آن چادر را انداختیم این را بر پا کردیم

دی ۳ام, ۱۳۹۰ (دیده شده 930 بار)

این روزها و در فضای رعب آور زلزله ، بحث چادر به مسئله ی اساسی مردم لامرد تبدیل شده و در جراید و روزنامه ها و گاه سایت های اینترنتی ، به تیتر اول تبدیل شده است . صد البته این مبحث مهمی است که حقیر در همان روزهای اوج این فضا تحت (( پیشنهادی به سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی )) بدان پرداخته که نیازی به تکرار آن نمی بینم و امیدوارم مسئولین امر فکر اساسی نموده و مردم را برای مقابله با این بحران آماده سازند به گونه ای هم بر ساخت و سازها نظارت جدی شده و به جای مخارج و هزینه های گزاف زیبا سازی ، بیشتر به استحکام همت گمارند وهم اسکان موقت مردم را به طور اساسی و اصولی حل کنیم .
این یک چادر است که ساکنین آن از ثروتمند و فقیر همه مثل هم زندگی می کنند و تقریباً نوعی برابری اجباری میان فقیر و غنی ایجاد کرده تا یکی بر دیگری فخری نفروشد .
اما اینجا سخن از نوعی دیگر از چادر است که اگر آن را مقدس می دانستیم ، اگر آن را عمداً یا سهواً از سر زنان و دخترانمان بر نمی داشتیم ، اگر در برخی عروسی ها اجازه نمی دادیم که صاحبان این چادرها، آن را به کناری نهند ، روسری ها را چندین سانت به عقب برانند و در جلو نامحرم به رقص بپردازند ، اگر اجازه نمی دادیم که تا ساعتی از نیمه شب گذشته ، فضای شهرمان به انواع و اقسام ترانه های مجاز و غیر مجاز پخش شده از بلندگوهای عروسی ها آلوده گردد و خواب را از چشم متدینین و میهمانان غیر بومی برباید ،
اگر اجازه نمی دادیم جلو برخی از عکاسی ها و آرایشگاهها و در خیابان منکر ات انجام شود ،
اگر در برابر کوتاه شدن مانتوها واکنش نشان می دادیم ، اگر این همه گران فروشی نمی کردیم ،
اگر …………
اگر ………
و صدها اگر و ای کاش که اگر متدینین در برابر اولین تستهای بی عفتی ، واکنش های منفی نشان می دادند ، دیگر لازم نبود که امروز خانه های امن خود را ترک و به دامن چادرها هلال احمر و مسافرتی روی آوریم . آری باور کنیم که ما آن چادر ها را انداختیم که مجبوریم این چادرها را برپا کنیم .
ممکن است خواننده ای از خود بپرسد که ما چه گناهی داریم ما که این اصول را رعایت کرده ایم چرا به پای گناه عده ای قلیل، ما می سوزیم ؟ پاسخ آن است که سکوت در برابر گناه شراکت در آن گناه است و از سوی دیگر عدم تقید به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر خود گناهی برزگ است . مگر ۷۵ هزار عذاب شده ی قوم شعیب ، همه بدان بودند؟ به نقل مفسران ۳۰ هزار بدها و ۴۵ هزار خوبان بودند .
هر چند ممکن است این زلزله ها امتحان الهی و یا هشدار عذاب باشد نه عذاب – و ان شاء الله که چنین است – اما اگر به اندازه ی تنها ۵ درصد هم احتمال عذاب گونه بودن این زلزله را بدهیم ، قانون« دفع ضرر احتمالی عقلاً واجب است » حکم می کند که با امر به معروف و نهی از منکر و توبه ای اجتماعی از وقوع آن جلوگیری نماییم . که در این صورت خدای ارحم الراحمین به ما لطف فراوان خواهد کرد .
راه عملی نیز آن است که از خانواده خویش آغاز کنیم که قرآن کریم می فرماید: « یا ایها الذین آمنوا قُوا اَنفُسَکُم و اَهلیکُم ناراً » هر چند این مطالب را در سه سال پیش در مقاله ای تحت عنوان « اعمال ضد زلزله » در نماز وحدت آفرین جمعه مطرح کردم ، اما از آنجا که مورد توجه قرار نگرفت ، در این فضای انذار که خدای متعال آن را فراهم کرده ، مجبور به نگارش دوباره آن و البته با صراحت بیشتر شدم .
در پایان از صراحت کلام در این وجیزه ، از خوانندگان فهیم عدرخواهی می نمایم که گمان می کنم حقی است که باید کمی بی پرده مطرح می شد.
خدایا با توفیق امر به معروف لااقل در حوزه ی خانوده ، ما را از شر عذاب خویش ، محافظت فرما

