آمد. با الهام از استراتژی«سد نفوذ» در برابر شوروی سیاست مهار دوگانه ایران و عراق را اعلام کرد.(۸ )در این راستا کلینتون دستور العملی در ۱۵ مارس۱۹۹۵ میلادی مبنی بر تحریم ایران صادر کرد که به موجب آن تجارت با ایران و سرمایه گذاری در این کشور از جمله منابع نفت ایران در خارج به وسیله شرکت های آمریکایی و شرکت های وابسته به آنها را ممنوع کرد و این در حالی بود که ایران در همان سال با شرکت نفتی کونکو آمریکا در مورد توسعه میدان های نفت و گاز جزیره سیری به توافق رسیده بود که به جای آن شرکت توتال فرانسوی قرار گرفت و آمریکا شکست بزرگی را تجربه کرد. کلینتون بار دیگر در همان سال با دستور العمل دیگری معاملات تجاری با ایران و سرمایه گذاری در این کشور را ممنوع کرد. در ۸ سپتامبر۱۹۹۵ آلفونس داماتو سناتور جمهوری خواه با ارائه طرحی خواستار تحریم اقتصادی بر ضد شرکت های غیر آمریکایی که بیش از ۴۰ میلیون دلار در سال در صنایع نفتی ایران و لیبی سرمایه گذاری کنند مورد تحریم و مجازات اقتصادی از سوی آمریکا قرار خواهند گرفت.(۹)

کلینتون امیدوار بود با تحریم، ایران را با مشکلات اقتصادی روبرو ساخته و نارضایتی مردمی را افزایش داد تا رهبران ایران برای تخفیف فشارهای داخلی و وادار به دادن امتیازات با آمریکا شوند. آمریکا برای تحقق بخشیدن به اهداف خود دست به تلاشهای دیپلماتیک وسیع زد و با سفرهای مکرر وزیر امور خارجه و خود شخص کلینتون به کشورهای اروپایی سعی کرد این کشورها را برای اتخاذ تدابیری مشابه علیه ایران تشویق کند. که از همان ابتدا از سوی اکثر کشورهای جهان با مخالفت روبرو شد.

استراتژی بوش دوم

بوش با استفاده ابزاری از وقایع ۱۱ سپتامبر با بر افراشتن پرچم مبارزه با تروریسم با نادیده گرفتن سازمان ملل متحد با شعار «هر که با ما نیست بر علیه ماست» به دنبال اهداف پدرش تحقق نظم نوین جهانی و الگوی تک قطبی و کنترل شریان اقتصادی کشورهای صنعتی- نفتی بود و با محور شرارت خواندن جمهوری اسلامی ایران استراتژی «فشار از برون و انفجار از درون» روی آورد. که با حضور نظامی در کشورهای همسایه ایران و در داخل نیز با بحران های کاذب می تواند حرکتی را ایجاد کند وقتی از این ترفند طرفی نسبت به سیاست فشار به سازمان های بین المللی روی آورد که  علیرغم اعلام سازمان بین المللی انرژی اتمی مبنی بر عدم انحراف هسته ای ایران، پرونده به شورای امنیت موکول شد و سه قطعنامه بر علیه جمهوری اسلامی ایران صادر شد.

 با شکستی که جمهوری خواهان در خاورمیانه به ویژه عراق متحمل شدند، کشور آمریکا را با بحران اقتصادی رو به رو ساختند.شبیه واگذاری قدرت را به حزب رقیب (دمکرات ها) شبیه واگذاری قدرت به وسیله  دمکرات ها (کارتر) بعد از شکست در حمله به طبس واگذار کردند .

استراتژی اوبا ما

باراک حسین اوباما سیاهپوست کنیایی الاصل ۴۶ ساله در ۴ نوامبر ۲۰۰۸ یکی از سناتورهای مخالف سیاست های جنگ طلبانه ی بوش بر رقیب جمهوری خواه خود مک کین پیروز شد. در حقیقت قبل از اینکه از دمکرات ها شکست بخورد به سیاست های بوش باخته بود. زیرا افکار عمومی امریکا با راهپیمایی های متعدد اعتراضات خود به سیاست های جنگ طلبانه بوش نشان داده بودند بنابراین پیروزی اوباما بیشتر مرهون سیاست های غلط جمهوری خواهان و نومحافظه کاران می توان به حساب آورد. پیش از این اگر بوش پسر بر این عقیده بود که تعلیق فعالیت های هسته ای عدم حمایت ایران از گروههای مقاومت یا به رغم آنها گروهک های تروریستی در منطقه و عدم موضع گیری خصمانه علیه رژیم صهیونیستی شرط مذاکره با ایران خواهد بود. اوباما با این تفاوت دیدگاه وارد کاخ سفید شد که مذاکرات با ایران را آغاز می کند برای رسیدن به سه اصل تعلیق فعالیت های هسته ای عدم حمایت ایران از گروه های مقاومت و عدم موضع گیری خصمانه علیه رژیم صهیونیستی.

آنچه واضح و روشن است اینکه تفاوتی در سیاست های آمریکا نسبت به دوران بوش ایجاد نشده است و حتی اوباما از زبانی تند تر از بوش استفاده کرده آنچنان که ایران را تهدید به حمله اتمی نموده در حالی که بوش بیش از این چنین زبان تهدیدی را علیه ایران بکار نبرده بود.