۹ پاسخ به “آن چادر را انداختیم این را بر پا کردیم”

  1. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۴ ق.ظ

    سلام آقای هنرپیشه
    متاسفانه این نوع نگاه به مسایل هستی – چه درست و چه غلط- در نهایت منجر به رخوت می شود ونه حرکت. بدین معنا که اگر نگاه به همین جا ختم شود که در اثر بی حجابی زلزله آمده، خب غایت حرکت و تلاش ما می شود : جابه جاییِ دو سه سانت روسری یا مانتو . اما اگر از منظر علم به قضیه نگاه کنیم آنوقت هزاران ساعت تحقیق و مطالعه و کار سنگین آزمایشگاهی:از کیفیت بتن و تاثیر آج میلگرد و افزودنی های موثر و طراحی هندسی دیواربرشی و صدها مقوله ی موثر در تامین امنیت سازه در برابر زلزله بگیر بیا تا مسایل پیچیده ی زمین شناسی در انتظار ماست.
    و خب ما هم که خیلی زرنگیم و دین داریم ، در آغوش یک رابطه ی علی – معلولی ساده از منظر مذهبی به خابی سنگین فرو می رویم و ژاپنی هایی کلن چند سانت بیشتر پوشش ندارند در هنگام زلزله در خانه هایشان می نشینند و البته قیمت چادر و راهم سه برابر و فتیله ی بخاری را پنج برابر نمی کنند بلکه با قطع شدن برق فروشگاه ها…. بگذریم.بله …بله..(آره دکتر با خودتم)
    پاینده باشید

  2. نوشته شده توسط موسی هنرپیشه در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۷:۲۰ ق.ظ

    ب سلام و صبح به خیر خدمت جناب آقای صفا و همه خوانندگان فهیم . در بخش مادی زلزله ، استحکام و احتیاط مؤثر است و توصیه هایی است که در ابتدای مقاله به آن اشاره شده است اما در بخش معنوی و در فرهنگ نورانی قرآن کریم و اهل بیت (ع) گناه عاملی برای هشدار عذاب یا خودعذاب می شود. مثلا قوم ثمود بر اثر گناهان و بویژه پی کردن ناقه به زلزله عذاب شدند و صبح در خانه های خود به رو افتاده بودند (( فعقروا الناقه و عتوا عن امر ربهم فاخدتهم الرجفه فاصبحوا فی دارهم جاثمین )) آیه ۷۷ سوره مبارکع اعراف و یا قوم یونس بر اثر توبه اجتماعی از عذاب الهی وعده شده ، نجات پیدا کردند . اصولاً گناه زیمنه عذاب را فراهم می کند بویژه گناهان حق الناس (( مما خطیئاتهم اغرقوا فادخلو نارا))

  3. نوشته شده توسط محمد قاسمی در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۸:۲۸ ق.ظ

    فلسفه‌ی بلاها از نظر اسلام چیست؟ آیا میان بلا و گناه رابطه وجود دارد؟
    پرسش:
    فلسفه‌ی بلاها از نظر اسلام چیست؟ آیا میان بلا و گناه رابطه وجود دارد؟
    پاسخ:
    از نظر اسلام بلاها و سختی ها دارای علت‌ها و حکمت‌های مختلفی می‌باشند. چنانچه هیچ حادثه‌ی کوچک یا بزرگی در عالم اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه از روی حکمت و حساب دقیق خداوند می‌باشد که زلزله هم از این قاعده مستثنی نیست.
    نظر شما را به برخی از علت‌ها و حکمت‌های وقوع بلاها جلب می‌کنیم:
    حکمت اول، آزمایش
    خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَهً»؛۱ «… و شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم…».
    اما اینکه چرا خداوند آزمایش می‌کند قطعاً برای فهمیدن خدا نیست بلکه چنانچه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه‌ی «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس این بلاها با نوع واکنش‌های عقیدتی و عملی که انجام می‌دهند گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند.
    چرا که آنان می‌توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا وحکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیشتر به او بردارند؛ و از طرفی می‌توانند با نارضایتی و بی‌صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی‌حکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند.
    آری گاهی خداوند بلاها را می‌فرستد تا اهل بلا را آزمایش کند که پس از آن طبق وظیفه‌ی شرعی یا عقلی خود عمل می‌کنند یا نه.
    و از طرفی آنان که مبتلا نشده‌اند را نیز امتحان می‌کند که آیا آنها به وظیفه‌ی خود عمل می‌کنند یا نه.
    چنانچه در سوره‌ی ملک می‌فرماید: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.»۲
    حکمت دوم بلاها: عذاب و جزای اعمال بد افراد
    آری برخی از بلاهایی که برای جامعه یا فرد اتفاق می‌افتد در واقع عذاب الهی می‌باشد. چنانچه قرآن کریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و … را ذکر کرده است.
    اما در این باره لازم است نکاتی را ذکر کنیم:
    ۱٫ قرآن کریم زمینه‌ساز این عذاب را خود انسان معرفی می‌کند و می‌فرماید: «هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، بسیاری را نیز عفو می‌کند.»۳
    در حالی که خداوند متعال بسیاری از گناهان را عفو می‌کند باز شخص یا جامعه مستحق عذاب الهی می‌شود.
    چنانچه در روایات پیامبر اکرم(ص) حکایت شده: «هر گاه امت من رباخوار شدند زلزله زیاد اتفاق می‌افتد.»۴
    یا از امام صادق(ع) ‌نقل شده است:
    «هر گاه زنا علنی شود زلزله‌ها هم ظاهر می‌گردد.»۵
    ۲٫ این لطف خداست که ما را به عذاب دنیوی که هم از نظر زمان و هم کیفیت اندک است عذاب کند و ما را از عذاب آخرت که آسمان و زمین طاقتش را ندارند نجات دهد.
    ۳٫ این عذاب‌ها در واقع هشدارهای خداوند است برای دست برداشتن از نافرمانی خدا و برگشت به رحمت واسعه‌ی او. چنانچه می‌فرماید:
    «به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می‌چشانیم شاید بازگردند.»۶
    پس عذاب‌ها زمینه‌هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان‌ها که از امام صادق(ع) در این باره حکایت شده:
    هر گاه خداوند برای بنده‌ای که گناهی انجام داده اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا می‌کند تا یاد استغفار بیفتد، و هر گاه خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی شر کند وقتی او گناه می‌کند خداوند به او نعمتی می‌دهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه دهد.۷
    حکمت سوم بلاها: ترفیع درجه و اجر و ثواب
    انسانی که در دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آماده‌ی سفر آخرت شود خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا می‌کند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش‌های زیاد بدهد.
    «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»۸
    «و قطعاً [همه‏] شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهشى در ثروت‏ها و جان‏ها و محصولات، آزمایش مى‏کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده.»
    و از حضرت علی(ع) نقل شده:
    «هر کس از شیعیان ما که به بلایی مبتلا شود و صبر کند، برای او اجر هزار شهید است.»۹
    و از امام باقر(ع) حکایت شده:
    «اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، هر آینه آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد.»۱۰
    بدیهی است که هر چه بلا سخت‌تر و تحملش مشکل‌تر باشد، اجر آن هم بیشتر خواهد بود و تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی آن، بسی ارزشمند است، و بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی می‌دهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند.
    چنانچه از امام صادق(ع) حکایت شده:
    «در بهشت درجه‌ای هست که فقط با صبرکردن بر مریضی‌های جسمی می‌توان به آن درجه رسید.»۱۱
    حکمت چهارم بلاها: ظهور صفات خداوند، و نعمت‌های الهی
    آری اگر چه بلاهایی مثل سیل و زلزله و حتی مشکلات و بلاهای شخصی و … ظاهری تلخ و ناگوار دارند اما چنانچه امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: «ما من بلیه الا و لله فیه نعمه نحیط بها» هیچ بلایی نیست مگر اینکه خداوند در آن نعمتی قرارداده که آنرا احاطه کرده است.۱۲
    و از بالاترین نعمت‌های خداوند بر بشر معرفت به خداوند و صفات اسماء حسنای اوست.
    لذا قرآن کریم می‌فرماید: «و چه بسیار نشانه‌ای (از خدا) در آسمان‌ها و زمین که آنها از کنارش می‌گذرند و از آن رویگردانند.»۱۳
    که در روایتی ذیل همین آیه آمده که مقصود از آیات ارضی، زلزله و … می‌باشد.»۱۴
    پس این حوادث در واقع زمینه‌هایی هستند برای مشاهده‌ی عینی قدرت خداوند و ایمان آوردن به او و چقدر ارزشمند و معامله سودمندی می‌باشد بلایی که، ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند. و تجربه هم نشان داده که بعد از زلزله‌ها، افراد اعتقاد قلبی بیشتر به قدرت خدا پیدا می‌کنند.
    حکمت پنجم: تطهیر از گناه
    خداوند متعال بعضی از بندگان مومن خود که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده‌اند بواسطه لطفی که به آنها دارد در همین دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاری‌ها پاک می‌نماید تا مرگ آنها، اول راحتی آنها باشد.
    چنانچه از امام باقر(ع) حکایت شده:
    «هر گاه خدا بخواهد بنده‌ای را اکرام کند در حالی که او گناهانی دارد او را مریض می‌کند تا پاک شود؛ اگر به واسطه‌ی شدت گناه پاک نشد او را حاجتمند می‌کند، اگر باز هم پاک نشد هنگام جان دادن بر او سخت می‌گیرد تا پاک شود. و هر گاه خداوند اراده کرده باشد که بنده‌ای را خوار کند در حالی که او کار خیری انجام داده است، صحت جسمانی به او می‌دهد، اگر جبران نشد رزق وسیع می‌دهد، باز اگر جبران نشد، راحت جان دادن را به او عطا می کند.»۱۵
    حکمت ششم: رغبت به آخرت
    خداوند متعال زندگی دنیا را به انواع مشکلات و سختی‌ها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بی‌مشکل آخرت باشند. و اگر چنین بود که در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کمتر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت.
    همانطور که در روایت قدسی آمده:
    «خداوند به دنیا خطاب می‌کند که ای دنیا بر دوستان من به انواع مشکلات سخت‌بگیر تا اینکه آنها ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بی‌رغبت باشند!»۱۶
    حکمت هفتم: اصلاح رذایل اخلاقی
    در بین علت‌های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می‌خوریم:
    در این راستا از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماری‌هایی مبتلا می‌کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود.»۱۷
    و از طرفی بلاها به آدمی روحیه‌ی قوی و صلابت می‌دهد و قدرت روحی و کمالات انسان را بالا می‌برد؛ به خلاف انسان‌های بی‌درد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند.
    نتیجه‌گیری:
    با بررسی مجموع آیات و روایات مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که هر بلایی مثل زلزله و مشکلات دیگر ممکن است حکمت‌های متعددی از حکمت‌های مذکور را داشته باشد. یعنی ممکن است بلایی هم جنبه‌ی امتحان هم عذاب یا موارد دیگر را داشته باشد.