کارشناسان سیاسی در این زمینه معتقدند در این میان تنها هنر اوباما استفاده از زبان نرم تر در ابتدای ورود به کاخ سفید بوده است هر چند تنها پس از گذشت مدتی اوباما چهره واقعی خود را به جهانیان نشان داد اما در این دیدگاه نه تنها اوباما که هیچ یک از روسای جمهور ایالات متحده در سیاست ها یاین کشور دخالتی ندارند و تنها مجریان سیاست بوده اند.

بر این اساس لابی های صهیونیستی که تاثیر بسزایی در سیاست های اتخاذی آمریکا در ارتباط با کشورها به خصوص جمهوری اسلامی دارد تاکنون تغییر چندانی در سیاست های آمریکا نسبت به ایران دیده نمی شود.

نتیجه گیری:

با توجه به مبانی سیاست خارجی آمریکا نشان می دهد که بنیادهای سیاست خارجی در این کشور تقریبا ثابت بوده و اصولا اینکه چه فرد یا حزبی مسؤلیت قوه مجریه را در اختیار داشته باشد فرق نمی کند و تاثیر چندانی در سیاست راهبردی آمریکا ندارد. هرچند دو حزب مسلط (دموکرات و جمهوری خواه) مواضع متفاوتی نسبت به مسایل داخلی و خارجی دارند. معمولا حزب جمهوری خواه سیاست سخت افزاری و دموکرات ها سیاست نرم افزاری را در پیش می گیرند. آنچه از تاریخ آمریکا بر می آید علیرغم تفاوت ظاهری در سیاست های دو حزب و در سیاست های کلان و راهبردی هردو مواضع مشابهی دارند و اختلاف در روش ها و تاکتیک ها نه در استراتژی هاست. و هر دو حزب در طول تاریخ نشان داده اند که در موارد زیر با هم نکات اشتراک داشته و اختلافی بین آنها وجود ندارد:

۱-   حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی اسرائیل

۲-   وابستگی شدید به گروه لابی (ایپک) صهیونیستی

۳-   گسترش ارزش های لیبرالیستی در جهان

۴-   جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه

بنابر این به این نتیجه می رسیم که سیاست تغییر رفتار اوباما نسبت به ایران نه راهبردی بلکه کاملا تاکتیکی و منافقانه است که مقام معظم رهبری در همان  ابتدا به عنوان دستکش مخملی بر پنجه های چدنی تعبیر کردند.

امروزه بعد از گذشت ۳۰ سال و اندی از سیاست های خصمانه روسای جمهور (از هر دو حزب) نسبت به جمهوری اسلامی ایران و سیاست های متفاوت از براندازی به سبک سخت و نرم تا منزوی کردن و تحریم اقتصادی نه اینکه این توطئه ها شکست خورده بلکه شاهد نفوذ جمهوری اسلامی و کاهش نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه هستیم نمونه بارز آن بیداری و خیزش اسلامی نشات گرفته از انقلاب اسلامی در شمال آفریقا و خاورمیانه می باشد و برای اولین بار بود که ناو جنگی ایران در این مدت از کانال سوئز عبور کرد. این باعث شد تا آمریکایی ها یک بار دیگر دست به دامن سران فتنه شوند تا شاید بتوانند حرکتی در ایران ایجاد کنند.(۲۵بهمن ماه ۸۹) این در زمانی بود که مردم فهیم ایران در نهم دی و ۲۲بهمن ماه ۸۸ با حضور آگاهانه خود در صحنه آنان را برای همیشه به زباله دانان تاریخ سپرده بودند. وقتی در ایران موفق نشدند برای انتقام گیری از سوریه حامی ایران، حزب الله و فلسطین بدنبال اغتشاش و توطئه با همکاری حامیان خود(رژیم صهیونیستی و عربستان) می باشند.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس آموزه های مکتب اسلام بنا نهاده شده به آیه قرآنی«نه ظلم می کنیم و نه زیر بار ظلم می رویم» رهبران کاخ سفید از سیاست های مداخله گرانه و توسعه طلبانه خود دست بر ندارند. هر حزبی که در آمریکا بر سر قدرت باشدفرق نمی کند .

با توجه به سخنان حضرت امام «رابطه گرگ و میش» و مقام معظم رهبری سیاست دستکش مخملی بر پنجه های چدنی بخواهد بر ایران حاکم نماید سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اصول عزت حکمت و مصلحت اعلام شده و از سوی مقام معظم رهبری تداوم پیدا خواهد کرد.

منابع پی نوشت ها:

۱: یائول جابر و گری سیک و دیگران، منافع قدرتهای بزرگ در خلیج فارس، ترجمه مجید قهرمانی تهران : نشر سفیر، بهار، ۱۳۷۰، ص ۲

۲: همایون الهی، خلیج فارس و مسایل آن، تهران: انتشارات اندیشه، ص ۵

۳: فصلنامه انقلاب اسلامی، پیش شماره اول، زمستان۷۷، ص ۷۴

۴: مایکل له وین، لوئیس ویلنام، هزیمت یا شکست رسوایی آمریکا، ترجمه احمد سمیعی، تهران : نشرناشر، ۱۳۶۲، ص ۳۰۱

۵: پیشین

۶: یائون جابر، گری سیک و دیگران، پیشین، ص ۳۸

۷: روزنامه اطلاعات، ۵/۸/۷۶، به نقل از (الحیات) ، ش، ۱۲۶۰۸

۸و۹: مجله سیاست خارجی، س ششم، ش، ۱و۲

Comments are closed.