    از طرفی ممکن است بلاها برای هر شخصی یا گروهی، حکمت متناسب با آن‌ها را داشته باشد مثلاً برای گنه‌کاران عذاب یا هشدار باشد و برای اهل ایمان امتحان یا ترفیع درجه یا تطهیر یا … باشد پس نمی‌توان گفت همه‌ی زلزله‌زدگان فلان شهر اهل عذاب بوده‌اند یا همه‌ی افرادی که بیمار هستند یا دچار گرفتاری هستند این عذاب الهی است.
    در پایان توجه شما را به نکاتی چند جلب می‌نمایم:
    ۱٫ بلا معنا و مفهومی بس وسیع دارد و نیز مصادیق بزرگ و شدید و کوچک و ضعیف دارد، در مجموع هیچ مشکلی هر چند کوچک هم که باشد از دایره‌ی بلا و حکمت خارج نیست.
    از امام صادق(ع) حکایت شده:
    «خراشی که به بدن وارد می‌شود، یا سیلی خوردن یا به زمین افتادن و گرفتاری یا پاره شدن بند کفش همه و همه از مصادیق بلا هستند.»۱۸
    ۲٫ حکمت‌هایی که برای بلاها گفته شده است کلی می‌باشد. یعنی کسی نمی‌تواند بگوید: فلان بلا یا حادثه کدام یک از علت‌ها را داشته مگر اولیاء الهی؛ شاید علت مخفی بودن راز و علت بلاها این باشد که انسان‌ها نه به خود مغرور شوند و بگویند: ما از خوبان هستیم و خدا با این بلاها می‌خواهد درجه و مقام به ما بدهد … و نه ناامید شوند و بگویند: ما دیگر از رحمت خدا دور شده‌ایم، خدا ما را می‌خواهد عذاب کند که این نوع بلاها را برای ما فرستاده است.
    ولى با این حال اگر حیران ماند و نتوانست تشخیص دهد که علت این گرفتارى‏ها و یا نعمت‏ها چیست دستور داریم که در حالت «خوف» و «رجا» باشیم تا مسیر کمال را بهتر طى کنیم.
    ـ از طرفى «ترس» از ناپسند بودن عمل (و یا در مورد افرادى در حد کمال نبودن عمل.) و اینکه بلاها نتیجه گناهان ما باشد پس لازم است که توبه کنیم.
    ـ و از طرفى امید و رجاء به لطف و رحمت خداوند رحمن و رحیم، که شاید این بلاها براى امتحان و ترفیع درجه ما باشد.
    چنانچه قرآن کریم مى‏فرماید:
    «پروردگار خود را (آشکارا) از روى تضرع، در پنهانى، بخوانید؛ (و از تجاوز دست بردارید که) او متجاوزان را دوست ندارد. و در زمین بعد از اصلاح آن فساد نکنید و او را با بیم و امید بخوانید (بیم از مسئولیت‏ها و امید به رحمتش. و نیکى کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.»۱۹
    و امام صادق(ع) «بیم» و «امید» را به منزله دو بال براى حرکت بنده به سوى رضوان خداوند مى‏داند و مى‏فرماید:
    «خوف و ترس به هیجان آورنده‏ى قلب، و امید و رجاء یار و یاور نفس و روح است؛ و کسى که خدا را بشناسد از [عقاب‏] او مى‏ترسد، و به سوى [فضل و لطف و رحمت‏] او امیدوار خواهد بود، و این دو [بیم و امید] دو بال ایمان هستند که بنده با آنها پرواز مى‏کند تا برسد به درجه رضوان خداوند متعال. و [خوف و رجاء] دو چشم بیناى عقل بنده هستند که توسط آن از وعده و وعیدهاى خداى متعال با خبر مى‏شود… و اگر فردى با «خوف» و «رجاء» [همراه هم‏] خدا را عبادت کند نه تنها گمراه نمى‏شود بلکه به آرزوهاى [مادى و معنوى ]خود نیز مى‏رسد.»۲۰
    در پایان باید عرض کنیم: «امید و رجاء» عامل بازدارنده از تبدیل شدن «خوف» به «یأس و ناامیدى» از رحمت خداست [که خود از گناهان کبیره است‏] و «خوف» عامل بازدارنده از تبدیل شدن «امید» به «بى‏تفاوتى» و فرار از خواسته‏هاى الهى مى‏باشد. و در برخى افراد نیز خوف مانع از «غرور» آنها نسبت به اعمالشان مى‏شود.
    لذا با این نگرش، جنبه‏هاى تربیتى «خوف و رجاء» بیشتر خود نمایى مى‏کند.
    که انسان امیدوار از رحمت خدا مأیوس نمى‏شود.
    چرا که انسان با حالت خوف با «استغفار» و انجام «اعمال صالح» و «جبران کاستى‏ها» به رحمت خداوند متعال امیدوار مى‏شود.
    ۳٫ علت و فلسفه بلا هر چه باشد جز خیر و حق چیزی نیست چرا که یا برای آزمایش است پس زمینه‌ای برای رشد ماست و خیر محض می‌باشد؛ یا اینکه برای پاک شدن یا بالارفتن درجه یا هشدار به انسان‌ها… که همه برای ما خیر است، و از روی رحمت و به صلاح آدمی است؛ و اگر برای عذاب هم که باشد اولاً پس از مهلت زیاد و بخشش فراوان و همچنین بعد از اتمام حجت بوده است. ثانیاً همان نوع بلا هم جهات خیر فراوانی برای انسان‌ها در بر دارد.
    پس حق و شایسته است.
    در همین راستا از حضرت علی(ع) نقل شده که می‌فرماید:
    «باکی ندارم که وقتی صبح می‌کنم فقیر شده باشم یا ثروتمند یا مریض یا سالم، چرا که خداوند متعال می‌فرماید: «من با مومن جز آنچه که خیر اوست انجام نمی‌دهم.»۲۱
    و باباطاهر می‌گوید:
    یکی درد و یکی درمــان پسندد
    من از درمان و درد و وصل و هجران

    یکی وصل و یکی هجران پسندد
    پسندم آنچه را جانان پسندد

    ۴٫ خداوند متعال به خاطر رحمت بی‌انتهایی که دارد حتی در مواردی که درصدد عذاب قوم یا شخصی بر می‌آید باز هم راهنمایی برای پیشگیری قرار داده است. از جمله پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «بلا را بوسیله‌ی دعا دفع کنید.»۲۲
    و در حدیث دیگر می‌فرماید: «بوسیله استغفار ابواب بلا را ببندید. و به عنوان مثال در مورد دفع زلزله‌ها، نمازها و دعاهایی از اهل بیت(ع) نقل شده است که می‌توانید جهت اطلاع بیشتر به کتاب شریف من لایحضره الفقیه ج ۱ ص ۵۴۴ مراجعه نمائید.»
    ۵٫ واضح است که دلایلی که برای وقوع بلاها و زلزله‌ها ذکر شد با ادله‌ای که دانشمندان علوم طبیعی برای وقوع چنین بلاهایی ذکر می‌کنند هیچ منافاتی ندارد چرا که آنچه ما گفتیم دلایل اصلی و معنوی است و آنچه ایشان می‌گویند دلایل ظاهری و مادی حوادث است و سنت خداوند بر این است که اموری که می‌خواهد انجام دهد بوسیله‌ی قواعد ظاهری و در مجاری مادی انجام می‌دهد پس دلائل ظاهری در طول دلائل اصلی و معنوی مذکور است، نه در عرض آن؛ و هیچ منافاتی با هم ندارند.
    معرفی کتاب:
    برای آگاهی بیشتر رجوع فرمایید به:
    ۱٫ تفسیر نمونه ذیل آیات مربوط به بحث
    ۲٫ عدل الهی : شهید مطهری
    موفقیت شما، آرزوی ما
    ومن الله توفیق

    ۱ . انبیاء / ۳۵ و همچنین آیات دیگر مانند: بقره / ۱۵۵٫
    ۲ . ملک / ۲٫ «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»
    ۳ . شوری / ۳۰٫ «وَمَا أَصَابَکُم مِن مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ»
    ۴ . مستدرک، ج ۱۳، ص ۳۳۳٫
    ۵ . من لایحضره، ج ۱، ص ۵۲۴٫
    ۶ . سجده / ۲۱٫ «وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»
    ۷ . بحار ، ج ۶۷، ص ۲۲۹٫
    ۸ . بقره / ۱۵۵٫
    ۹ . المتحیص، ج ۵۹، ص ۱۲۵٫
    ۱۰ . بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۴٫
    ۱۱ . بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۱۲٫
    ۱۲ . بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۴٫
    ۱۳ . یوسف / ۱۰۵٫ «وَکَأَیِّن مِنْ آیَهٍ فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»
    ۱۴ . تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۵۷٫
    ۱۵ . اعلام الدین، ص ۴۳۳٫
    ۱۶ . بحارالانوار، ۸۱/۱۹۴/۵۲٫
    ۱۷ . شرح نهج‌ ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۱۵۶
    ۱۸ . بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۱۹۱٫
    ۱۹ . «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَهً إِنَّهُ لاَیُحِبُّ الْمُعْتَدینَ * وَلاَ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف / ۵۵ و ۵۶٫
    ۲۰ . مصباح الشریعه، باب ۸۵، (خوف و رجاء).
    ۲۱ . التمهید ج ۵۷، ص ۱۱۴٫
    ۲۲ . بحار، ج ۶۳، ص ۲۸۸٫

  4. نوشته شده توسط حمزه مینیاتور در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۸:۲۹ ق.ظ

    استاد بزرگوار: فکرنمیکنی کمی بی انصافیه که مردم مومن لامرد باقومهای ثمود -لوط وشعیب مقایسه کنید . اگرنوع پوشش دخیل بود پس جزایرقناری باید به زیر آب میرفت.

    جب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    همان اول که اول ظلم رامی دیدم از مخلوق بی وجدان‘جهان را باهمه زیبایی وزشتی به روی یکدگرویرانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    که درهمسایه چندین گرسنه چند بزمی گرم عیش ونوش می دیدم‘نخستین نعره مستانه را خاموش آندم برلب پیمانه میکردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    که می دیدم یکی عریان ولرزان‘دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین‘زمین وآسمان راواژگون‘مستانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    نه طاعت می پذیرفتم‘نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرها تیزکرده‘پاره پاره درکف زاهد نمایان سجه صد دانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    برای خاطرتنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان‘هزاران لیلی نازآفرین را کوبه کوآواره ودیوانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان‘سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    به عرش کبریایی‘با همه صبر خدایی‘تا که می دیدم عزیزنابجایی‘نازبریک ناروا گردیده‘خواری می فروشد‘گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

    که می دیدم‘مشوش عارف وعامی‘زبرق فتنه این علم عالم سوزمردم کش‘به جز

    اندیشه عشق وفا‘معدوم هرفکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد‘چرا من جای او باشم!!

    همین بهترکه اوخود جای خود بنشسته وتاب تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد‘وگرنه من به جای اوچوبودم!یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل وفرزانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد!!!

    عجب صبری خدا دارد!!!

  5. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۴ ق.ظ

    بحث تاثیر رفتار در سرنوشت بحثی است که از نظر علمی و عقلی نیاز به اثبات ندارد (یعنی بدیهی است نه این که قابل اثبات نیست) اما این که تمام اتفاقاتی که در دنیا می افتد را حاصل گناه یکی بدانیم پس این وسط نعوذ بالله قوانین فیزیکی که خدا بر جهان حاکم کرده چه میشود؟!

    اگر هزار سال پیش بود شاید خورشید گرفتگی را هم ناشی از گناه عده ای میدانستیم اما امروزه از چند سال قبل پیش بینی میکنند در فلان موقع (با دقت هزارم ثانیه) چه اتفاقی برای خورشید و ماه می افتد.

    این تصور ناشی از جهل ما نسبت به زلزله است. هزار سال دیگر که انسان در اعماق زمین نفوذ کرد و از اتفاقات آنجا باخبر شد روزی مثل امروز اعلام خواهند کرد فردا فلان ساعت زلزله ای با این قدرت خواهد آمد کسانی که مایلند این زلزله را رصد! کنند بهترین نقطه برای آن فلان نقطه است!

  6. نوشته شده توسط مسلم زارعی در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ

    تعیین مصداق برای بلا کار بی ربطی است.

  7. نوشته شده توسط ابراهیم غفاری در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ

    با عرض سلام و احترام خدمت معلم عزیزم آقای هنرپیشه
    جای تاسف و تامل دارد

    وقتی امتم امر به معروف و نهی از منکر را به هم سپرند، باید آماده جنگی با خداوند متعال باشند ] در انتظار عذابی شدید باشند].

    * برترین جهاد، گفتنِ سخنِ عادلانه ای به نزد سلطانی ستمگر است.

    * شخصی به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! به من خبر ده برترین کارِ اسلام چیست؟ فرمود: «ایمان به خدا».

    عرض کرد: آنگاه چه چیزی؟ فرمود: «پیوسته داشتن رابطه خویشاوندی».

    عرض کرد: آنگاه چه چیزی؟ فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر».

    آن شخص عرض کرد: چه کارهایی به نزد خداوند بدترینند؟

    فرمود: «شریک قایل شدن برای خداوند». عرض کرد: آنگاه چه؟ فرمود: «گسستن رابطه خویشاوندی».

    عرض کرد آنگاه چه؟ فرمود: «امر به منکر و نهی از معروف».

    * پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند، مؤمن ناتوانی را که دینی ندارد، دشمن می دارد. به حضور مبارکش عرض شد: کدامین مؤمن است که دین ندارد؟ فرمود: کسی که از منکر نهی نمی کند.

    * چرا غافلید، هنگامی که زنانتان فاسد و جوانانتان نافرمان شوند امر به معروف و نهی از منکر نکنید. به حضور آن حضرت عرض شد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا آن وقوع می یابد؟ فرمود: آری و بدتر از آن اینکه، چرا غافلید آنگاه که به منکر فرمان می دهید و از معروف نهی می کنید.

    به حضور مبارکش عرض شد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! آن هم وقوع می یابد؟

    فرمود: آری و بدتر از آن اینکه، چرا غافلید آنگاه که نیکی را بدی و بدی را نیکی ببینید.

    * پیش از آنکه فرا خوانید و اجابتتان نکنند، به نیکی فرمان دهید و از بدی باز دارید.

    * اگر کسی از شما منکری دید، باید آن را با دست خویش دگرگون سازد، اگر نتوانست پس به زبان خویش، پس اگر باز هم نتوانست با دلِ خویش و آن کمترین درجه ایمان است.

    * سوگند به کسی که جان من در دست قدرت اوست، آیا امر به معروف و نهی از منکر کنید؟ یا آنکه عن قریب خداوند عذابی از جانب خویش سوی شما بفرستد، آنگاه او را فرا می خوانید دعایتان برای شما مستجاب نمی شود.

  8. نوشته شده توسط مرضیه حسینی در تاریخ ۰۵ دی ۱۳۹۰ ساعت ۹:۰۴ ب.ظ

    با عرض سلام
    خدمت استاد بزرگوار جناب هنرپیشه و سایرین
    بحث چادر(خیمه) و چادر(پوششی برای زنان) دو بحث جدا هستند و همانطور که درون مایه متن بالا بیانگر این است که از چادر به چادر پناه اوردیم و آسایشمان از دست رفته است می تواند یکی از جنبه ها و یا بهتر دلایل آن عذاب اللهی و هشدار اللهی در رابطه با کثرت گناه و بیدارباشی برای مردم لامرد باشد و در این رابطه نمی توان از بحث علمی آن غافل شد

  9. نوشته شده توسط عبدالله احمد پور در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۶ ب.ظ

    آقای هنرپیشه این حرف ها برای شما که استاد ویک محقق دینی هستید اصلا درست نیست واگرادامه پبدا کند دین ومروجان آن باید در جاهای دیگر جستجو کرد .
    اگر یک ایپسلون این حرف ها صحیح باشد طرز بیان آن مشکل دارد وابنطور برای جوانان نباید بیان کرد پس خونه ها رامحکم کنید وچادرها رابیرون بیندازید دو قدمی شما شیراز یاید صاعقه بیاید نه زلزله !!!!!!!!!!!!!